سلام کلاس دوم راهنمایی بودم ولی از کلاس چهارم به بعد ۳سالی یکبارقبول میشدم یعنی توی دوم راهنمایی ۱۹سالم بود مصوبش این بود که با دخترها توی یک کلاس بودیم زمان جنگ هم بود کسی پیگیری نمی شد که چرا اصلا ترک تحصیل نمیکنم.خدا بده برکت چه دخترایی که از زیر کیرم رد نشدن اونم با تعصب خوردن داداشی اگه داشتن هم خودشون هم داداششون تا ته کیرمو خوردن. از۱۲سالگی که فهمیدم دستگاه کار چطور باید عمل کنه هر روز ۲تا۴ تا دختروپسر رو میکردم.سال آخر درس خوندنم چندتا از مادرای دخترها فهمیدن که کونشون رو با کیرم گاز گرفتم اونا هم بجا شکایت یکی یکی بردنم خونشون بعضیاشون شوهراشون رفته بودن جنگ بعضیا هم کارگری توی شهرهای جنگ زده.اولین کسی که توی این مدت خواستم بکنم مامان با بدنی استخوانی کوس سیاه بدن سبزه.اول فکر کردم کوس هم مثل کون دختر پسرهایی که گائیدمشون باشه یعنی فشار زیاد،کلی توف، دیدم نه خودش سر خورد تا کون رفت داخل درجا آبمو کشید از۱۰شب تا صبح زنیکه کوس گشاد ده بار خودشو تخلیه کرد،نزدیک بود تمام قطع بشه.دومی با ۲۰۰کیلو وزن کوس صورتی بدن سفید برفی و تنگ تنگ ها تنگ انگار میکردم کونش نسبت به مامان اول چیز نشد چیزی بود.اینو الان بگم آخرین مامانی که کردمش خانم … مامان یکی از پسرهایی بود که مثل هلو بود ۷ مامان مونده که بکنمشون اگه تاحدودی داستانم خوبه با کوسهاتون هدایتم کنید،،،کاش بجا 👍، ، عکس کیرم یا کوس نشانه لایک بود،،،توی خیابون همه رو لایک میکردم…
نوشته: Zambe59
10 پاسخ به “کوس و کونشونو یکی کردم”
سنتی و صنعتی باهم زدی اوندی داستانای دادن مادرتو نوشتیکسمغز اینو که همه میدونناز دادن خودت بگو
اگر یک مارو هم نمیکنی یک نظری بدیم
خارکصه خودت فهمیدی چی نوشتی؟تو قهوه خونه مگه داری تعریف میکنی
تو رکورد میزنی البته توی 👎 این
این کس شعری که نوشتی حتی در مدارس گوزبلاغ تپه هم قفلهچه زمان جنگ چه بعد جنگایکاش همون سه سال یکبار راهم خودت قبول شده بودینه اینکه با کون دادن به معلم ها قبولت کنندتا مسببش را ننویسی مصوبش
احتمال زیاد به یه دختر متلکی چیزی پروندی بر و بچ جنگ زده بردنت تو خرابه از کونت کلاه کش ساختن که دیگه اختیار دفع مدفوعت رو هم از دس دادیوگر نه این حجم از کص و شعر از آدم کون تنگ محاله
خودت فهمیدی چه کوصشعری نوشتی !!!
چطوری زُمبه 🐕
میرفتی جنگ خواهر مادر عراقیا رو میکردی حداقل 🤣🤣🤣🤣
اسکل ۱۲ سالگی