کلاس IELTS

روز اولی بود که می رفتم کلاس زبان، وقتی رسیدم کلاس شروع شده بود و آقای کرامت معلممون داشت به انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم که پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که بچه های تهران می دونن کلاس زبان آمادگی تست IELTS سر دولت تو شریعتی مختلطه. آقای کرامت گفت:
I was born in tehran But I grow up in USA and…
بعد این حرفا به من گفت:
Please introduce yourself
نمد دونستم چی بگم حول شدم یه چیزایی بلغور کردم که فقط از سرم وا شه داشتم حرفامو جمع و جور می کردم ورسیده بودم به شغلم
I am a vet and I work on animal specialy in dog and hourse…
که یهو درب کلاس دوباره وا شد. دیدم ی دختر فوق العاده لاغر اومد تو قد بلند چشمای عسلی خیلی ناز بود ولی هیکلش خنده لاغر بود جلو باربی هم این باربی محسوب میشد. اما من ازش خوشم اومد کرامت گفت
ohhhhhhhhhhh why you late woman?n
اصلا خودشو نباخت و گفت
I look for a parking box in the back street…
خیلی حال کردم که ماشینم داره و بچه با حاله اون روز که نشست همش بهش نگا میکردم اما اون حواسش به من نبود
چند جلسه ای گذشت و من بیشتر و بیشتر ازش خوشم میومد اما شیوا زیاد تو مود من نبود تا این که ی روز توی کلاس اون شد partner من و کلی باهاش حرف زدم گفت که بچه زعفرانیه است و خودش شرکت داره. اولش باورم نشد فک میکردم دروغ میگه آخه به تریپش نمی خورد فکر کردم چون دیده من دامپزشکم می خواد کم نیاره اولش فکر می کردم احتمالا ی پرایدی داره و تو ی شرکت کار میکنه آخه مهندس کامپیوتر بود در مورد خونشونم خیلی مطمئن نبودم
اون روز کلی باهام شوخی کرد. جلسه بعد دیر کرده بود کلی عصبی بودم آقای کرامت گفت are you ok ashkan?
جواب دادم آره اما اعصابم خورد بود تا این که با نیم ساعت تاخیر اومد همه کلاس پر بود جز سه تا صندلی یکی کنار من و دوتا اون سمت کنار سحر وقتی شیوا اومد تو به کل کلاس نگا کرد و در عین ناباوری اومد نشست پیش من. اینجا بود که فهمیدم اونم دوسم داره و من بتا بقیه براش فرق دارم. بعد اون روز روابطه ما بهتر و بهتر شد ودیگه همیشه پیش من میشست دیگه بچه ها هم بهمون تیکه مینداختن اما من که از خدام بود چون 2تا دیگه از پسرا هم دنبالش بودن آخه سر کلاس همش تابو شکنی می کرد مثلا می گفت من از پسرای گی خوشم میادو ی سری حرفایی که همه چرتشون می پرید. تا این که ی روز که کلاسون که تموم شد اومدیم بیرون موقع خدا حافظی گفت خونت کجاست گفتم شهران گفت خوب با من بیا گفتم تو که بچه زعفرانیه ای چه ربطی داره ؟ گفت اشکالی نداره از میرداماد میریم میندازم تو ولیعصر تو سر نیایش پیاده شو منم از همون جا میرم سمت پارک وی و میرم گفتم باشه اومدیم سوار ماشینش بشیم دیدم که اشینش یه 206 نوک مدادی صفره نه اون پراید لگنی که تو ذهن من بود. از کوچه پس کوچه ها اومدیم تو شریعتی و بعدش میر داماد وقتی رسیدیم سر نیایش گفتم شیوا من پیاده میشم گفت بشین میرسونمت باورم نمیشد اگه راستشو بگم خیلی عاشقش شده بودم با این که اصلا خوشگل نبود اما یه جورایی دوس داشتنی بود اومدیم ت و نیایش اون آهنگه گروه seven هم پخش میشد: خاطراته تورو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فک میکنم با تو میمونم واسه همیشه…
اومدیم تا شهران و منو دم خونم پیاده کرد آخه من تنها زندگی میکنم البته به خودشم گفته بودم این جریان رسوندن چند باره دیکه هم تکرار شد و دیگه ما با هم کاملا دوست شده بودیم. یه روز که تو ماشین بودیم دستشو گذاشت رو دنده منم دستمو گداشتم رو دستش یه نگاهی بهم کرد و گفت شیطون شدی اشکان گفتم حیف که روم نمیشه و گر نه بوستم میکردم گفت آخ آخ فک کن اشکان روش نشه دیگه رسیده بودیم دمه خونم گفتم خداحافظ وقتی خواستم پیاده شم یهو ی بوس کوچولو رو لپاش کردم و پیاده شدم وقتی پیاده شدم اس ام اس داد که بوست خیلی شیرین بوداشکان جونی
از اون به بعد این لفظ جونی شده بود تکیه کلامش هر وقت اس ام اس میداد یا مدیدیم همدیگرو بهم میگفت دیگه متوجه شده بودم که خیلی دوس داره به هم نزدیک تر باشیم و بیاد خونم اما از اون جایی که من همزمان با دختر واحد بغلیمم دوس بودم نمیشد این کارو کنم مشکل این بود که بهار از صبح تا غروب خونه بود و پیچوندنش سخت بود و شیوام زیاد فرصت نداشت منتظر بودم یه روزی بیاد که بهار اینا نباشن که اونم پیش نمیومد.
یه روزی که داشتیم از کلاس برمیگشتیم بازم دسته شیوا رو دنده بود منم دستمو گذاشتم و آروم آروم شروع کردم به بازی کردن با دستاش ناخنامو میکشیدم رو پوستش واون میخندید وقتی دیدم چیزی نمیگه دستمو گذاشتم رو رونه پاهاش و فشار دادم آروم دستمو میاوردم تا رود زانو هاش و بر میگردوندم گه گاهی یه نگاهی بهم میکرد و میخندید دستمو انداختم لای پاهای اما چون جین پاش بون نمیتونستم چیزیو احساس کنم بعد چند ثانیه دستمو از لای پاهاش دراورد و گذاشت رو پام ی جوری بهم نگا میکرد که یعنی اگه تو همه دلت می خواد چرا پیشنهاد نمیدی بریم خونت اما بنده خدا خبر از دل من که نداشت با تمتم وجودم دوست داشتم بغلش کنم 100 برابر بهار دوسش داشتم اما از ترس بهار نمی تونستم ببرمش خونم دیدم اگه امشب یه لب درست درمون ازش نگیرم شبم شب نمیشه یه نگاهی به دورو برم کردم دیدم رسیدم نزدیک پمپ بنزین ایرانپارس گفتم برو تو شقایق اونم پیچید تو شقایق داشتیم سربالایی شقایقو میومدیم بالا و من دنباله یه جای خلوت می پشتم یهو چشمم به ی جایی افتاد که خیابونه اصلی به دو بخش چپ و راست تقسیم میشد تقریبا انتهای خیابانه شقایق بود گفتم وایسا اونم وایستادو یه نگاهی به دورو بر انداختم با این که ساعت 8 شب بود اما ظاهرا خلوت بود صورتمو بردم جلو و ی لب کوچولو ازش گرفتم خندید ومن دوباره رفتم تو لباش وای لباش محشر بودن نرمو خوشمزه تو حاله خودمون بودیم که گقت از اون دور داره یکی میاد دوباره استارت زد و راه افتاد یه خورده اومدیم بالاتر بازم خلوت شد دوباره رفتم تو لباش دستمو بردم پایین جوراب حوله ایشو دادم پایین و پاچه جینشو نم نم آوردم بالا دستمو گذاشتم رو ساقه پاش ونم نم آوردم بالا با این که خیلی خیلی لاغر بود اما این جاهای پاش خیلی نرم و دوس داشتنی بود احساس کردم پاهاش کاملا shave شده نیست گفتم تیغ تیغیاش درومده ها انگار یه هعته ای هست shave نکردی خندید گفت واردیا
آوردمش جلو سرشو گذاشتم تو سینمو پیشونیشو بوسیدم نوک مماخش گونه های برجستش و پشت چشمای عسلیشو گفت نکن بوسیدن چشم دوری میاره اما حالیم نبود با اومدم برم تو لباش که یه نور ماشین افتاد تو آینه جلو ماشینه داشت از پشت سر میومد اعصابم خورد شد دوباره راه افتاد که تابلو نشه دیگه نا امید شده بودم یه نگا به گوشیم انداختم که ببیتن ساعت چنده دیدم همم چند تا مسی دارم هم اس ام اس آخه وقتی با شیوا بودم گوشیمو میذاشتم قخ silent که اگه بهار زنگید ضایع نشه دیدم چند تا اس ام اس اومده و بهار گفته مادرم اینا رفته بودن خونه خالم من رفتم که تو بیای بیا م پیشت اما هر چی زنگیدم ورنداشتی منم میرم خونه خالم واست شامم درست کرده بودم و به زور مامانم اینارو پیچونده بودم حیف من
راست میگفت انصافا بهار خیلی مهربون بود اما این اس ام اساش عالی و به موقع بود و شیوا گفت کیه اس ام اس میخونی گفتم نه می خوام یه چیزیو که روم نمیشه بهت بگم رو واست اس ام اس کنم. گفت به من؟ گفتم آرهو گفت این اسگل بازییا چیه؟ چی میخوای بگی، گفتم میای خونم یه چای یا شامی با هم بخوریم ؟ گفت فقط شام دیگه؟ گفتم آره با چای گفت با کولوچه و با دستش می میاشو نشون داد گفتم خیلی cool تشریف داریا گفت این جوریاست گفت واقعا می خواستی اینو بهم اس ام اس کنی؟ فک کنم فهمیده بود پیچوندمش گفتم آره باور کن. بعدش برا این که فضا عوض شه گفتم راستی میمیات شبیه کولوچه نیستا اون پشتیا بیشتر شبیه کولوچن گفت نمیدونم شاید. دیگه رسیده بودیم شهران گفتم بریم بالا ریموتو زدم ماشینشو بیاره تو رفتیم تو پارکینگو اومدیم تو آسانسور وقتی رسیدیم دمه واحد تازه متوجه شدم که بهار مثلا خواسته surprisre کنه و نرفته خونه خالش اینا فقط اونجوری اس ام اس داده بوده دنیا رو سرم خراب شد اما دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش گفتم شیوا اگه میشه خیلی بی صرو صدا بریم تو. گفت چرا تو که مستاجر نیستی که از صاحبخونه بترسی گفتم آره ولی ی پسر مجردم دیگه اگه به رییس ساختمون بگن بد میشه اون بنده خدا هم قبول کرد قلبم تند تند میزد اگه ی لحظه بهار در واحدشونو وا میکرد آبروم می رفت اما بالاخره با هزار درد سر رفتییم تو درو به سمته داخل هول دادم که موقع بسته شدن و چرخوندن کلید صدا نده وقتی کارم تموم شد برگشتم دیدم شیوا داره یه نگاه عاقل اندر صفیح به من میکنه گفت یعنی انقدر گیرن گفتم نه ولی من رعایت میکنمو دیگه آروم شدم اما از استرس اونقدر عرق کرده بودم که بوی عرق همه جامو ورداشته بودگفتم من میرم حموم تو مانتوتو در بیا بشین گفت بیا بشین میخوام برم 2 min اینجام می خوای بری حموم؟ گفتم تو هم بیا؟ گفت نه؟ تو نرو بالاخره منم بیخیال شدم رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم شلوارک آبیمو پوشیدم با پیراهن بسکتیمو اومدم و چایی رو جفتو جور کردم و پیشش نشستم دوباره دیدن چشاش دیونم کرد دستمو بردم تو گردنشو لبامو گذاشتم رو لبش عالی بود داغ شیرین و تو دل برو گفتم دوست دارم شیوا گفت چند تا ولی من دیگه توانایی جواب دادنشم نداشتم چشمامو بستم رفتم تو لباش دیدم زبونشو دراورد اومدم زبونشو گاز بگیرم بردش تو اما اون یهو لب بالاییمو گاز گرفت من واقعا دردم گرفت اما اون میخندید سرشو دادم بالا زیر گلوشو خوردم وسط گوشه ها بالا پایین گفت جاش نمونه اشکان. من رفتم پایین تو یقش پیراهنشو دادم بالا یه سوتین ناز تنش بود مشکیو شیک پیراهنشو از تنش دراوردم همین جوری تو لباش بودم که خواستم سوتینشو از پشت وا کنم اما سگکشو پیدا نمی کردم یه لحظه چشامو وا کردم دیدم از جلو وا میشهوقتی بازش کردم دیدم می میاش خیلی کوچولوان اما بازم دوس داشتم اما خوش بختانه nipel ممه هاش به نسبت ممش گنده بود نیپلاشو پرفتم به دندونم هم گازش میگرفتم هم می خوردم یه نمور بوی عرق می داد اما عالی بودن عالی عالی. بعد لخت شدن بالا تنش کمر شلوارشو وا کردم خواستم شلوارشو در بیارم که گفت میشه بریم رو تخت گفتم باشه بلندش کردم درحالی که از پشت بغلش کرده بودم و اونم جلوم بود رفتیم تو تختم التمو چسبوندم به کونش و باهام راه می رفتیم ی نگا به ممه هاش انداختم دیدم دستاشو گذاشته رو می میاش نمی دونم دیگه چرا خجالت میکشیدر فتیم رو تخت خوابیدم روس بازم ممه هاشو خردم اومدم پایین تو نافش که البته بوی خوبی نمی داد و همزمان که شکمشو می خوردم کمرشو وا کردم جینشو دراوردم هم زمان که جینش درومد جوراباشم با هاش اومدن حالا فقط ی شورت اس تنش بود که ست سوتینش بود شروع کردم به خورنه روناش تا پایین میومدمو بر میگشتم تا این از رو شورت سکسیش ی گاز کوچولو از نانازش گرفتم وبا دستم شورتشو زدم کنار محل رسیدنه پاش به تنشو میخوردم گفت اشکان نکن من از صبح بیرون بودم اون جاهام تمیز نیست راستم می گفت اما تو اون لحظه دیگه من حالیم نبود گفتم بی خیاله قارچو باکتری خندید گفت نه دیگه اون جوریام نیست. رفتم تو پاهاش دوباره اوون محل رسیدن پاش به نانازشو می خوردمو گاز میگرفتم بعدشم رفتم سراغ همین جا ولی اون طرفش دستشو گذاشته بود پشت سرم و فشار میداد بعد این حرکت شرتشو دراوردم و رفتم سراغه نانازش وقتی نگاش کردم حظ کردمبرخلاف میمیاش نازش فوق العاده خوشگل بود اولا کالباساش بیرون نزده بودن ثانیا کلیتوریسش خیلی کوچولو بود کلیتوریسشو کردم تو دهنم بوش فاجعه بود اما دیگه باید می خوردمش بعد چند لحظه خوردن ی مو اومد تو دهنم مو رو که درآوردم دیدم داره ی جوری نگام میکنه که یعنی شرمندتم واسه این که حسش خراب نشه مث احمقا گفتم من از مو بدم نمیاد مخصوصا موی تو دوباره رفتم تو نازش زبونمو میکردم توش کلیتوریسشو گاز میگرفتم میک میزدم اونم پاهاشو وا کرده بود و با دستاش نگهشون داشته بود اونوقت برش گردوندم و کولوچههاشو(کونشو) گاز گرفتم خواستم زبونمو بکنم لای کولوچه هاش که دیگه نتونستم هرچند من این کارو دوس دارم اما اون لحظه ماله شیوا تمیز نبود دوباره برشگردوندم و شورتمو دراوردم خوابیدم روش گفت اگه میخوای بکن تو یه نگاهی بهش انداختم که یعنی دختر نیستس اونم نگاهشو دزدیدو سرشو آورد پایین و من به آرومی کردم تو نازش نازش زندگی بود داغو خیس یهو صداش رفت بالا لبامو گذاشتم رو لباش که که صداش بلند نشه(از ترس بهار) اما انگار از بوی نانازه خودش خوشش نیومده بود آخه صورتشو اونوری کرد من بازم تلمبه می زدم بعد 3 یا 4 min درش آوردمو پاهاشو گذاشتم رو شونهام من عاشق هد position ام پاهاش رو شونم بودو تلمنه می زدم 2 -3 min هم این جوری کردم که دیدم داره آبم میاد گفتم شیوا بریزم رو شکمت گفت آره و ابم با فشار اومد و ریختم همون جا. بعدشم آبمو از رو شکمش پاک کردم و بوسیدمش اونم لباساشو پوشیدو رفت موقع رفتن بازم کلی استرس داشتم کخ مبادا بهار ببینه اما وقتی با احتیاط درو وا کردم دیدم آکاردئونی بهار اینا هم کشیده شده و فهمیدم که این دفعه دیگه واقعارفته شیوام رفت تو پارکینپو ماشینشو ورداشتو رفت. حال بگذریم از اون همه اس ام اسی که بهار بهم داده بود و mis هایی که انداخته بود. رابطه منو شیوا بعد این که اون ترم تموم شد سر ی جریانی بهم خورد ولی من الان پشیمونم
شیوا جونم اگه این داستانو خوندی به من زنگ بزن به جون خودم دیگه اون جوری اذیتت نمی کنم من واقعا ترو دوس داشتم این دفعه دیگه هیچ خیانتی نی کنم جون اشکان بهم زنگ بزن یا اگه شمارمو گم کردی بیا پیشم
(دیدی چقدر بعد 3 سال مو به مو همه چیزا یادم بود. می بوسمت عشق من)

نوشته: اشکان

بازدید 10,267

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

45 پاسخ به “کلاس IELTS”

  1. تو وقتی ماشین نداری اونوقت ریموته پارکینگ رو با خودت میبری کلاس زبان راستی چون 206 داشت مال زعفرانیه بود اگه بی ام و یا مرسدس داشت بچه کجا بود راستی چرا نرفتی شرکتش بکنیشراستی خوب شد با این لاغری از کون نکرد و گرنه کیرت تو کونه سیندرلای سیندرلاها گیر میکرد و در نمیومد یا اون زیر فشار میمرد اونوقت یه جنده اوپن چش عسلیه کارافرین صاحب شرکته 206 سوار بچه زعفرانیه رو میکشتی

  2. Hadafet az inke esme nesfe khiabunaye tehrano ke tu royahat ba dokhtare gashtio neveshti chi bud?ma fek konim koso sheret vaqei bud? kuni.nesfesho khundam .

  3. خوب بود خوشم اومد اصلا نکته دروغ توش نبود البته به نظر من ولی غلط تایپی زیاد داشتی

  4. ناراحت نباش. اینجا هرچی بنویسی، راست باشه یا دروغ و یا داستان فرقی نمیکنه، قشنگی و زشتیشم فرقی نمی کنه، عده ای بیشعور هستن که فقط فحش می دن! من نمی دونم واسه این جماعت به ظاهر خدای سکس!، چی باید نوشت تا خوششون بیاد و وقت شریفشون گرفته نشه!!؟؟ شما اگه وقتتون ارزش داشت اصلا اینجا نمی آمدین یا اگرم می آمدین همون اول داستان رو که می خوندید و میدیدید به اصطلاح خودتون کس شعر هست ادامه نمی دادین!. شما دیگه کی هستین؟؟!! مطمئنم که هیچکدومتون حتی یکبار هم سکس نکردین و فقط خود ارضایی داشتین و یا فیلم سوپر دیدین وگرنه اینجوری حرف نمی زدین!!!جمع کنید بابا!! بی جنبه های هیچی ندیده ی پر ادعا!!هرکسی یجور سکس می کنه. اگه این دوستان می دونستن که شما چجور سکسی رو دوست دارین؟، حتما قبل از سکس کردنشون باهاتون مشورت می کردن و شیوه مورد دلخواه شما را می پرسیدن و همونجوری اجرا می کردن!!!اما افسوس اینجاست که تعداد شما بی جنبه های بد دهن سکس نکرده کم نیست اینجا!!!در کل کون لقتون. بچه ها داستاناتون رو بنویسین تا کون این عده جای سوختن منفجر بشه!!!

  5. خار كسه، اسم كس كونو كير نيوردي كه جي؟ناز نازشو، كلوجه هاشو…بعدم فكر كردي اينا رو ما باور ميكنيم؟؟ به كس ننت خنديدي اكه انطور فكر كردي!من خودم تو زعفرانيم! يارو برايد داره اما تو زعفرانيه خونه داره! فك كردي ٢٠٦ شاخه و ماشين مايه داراست؟؟برو جقتو بزن ناموسا!ابرو ما زعفرانيه ها رو نبر خاك بر سر!‏

  6. خار كسه، اسم كس كونو كير نيوردي كه جي؟ناز نازشو، كلوجه هاشو…بعدم فكر كردي اينا رو ما باور ميكنيم؟؟ به كس ننت خنديدي اكه انطور فكر كردي!من خودم تو زعفرانيم! يارو برايد داره اما تو زعفرانيه خونه داره! فك كردي ٢٠٦ شاخه و ماشين مايه داراست؟؟برو جقتو بزن ناموسا!ابرو ما زعفرانيه ها رو نبر خاك بر سر!‏tm

  7. Amirkhan22ta halA chan ta dastane sexi khundi amu jun?bahse noe kardan nis, bahs sare shiveye neveshtane.neshun dadi to az inaei hasti ke vase jagh zadan mian tu site.boro jagheto bezan ,darbareye chiziam ke nemifahmi nazar nade.

  8. كس ننت امير خان! كيري شبا رو كس ننتم خودت خبر نداري!كسو با نظر ‏LEDRO‏ موافقم! برو جقتو بزن كوجولو!خار كسه من كه ميدونم تو اين داستان رو نوشتي. خايه داشته باش بكو كيري

  9. شروينداستانش واقعي باشه ما هم ميكيم خوبه!خوب يارو كس نوشته!تو دانشكاه هم، زنا مردا جدا ميشينن! اونم تو ايران دختر بياد بيش بسره بشينه!!!؟AMERICAN PIE ديده اومده تعريف كرده!كس ميكه عمو

  10. شما اگه IELTS میگرفتی پس باید میدونستی که اون hourse نیست بلکه horse هست. در ضمن چه دلیلی داره که همه چیو انگلیسیش کنی nipel .لطف کن با چیزای پیش پا افتاده و مثل تازه به دوران رسیده ها پز نده. زعفرانیه و 206 که کلاس نشد عزیز من.

  11. ٩٩%دوستان اين سايت كه داستان مينويسن عاشق اينن كه بگن طرف خرمايه داره!!نههههههههه؟

  12. من داستانم رو ميفرستم،هر كاريش ميكنم ميگه اين فرم رو ارسال نمودى جيگر!!چرا؟ نههههه واقعا چرا؟

  13. خوب امیر خان حتما لایق فحش هستند که فحش می خورند دیگه اولا داستان باید شیوا و رسا نوشت دو کلمه فارسی و دو کلمه انگلیسی که نشد داستان حالا برای اینکه طرف بخواد کلاس بذاره.بعدش هم کیرم تو کس خواهرت با داستان نوشتن مادر کسه

  14. چند نکته مهم:1.نقشه تهران و دیکشنری جلو دستت بود و نوشتی2.به دوست دخترت که عاشقت بود خیانت کردی3.چرا اسم اعضای تناسلی رو نیاوردی و به جاش از الفاظ کلوچه،بادمجان و تربچه استفاده کردی4.با این تعریفی که تو از آلت شیوا خانوم کردی حال خواننده رو بهم زدیچیزی نمونده بود پشه دور اونجاشون جمع بشه5.خودت باش ،بچه تهران نبودن ننگ نیست6.ولی دستت درد نکنه تموم محله های تهران رو یادمون دادی

  15. دروغی توش نبود اما یه دختر لاغر بدبوی پشمالو رو جلوی سگ بندازی نمی کنه کسخل کس ندیده 😀

  16. امیر خان ببخشید من به هیچ وجه قصد توهین به شخصیت شمارو ندارم اما باید بگم کس ننـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت 😀 😀 😀

  17. سلام: ببخشید که مزاحم شدم، بنده سوادم در حدی نبود که بسیاری از پاراگراف های داستان را بخوانم ، نمیشد از کلمات پارسی استفاده کرد؟؟؟

  18. سلام اقايون و خانمها من يه نظري دارم: شما بگين درسته يانه؟1- فكر كنم اين رفيقمون ادم بي جنبه ايه !چون مثل اينا كه يه بار ميرن مثلا كيش يا دوبي بعد نصف كلماتشونو انگليسي ميگن .اينم كلاس زبان رفته . بد بختي نيست؟2-اين خانمم نسبت به خوش خنده بودنش و وارد بودنش از اينا بوده كه ميخواد بره دوبي دادنيا رو بده و 206 بكنه مزدا 3 احتياج به بلد بودن زبان داره خوب!3-اين بهاره خانم همسر اقا بوده و اقا شانس اورده زنش رفته خونه كسي4-اين بابا مال اصحاب كهف هستش كه 206 مال زعفرانيه مي دونه “ما كه اونجاها بنز وبي ام و ديديم فولكسم ديديم!5-رابطشون سر اين بهم خورده بهاره خانم (همسر اقا)فهميده و كونشو پاره كرده!6-الانم شيوا خانم رفته دوبي پي دادنش.7-ايشونم رفتار بدشو ترك نكرده و زنش بهاره خانم بعد از 6تاشكم زاييدن گذاشته و رفته اينم به خايه مالي شيوا خانم افتاده

  19. با این تعریفهای زیبا و عالی که تو از دختره ننه مرده موقع سکس کردی منتظر باش حتما با خوندن داستانت خودش میادواسه آشتی.آخه مرتیکه احمق مجبور بودی این مزخرفات رو بنویسی حال همه رو به هم زدی احتمالا با یه سطل آشغالی جنابعالی سکس کردی نه با یه دختر.خائن هم که تشریف داری دیگه نور باران کردی مجلسو.

  20. منم با امیرخان موافقم،خوب یا بد نوشته شدن داستانو نمی گم،اما واسه راست و دروغیش به همه فحش می دین!!!آخه از کجا میدونید راسته یا دروغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  21. من زیاد به راست ودروغ داستانااهمیت نمیدمچون اسمشون روشونه … داستان…هر کی هم میخواد بنویسه خودشو بکشه بازم یه جاهایی رو بزرگنمایی میکنهچیزی که تو این داستان اذیتم میکنه این اصرار به تمیز نبودنهچندشه والا!

  22. من مثل ساینا جون فکر میکنم باید روی املای داستانت بیشتر کار می کردی.فقط یک نکته اونم اینکه یادت باشه اون تو رو از خوردن منع کرد ولی خودت ادامه دادی پس راضی بودی دیگه نباید انقدر روی این موضوع مانور میدادی.

  23. عمو خالی بند!یه چیزی بگو باورش بشه کرد، اخه؟؟!من خیر سرم 7 ساله IELTS درس دادم سوای اینکه الان دارم توی دانشگاه تدریس آموزش زبان برای شاگردای فوق دارم هیچ استادی اینقدرا ضایع حرف نمی زنه که تو نوشتی؟؟ در ضمن، تو امریکام که درس می خوندم و درس می دادم این سوتی ها رو ندیدم. مهم تر از همه بیشتر موسسات کلاس های لول بالا را مختلط برگزار می کنن، چونکه شاگرد بیشتر بیاد و برای سودش( فقط آقایان یا خانم ها؛ یعنی چن کلاس و چن مدرس در نتیجه ضرر شدید مالی)

  24. احمق جان parking box نه و parking lot …شاشیدم تو اون IELTS ای که تو بگیری!مجبوری مکالمه انگلیسی بنویسی که برینی ؟

  25. من كلا داستانو نخوندم اما از نظرات دوستان معلومه كه كاملا كس شر بوده پس همون بهتر كه نخوندم.خداييش من خيلي با نظرات حال ميكنم.

  26. به نظرم نویسنده یه مرد آویزون هیچی ندیدست،نه دختر نه ماشین نه … آخه 206 اینقدر برات شاخه؟؟!!

  27. بعد چند لحظه خوردن ی مو اومد تو دهنم مو رو که درآوردم دیدم داره ی جوری نگام میکنه که یعنی شرمندتم واسه این که حسش خراب نشه مث احمقا گفتم من از مو بدم نمیاد مخصوصا موی توkheili az in harfesh khandidam

  28. ببخشین یه سوال:چون دختره اومد و نشست کنارت، فهمیدی اونم دوستت داره؟عجب!!!نشانه های دوست داشتن عوض شدهمنم در کل با مخالفین داستان صد در صد موافقم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید