سلام دوستان ، اسمم نوید ، ۲۷ سالمه ، قدم ۱۸۰ ، وزنم ۸۵ کیلو ، از ۱۸ سالگی بدنسازی کار میکنم ، و بدنم حسابی خوش فرمه ، شکم شیش تیکه ، پاهای بزرگ و عضلانی ، سینه های درشت و سر شونه خوش فورم و بازو های بزرگ . واقعا برا بدنم زحمت میکشم ، تمرینم هیچ وقت قطع نمیشه .
کیرمم ۱۸ سانته و چیزی که خیلی جذابش میکنه کیرمو ، کلفتی کیرم و تخمای بزرگمه.
صبح ها ۷ صبح باشگاهم ، بعد کلی تمرین سخت برمیگردم خونه دوش میگیرم ، بعدش معمولا یه پیراهن جذب میپوشم و دکمه بالا رو باز میزارم و شلوار پارچه ای و کفش همیشه واکس زده . ساعت ۱۱ صبح سر کارم هستم . توی یه نمایشگاه ماشین تو عباس آباد تهران کار میکنم ، یه دوست دختر فابریکم دارم که ۲ سال پیش از شوهرش جدا شد و با پدر مادرش زندگی میکنه ، بدن خوب و جذابی داره .همه جوره پایه عشق و حال منه ، قدش ۱۶۵ ، هروقت جا داشته باشم یا اون جا داشته باشه جوری میکنمش که هردومون لذت میبریم . واقعا دوسش دارم ، الان یه سال با هم هستیم و من تو این مدت اصلا به این فکر نمیکردم با یه نفر دیگه سکس کنم .
فکرم فقط ورزش و کارم و دوست دخترم هست .
یه اکانت اینستاگرام دارم که باز هست و همه میتونن ببینن که توش کلی عکس از خودم تو باشگاه میزارم ، بیشتر عکسام لخت و فقط با شورت هست که فیگور گرفتم و تو بعضی عکسا کیر و خایه گندم از رو شورت هم معلومه .
با دوست دخترم که بیرون میرفتیم حسابی بهم میچسبید و معلوم بود از با من بودن لذت میبره ، منم واقعا دوسش داشتم ، چند بار بهم گفت چجوریه که دخترا بیرون بهت نگاه میکنن تو اصلا محل نمیدی ، یا تو اینستا برات کامنت میزارن حتی جواب نمیدی ؟
منم همیشه تو جوابش میگفتم ، اولا من خیلی دوست دارم ، بعدشم برا خودم ارزش قائلم .
دوست دخترم تو کارخانه مواد غذایی داییش سرپرست یه قسمت بود ، درآمدش خوب بود و واقعا از این دخترای دنبال پول نبود .
یه روز تو نمایشگاه طبق معمول تو اینستا میچرخیدم ، اکسپلورم و باز میکردی یا تمرین بدنسازی بود یا ماشین ، دیدم دایرکتم پیام اومد ، نوشته بود : از این عکسا میزاری نمیگی آدم هوس کنه ؟ ماشالا معلومه ورزش به اونجاتم خوب ساخته .
من قبلاً هم از اینجور پیام ها داشتم ، معمولا توجه نمیکردم ، یه دلیلش این بود که فکر میکردم دوست دخترم داره امتحانم میکنه ، دلیل دیگه این بود من با یه نفر بودم و اصلا وقت اینجور کارا رو نداشتم .
اکانتی که بهم پیام داده بود هیچ عکسی نداشت ، فقط اسم اکانت یه اسم دختر بود با کلی عدد .
بعد نیم ساعت دوباره پیام اومد : مال خوب نصیب غریبه ها میشه دیگه ، به آشنا نمیرسه .
یه جورایی میخاست بگه میشناسه منو .
راستش اهل بلاک کردن نبودم ، آنقدر سگ محل میکردم از رو بره طرف .
یکی از عکسای خودمو برام فرستاد تو دایرکت که جلو آیینه فیگور گرفتم ، تو عکس یه شورت هفتی زرد تنگ پام بود و کیرم توش حسابی خودنمایی میکرد . بعد زیرش نوشت : کاش میشد بدون شورت اون کیر گندتو ببینم .
دوباره نوشت نوید تورو جون مامانت سمیه جواب بده دیگه . بهت نیاز دارم .
نوشتم : خانوم محترم چرا قسم میدی ؟ چرا باید جواب شمارو بدم ، اولا من شما رو نمیشناسم ، دوما من با کسی تو رابطه ام .
نوشت : باشه میگم کی ام ، فقط تو رو جون مامانت که میدونم چقدر دوسش داری بین خودمون بمونه .
نوشتم : اوکی ، بفرمایید .
نوشت : من نسرین ام زن مهدی پسر داییت .
اووووه ، این دیگه چی میخواد ، هر از گاهی مهدی و نسرین رو خونه پدر بزرگم یا مراسم ها میدیدم ، مهدی وضع مالیش خیلی خوبه ، ما که نرفتیم خونشون ، ولی شنیده بودم ولنجک یه خونه بزرگ دارن . خود مهدی ۳۷ سالشه و پدرش هم خیلی پولداره ، پدرش شرکت واردات صادرات داره ، خود مهدی هم یه پاش ایرانه یه پاش دبی .
نسرین هم ۲۷ سالشه و هم سن خودمه . یه کلینیک زیبایی داره ، خدمات لیزر و پوست و لیپو و از این حرفا .
نسرین رو دو هفته پیش تولد پدر بزرگم دیدم ، تو مهمونی یه شلوار لی با یه تاپ تنش بود ، باسن و سینه هاشو معلوم بود عمل کرده ، با اون لبای پروتز کرده ، واقعا بدنش عالیه ، اون کمر باریکش با اون کون گنده که نمیدونم طبیعی آنقدر گنده و گرده یا پروتز کرده ولی واقعا عالیه . قدش ۱۷۰ فکنم .
مهدی و نسرین بچه ندارن هنوز ، خودشون میگن نمیخایم ، به نظرم این که بچه دار نمیشن یا نمیخان اصلا به من و بقیه فامیل ربط نداره .
نسرین موهاش تا یکم بالا تر از باسنش بود ، معلوم بود کراتین کرده ، موهاش مش کرده و صاف ، با یه آرایش کم ولی خوشگل . خودش واقعا خوشگل بود چهرش . همیشه به خودم میگفتم نوید همچین زنی بگیری که همیشه به اندام و چهرش برسه دیگه هیچی کم نداری . ولی واقعا هیچوقت تو نخ کردنش نبودم .
نسرین نوشت : نوید نمیخوای جواب بدی ؟
نوشتم : نسرین جان سلام ، مهدی خوبه ؟
نمیخواستم تو دایرکت جوری پیام بدم که بعداً دردسر بشه برام .
دیدم نسرین شمارشو گذاشت ، گفت لطفا زنگ بزن الان .
من یه خط داشتم که کاری بود . زنگ زدم به نسرین که با اولین بوق برداشت .
بعد سلام و احوال پرسی ، گفتم نسرین خانم باور کنید فکر کردم کسی داره اذیت میکنه . اصلا به روش نیاوردم که تا چند دقیقه پیش تو دایرکت چیا داشت در مورد کیر گنده من میگفت .
یه دفعه نسرین زد زیر گریه پشت تلفن . نسرین گفت : نوید حالم خیلی بده ، دیگه خسته شدم از دست مهدی ، منم زنم ، تو این سن یه نیازهایی دارم ، تا کی تحمل کنم ، فقط به تو میتونم اعتماد کنم ، باید ببینمت . دلم یه آغوش مردونه میخواد …
یه ربع داشت حرف میزد و من فقط گوش میکردم ، واقعا نمیدونستم چه اتفاقی داره میوفته ، یه دفعه نسرین پیام داده بود و ازم درخواست سکس کرده بود ، شاید نباید تو اینستا اصلا از خودم عکس میزاشتم . واقعا گیج بودم و به این فکر میکردم که به نسرین چی بگم ، نسرین واقعا بدن خوبی داشت ، هرکسی آرزوی اینو داشت که لخت نسرین رو ببینه .
گفتم : نسرین جان آروم باش ، میخوای با مهدی حرف بزنم ؟ من واقعا اهل این رابطه ها نیستم ، تو متاهلی نسرین .
واقعا جانماز آب نمیکشیدم ، اولا سکس با فامیل هزار تا دردسر داشت ، بعدشم من رابطمو با دوست دخترم دوست داشتم .
نسرین : نوید واقعا فکر میکنی من جنده ام ؟ من واقعا به تو حس خوبی دارم ، دوست دارم ، اگه قرار باشه با کسی به جز مهدی باشم ، دوست دارم اون یه نفر تو باشی .
واقعا دلم نمیخواست تو این شرایط ولش کنم ، بهش گفتم نسرین جان لوکیشن یه کافه تو نیاوران رو بهت میدم ، ساعت ۵ عصر اونجا باش ، باهم صحبت میکنیم .
خودمم یه اسنپ میگیرم ۵ اونجام .
نسرین انگار خیلی خوشحال شده باشه ، گفت : خودم میام دنبالت ، منم لوکیشن نمایشگاه و دادم ، گفت ساعت ۴ اونجام .
به خودم گفتم با نسرین میریم کافه یکم حرف میزنیم از این حال و هوا در میاد .
اون روز یه پیراهن سفید تنگ تنم بود ، با شلوار پارچه ای مشکی ، با کالج . یکم ادکلن زدم به خودم ، آستین پیراهن مو تا کردم ، که ساعتم بیشتر خودشو نشون بده .
نزدیک ساعت ۴ بود ، نسرین زنگ زد ، گفت نوید جونم تا یه ربع دیگه پیشتم .
خیلی شوق داشت تو صداش . مثل دخترای کم سن که میرن سر قرار با دوست پسرشون .
یه ربع بعد دیدم یه نیسان جوک پلاتینیوم قرمز وایستاد جلو در نمایشگاه . میدونستم نسرین ، ماشینشو قبلا دیده بودم . ولی منتظر موندم زنگ بزنه بهم نسرین .
وقتی زنگ زد گفت : عشقم نمیای ؟ رسیدم .
به همکارم گفتم من میرم علی ، حواست باشه . نزدیک ماشین شدم دیدم نسرین پیاده شد . خیلی تیپ جذابی زده بود . یه مانتو بلند خوشگل جلو باز ، با یه لگ براق طلایی . کفش پاشنه بلند ، و یه شال خوشگل دور گردنش یه آرایش بی نظیر و یه عینک آفتابی که معلوم بود کلی پولشه . باهام دست داد ، گفت خودت بشین پشت فرمون .
نشستم پشت فرمون ، یکم صندلیو دادم عقب ، با خنده گفتم نسرین خانوم شما که ماشالله قد بلندی ، چرا آنقدر صندلیو میدی جلو ؟
اونم خندید گفت : اره اما نه به بلندی شما .
وایی اصلا فکر نمیکردم نسرین آنقدر حشری باشه .
گفتم : نسرین خانم مدل ماشین ۲۰۱۷ ؟
نسرین : نوید بهم نگو نسرین خانم لطفا ، همون نسرین . میدونم پسر مودب و خوبی هستی ، ولی ازت خواهش میکنم باهام راحت باش. بعد گفت ، اره ۲۰۱۷ .
یه جا وقتی مثلاً میخام آیینه راست رو نگاه کنم ، یه نگاه کوتاه به رونای نسرین کردم که داشت اون لگ براق طلایی رو پاره میکرد ، واقعا رونای خوشگلی داشت ، سینه های خوش فرمش که خیلی بزرگ نبودن اما معلوم بود حسابی سفتن .
گفتم بزار یکم بیشتر ازش حرف بکشم ببینم مشکلش چیه .
گفتم نسرین جان ، میشه تو مسیر باهم در مورد اون مشکلت بگی ، میخام باهم راحت باشیم .
نسرین گفت : نوید ، دیگه مهدی اون آدم سابق نیست ، الان چند ماهه ۳ روز دبی ، ۴ روز ایران ، همیشه مشروب میخوره . معلومه وقتایی که میره دبی سکس داره ، و دیگه من براش با این که این همه به خودم میرسم جذاب نیستم . الان یه ماهه هر روز عکساتو نگاه میکنم ، تا دیگه دلو زدم به دریا بهت پیام دادم . اولش که سرد برخورد کردی ، دلم خیلی شکست . تا این که گفتی بریم بیرون .
گفتم : نسرین الان از من چی میخوای ؟ من واقعا نمیتونم همیشه باهات باشم ، بهتره یکیو پیدا کنی همیشگی .
نسرین : نوید تو فقط یکبار با من باش ، هر کاری بگی برات میکنم ، مهدی صبح رفت دبی ، من پنج شنبه و جمعه و شنبه تنهام ، واقعا حالم خیلی بده . باور کن یه وقت تصمیمی میگیرم که هم آبروی خودم هم آبروی مهدی و پدرش میره .
پیش خودم گفتم این زن الان آنقدر حشریه ، که ممکنه هر کاری بکنه .
گفتم : نسرین جان ، میدونی که باید خیلی احتیاط کرد ، ما فامیلیم ، نمیخوام مشکلی پیش بیاد . تو خیلی خوشگلی و هر پسری آرزوشه تو رو داشته باشه . هم چهره قشنگی داری ، هم بدنت واقعا زیباست .
یکم از خودم بدم اومد این حرفا رو میزدم ، اما خب نظر کیرم فرق داشت ، چون با دیدن نسرین کنارم تو ماشین و تصور کون گندش لخت روی تخت ، حالا کیر کلفتم راست شده بود .
نسرین : نوید تو هم بدن خوبی داری ، باور کن من یه وقتایی روی تخت موقع سکس با مهدی به تو فکر میکنم .
با خنده گفتم : حالا مهدی چیزی داره لای پاش که راضیت کنه یا نه ؟
نسرین یه نگاهی به بین پام کرد و گفت : بد نیست ، ولی کیرتو معلومه خیلی بزرگه ، بعد باسنشو داد سمت در ماشین و روبه من نشست .
پشت چراغ قرمز بودیم ، تو چشای خوشگلش نگاه کردم ، گفتم : نسرین فکر نکنم بتونی تحمل کنی اینو تو اون باسن خوشگلت .
نسرین ابروهاشو به حالت اخم در آورد بعد گفت : نوید باورت میشه من به مهدی کلا ۲ بار کون دادم ، اونم قبل این که پروتز کنم باسنمو .
گفتم : پس نسرین شیرینی خوشگل کردن اون سینه و کون خوشگلتو باید بدی .
نسرین دستشو آروم آورد گذاشت رو کیر گندم که داشت شلوارو جرر میداد . واییی تازه به دستاش دقت کردم ، چه ناخنهای خوشگلی داشت ، انگشتای کشیده ، با یه انگشتر طلای گنده .
نسرین : وایییی ، چه گندست ، اذیت نمیشه اینجوری تو شلوار ؟ میخوای درش بیاری ؟ گناه داره بیچاره .
گفتم : نسرین توقع نداری پشت فرمون کیرمو در بیارم که ؟
نسرین : آخه میخوام لمسش کنم .
گفتم ، شالتو در بیار از دور گردنت بده .
نسرین شالشو داد ، من انداختم روی پام ، آرووم زیپ شلوارمو دادم پایین . کیرمو از کنار شورت رد کردم ، از زیپم در آوردم ، نرمی شالش روی کیرم واقعا عالی بود .
گفتم : نسرین شالت خیلی نرمو خنکه .
نسرین دست چپش و آورد آروم زیر شال کیرمو گرفت تو دستاش . گفتم نسرین نظرم عوض شد . دستات خیلی نرم ترن .
نسرین حرف نمیزد ، آروم با دستاش کله کیرمو نوازش کرد بعد تنه کلفت کیرمو گرفت تو دستش . مطمئن بودم تو حسه و کوسش الان حسابی خیسه .
نسرین یه دفعه گفت : نوید بریم خونه ما ؟
گفتم الان نه نسرین ، فردا صبح میام پیشت . قول میدم .
نسرین : آخه نوید من الان میخوام ، تا صبح خوابم نمیبره ، بهت التماس میکنم ، من امشب کیییر میخام .
داشتیم به کافه می رسیدیم ، کیرمو کردم سره جاش . شلوارمو درست کردم . شال نسرین و دادم .
رفتیم تو کافه ، یه نوشیدنی خوردیم . نسرین فقط از کیرم حرف میزد و این که چه جوری قراره حسابی بهم حال بده ، چند تا عکس هم از خودش با شورت و سوتین نشونم داد . واقعا دیگه مغزم کار نمیکرد . بدن نسرین عالی بود ، کون گندش ، پاهاش ، سینه هاش ، پوست روشنش ، موهاش .
بعد کافه گفتم بریم سمت خونت من میرسونمت بعد اسنپ میگیرم . جلوی خونشون که رسیدیم ، تو ماشین لباشو بوسیدم ، گفتم من فردا سره کار نمیرم ، میام پیشت .
رسیدم خونه ، به دوست دخترم زنگ زدم یکم حرف زدیم ، آنقدر مهربونو ناز بود که حالم از خودم بهم میخورد دارم این کارو میکنم .
شب رو تخت تصمیم گرفتم فردا با نسرین یه سکس خیلی خشن کنم ، و هم اون کون خوشگل و گندشو بکنم هم کوسشو . داشتم تو ذهنم مرور میکردم چه کارایی با نسرین انجام بدم .
تو این فکرها بودم نسرین پیام داد : عزیزم مرسی که امروز قبول کردی باهام بیای بیرون ، فردا کلی سورپرایز دارم برات .
نوشتم : نسرین مطمئنی میتونی از پس سکس با من بر بیای ؟ من به خاطر تو میخوام با دوست دخترم کات کنم ، اگه نمیتونی بگو .
نسرین : مگه چیکارا قراره بکنی باهام ؟
نوشتم : سکس از کون گندت ، کوس خوشگلت . من یکم خشنم تو سکس . این دوست دخترم هم چون همه جوره باهام راه میاد باهاش موندم . خلاصه قراره فردا حسابی جررت بدم با کیر گندم .
داشتم خالی میبوسم ، من یه بارم دوست دخترم و از کون نکرده بودم ، و همیشه عاشقانه سکس میکردیم . ولی میخواستم بدونه که ممکنه گیر آدمایی بیفته که حسابی کون گندشو جررر بدن .
نسرین که معلوم بود خیلی حشریه نوشت : نوید واقعا کیرت کلفته ، ولی به خاطر تو تحمل میکنم و بهت کون میدم .
تو دلم گفتم آقا مهدی فردا جوری کون زنتو بگام که دیگه جلوت راه بره بگوزه .
نوشتم : باشه عشقم فردا میبینمت .
دلم میخواست فردا جوووری نسرینو بکنم که از من بدش بیاد . و دیگه بهم پیام نده . نمیخواستم رابطه ما ادامه دار بشه .
ساعت ۱۰ صبح پاشدم ، رفتم حموم موهای کمه کیرمو زدم ، کیر گندمو تو دستم گرفتم ، گفتم امروز بهترین روز تو .
موهامو سشوار کشیدم ، یه شورت اسلیپ مشکی جذب پوشیدم ، یه شلوار مشکی با یه پیراهن جذب آبی روشن .
ساعتمو انداختم و کلی ادکلن خالی کردم رو لباسام .
یه کیف چرمی داشتم ، چند تا کاندوم و یه ژل تاخیری انداختم توش . مسواک و دهانشویه زدم .
ساعت شده بود ۱۱ و نیم . زنگ زدم نسرین گفتم : خودتو آماده کردی برا جرر خوردن یا نه ؟
با ناز گفت : نوید من از ۸ صبح بیدارم . بیا دیگه .
گفتم تا نیم ساعت دیگه اونجام .
اسنپ گرفتم تا دم خونشون ، وقتی رسیدم ، بهش زنگ زدم .
نسرین گفت : در پارکینگ و میزنم بیا تو پارکینگ بعد با آسانسور پارکینگ بیا طبقه ۶ . از لابی نیا که لابی من نبینتت .
واقعا ساختمون شیکی بود یه ساختمان ۶ طبقه تک واحدی، رفتم تو پارکینگ ، ماشین نسرین و دیدم تو پارکینگ ، کنارشم یه لندکروز که مال مهدی بود .
رفتم طبقه ۶ ، نسرین درو باز کرد برام .
واییی چی میدیدم ، نسرین با یه شورت سفید توری و سوتین سفید تور ، با یه جوراب توری سفید تا زیر کون گندش با کفش پاشنه دار سفید ، یه گردنبند با مرواریدهای سفید ، آرایش غلیظ و خوشگل ، موهاشو دم اسبی بسته بود .
با کفش رفتم داخل ، درو بستم ، همونجا وایسادم ، نسرین جلوم شروع کرد راه رفتن ، وایی کون گندش چه بالا پایینی میشد . یهو نسرین برگشت سمتم گفت : نمیای تو نوید ؟
بهش گفتم : نسرین من ناراحتی قلبی دارم ، این همه حجم از هیجان برام خوب نیست . میشه برگردم ؟
نسرین زد زیر خنده و گفت : بیا تو مسخره ، نمیخواد نمک بریزی.
کفشامو در آوردم رفتم نشستم رو مبل ، نسرینم رفت یه نوشیدنی بیاره . رو میز کلی میوه و تنقلات بود .
خونشون پر از دکوری و وسایل گرون بود ، یه خونه بزرگ با لوستر خفن ، مبل شیک .
نسرین برگشت گفت : برات شیر موز و عسل درست کردم تا کارتو درست انجام بدی ، مثل مهدی ۲ دقیقه ای نیاد آبت .
شیر موز و برداشتم ، گفتم پیامهای دیشبم فکنم یادت رفته ؟ نسرین گفت : ببینیم و تعریف کنیم .
سینه های نسرین تو اون سوتین سفید داشت دیوونم میکرد . لباس های سکسی و سفید نسرین اونو شبیه عروس هایی کرده بود که خودشون رو برای اولین شب عروسی و اولین کوس دادن آماده کردن .
خیلی دوست داشتم سریع نسرین رو ببرم رو تخت و همه بدنشو بلیسم ، ولی جوری رفتار میکردم انگار هیچ عجله ای ندارم .
نسرین رو به من گفت نمیخوای لباساتو در بیاری راحت باشی ؟
گفتم : نسرین جون مثل این که مهدی بهت شوهرداری یاد نداده ها . اینا وظیفه شماست .
نسرین بلند شد با اون کفشهای پاشنه دارش با ناز و عشوه اومد جلوم وایستاد ، گفت باید چیکار کنم قربان ؟
گفتم : اول جورابمو در بیار ، یکم پامو ماساژ بده ، بعد پیراهن ، بعد شلوار .
نسرین جلوم نشست رو زانوش ، وایی از این نما سینه هاش عالی بود .
جورابمو در آورد ، با اون دستای خوشگل و نرمش یکم پنجه های پامو مالید ، بعد پاشد با کون گندش نشست رو پام ، کیرم حسابی سفت شده بود زیر کونش . شروع کرد دکمه های پیراهنم و باز کردن ، همزمان لبشو آورد جلو شروع کردم لبای گوشتی و خوشگل شو خوردن ، پیراهن مو که در آورد کامل ، یه دستی به بدن و سینه هام کشید و چند تا بوس از بازوهامو سینه هام کرد و گفت : کوفتش بشه اون دوست دخترت . منم که دیگه طاقتم تموم شده بود ، دستمو بردم رو کون خوشگل و گندش بعد یکی محکم زدم رو کونش و گفتم : کوفتش بشه مهدی قدرنشناس و زن جنده بعد هردو خندیدیم .
دوباره زانو زد جلوم ، کمربند و دکمه شلوارمو باز کرد بعد زیپمو کشید پایین ، من خودمو یکم از رو مبل بلند کردم و کمک کردم شلوارمو از پام درآورد .
کیرم حسابی سیخ سیخ بود .
نسرین شروع کرد بوس کردن کیرم از رو شورت . خواست شورتمو در بیاره نذاشتم . گفتم دوباره بشین رو پام ، میخوام لبای خوشگلتو بخورم .نشست رو پام . دستاشو حلقه کرد دور گردنم ، شروع کردم لباشو مک زدنو لیسیدن . هر از گاهی گردنشو میخوردمو و کونشو دو دستی میمالیدم . خیلی پوست نرمی داشت . خیلی بوی خوبی میداد بدنش .
لباشو آورد در گوشم گفت : نوید کیر میخوام ، شورتم خیس خیسه .
بهش گفتم نسرین نرم کننده موی سر داری ؟
گفت آره .
گفتم برو بیار ، یه برس مو هم که دستش گرد باشه هم بیار .
نسرین گفت : چشم سرورم ، اطاعت میشه .
نسرین سریع رفت آورد ، گفتم حالا شورتمو درآر ، رو کاناپه حالت ۶۹ کیرمو بخور .
دراز کشیدم رو کاناپه ، نسرین اومد حالت ۶۹ روم خوابید . شروع کرد کیرمو لیسیدن و خوردن ، کونش نزدیک صورتم بود ، اون کون گنده و سفید ، تو اون شورت توری سفید .
شروع کردم کونشو از رو شورت لیس زدن و خوردن ، وایی چه بوی خوبی داشت ، معلوم بود به لباس زیراش ادکلن زده ، بدنش هم بوی خوب شامپو میداد .
شورتشو زدم کنار یکم سوراخ خوشگلشو که وسط اون دوتا لوپ کون گنده بود لیس زدم ، اما شورتش مزاحم بود . یکی محکم زدم رو کون گندش ، که یه آااااااخ بلند و حشری گفت . گفتم پاشو شورتتو در بیار دوباره همون حالت بخواب و کیرمو بخور . شورتشو در آورد ، شروع کرد لیس زدن کیرم ، خیلی خوب تخمامو کیرمو لیس میزد . اصلا عجله نمیکرد . آب کوسش حسابی گردنمو خیس کرده بود . با نوک زبونم سوراخ خوشگل کونشو یکم لیس زدم ، بعد آروم آروم انگشت اشارمو کردم داخل کونش . واقعا کونش تنگ بود ، ولی چیزی نگفت ، منم انگشتمو آروم عقب جلو میکردم . شامپو نرم کننده رو برداشتم ، خیلی بوی خوبی میداد . یکم ریختم کف دستم ، بعد دسته برس رو حسابی لیز کردم . دسته برس حدود ۱۲ سانت میشد . اما کلفتیش یک سوم کیر من بود ، نوک دسته برس و گذاشتم رو سوراخش آروم تا نصف بردم داخل . دیگه صدای آه و ناله نسرین داشت در میومد . ولی باز شروع میکرد ساک زدن. گفتم عزیزم تحمل کن ، دارم آمادت میکنم واسه کیر کلفتم . دسته برس و تا آخر فشار دادم و شروع کردم با دسته برس تو کونش تلمبه زدن . وقتی دیدم خیلی راحت دسته برس عقب جلو میشه بهش گفتم پاشو وایسا . ولی دسته برس و نگه دار از کونت نیاد بیرون . نسرین وایستاد و با یه دست سر برس رو گرفته بود که از کونش لیز نخوره بیاد بیرون ، از پشت سوتینشو باز کردم و شروع کردم سینه هاشو مالوندن . ژل تاخیری رو حسابی رو کیرم ماساژ دادم . بعد شروع کردم سرپا سینه های نازشو خوردن . کاندومو برداشتم بازش کردم .
نسرین گفت : نوید میشه بدون کاندوم بکنی ؟ میخوام کیر کلفت تورو تو خودم حس کنم .
کاندومو پرت کردم اونور . گفتم پس بریم رو تخت ، میخوام کوس زن مهدی رو روی تختی که خودش خریده و پول داده جرر بدم . دسته برس و کشیدم بیرون از تو کونش ، یه دونه محکم زدم در کونش ، گفتم بدو جنده ، خیلی کار داریم ، بعد دوتا دستامو حلقه کردم از پایین کونش گرفتم بلندش کردم رو هوا ، بردمش تو اتاق خواب ، عکس عروسی مهدی و نسرین رو دیوار بود ، همینجوری که نسرین بغلم بود روبه عکس گفتم ، مهدی جون داداش ، با اجازت من کوس زنتو میخام جرر بدم .
نسرین و گذاشتم پایین ، رفت روی تخت حالت داگی شروع کرد کون گندشو تکون دادن ، رفتم پشتش سر کیرمو تنظیم کردم رو کوسش ، یکم بازی دادم ، کوسش حسابی لیز و خیس بود . خم شدم موهاشو گرفتم تو دستم ، یکم کشیدم ، بعد کیرمو تا ته فشار دادم تو کوس تنگ و خوشگلش .
نسرین یه جیغی زد که گوشام کر شد . یکم نگه داشتم بعد شروع کردم تلمبه زدن ، نسرین معلوم بود خیلی درد داره ، از چنگی که تو بالشت زده بود مشخص بود .
دو سه تا تلمبه آروم زدم ، بعد شروع کردم عین وحشیا تلمبه زدن .
نسرین التماس میکرد آروم ولی از کوس خیسش معلوم بود داره لذت میبرم . بهش گفتم دهنتو ببند کستو بده جنده . برش گردوندم رو کمرش ، دوباره کیرمو فشار دادم تو کوسش ، با تلمبه های من سینه های گردش تکون میخورد . چند تا چک محکم رو سینه هاش زدم و باز تلمبه میزدم .
نسرین : نوید جون آبتو بیار خسته شدم ، پارم کردی . چه کیر کلفتی داری . کیرت سه برابر مهدی . دیگه دلم نمیخاد به اون مهدی کوسمو بدم . قربون بدن ورزشکاریت . چه بازوهایی داری ، چه زوری داری .
همینجوری که میکردمش ، کوسشو میمالیدم که یهو آبش با فشار پاشید و شروع کرد لرزیدن .
کیرمو کشیدم بیرون تا یکم حالش جا بیاد .
نسرین : خیلی وقت بود این حس و تجربه نکرده بودم ، مرسی نوید .
بهش گفتم باز حالت داگی شو تا بیام .
رفتم تو پذیرایی شامپو نرم کننده رو و سوتینشو آوردم ، دیدم نسرین داگی شده و کونش سمت منه .
بهش گفتم آبمو کجا دوست داری خالی کنم ؟
نسرین : بریز تو کوسم آبتو عشقم .
فکر میکرد میخام باز کوسشو بکنم .
گفتم دستاتو بیار پشت کمرت . دستاشو گرفتم پشت کمرش با سوتینش محکم بستم . یکم از شامپو ریختم رو سوراخ کونش ، شروع کردم انگشت کردن کون گندش . تازه متوجه قصدم شد .
نسرین : نوید توروخدا کونم نه ، کیرت خیلی کلفته . از کوسم به زور تحمل کردم ، هرچقدر میخای کوسمو جرر بده اما کون نه
پاره میشم . دستمو بردم بالا ، یدونه محکم زدم رو کونش ، قشنگ جای انگشتام روی کون گندش موند . کیرمو گرفتم دستم ، سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش بازی میدادم .
یکم کیرمو فشار دادم داخل ، که نسرین باز دادش رفت هوا . دیدم اینجوری پیش برم کل همسایه ها میان جلو در .
یه شال کنار تخت بود ، باهاش چشماشو بستم .
پاشدم رفتم تو سالن گوشیمو آوردم ، اول سایلنت کردم ، بعد گذاشتم رو حالت فیلم برداری ، کیرمو گذاشتم رو سوراخش اینبار تا ته کردم تو کونش .
نسرین یه جیغ بلند زد بعد حق حق زد زیر گریه . دلم براش سوخت ، ولی واقعا اگر این کون گنده و خوشگل رو نمیکردم بعدا حسرتشو میخوردم . کیرمو نگه داشتم تو کونش ، یکم آروم شه ، بعد شروع کردم تلمبه زدن ، اونم فقط آی و اوی و ناله میکرد ، منم از داخل رفتن و بیرون اومدن کیر کلفتم تو کون گنده نسرین فیلم میگرفتم .
نسرین گفت نوید دستام درد میکنه ، ولم کن .
دیگه نمیتونستم تحمل کنم ، کون تنگش داشت کیرمو میمکید . خوابوندمش به پهلو . دوباره کیرمو کردم تو کون گندش ، همینجوری که فیلم میگرفتم ، گوشی رو گرفتم سمت عکس مهدی و نسرین ، گفتم مهدی زنت دیگه جنده خودم شد ، دیگه کوسش فقط به کیر خودم عادت داره ، یکمم از سینه هاش فیلم گرفتم و صورتش که چشاش بسته بود با شال ، بعد گوشیو قطع کردم انداختم اونور . کیرمو تو کونش نگه داشتم ، دستاشو از پشت وا کردم ، چشاشو باز کردم . گفتم عشقم آماده ای کون گندتو پور از آب کنم ؟ ساعد دستشو گذاشت رو چشاش ، باهام حرف نمیزد . که آبم با فشار خالی شد تو کونش ، کیرمو کشیدم بیرون ، پاشدم از کنار تخت که یه دستمال رولی بود برداشتم کیرمو تمیز کردم بعد پرت کردم سمتشو رفتم تو پذیرایی دراز کشیدم رو کاناپه .
واقعا لذت برده بودم از سکس ، مخصوصا کردن کونش .
بعد نیم ساعت نسرین اومد بیرون ، یه تاپ کوتاه تنش کرده بود با همون شورت سفید . از جلوم رد شد رفت تو آشپزخونه ، پیش خودم گفتم قهر کرده حتما .
اصلا برام مهم نبود ، روی کاناپه لخت خوابیده بودم و کیرم آویزون لای پام که دیدم داره با یه لیوان شربت میاد سمتم . شربتو گذاشت کنارم .
اومد لبامو بوسید ، بعد خم شد کیرمو بوسید و گفت : مرسی نوید ، تا حالا اینجوری لذت نبرده بودم .
گفتم پس گریه و جیغ ها چی بود ؟
نسرین : خب خیلی درد داشت ، میخای یه خیار بیارم بکنم تو کونت تا دردشو بفهمی ؟ بعد خندید و گفت واقعا سوزش دارم هنوز نوید .
خندیدم ، گفتم خوب میشی زود ، میخوام برم دوش بگیرم ، حموم کجاست ؟
نسرین حمومو نشون داد ، خودش دراز کشید رو تخت . یه دوش آب گرم گرفتم ، اومدم بیرون لباسامو برداشتم بپوشم که نسرین گفت : نوید کجا ؟ گفتم باید برم دیگه .
نسرین اومد دستاشو دور کمرم گرفت و سرشو گذاشت رو سینه هام بعد گفت : نوید تورو خدا یکم بیشتر پیشم بمون ، تنهام . حداقل شب پیشم بخواب . شب برات یه شام خوشمزه درست میکنم . نمیخوای دست پخت منو بخوری ؟
گفتم نسرین جون خیلی کار دارم ، باشه یه وقت دیگه .
زدم بیرون ، واقعا حس خوبی داشتم ، تو عمرم همچین کوس و کون خوبی نکرده بودم .
بعد اون روز چند بار نسرین بهم پیام داد ، منم کم و بیش جوابشو میدادم . تا این که چند روز بعد عید غدیر مثل هرسال خونه داییم که خانومش سیده دعوت بودیم .
نسرین خیلی عادی برخورد میکرد ، به جز یبار که چشم تو چشم شدیم و یه لبخند کوچیک زد .
تا این که بعد از دو هفته تو نمایشگاه نشسته بودم که دیدم نسرین با ماشینش جلو نمایشگاه ایستاد .
چون خیلی طولانی شد ، اگه دوست داشتید ادامشو تو قسمت بعد میگم .
کیرمم ۱۸ سانته و چیزی که خیلی جذابش میکنه کیرمو ، کلفتی کیرم و تخمای بزرگمه.
صبح ها ۷ صبح باشگاهم ، بعد کلی تمرین سخت برمیگردم خونه دوش میگیرم ، بعدش معمولا یه پیراهن جذب میپوشم و دکمه بالا رو باز میزارم و شلوار پارچه ای و کفش همیشه واکس زده . ساعت ۱۱ صبح سر کارم هستم . توی یه نمایشگاه ماشین تو عباس آباد تهران کار میکنم ، یه دوست دختر فابریکم دارم که ۲ سال پیش از شوهرش جدا شد و با پدر مادرش زندگی میکنه ، بدن خوب و جذابی داره .همه جوره پایه عشق و حال منه ، قدش ۱۶۵ ، هروقت جا داشته باشم یا اون جا داشته باشه جوری میکنمش که هردومون لذت میبریم . واقعا دوسش دارم ، الان یه سال با هم هستیم و من تو این مدت اصلا به این فکر نمیکردم با یه نفر دیگه سکس کنم .
فکرم فقط ورزش و کارم و دوست دخترم هست .
یه اکانت اینستاگرام دارم که باز هست و همه میتونن ببینن که توش کلی عکس از خودم تو باشگاه میزارم ، بیشتر عکسام لخت و فقط با شورت هست که فیگور گرفتم و تو بعضی عکسا کیر و خایه گندم از رو شورت هم معلومه .
با دوست دخترم که بیرون میرفتیم حسابی بهم میچسبید و معلوم بود از با من بودن لذت میبره ، منم واقعا دوسش داشتم ، چند بار بهم گفت چجوریه که دخترا بیرون بهت نگاه میکنن تو اصلا محل نمیدی ، یا تو اینستا برات کامنت میزارن حتی جواب نمیدی ؟
منم همیشه تو جوابش میگفتم ، اولا من خیلی دوست دارم ، بعدشم برا خودم ارزش قائلم .
دوست دخترم تو کارخانه مواد غذایی داییش سرپرست یه قسمت بود ، درآمدش خوب بود و واقعا از این دخترای دنبال پول نبود .
یه روز تو نمایشگاه طبق معمول تو اینستا میچرخیدم ، اکسپلورم و باز میکردی یا تمرین بدنسازی بود یا ماشین ، دیدم دایرکتم پیام اومد ، نوشته بود : از این عکسا میزاری نمیگی آدم هوس کنه ؟ ماشالا معلومه ورزش به اونجاتم خوب ساخته .
من قبلاً هم از اینجور پیام ها داشتم ، معمولا توجه نمیکردم ، یه دلیلش این بود که فکر میکردم دوست دخترم داره امتحانم میکنه ، دلیل دیگه این بود من با یه نفر بودم و اصلا وقت اینجور کارا رو نداشتم .
اکانتی که بهم پیام داده بود هیچ عکسی نداشت ، فقط اسم اکانت یه اسم دختر بود با کلی عدد .
بعد نیم ساعت دوباره پیام اومد : مال خوب نصیب غریبه ها میشه دیگه ، به آشنا نمیرسه .
یه جورایی میخاست بگه میشناسه منو .
راستش اهل بلاک کردن نبودم ، آنقدر سگ محل میکردم از رو بره طرف .
یکی از عکسای خودمو برام فرستاد تو دایرکت که جلو آیینه فیگور گرفتم ، تو عکس یه شورت هفتی زرد تنگ پام بود و کیرم توش حسابی خودنمایی میکرد . بعد زیرش نوشت : کاش میشد بدون شورت اون کیر گندتو ببینم .
دوباره نوشت نوید تورو جون مامانت سمیه جواب بده دیگه . بهت نیاز دارم .
نوشتم : خانوم محترم چرا قسم میدی ؟ چرا باید جواب شمارو بدم ، اولا من شما رو نمیشناسم ، دوما من با کسی تو رابطه ام .
نوشت : باشه میگم کی ام ، فقط تو رو جون مامانت که میدونم چقدر دوسش داری بین خودمون بمونه .
نوشتم : اوکی ، بفرمایید .
نوشت : من نسرین ام زن مهدی پسر داییت .
اووووه ، این دیگه چی میخواد ، هر از گاهی مهدی و نسرین رو خونه پدر بزرگم یا مراسم ها میدیدم ، مهدی وضع مالیش خیلی خوبه ، ما که نرفتیم خونشون ، ولی شنیده بودم ولنجک یه خونه بزرگ دارن . خود مهدی ۳۷ سالشه و پدرش هم خیلی پولداره ، پدرش شرکت واردات صادرات داره ، خود مهدی هم یه پاش ایرانه یه پاش دبی .
نسرین هم ۲۷ سالشه و هم سن خودمه . یه کلینیک زیبایی داره ، خدمات لیزر و پوست و لیپو و از این حرفا .
نسرین رو دو هفته پیش تولد پدر بزرگم دیدم ، تو مهمونی یه شلوار لی با یه تاپ تنش بود ، باسن و سینه هاشو معلوم بود عمل کرده ، با اون لبای پروتز کرده ، واقعا بدنش عالیه ، اون کمر باریکش با اون کون گنده که نمیدونم طبیعی آنقدر گنده و گرده یا پروتز کرده ولی واقعا عالیه . قدش ۱۷۰ فکنم .
مهدی و نسرین بچه ندارن هنوز ، خودشون میگن نمیخایم ، به نظرم این که بچه دار نمیشن یا نمیخان اصلا به من و بقیه فامیل ربط نداره .
نسرین موهاش تا یکم بالا تر از باسنش بود ، معلوم بود کراتین کرده ، موهاش مش کرده و صاف ، با یه آرایش کم ولی خوشگل . خودش واقعا خوشگل بود چهرش . همیشه به خودم میگفتم نوید همچین زنی بگیری که همیشه به اندام و چهرش برسه دیگه هیچی کم نداری . ولی واقعا هیچوقت تو نخ کردنش نبودم .
نسرین نوشت : نوید نمیخوای جواب بدی ؟
نوشتم : نسرین جان سلام ، مهدی خوبه ؟
نمیخواستم تو دایرکت جوری پیام بدم که بعداً دردسر بشه برام .
دیدم نسرین شمارشو گذاشت ، گفت لطفا زنگ بزن الان .
من یه خط داشتم که کاری بود . زنگ زدم به نسرین که با اولین بوق برداشت .
بعد سلام و احوال پرسی ، گفتم نسرین خانم باور کنید فکر کردم کسی داره اذیت میکنه . اصلا به روش نیاوردم که تا چند دقیقه پیش تو دایرکت چیا داشت در مورد کیر گنده من میگفت .
یه دفعه نسرین زد زیر گریه پشت تلفن . نسرین گفت : نوید حالم خیلی بده ، دیگه خسته شدم از دست مهدی ، منم زنم ، تو این سن یه نیازهایی دارم ، تا کی تحمل کنم ، فقط به تو میتونم اعتماد کنم ، باید ببینمت . دلم یه آغوش مردونه میخواد …
یه ربع داشت حرف میزد و من فقط گوش میکردم ، واقعا نمیدونستم چه اتفاقی داره میوفته ، یه دفعه نسرین پیام داده بود و ازم درخواست سکس کرده بود ، شاید نباید تو اینستا اصلا از خودم عکس میزاشتم . واقعا گیج بودم و به این فکر میکردم که به نسرین چی بگم ، نسرین واقعا بدن خوبی داشت ، هرکسی آرزوی اینو داشت که لخت نسرین رو ببینه .
گفتم : نسرین جان آروم باش ، میخوای با مهدی حرف بزنم ؟ من واقعا اهل این رابطه ها نیستم ، تو متاهلی نسرین .
واقعا جانماز آب نمیکشیدم ، اولا سکس با فامیل هزار تا دردسر داشت ، بعدشم من رابطمو با دوست دخترم دوست داشتم .
نسرین : نوید واقعا فکر میکنی من جنده ام ؟ من واقعا به تو حس خوبی دارم ، دوست دارم ، اگه قرار باشه با کسی به جز مهدی باشم ، دوست دارم اون یه نفر تو باشی .
واقعا دلم نمیخواست تو این شرایط ولش کنم ، بهش گفتم نسرین جان لوکیشن یه کافه تو نیاوران رو بهت میدم ، ساعت ۵ عصر اونجا باش ، باهم صحبت میکنیم .
خودمم یه اسنپ میگیرم ۵ اونجام .
نسرین انگار خیلی خوشحال شده باشه ، گفت : خودم میام دنبالت ، منم لوکیشن نمایشگاه و دادم ، گفت ساعت ۴ اونجام .
به خودم گفتم با نسرین میریم کافه یکم حرف میزنیم از این حال و هوا در میاد .
اون روز یه پیراهن سفید تنگ تنم بود ، با شلوار پارچه ای مشکی ، با کالج . یکم ادکلن زدم به خودم ، آستین پیراهن مو تا کردم ، که ساعتم بیشتر خودشو نشون بده .
نزدیک ساعت ۴ بود ، نسرین زنگ زد ، گفت نوید جونم تا یه ربع دیگه پیشتم .
خیلی شوق داشت تو صداش . مثل دخترای کم سن که میرن سر قرار با دوست پسرشون .
یه ربع بعد دیدم یه نیسان جوک پلاتینیوم قرمز وایستاد جلو در نمایشگاه . میدونستم نسرین ، ماشینشو قبلا دیده بودم . ولی منتظر موندم زنگ بزنه بهم نسرین .
وقتی زنگ زد گفت : عشقم نمیای ؟ رسیدم .
به همکارم گفتم من میرم علی ، حواست باشه . نزدیک ماشین شدم دیدم نسرین پیاده شد . خیلی تیپ جذابی زده بود . یه مانتو بلند خوشگل جلو باز ، با یه لگ براق طلایی . کفش پاشنه بلند ، و یه شال خوشگل دور گردنش یه آرایش بی نظیر و یه عینک آفتابی که معلوم بود کلی پولشه . باهام دست داد ، گفت خودت بشین پشت فرمون .
نشستم پشت فرمون ، یکم صندلیو دادم عقب ، با خنده گفتم نسرین خانوم شما که ماشالله قد بلندی ، چرا آنقدر صندلیو میدی جلو ؟
اونم خندید گفت : اره اما نه به بلندی شما .
وایی اصلا فکر نمیکردم نسرین آنقدر حشری باشه .
گفتم : نسرین خانم مدل ماشین ۲۰۱۷ ؟
نسرین : نوید بهم نگو نسرین خانم لطفا ، همون نسرین . میدونم پسر مودب و خوبی هستی ، ولی ازت خواهش میکنم باهام راحت باش. بعد گفت ، اره ۲۰۱۷ .
یه جا وقتی مثلاً میخام آیینه راست رو نگاه کنم ، یه نگاه کوتاه به رونای نسرین کردم که داشت اون لگ براق طلایی رو پاره میکرد ، واقعا رونای خوشگلی داشت ، سینه های خوش فرمش که خیلی بزرگ نبودن اما معلوم بود حسابی سفتن .
گفتم بزار یکم بیشتر ازش حرف بکشم ببینم مشکلش چیه .
گفتم نسرین جان ، میشه تو مسیر باهم در مورد اون مشکلت بگی ، میخام باهم راحت باشیم .
نسرین گفت : نوید ، دیگه مهدی اون آدم سابق نیست ، الان چند ماهه ۳ روز دبی ، ۴ روز ایران ، همیشه مشروب میخوره . معلومه وقتایی که میره دبی سکس داره ، و دیگه من براش با این که این همه به خودم میرسم جذاب نیستم . الان یه ماهه هر روز عکساتو نگاه میکنم ، تا دیگه دلو زدم به دریا بهت پیام دادم . اولش که سرد برخورد کردی ، دلم خیلی شکست . تا این که گفتی بریم بیرون .
گفتم : نسرین الان از من چی میخوای ؟ من واقعا نمیتونم همیشه باهات باشم ، بهتره یکیو پیدا کنی همیشگی .
نسرین : نوید تو فقط یکبار با من باش ، هر کاری بگی برات میکنم ، مهدی صبح رفت دبی ، من پنج شنبه و جمعه و شنبه تنهام ، واقعا حالم خیلی بده . باور کن یه وقت تصمیمی میگیرم که هم آبروی خودم هم آبروی مهدی و پدرش میره .
پیش خودم گفتم این زن الان آنقدر حشریه ، که ممکنه هر کاری بکنه .
گفتم : نسرین جان ، میدونی که باید خیلی احتیاط کرد ، ما فامیلیم ، نمیخوام مشکلی پیش بیاد . تو خیلی خوشگلی و هر پسری آرزوشه تو رو داشته باشه . هم چهره قشنگی داری ، هم بدنت واقعا زیباست .
یکم از خودم بدم اومد این حرفا رو میزدم ، اما خب نظر کیرم فرق داشت ، چون با دیدن نسرین کنارم تو ماشین و تصور کون گندش لخت روی تخت ، حالا کیر کلفتم راست شده بود .
نسرین : نوید تو هم بدن خوبی داری ، باور کن من یه وقتایی روی تخت موقع سکس با مهدی به تو فکر میکنم .
با خنده گفتم : حالا مهدی چیزی داره لای پاش که راضیت کنه یا نه ؟
نسرین یه نگاهی به بین پام کرد و گفت : بد نیست ، ولی کیرتو معلومه خیلی بزرگه ، بعد باسنشو داد سمت در ماشین و روبه من نشست .
پشت چراغ قرمز بودیم ، تو چشای خوشگلش نگاه کردم ، گفتم : نسرین فکر نکنم بتونی تحمل کنی اینو تو اون باسن خوشگلت .
نسرین ابروهاشو به حالت اخم در آورد بعد گفت : نوید باورت میشه من به مهدی کلا ۲ بار کون دادم ، اونم قبل این که پروتز کنم باسنمو .
گفتم : پس نسرین شیرینی خوشگل کردن اون سینه و کون خوشگلتو باید بدی .
نسرین دستشو آروم آورد گذاشت رو کیر گندم که داشت شلوارو جرر میداد . واییی تازه به دستاش دقت کردم ، چه ناخنهای خوشگلی داشت ، انگشتای کشیده ، با یه انگشتر طلای گنده .
نسرین : وایییی ، چه گندست ، اذیت نمیشه اینجوری تو شلوار ؟ میخوای درش بیاری ؟ گناه داره بیچاره .
گفتم : نسرین توقع نداری پشت فرمون کیرمو در بیارم که ؟
نسرین : آخه میخوام لمسش کنم .
گفتم ، شالتو در بیار از دور گردنت بده .
نسرین شالشو داد ، من انداختم روی پام ، آرووم زیپ شلوارمو دادم پایین . کیرمو از کنار شورت رد کردم ، از زیپم در آوردم ، نرمی شالش روی کیرم واقعا عالی بود .
گفتم : نسرین شالت خیلی نرمو خنکه .
نسرین دست چپش و آورد آروم زیر شال کیرمو گرفت تو دستاش . گفتم نسرین نظرم عوض شد . دستات خیلی نرم ترن .
نسرین حرف نمیزد ، آروم با دستاش کله کیرمو نوازش کرد بعد تنه کلفت کیرمو گرفت تو دستش . مطمئن بودم تو حسه و کوسش الان حسابی خیسه .
نسرین یه دفعه گفت : نوید بریم خونه ما ؟
گفتم الان نه نسرین ، فردا صبح میام پیشت . قول میدم .
نسرین : آخه نوید من الان میخوام ، تا صبح خوابم نمیبره ، بهت التماس میکنم ، من امشب کیییر میخام .
داشتیم به کافه می رسیدیم ، کیرمو کردم سره جاش . شلوارمو درست کردم . شال نسرین و دادم .
رفتیم تو کافه ، یه نوشیدنی خوردیم . نسرین فقط از کیرم حرف میزد و این که چه جوری قراره حسابی بهم حال بده ، چند تا عکس هم از خودش با شورت و سوتین نشونم داد . واقعا دیگه مغزم کار نمیکرد . بدن نسرین عالی بود ، کون گندش ، پاهاش ، سینه هاش ، پوست روشنش ، موهاش .
بعد کافه گفتم بریم سمت خونت من میرسونمت بعد اسنپ میگیرم . جلوی خونشون که رسیدیم ، تو ماشین لباشو بوسیدم ، گفتم من فردا سره کار نمیرم ، میام پیشت .
رسیدم خونه ، به دوست دخترم زنگ زدم یکم حرف زدیم ، آنقدر مهربونو ناز بود که حالم از خودم بهم میخورد دارم این کارو میکنم .
شب رو تخت تصمیم گرفتم فردا با نسرین یه سکس خیلی خشن کنم ، و هم اون کون خوشگل و گندشو بکنم هم کوسشو . داشتم تو ذهنم مرور میکردم چه کارایی با نسرین انجام بدم .
تو این فکرها بودم نسرین پیام داد : عزیزم مرسی که امروز قبول کردی باهام بیای بیرون ، فردا کلی سورپرایز دارم برات .
نوشتم : نسرین مطمئنی میتونی از پس سکس با من بر بیای ؟ من به خاطر تو میخوام با دوست دخترم کات کنم ، اگه نمیتونی بگو .
نسرین : مگه چیکارا قراره بکنی باهام ؟
نوشتم : سکس از کون گندت ، کوس خوشگلت . من یکم خشنم تو سکس . این دوست دخترم هم چون همه جوره باهام راه میاد باهاش موندم . خلاصه قراره فردا حسابی جررت بدم با کیر گندم .
داشتم خالی میبوسم ، من یه بارم دوست دخترم و از کون نکرده بودم ، و همیشه عاشقانه سکس میکردیم . ولی میخواستم بدونه که ممکنه گیر آدمایی بیفته که حسابی کون گندشو جررر بدن .
نسرین که معلوم بود خیلی حشریه نوشت : نوید واقعا کیرت کلفته ، ولی به خاطر تو تحمل میکنم و بهت کون میدم .
تو دلم گفتم آقا مهدی فردا جوری کون زنتو بگام که دیگه جلوت راه بره بگوزه .
نوشتم : باشه عشقم فردا میبینمت .
دلم میخواست فردا جوووری نسرینو بکنم که از من بدش بیاد . و دیگه بهم پیام نده . نمیخواستم رابطه ما ادامه دار بشه .
ساعت ۱۰ صبح پاشدم ، رفتم حموم موهای کمه کیرمو زدم ، کیر گندمو تو دستم گرفتم ، گفتم امروز بهترین روز تو .
موهامو سشوار کشیدم ، یه شورت اسلیپ مشکی جذب پوشیدم ، یه شلوار مشکی با یه پیراهن جذب آبی روشن .
ساعتمو انداختم و کلی ادکلن خالی کردم رو لباسام .
یه کیف چرمی داشتم ، چند تا کاندوم و یه ژل تاخیری انداختم توش . مسواک و دهانشویه زدم .
ساعت شده بود ۱۱ و نیم . زنگ زدم نسرین گفتم : خودتو آماده کردی برا جرر خوردن یا نه ؟
با ناز گفت : نوید من از ۸ صبح بیدارم . بیا دیگه .
گفتم تا نیم ساعت دیگه اونجام .
اسنپ گرفتم تا دم خونشون ، وقتی رسیدم ، بهش زنگ زدم .
نسرین گفت : در پارکینگ و میزنم بیا تو پارکینگ بعد با آسانسور پارکینگ بیا طبقه ۶ . از لابی نیا که لابی من نبینتت .
واقعا ساختمون شیکی بود یه ساختمان ۶ طبقه تک واحدی، رفتم تو پارکینگ ، ماشین نسرین و دیدم تو پارکینگ ، کنارشم یه لندکروز که مال مهدی بود .
رفتم طبقه ۶ ، نسرین درو باز کرد برام .
واییی چی میدیدم ، نسرین با یه شورت سفید توری و سوتین سفید تور ، با یه جوراب توری سفید تا زیر کون گندش با کفش پاشنه دار سفید ، یه گردنبند با مرواریدهای سفید ، آرایش غلیظ و خوشگل ، موهاشو دم اسبی بسته بود .
با کفش رفتم داخل ، درو بستم ، همونجا وایسادم ، نسرین جلوم شروع کرد راه رفتن ، وایی کون گندش چه بالا پایینی میشد . یهو نسرین برگشت سمتم گفت : نمیای تو نوید ؟
بهش گفتم : نسرین من ناراحتی قلبی دارم ، این همه حجم از هیجان برام خوب نیست . میشه برگردم ؟
نسرین زد زیر خنده و گفت : بیا تو مسخره ، نمیخواد نمک بریزی.
کفشامو در آوردم رفتم نشستم رو مبل ، نسرینم رفت یه نوشیدنی بیاره . رو میز کلی میوه و تنقلات بود .
خونشون پر از دکوری و وسایل گرون بود ، یه خونه بزرگ با لوستر خفن ، مبل شیک .
نسرین برگشت گفت : برات شیر موز و عسل درست کردم تا کارتو درست انجام بدی ، مثل مهدی ۲ دقیقه ای نیاد آبت .
شیر موز و برداشتم ، گفتم پیامهای دیشبم فکنم یادت رفته ؟ نسرین گفت : ببینیم و تعریف کنیم .
سینه های نسرین تو اون سوتین سفید داشت دیوونم میکرد . لباس های سکسی و سفید نسرین اونو شبیه عروس هایی کرده بود که خودشون رو برای اولین شب عروسی و اولین کوس دادن آماده کردن .
خیلی دوست داشتم سریع نسرین رو ببرم رو تخت و همه بدنشو بلیسم ، ولی جوری رفتار میکردم انگار هیچ عجله ای ندارم .
نسرین رو به من گفت نمیخوای لباساتو در بیاری راحت باشی ؟
گفتم : نسرین جون مثل این که مهدی بهت شوهرداری یاد نداده ها . اینا وظیفه شماست .
نسرین بلند شد با اون کفشهای پاشنه دارش با ناز و عشوه اومد جلوم وایستاد ، گفت باید چیکار کنم قربان ؟
گفتم : اول جورابمو در بیار ، یکم پامو ماساژ بده ، بعد پیراهن ، بعد شلوار .
نسرین جلوم نشست رو زانوش ، وایی از این نما سینه هاش عالی بود .
جورابمو در آورد ، با اون دستای خوشگل و نرمش یکم پنجه های پامو مالید ، بعد پاشد با کون گندش نشست رو پام ، کیرم حسابی سفت شده بود زیر کونش . شروع کرد دکمه های پیراهنم و باز کردن ، همزمان لبشو آورد جلو شروع کردم لبای گوشتی و خوشگل شو خوردن ، پیراهن مو که در آورد کامل ، یه دستی به بدن و سینه هام کشید و چند تا بوس از بازوهامو سینه هام کرد و گفت : کوفتش بشه اون دوست دخترت . منم که دیگه طاقتم تموم شده بود ، دستمو بردم رو کون خوشگل و گندش بعد یکی محکم زدم رو کونش و گفتم : کوفتش بشه مهدی قدرنشناس و زن جنده بعد هردو خندیدیم .
دوباره زانو زد جلوم ، کمربند و دکمه شلوارمو باز کرد بعد زیپمو کشید پایین ، من خودمو یکم از رو مبل بلند کردم و کمک کردم شلوارمو از پام درآورد .
کیرم حسابی سیخ سیخ بود .
نسرین شروع کرد بوس کردن کیرم از رو شورت . خواست شورتمو در بیاره نذاشتم . گفتم دوباره بشین رو پام ، میخوام لبای خوشگلتو بخورم .نشست رو پام . دستاشو حلقه کرد دور گردنم ، شروع کردم لباشو مک زدنو لیسیدن . هر از گاهی گردنشو میخوردمو و کونشو دو دستی میمالیدم . خیلی پوست نرمی داشت . خیلی بوی خوبی میداد بدنش .
لباشو آورد در گوشم گفت : نوید کیر میخوام ، شورتم خیس خیسه .
بهش گفتم نسرین نرم کننده موی سر داری ؟
گفت آره .
گفتم برو بیار ، یه برس مو هم که دستش گرد باشه هم بیار .
نسرین گفت : چشم سرورم ، اطاعت میشه .
نسرین سریع رفت آورد ، گفتم حالا شورتمو درآر ، رو کاناپه حالت ۶۹ کیرمو بخور .
دراز کشیدم رو کاناپه ، نسرین اومد حالت ۶۹ روم خوابید . شروع کرد کیرمو لیسیدن و خوردن ، کونش نزدیک صورتم بود ، اون کون گنده و سفید ، تو اون شورت توری سفید .
شروع کردم کونشو از رو شورت لیس زدن و خوردن ، وایی چه بوی خوبی داشت ، معلوم بود به لباس زیراش ادکلن زده ، بدنش هم بوی خوب شامپو میداد .
شورتشو زدم کنار یکم سوراخ خوشگلشو که وسط اون دوتا لوپ کون گنده بود لیس زدم ، اما شورتش مزاحم بود . یکی محکم زدم رو کون گندش ، که یه آااااااخ بلند و حشری گفت . گفتم پاشو شورتتو در بیار دوباره همون حالت بخواب و کیرمو بخور . شورتشو در آورد ، شروع کرد لیس زدن کیرم ، خیلی خوب تخمامو کیرمو لیس میزد . اصلا عجله نمیکرد . آب کوسش حسابی گردنمو خیس کرده بود . با نوک زبونم سوراخ خوشگل کونشو یکم لیس زدم ، بعد آروم آروم انگشت اشارمو کردم داخل کونش . واقعا کونش تنگ بود ، ولی چیزی نگفت ، منم انگشتمو آروم عقب جلو میکردم . شامپو نرم کننده رو برداشتم ، خیلی بوی خوبی میداد . یکم ریختم کف دستم ، بعد دسته برس رو حسابی لیز کردم . دسته برس حدود ۱۲ سانت میشد . اما کلفتیش یک سوم کیر من بود ، نوک دسته برس و گذاشتم رو سوراخش آروم تا نصف بردم داخل . دیگه صدای آه و ناله نسرین داشت در میومد . ولی باز شروع میکرد ساک زدن. گفتم عزیزم تحمل کن ، دارم آمادت میکنم واسه کیر کلفتم . دسته برس و تا آخر فشار دادم و شروع کردم با دسته برس تو کونش تلمبه زدن . وقتی دیدم خیلی راحت دسته برس عقب جلو میشه بهش گفتم پاشو وایسا . ولی دسته برس و نگه دار از کونت نیاد بیرون . نسرین وایستاد و با یه دست سر برس رو گرفته بود که از کونش لیز نخوره بیاد بیرون ، از پشت سوتینشو باز کردم و شروع کردم سینه هاشو مالوندن . ژل تاخیری رو حسابی رو کیرم ماساژ دادم . بعد شروع کردم سرپا سینه های نازشو خوردن . کاندومو برداشتم بازش کردم .
نسرین گفت : نوید میشه بدون کاندوم بکنی ؟ میخوام کیر کلفت تورو تو خودم حس کنم .
کاندومو پرت کردم اونور . گفتم پس بریم رو تخت ، میخوام کوس زن مهدی رو روی تختی که خودش خریده و پول داده جرر بدم . دسته برس و کشیدم بیرون از تو کونش ، یه دونه محکم زدم در کونش ، گفتم بدو جنده ، خیلی کار داریم ، بعد دوتا دستامو حلقه کردم از پایین کونش گرفتم بلندش کردم رو هوا ، بردمش تو اتاق خواب ، عکس عروسی مهدی و نسرین رو دیوار بود ، همینجوری که نسرین بغلم بود روبه عکس گفتم ، مهدی جون داداش ، با اجازت من کوس زنتو میخام جرر بدم .
نسرین و گذاشتم پایین ، رفت روی تخت حالت داگی شروع کرد کون گندشو تکون دادن ، رفتم پشتش سر کیرمو تنظیم کردم رو کوسش ، یکم بازی دادم ، کوسش حسابی لیز و خیس بود . خم شدم موهاشو گرفتم تو دستم ، یکم کشیدم ، بعد کیرمو تا ته فشار دادم تو کوس تنگ و خوشگلش .
نسرین یه جیغی زد که گوشام کر شد . یکم نگه داشتم بعد شروع کردم تلمبه زدن ، نسرین معلوم بود خیلی درد داره ، از چنگی که تو بالشت زده بود مشخص بود .
دو سه تا تلمبه آروم زدم ، بعد شروع کردم عین وحشیا تلمبه زدن .
نسرین التماس میکرد آروم ولی از کوس خیسش معلوم بود داره لذت میبرم . بهش گفتم دهنتو ببند کستو بده جنده . برش گردوندم رو کمرش ، دوباره کیرمو فشار دادم تو کوسش ، با تلمبه های من سینه های گردش تکون میخورد . چند تا چک محکم رو سینه هاش زدم و باز تلمبه میزدم .
نسرین : نوید جون آبتو بیار خسته شدم ، پارم کردی . چه کیر کلفتی داری . کیرت سه برابر مهدی . دیگه دلم نمیخاد به اون مهدی کوسمو بدم . قربون بدن ورزشکاریت . چه بازوهایی داری ، چه زوری داری .
همینجوری که میکردمش ، کوسشو میمالیدم که یهو آبش با فشار پاشید و شروع کرد لرزیدن .
کیرمو کشیدم بیرون تا یکم حالش جا بیاد .
نسرین : خیلی وقت بود این حس و تجربه نکرده بودم ، مرسی نوید .
بهش گفتم باز حالت داگی شو تا بیام .
رفتم تو پذیرایی شامپو نرم کننده رو و سوتینشو آوردم ، دیدم نسرین داگی شده و کونش سمت منه .
بهش گفتم آبمو کجا دوست داری خالی کنم ؟
نسرین : بریز تو کوسم آبتو عشقم .
فکر میکرد میخام باز کوسشو بکنم .
گفتم دستاتو بیار پشت کمرت . دستاشو گرفتم پشت کمرش با سوتینش محکم بستم . یکم از شامپو ریختم رو سوراخ کونش ، شروع کردم انگشت کردن کون گندش . تازه متوجه قصدم شد .
نسرین : نوید توروخدا کونم نه ، کیرت خیلی کلفته . از کوسم به زور تحمل کردم ، هرچقدر میخای کوسمو جرر بده اما کون نه
پاره میشم . دستمو بردم بالا ، یدونه محکم زدم رو کونش ، قشنگ جای انگشتام روی کون گندش موند . کیرمو گرفتم دستم ، سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش بازی میدادم .
یکم کیرمو فشار دادم داخل ، که نسرین باز دادش رفت هوا . دیدم اینجوری پیش برم کل همسایه ها میان جلو در .
یه شال کنار تخت بود ، باهاش چشماشو بستم .
پاشدم رفتم تو سالن گوشیمو آوردم ، اول سایلنت کردم ، بعد گذاشتم رو حالت فیلم برداری ، کیرمو گذاشتم رو سوراخش اینبار تا ته کردم تو کونش .
نسرین یه جیغ بلند زد بعد حق حق زد زیر گریه . دلم براش سوخت ، ولی واقعا اگر این کون گنده و خوشگل رو نمیکردم بعدا حسرتشو میخوردم . کیرمو نگه داشتم تو کونش ، یکم آروم شه ، بعد شروع کردم تلمبه زدن ، اونم فقط آی و اوی و ناله میکرد ، منم از داخل رفتن و بیرون اومدن کیر کلفتم تو کون گنده نسرین فیلم میگرفتم .
نسرین گفت نوید دستام درد میکنه ، ولم کن .
دیگه نمیتونستم تحمل کنم ، کون تنگش داشت کیرمو میمکید . خوابوندمش به پهلو . دوباره کیرمو کردم تو کون گندش ، همینجوری که فیلم میگرفتم ، گوشی رو گرفتم سمت عکس مهدی و نسرین ، گفتم مهدی زنت دیگه جنده خودم شد ، دیگه کوسش فقط به کیر خودم عادت داره ، یکمم از سینه هاش فیلم گرفتم و صورتش که چشاش بسته بود با شال ، بعد گوشیو قطع کردم انداختم اونور . کیرمو تو کونش نگه داشتم ، دستاشو از پشت وا کردم ، چشاشو باز کردم . گفتم عشقم آماده ای کون گندتو پور از آب کنم ؟ ساعد دستشو گذاشت رو چشاش ، باهام حرف نمیزد . که آبم با فشار خالی شد تو کونش ، کیرمو کشیدم بیرون ، پاشدم از کنار تخت که یه دستمال رولی بود برداشتم کیرمو تمیز کردم بعد پرت کردم سمتشو رفتم تو پذیرایی دراز کشیدم رو کاناپه .
واقعا لذت برده بودم از سکس ، مخصوصا کردن کونش .
بعد نیم ساعت نسرین اومد بیرون ، یه تاپ کوتاه تنش کرده بود با همون شورت سفید . از جلوم رد شد رفت تو آشپزخونه ، پیش خودم گفتم قهر کرده حتما .
اصلا برام مهم نبود ، روی کاناپه لخت خوابیده بودم و کیرم آویزون لای پام که دیدم داره با یه لیوان شربت میاد سمتم . شربتو گذاشت کنارم .
اومد لبامو بوسید ، بعد خم شد کیرمو بوسید و گفت : مرسی نوید ، تا حالا اینجوری لذت نبرده بودم .
گفتم پس گریه و جیغ ها چی بود ؟
نسرین : خب خیلی درد داشت ، میخای یه خیار بیارم بکنم تو کونت تا دردشو بفهمی ؟ بعد خندید و گفت واقعا سوزش دارم هنوز نوید .
خندیدم ، گفتم خوب میشی زود ، میخوام برم دوش بگیرم ، حموم کجاست ؟
نسرین حمومو نشون داد ، خودش دراز کشید رو تخت . یه دوش آب گرم گرفتم ، اومدم بیرون لباسامو برداشتم بپوشم که نسرین گفت : نوید کجا ؟ گفتم باید برم دیگه .
نسرین اومد دستاشو دور کمرم گرفت و سرشو گذاشت رو سینه هام بعد گفت : نوید تورو خدا یکم بیشتر پیشم بمون ، تنهام . حداقل شب پیشم بخواب . شب برات یه شام خوشمزه درست میکنم . نمیخوای دست پخت منو بخوری ؟
گفتم نسرین جون خیلی کار دارم ، باشه یه وقت دیگه .
زدم بیرون ، واقعا حس خوبی داشتم ، تو عمرم همچین کوس و کون خوبی نکرده بودم .
بعد اون روز چند بار نسرین بهم پیام داد ، منم کم و بیش جوابشو میدادم . تا این که چند روز بعد عید غدیر مثل هرسال خونه داییم که خانومش سیده دعوت بودیم .
نسرین خیلی عادی برخورد میکرد ، به جز یبار که چشم تو چشم شدیم و یه لبخند کوچیک زد .
تا این که بعد از دو هفته تو نمایشگاه نشسته بودم که دیدم نسرین با ماشینش جلو نمایشگاه ایستاد .
چون خیلی طولانی شد ، اگه دوست داشتید ادامشو تو قسمت بعد میگم .
نوشته: نوید
32 پاسخ به “کردن کون گنده و پروتز کرده زن پسر داییم”
خوب نوشتیولی معلوم دااستاانت دروغهخودت ادم خوبه ی قصه جا زدی در حالی که همش بلوف بوده
فقط با یه استیکر 👎.فقط تونستم چند خط اولش رو بخونم که …
یه پسر کف کص نباشع ؟ اونم بدنسازجلل الخالق
پولِ خورد سر و صدای زیادی داره، ولی حقیر و بیارزش”آدمهای عقدهای، خلعها و کمبودهاشون رو اینجوری فریاد میزنن…
اگه چسه هاییکه امدی یک درصدی راست باشه اگه بدن ساز باشی از جنسی اتفاقا زیر صفری حتی زحمت دوست دخترم دیگران می کشند تو خودتو جا اونا می زاری اگه دودولت اونطور که گفتی مثلا یک درصدی کلفت و۱۸ سانت باشه پس گوه خوردی بدن سازی در هر صورت چوب دوسر عنی هستی بدن سازی ونیروی جنسی عکس و مخالف هم هستند
پفیوز شامپوی نرم کننده رو زدی به دسته برس…آرزو میکنم اسب آبی تو کونت خمیازه بکشه با این کصشعرهایی که گفتی
دیس
چرندیات یه بچه کونی جقی
تو با اسنپ اونم با نیسان جوک،برگرفته از کتاب گاوها پرواز میکنن و خرها هم باور میکنن.
عالی
تا سرشونه ی خوش فورم خوندم😑
اینهمه عقده و پول ندیده بودن توی یه نفر نوبره
موم ج ن د ه شامپو کردی سوراخ زن مردم؟ای ک ی ر تو مغز جقیت
من شخصا به چند دلیل بدم آمد. کدام زن را دیدید که اینطوری رفتار کنه انهم یک زنی که شوهر داره و شرایط مالی خوبی داره کاملا مشخص بود بنوعی در زندگی حقیقی با شخصی که صحبت اش بوده یعنی با مهدی دچار مشکل هستی . کینه تو و حسادتی که داشتی خیلی تابلو بود . راستی اقای خوشتیپ و با کلاس و خوش اندام ، چرا کلمه پر را نوشتی پور ؟ پور یعنی فرزند پسر . ضمنا ادعا داشتی به دوست دخترت وفاداری و در تمام ماجرا تلاش میکردی خودت را با شخصیت و محترم معرفی کنی و حتی نوشتی هدفت از قبول این رابطه این بوده که بفهمد ممکن است آبرویش برود و کونش و جر بدهند و خیلی ادعا های دیگر که از هر نظر مشخص بود که تنها حرف و شعار هست و در واقع تو شخصیتی در حد ۳ از ۲۰ ِکه از بیان آرزوهایت که ناخواسته افشا میکردی ، مشخص بود علاوه بر آنکه مدعی بودی از رابطه با زن شوهر دار بدت میاد اما چنان برای گاییدن این شخص در خیالات خودت و به در و دیوار میزدی ، که میترسم کار به بستری شدنت بکشه .بفکر روانت نیستی بفکر چشمانت باش ، میگیری که چی میگم ؟آره عزیزم خیلی هم مراقب چشمان هیز و بی حیای خودت باش که نابود نشه. 🤣🤣😅😂
می دونی داداش وقتی عرق سگی می خوری که توش شاشِ دیگه ردمی دی این جفنگیات روتفت می دی
همه اینارو ولش کن که حقیقتا صادقانه نظر دادن 😁 ولی مشتی تو که انقدر تایمت پر هست و وقت هیچی رو نداری چطور نشستی انقدر تایپ کردی؟ 😁 (حالا داستان رو سرچ کنی تو گوگل میبینی چند سال پیش یکی دیگه یه جای دیگه آپلود کرده این زحمت کشیده کپی کرده اینجا فرستاده) 😂
ادامه بده
خداشانس بده
همون چند خط اول رو که دیدم از آرزوهات نوشتی بقیش رو نخوندم اومدم فقط بهت بگم : پسرم اشکالی نداره هرکی یجوریه دیگه ، عقده نشه واست داشتن کیر بزرگ و بدن فیت و دوس دختر
اخه کیرم لا پستونات ولدالزنا کدوم خری کون رو با نرم کننده میکنهتا جایی خوندم که به سوراخ کونش نرم کننده مو زدیقسم میخورم تو عمرت کون از نزدیکم ندیدی جقییییییی
همه تو ایران بدنسازی و سیس پک دارن و قدم بالای ۱۸۰ . و فیس عمو جانی و کیر بالای ۱۸ سانت . ریدم دهن اونی که باب کرده این مزخرفات اول داستانا رو . اینایی که ت خیابونن و کیر دول موشی دارن همه منم . اینایی که همه قافه اجق و ووزق دلرن منم . قیافه کیریا تو خسابونم همه منم . جم کنین یه مشت جقی کم سن و سال کس ندیده و کون نکرده واسه داستان نویس شدن . بدبختای کیر دول موشی و فیس کیری . جمع کنین . این از پسرای ما اون از دخترای ما هنه جنیفرن . بعد اون سمندونای تو خیابونم لابد عمع منن همه . شما پسرا خودوون یه پا کونین که باید بکننتون .
بیشتر از یک ساله دارم کون میدم ولی هنوزم وقتی میخوان بازش کنن دردم میگیره…بنظر شما چیکار کنم ؟
بازم همسری که چند روز چندروز خونه نیست وبه زنش توجه نمیکنه.بازم بدن ساز وورزشکاروقدبلند وکیرکلفت.انصافا این مدل وصف وتوصیفات توی سایت بکن تو خیلی کلیشه ایی وعصاب خوردکن شده داستان روداری میخونی انگاریک داستان تکراری هست.لطفا توی داستان اینقدرازخودتون ومشخصات خودتون نگید توی روند داستان شخصیت رو معرفی کنید نه اینکه اول متن ازخودتون بگین.
ولی کسی ک تخماش بزرگه ینی زیاد کونش گذاشتن
آبش با فشار ریخت بیرون؟ اون آب نیست اگه با فشار ریخته بیرون
نمیدونم چطورع تو همه داستانا پسره ورزشکار و خفنه و کیر رستم داره بعد زنای فک و فامیل و خواهر مادراشون سریع میگن بیا منو جر بده و گریه و التماس میکنن ولی تو فک فامیل ما خایه نمیکنیم سلام کنیم به فامیل 😂😂😂😂😂
از دیدگاه نوشتاری و داستان ، خوب و روان بود.ولی از نظر روانشناسی یه آدم ۱۶۵ سانتی لاغر هستی شغلت پیک موتوری رستورانه و بیشتر قصه تخیلات و آرزوهای نداشتت هست
این همه آب تاب که به تعریف از بدنت دادی و کینه ای که نسبت به پسر داییت تو متن آورده بودی آدمو به این فکر میندازه که داستان برعکسه ، مثلن تو یه آدم ۱۵۷ سانتی به لاغری کیر گدا با یه کمر شل و ول هستی و خیلی وقته میدونی پسردایی هیکلیت داره جور بی عرضهگیت تو رختخواب با زنت و میکشه. زور و شهامت این که بخوای جلوشون در بیای و نداری و اینجا با این داستان میخوای خودت و تخلیه کنی.
آخرش چی شد قرار شد خیار بکنه تو کونت😂😂😂
کیر تو کون آدم دروغگو
مثن که چی بشه نوشتی چشماش بستم و فیلم گرفتم و دوربین بردم سمت عکس مهدی و گفتم دارم زنتو میکنم؟ اینقدر حرص از مهدی داشتی فکر کنم کلا همه چی برعکس گفتیاحتمالا همین مهدیه که فامیلشونم هست خیلی پولداره قرار شده پول بده بهش کونش بذاره ولی فقط کونش گذاشته و پول بهش نداده داستان اصلی اینه
اوج حقارت نداشتن پول نیست چشم نداشتن دیدن یه ثروتمنده گلم. ادم باش