زهرا خیلی دختر ساده ای بود. ولی بین ما همچنان خجالت وجود داشت بطوریکه تا 2 ماه اول زهرا خانم صداش میکردم و اصلا لمسش نکرده بودم. و صحبت هامون فقط راجع به مسائل مسخره و بی ربط بود. بعد 2 ماه یواشکی وقتی کنار هم راه میرفتیم دستمو گرفت تو دستاش و منم بدون هیچ اعتراضی خوشم اومد. تا یه هفته گرفتن دست طبیعی بود. یه شب که پیشش بودم گوشیم دستش بود. دوستم پیام داد بدو دیگه لب و گرفتی خبر بده. زهرا اون پیام رو دید و منم از خجالت آب شدم ولی اون یه لبخند شیطانی زد. من سریع گفتم ببخشید و گفت اشکال نداره. خیلی عادی به راهمون ادامه دادیم و یهو گفت یچیزی بگم گفتم بفرما گفت میخوای اونی که دوستت گفت رو انجام بدیم؟من سرخ شدم از خجالت گفتم چی؟گفت لب دیگه گفتم نمیدونم والا گفت پس بیا بریم یجای خلوت که ته یه کوچه بود و خرابه و هیچکس نمیومد اونوری. با خجالت ازش لب گرفتم. اون خیلی حرفه ای بود و حسابی اون شب لب هم دیگه روخوردیم و من داشتم از شق درد میمردم. یه چند وقتی کارمون شده گرفتن دست هم و خوردن لب همین!یه شب سرد بود که رفتیم بیرون و توی همون خرابه بودیم،با استرس و کلی کلنجار رفتن با خودم بهش گفتم میشه دستمو بذارم رو شکمت. اونم خیلی سریع قبول کرد دستمو گذاشتم رو شکمش پوستش داغ بود منم یواش یواش دستم رو بردم پایین کردم تو شلوارش دیدم هیچ اعتراضی نداره ادامه دادم تا دستم رسید به شکاف کصش که یهو شل شد و منم مضطرب بودم. اونم شروع کرد با خجالت دست زدن به کیر مناز روی شلوار. از اون به بعد قرارمون هر شب توی اون خرابه بود و مالیدن کیر و کص همدیگه درحالیکه اصلا ندیده بودیم چون من فقط دستمو کرده بودم تو شلوارش و تا حالا کصش رو ندیده بودم. بعد از چند وقت یه روز پیشش بودم که مادرم زنگ زد و باهاش صحبت کردم،وقتی تموم شد گفت کی بود؟چی گفت؟گفتم مادرم بود گفتش یکی فوت کرده و دارن میرن شهرستان تا هفته دیگه نمیان و من تنهام. چشماش برقی زد و گفت واقعا؟گفتم آره. با یه لبخند شیطانی گفت کاری نداری بیام خونتون برای کمک گفتم آره میای گفت آره گفتم فردا صبح زنگ میزنم بیا اونم قبول کرد. ساعت 10 صبح زنگ زدم که بیاد. دل تو دلم نبود من سوپر زیاد دیده بودم ولی تا حالا با هیچ دختری رابطه نداشتم. زنگ در رو که زد سریع درو باز کردم و تا برسه دم در دویدم جلوی آینه و خودمو مرتب کردم. زنگ در خونه رو زد منم باز کردم اومد تو. یه 10 دقیقه ای با همون چادر نشست رو مبل و با هم صحبت کردیم. بعد گفت میخوام اتاقت رو ببینم و اومد تو اتاق و چادرش رو درآورد و نشست رو تخت. منم نشستم بغلش و دستشو گرفتم و شروع کردم لب گرفتن و مانتوشو باز کردم و درآوردم و یه روسری سرش بود و یه تیشرت تنش بود. روسریشو درآوردم موهاش خیلی بلند و قشنگ بود با تیشرت بغلش کردم و لب گرفتیم و دستمو کردم تو شورتش. با اشاره ازش پرسیدم لباستو دربیارم و موافقت کرد منم لباسشو درآوردم یه سوتین زرد روی سینه های کوچیک و سفتش بود. سریع درش آوردم و شروع کردم خوردن سینه هاش. اونم تیشرت منو درآورد و سینه هاش که به شکمم میرسید رو روی تنم میمالید. شلوارشو درآوردم،شورتش هم با سوتینش ست بود که اونم درآوردم و برای اولین بار بود که یه کص شیو شده ی خوشبو رو جلوم دیدم. سریع خوابوندمش و حسابی کصشو خوردم و خیس خیس شده بود. بلند شد شلوار منو کشید پایین وقتی کیرمو دید یهو گفت وااااااااای این چقدر بزرگه. یذره دست زد بهش بعد نشست روی زمین و شروع کرد به خوردن ولی من علاقه زیادی به پوزیشن 69 داشتم و سریع به اون حالت درش آوردم و کلی حال کردیم. گیر داده بود پردمو بزن که باهم ازدواج کنیم ولی من خریت نکردم و بهش گفتم دولا شو و کونتو قمبل کن به سمت عقب و بعد شروع کردم با انگشت سوراخشو باز کردن چون خیلی تنگ بود. از یک انگشت شروع کردم و آخر 3انگشتمو فرو کردم توش و گشاد شد و اون جیغ های ریز میزد. بعد از اینکه حسابی کیرمو خورده بود یذره کرم نیوا زدم به کیرم و گذاشتم دم سوراخ کونش و فشار دادم داخلش کلی جیغ کشید که درد دارم و اینا ولی من جلوی دهنشو گرفته بودم و هی سعی میکردم مقدار بیشتری از کیرمو بکنم تو کونش که نهایتا تا ته کیرم رفته بود تو کونش و زهرا داشت اشک میریخت و و هی میگفت زهرا جنده ی توعه و من هی با قدرت تلمبه میزدم تو کونش. بعد از یه ربع تلمبه زدن داشت آبم میومد که گفت میخوام بخورم و از کونش کشیدم بیرون سریع نشست و کردم تو دهنش و ریختم تو دهنش و اونم کامل آب کیر منو قورت داد. بلند شدیم و خودمون رو تمیز کردیم و اونم آماده شد و یه لب حسابی گرفتیم و رفت خونشون. بعد از اون ماجرا این سکس های ما تا چند وقت ادامه داشت و حدود 20 بار میشد که اومد خونمون. بعد از یه مدت خانوادش فهمیدن و رابطمون تموم شد و من تا ابد فراموشش نمیکنم.
امیدوارم لذت برده باشید و ببخشید اگر طولانی شد.
نوشته: T.sh91186
50 پاسخ به “کردن دختر مسجدی”
🤨
ستاد مبارزه با کس گفتن
فکر کنم بر عکس گفتت کاملا از قوه تخیلت،تراویده بود این کوصتان😂
تا جایی که گفتی ۱۷سالته و این داشتان مال ۱۵سالگیته بیشتر نخندم و در مرحله دوم جناب توقوانین سایت ورود زیر ۱۸سال ممنوعه پس لفت بده کصکششششششش
شما حتما ی دوره مغزتو در بیار بزار تو جعبش این چ کص شعری بود😐
مسجد حرمت داره نه لذت بی تربیتتت
من تاحالا امامزاده نرفتم یکی به من بگه تو امام زاده زن مرد مختلطه ک اینا تو امامزاده امار بازی میکردن؟
کس کشی از صفات بارز وی بود.کس نگو مومن
سایزش که گفتی اومدم این پایین بگم نکنه عمو جودی خودمونی😂😂😂
تو که دروغ نمیگی ولی خواهر مادر آدم دروغگو رو خر بگاد البته با تو نیستما
قشنگ معلومه داری کس میگیا شاید سنت 15 ساله باشه
دهنت
دیس دوازدهم نوش جانت،،کاری به راست و دروغش ندارم اما نمیدونم چه فیلمیه که همه اصرار دارند اینو دیگرون باور کنند که توی ملاقات اول و پنج دقیقه اول از یه انگشت به کون طرف شروع کردند تا سه انگشت و تا خایه چپوندند توش؟مگه میشه؟مگه داریم؟طرف ۱۲ساله زن منه هنوز به نوک انگشت رضایت نداده اونم با سرو صدا که به آبرو ریزیش نمی ارزه
کیرم تو کونت و داستانت جقی کصمغز تو مسجد آخونده تو کوچه خفتت کرده کونت گذاشته اومدی اینجا کص میگی
دختر مسجدی بایست گایید از کون همونجور که پسر مسجدیم بایست گائید 🤣🤣🤣🤣
raha80 چه کاری مگه خدا روزو ازت گرفته عزیزم.
از 3 خط اول معلوم بود چقدر از واقعیه
ادمین جان مادرت موقع ورود وثبت نام کارت ملی بگیر اخه ۱۷ ساله😂😂
گشاد خان تو اصلا اب داری
آخه عشقم آخه گوگولی آخه ترو تمیز آخه کوچولو،بچه 17 ساله که تازه موقع کون دادنشه تورو چه به کردن قربون دودولت بشم از پله اول میخوای بری پله آخر اول دادنی ها رو بده اگه تا چند سال دیگه ابنه ای نشدی ایشالا کون هم میکنی اگه هم که ابنه ای شدی که دیگه باید تا آخر با فرمون کون دادن بری جلو
احتمالا زهرا هم از همین پسر کونی ها بوده یه کم خواستی جذاب بشه دخترش کردب
من خانوادم خیلی مذهبی هستن و کلا با رابطه با جنس مخالف شدیدا مخالفند. (یعنی اگه با جنس موافق میرفتی مشکلی نداشتن😂😂😂بیا من بکنمت خانوادتم که راضین)ولی حال کردم با داستانت با این که کوتاه بود.
جقی با کیر ۱۹ سانت ندیده بودیم که دیدیمبچه کونی
ماشاالله همه بالای ۱۷۵ هستند. این کوتوله های توی خیابون هم همشون منم. واالله بخدا.
مرحوم فرمودند: دختر مسجدی که کون بده دختر مسجدی نیست.
خانوادت با رابطه جنس مخالف به شدت مخالف بودن ؟ نکنه تو رو لک لک ها اوردن؟
کونی قحطی زن باشه من جای زن عقب جلوتویکی میکنم کسسسسسسکششششش کسسسسسگووووو کس نگو.گفتی۱۷ سالته اینجاچه غلطی میکنی
دختر مسجدی بود یا جنده خیابونی.خالی بند کونی
جاكش جنده هاي پولي هم انقد سريع پا نميدن كيرم تو ميتوكندري هاي سلول هاي مغز جقيت
بازم یه داستان واقعی دیگه!!!بازم مرگ فامیل دور و سفر یک هفته ای خانواده به شهرستان!!!بازم یه کون بچه با کیر بزرگ که همون دفعه اول بعد از فروکردن انگشت، تا خایه جا کرده تو کون طرف.باز یه دختره جنده که برای اولین بار از کون میده و دردی نمیفهمه و داد میزنه من جنده ی تو ام بکن عشقم.کاش گاهی به جق زدن کفایت کنیم و عرصه ی داستان نویسی رو به گوه نکشیم.
بابا چرا شما احمقا جدیدا سعی دارید هی از محجبه ها هی از مسجدو امام زاده داستان میگید بابا بیشعورا مسجد حرمت دارهدرسته اکثر کسایی که میان اینجا یکم منحرفن ولی یه اعتقاداتی دارن همه
بیشتر دختره میخواسته تو رو بد بخت کنه
حوصله نقد و برسی گاف های داستانیت که اثبات کننده دروغ بودن ماجرا هست رو ندارم…و همچنین ارزش نقد هم نداره…
خب تا حالا امام زاده ی مختلط ندیده بودیم که شکر خدا تو این داستان دیدیم
دستتو گرفت تو هم بدون هیچ اعتراضی خوشت اومد؟ نه خواهش میکنم اعتراض کن . این چه جمله ایه نوشتی . این واس کسه که میخواد کون بده. مطمئنی زهرا بود ؟
تو غلط کردی ک واقعیه چرا چرت میگی تجربه اون موقع داشتی از از یک ۴۰ ساله هم بیشتر بود برای دوتاتون ک خوانواده مذهبی داشتین این همه تجربه اونم برای اولین بار فک نمیکنی غیر عادیه
اول اینکه تو اگر مسجدی باشی حتما یک سعید طوسی مانندی هم باید سرگروه شما مسجدی ها باشه که خوب مشخصه شما مفعول تشریف دارید دوم تو مسجد چاقال زن و مزد توسط پرده بکارت نن جونت ازهم سوا میشن تو چطوری محو اون بودی چاقال 15سال با کتونی سفید برو بخودت کم بده گشاد میشی
کص گفتی آی کص گفتی…حواله ان با همون امامزاده بیژن…خخخخ
دختر15ساله ی مسجدی اینقد بی بند و بار باشه که هنوز طرفو ندیده بدوعه دنبالش و بهش بگه دوستت دارم!تازه شانس آوردیم که هردوطرف کم رو و خجالتی بودن!!دختره توی خیابون اینقدر راحت به پسره گفته میخوای لب بگیری؟
تخم سگ کیر آهو تو مغز گچیت چرا اسم مسجدو خراب میکنی کسکش ریدم به سردر قلبت
سلطان کس گفتن
سن ۱۵ ساله ، کیر ۱۹ سانتی ؟؟؟تو. خودت کونی بسیجی مسجدی
یه بار دیگه بیایی و کوسشعر بنویسی هرجا باشی پیدات میکنم و کیر 325 سانتی یه عرب را میکنم تو کونت بعد هم همونجوری میزارمش تو حلقت که هم کون داده باشی .هم گوه خورده باشی افتاد؟؟؟
یه بار دیگه بیایی و کوسشعر بنویسی هرجا باشی پیدات میکنم و کیر 325 سانتی یه عرب را میکنم تو کونت بعد هم همونجوری میزارمش تو حلقت که هم کون داده باشی .هم گوه خورده باشی افتاد؟؟؟
ای کیرم تو پیشونیتمیدونی چراااا ؟؟میدونی چرا؟؟چون اینجوری تخمام تو چشماته کونمم تو دهنتهکونیه هفده ساله گم شو بیرون وقتی بزرگ شدی برگرد
کوس مادرت
مگه میشه؟ مگه داریم؟ زمانه برعکس شده جل الخالق 😕 😕 😕
فقط تو فیلمای تخیلی پسر پونزده ساله کیره ۱۹سانتی داره،تازه اونم جلوه ویژست واقعی نیستزهرا خانوم 😐
کس کش مادر قهوه کونی لفت بده از سایت وگرنه امشب میام خونتون از کونت هم خودت هم بابا نن و خواهرت رو جر میدمکس کش جقی
من هیفده سالم بود کیرمو باید با تلسکوپی که میکروسکوپ هم داره میدیدی.تو چجوری بیست سانت داری اخه عمه کیونی؟