کاییدن آبجی دوستی که منو سر دختر فروخت

سلام من اسم علیرضا ست و19سالمه داستان از اونجای شروع شد که من یه دوست داشتم به نام اشکان که این دوست من به من کفت واسم یه دختر جور کن که من باهاش دوست شم ومنم که کارم اهنگه رپ ودخترای محلم زیاد امار میدادن وخودشونو بهم نزدیک میکردن که با من باشن چون من نزدیگه 3سال میخونم بکذریم یه روز من واسه اهنگ دونفرم یه دختر میخواستم که از همسایمون استفاده کردم که اسمش مهسا هستش و18سالشه من اینو اوردم توی استودیو باهم خوندیم و اشکانم تیکه خودشو خوند واشکان کفت من این دخترو میخوام گفتم باشه فقط مارو بگا نده گفت باشه و منم با کلی التماسو خواهشو بدبختی اینارو باهم دوست کردم
یه یه ماهی کذشت از دوستی اینا که من کفتم اشکان خودتو مهسا بیاید اهنگ جدیدو بخونیم که اشکان بهونه اوردو نیومد پیچوند به مهسا کفتم اونم نیومد بعد یکم کذشت فهمیدم اشکان به مهسا کفته دیکه سمت من نیاد استودیو هم نیاد و من فهمیدمو رفتم سراغ اشکان بهش کفتم کفت من نکفتم کفتم باشه اما من اگر ابجیتو نبردم مرد نیستم اونم خندیدو ومنم رفتم.
گذشت ومن شماره ابجیشو از یه بندخ خدا گیر اوردم وباهاش تو وایبر صحبت کردم وهرطوری شده راضیش کردم بیاد پیش من بخونه وقبول کرد وهفته بعدش اومد زنگو زد منم درو باز کردم اومد بالا و یکم صحبت کردیمو رفتیم سراغ اهنگ ویه رپ وپاپ دو نفره ضبط کردیم وهفته بعدش من بهش پیشنهاد دادم که یه اهنگ با تکس سکسی بخونیم اولش قبول نکرد اما هر طوری بود راضیش کردم واومد تکسو کرفت کفت من باید چی بکم کفتم تو بعد تکس من هی میکی اه بیا بغلم کن اونم قبول کردو خوندیم وبین خوندنا من یکم انکشتش کردم که ناراحت شد کفت بسته من نمیخوام کفتم کار از کار کذشته بیاد یه سکس کنیم وقبول نکرد ومنم با کلی ور رفتن باهاشو ومالوندن کسشو اینا ودراخر به زور شلوارشو کشیدم پایین وبهش کفتم اکه ندی صداتو میدم به همه بچه محلات گوش کنن همون یه تیکه ای که کفتی دوربین استودیو هم فیلمتو داره پس نزار بکا بری وبا کلی فش دادن به من راضی شد لختش کردمو خودمم لخت شدمو کفتم واسم ساک بزن اولش یکم مقاومت کرد اما بازور خوروندمش و واسم ساک زد وبهش کفتم چهار دستو پا بشین میخوام بکنمت نشستو بهم کفت پرده داره از عقب بکنم منم از عقب کردمش یه ده دقیقه ای تلنبه زدم و کفتم داره میاد وسریع کشیدم بیرونو ریختم روسینه هاش و بعدش پاشد رفت دستمال ورداشتو و خودشو پاک کرد ولباساشو پوشیدو کفت به اشکان میکه و منم کفتم بهش حتما بگو فیلمتم تو دوربینا هست باور نکرد بیا من بهش نشون بدم واینجوری شد که من کاییدمش اشکانو وبا همم یه دعوای خیلی بدم کردیم که کارجفتمون به بیمارستان کشیدو و من از اون به بعد سه تا دیس بهش دادمو دیگه کاری به کار هم نداریم اما من هنوز موندم چرا شکایت نکرد از دست من که ابجیشو کردم نمیدونم پایان داستانم خوب نبود میدونم از همتونم معذرت میخوام نوکر همتونم هستم .

نوشته: علیرضا

بازدید 13,015

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

21 پاسخ به “کاییدن آبجی دوستی که منو سر دختر فروخت”

  1. شما ترکیبی از آلبرت انیشتین و جت لی هستی!کوس آبجی تو و آدم دروغ گو،لوبیا پلو با محسن!سبزی پلو با محسن،آب آلبالو،آب نبات!!!

  2. نکشیمون بروس لی مواظب باش کیرت نره تو کون خودتالبته دکترا سفارش میکنن در این مواقع صابونتا عوض کنی چون پریود شده مغزت

  3. آگه دوست داری که بچه ها بیان و ترتیب بدن و خجالت میکشی با داستان آمار دادی ممنون

  4. احسان هات فرمود:تا اینجا خوندم:کارم اهنگه رپ ودخترای محلم زیاد امار میدادن

  5. نخوندم همون اول كه گفتی…کوس کش تو از 16سالگی کون میدی اسمشو گذاشتی خوانندگی استریو رم دختر محله ایخدا مدیریت سایت لطفا در اون مهد کودک بی صاحب را ببند

  6. از 16 سالگی رپر بودی!! تو استودیوی ضبط ((صدا)) دوربین های ((فیلم)) برداری نصب کرده بودن!! به طرف گفتی خواهرتو می برم میکنم طرف خندید!!! دخترای محله هم که همه عاشق تو 1 الف بچه دماغوی جقوی کون نشور بودن ببینم گلنار محصول جدید داده بیرون ما خبر نداریم؟؟؟

  7. بزن در به درم کنbiggrinبابا الویس پریسلی ، بابا جانی کش ، بابا جیمز ، بابا منسون ، بابا ابی ، داریوش ، جواد یساری ، بابا حسن شماعی زاده :کونتو به گا دادی علیرضاbiggrinهر چی میخوای ببر ولی صابون گلنارت یادت نرهclapping

  8. یادم رفت بت بهت بگم :“کیرم عزیزم یه سازه … با کونت همنوازه … مثل عمت کیوت و نازه … کونت با کیرم میسازه”bye

  9. شکایت براچی توابجی اونوکردر اونوم ابجی ترا گاییدهشغلتم که خانم جورکردن برا بچهاس

  10. مطمنی من بهت تجاوز نکردم عمویی:))تو یه 12 ساله جقی هستی که میری حموم چون کیر نداری کونتو میکنی تو شیر آبزیر کیر رپر ها هستی مفهوم شد؟هر وقت رپ خوندی بیا من مادرتو میگام فعلا زیر کیر منو بقیه دوستان هستیگودبای=;

  11. سلام رفقا پسرا و دخترای گل بکن تو حدود ۴سال پیش با اکانت قبلیم که دلیت کردم یه داستان تخیلی نوشتم والشم گفتم تخیلیه ولی بعدش حرفای زشت و زننده بود که بعضیا بارم کردند و این باعث شد که حتی اتفاقات و تجربیات واقعیم رو هم دیگه ننویسم و فقط یه عضو معمولی باشم که انگار هیچ تجربه و اتفاق این شکلی برام پیش نیومده برای بعضیا تخیلی و واقعی هیچ فرقی نمیکنه هر مزخرفی دم دستشون بیاد که لایق خودشونه بارت میکنند واقعا برای این فرهنگ متاسفم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید