بعد از فوت پدرم فهمیدم به یه حساب هر ماه مبلغی واریز میشده صاحب حساب یه خانم بود بنام فرزانه مرادی هرچی گشتم نه صیغه نامه ای پیدا کردم نه اسم چنین زنی توی شناسنامه اش بود شمارشو پیدا کردم بهش زنگ زدم گفتم پدرم فوت کرده شوکه شد ازم پرسید کجا باید بیام ؟گفتم شما آدرس بدید من میام دنبالتون آدرسش گفت رفتم دنبالش ظاهرش یه خانم زیبا و جوان بود که دماغشم عمل کرده بود از این سربالایی ها بردمش سر خاک که کلی گریه کرد ازش پرسیدم نسبت شما با پدرم چیه ؟ گفت هیچی. گفتم بخاطر هیچی هر ماه پول می ریخت به حسابتون ؟
گفت من هیچ وقت باباتو ندیدم یه آشنا واسطه این پول بود راستش همون اول از فرزانه خوشم اومد از اون روز چند بار دیگه رفتم خونه اش که فهمیدم یه دختر 4 ساله بنام نرگس داره و یه خواهر کوچیکتر از خودش بنام ندا که اونم دختر قشنگی بود اما قدش کوتاهتر از فرزانه بود اما پوست سفیدی داشت و پرستار بیمارستان بود اما فرزانه پوستش سبزه بود اما سبزه جذابی بود یا بهتر بگم سبزه سکسی بود چون بیوه هم بود دنبال کردنش بودم بعد از اینکه چندین بار رفتم خونش فهمید که دنبال چی ام گفت آرش باشه اما یه شرط داره گفتم هر چی باشه قبوله گفت باید با ندا ازدواج کنی گفتم عه؟ مگه الکیه ؟شاید اون منو نخواد گفت حتما می خواد که میگم گفتم باهاش حرف میزنم اگر پاسخش مثبت بود قبول می کنم منم از ندا بدم نمیاد فرداش رفتم دم بیمارستان دنبال ندا و رفتیم با هم حرف زدیم فرزانه راست میگفت اون از من خوشش میومد و یه جورایی بله گفت واسه همین دیگه بوس و بغل مجاز شد کلی بوسیدمش خیلی حال داد معلوم بود دختر پر از شهوتی بود به کوص و کونش هم دست زدم که چون بار اول بود سرشو انداخته بود پایین که منم ازش معذرت خواهی کردم که یعنی حواسم نبوده
به فرزانه گفتم قبوله ندا کیس خوبیه اما اگه تو ندی کنسله گفت باشه مهران جان جاش با تو گفتم همینجا نمیشه ؟گفت نه هم بچه هست هم ندا امکان داره یهویی بیاد گفتم باشه اوکی اش میکنم خواهرم آخر هفته ها میرفتن شمال خونشون خالی بود منم فرزانه بردم اونجا وقتی لختش کردم گفتم واااای چه زن سکسی هستی آدم از نگاه کردن بهت سیر نمیشه چه برسه بکنتت دوست دارم همینجوری نگات کنم گفت باشه عزیزم نگاه کن کیرم توی دستش بود و میمالیدش منم کوسشو میمالیدم و ازش لب می گرفتم گفت بده بخورمش کیرمو کردم توی دهنش خیلی حال داد لباشو دور کیرم حلقه کرده بود از ته کیرم تا نوکش می کشید دو سه بار به این شکل سر کیرم کشید که آه و نالمو دراورد بعدش پاهاشو باز کرد فرو کردم توی کوصش مثله وحشیا شروع کردم تلمبه زدن توی اون کوص خوشکل و تپلی فرزانه بدجور آه و ناله می کرد می گفت پسره کونی آرومتر آرومتر آرومتر مثله بابای دیوثت نامرد و وحشی اما من فقط تلمبه میزدم و اون با حرفها و فحش ها بیشتر بهم حال میداد تا اینکه آبم اومد ریختم توی کوصش زد توی گوشم دستاشو گرفتم و ازش لب می گرفتم اما اون فحش میداد گفتم تازه اولشه این کوصو جر میدم گفت به خدا دیگه بهت نمیدم گفتم مگه قراره بازم به بدی ؟گفت به خدا تا هر وقت بخوای بهت میدم تازه داریم فامیل میشیم هر وقت بخوای میدم بهت گفتم از اول می گفتی گفتم این کوصت تشنه کیره گفت آروم آروم بکن که بتونی سیرش کنی خودتم سیر بشی میگن آروم بکن همیشه بکن گفتم آخ جووونم کیرم روی کوصش بود به کوصش میمالیدمش گفتم باشه آروم میکنم اما به محض راست شدن کیرم دوباره شروع کردم تند تند تلمبه زدن گفتم این کوص آروم حال نمیده باید تند تند گایدش پاهاشو دورم حلقه کرد و سفت فشار میداد می گفت دیوث آروم آروم بذار منم طعم این کیر کلفت و سیاهو بچشم انقدر آروم تلمبه زدم که فرزانه ارضا شد منم یکم بعدش آبم اومد خوابیدم کنارش گفتم گند زدی تو حرفات گفتی مثله باباتی میدونستم با بابامم خوابیدی گفت آره خوابیدم بابات دوست شوهرم بود اونم مثله تو دنبال سکس کردن بود باهام انقدر گفت و گفت و گفت تا بهش دادم به دهنش مزه کرده بود و همیشه می خواست شوهرم فهمید نمیدونم چیکارش کرد مثله یه تیکه گوشت افتاده بود روی تخت بیمارستان بعد یکی دو ماه هم مرد اون زمان حامله بودم یعنی مادر شوهرم فهمید منم نتونستم سقطش کنم گفتم یعنی نرگس ؟گفت آره خواهرته تست DNA هم دادیم و بچه بابات بود اون پولم برای نرگس می داد گفتم بابام تا کی می کردت ؟گفت تا همین یه هفته قبل از فوتش گفتم کجا ؟گفت توی ویلا یکی از دوستاش گفتم کی ؟
گفت علیزاده گفتم یعنی دوتایی؟گفت آره گفتم پس علیزاده هم کردتت ؟گفت آره با بابات دوتایی میکردن گفتم علیزاده هم بهت پول میداد ؟گفت بی ناموس دنبال ندا بود اما نمی خوام این مردک دستش به ندا بخوره باشه مهران ؟گفتم خیالت تخت علیزاده هم میفرستم پیش شوهرت نگرانش نباش میخوام از الان فقط خودم بکنمت گفت من که از خدامه درسته وحشی هستی اما دوست دارم مهران گفتم منم دوست دارم از الان اختصاصا ماله منی مخلص نرگسم هستم از هم لب گرفتیم و یکم خوابیدیم از فرداش هر روز با ندا قرار میذاشتم و می رفتیم بیرون یه روزم بردمش خونه خواهرم پردشو زدم یه ماه بعدش عقد کردیم فرزانه کشیدم کنار گفت این دختره وحشی بازی در نیاریا ؟
گفتم پردشو زدم نگران نباش گفت کجا ؟کی ؟ گفتم همونجایی که تو رو اولین بار کردم گفت خیلی پدرسوخته ای شب اول بعد از عقد هم با ندا خوابیدم و کردم توی کوصش صبح از ندا می پرسید همه چیز خوب بود ؟ آروم میکرد؟ندا گفت آره خوب بود آره پسر آرومیه مهران فقط بار اول وحشی بود اونم چون من نمیذاشتم به زور تا ته کرد چند روز بعدش فرزانه می گفت پس وحشی بازیات فقط برای منه ؟
گفتم کوص تو رو باید وحشیانه گایدش آروم گاییدنش اشتباهه اما کوس کوچولو ندا که خودم افتتاحش کردم خیلی دیگه مونده تا اندازه کوص تو گشاد بشه که وحشیانه گایدن تنها راه لذت بردن ازش باشه .
بعد از حامله شدن ندا که گفتن یه پسره و به پیشنهاد ندا قرار شد اسمش کامیاب بذاریم یه شب ندا بهم گفت ماجرای تو و فرزانه میدونم ،میدونم که حتی از روز اول اونو میخواستی نه منو اما الان می خوام بری بیاریش تا هم حواسش به من باشه هم تو شبها تنها نخوابی فکر کردم داره یه دستی بهم میزنه حاشا کردم گفت مهران بسه میگم همه چیو میدونم بگم بار اول کجا کردیش ؟خونه خواهرت برای فرزانه یه پسر وحشی هستی اونم عاشق همین وحشی بودنته مهران تا همیشه وحشی فرزانه و مهران آروم من بمون باورم نمیشد گفتم دروغ میگی ! برم فرزانه بیارم امشبم با اون بخوابم؟گفت آره گفتم عجب بازم باورم نمیشه گفت برو فرزانه بیار امشب وحشیانه بکنیش باورت میشه رفتم فرزانه آوردم اما انگار اون میدونست گفت بده ؟یه مرد خوش شانسی که اجازه داری با دو تا خواهر بخوابی اما یادت باشه رابطه من و تو فقط شبها توی اتاقه و جلوی نرگس و ندا حق نداری سمتم بیای و بهم دست بزنی گفتم باشه چشم اون شب فرزانه حمام کرد ندا هم حمام داد و بعد از خوابیدن ندا اومد توی اتاق گفت خوشبخت ترین مرد دنیا تویی چون با اجازه زنت می خوای با یه زن دیگه بخوابی اون شب یه جوری فرزانه گایدم صداش تا اتاق جفتیمون که ندا خوابیده بود که هیچ تا خونه همسایه هم میرفت قرص تاخیری خورده بودم کاندوم تاخیری هم زدم از کون هم کردمش که فرداش تا ظهر خواب بود ندا میگفت ضربه فنیش کردی دیگه بلند نمیشه گفتم نترس فرزانه بلند میشه گفت خیلی دوست دارم مهران دیشب می شنیدم ناله های فرزانه رو که داشتی جرش میدادی اما با من همیشه عاشقانه سکس کردی حتی وقتی وحشیانه هم می کردی عاشقانه وحشیانه می کردی گفتم نفهمیدم چی گفتی اما تو برام یه چیز دیگه ای تو واقعا دوست دارم با قلبم و ازش لب گرفتم گفت فرزانه با چیت دوست داری ؟گفتم فرزانه کیرم دوستش داره دیدی چطور هم ازش پذیرایی میکنه ؟خندیدیم و همدیگه خیلی بوسیدیم که فرزانه بیدار شد تا اومد توی آشپزخونه دوتایی بهش خندیدیم گفت چتونه ؟زهرمار ندا گفت مهران پاشو باهاش برو حموم هنوز گیجه رفتیم حمام توی حمام که خیلی با فرزانه آب بازی کردیم و اومدیم بیرون از اون روز تا به دنیا اومدن کامیاب شبها با فرزانه می خوابیدم و جرش میدادم صبح ها هم خودم میبردمش حمام بعد از به دنیا اومدن کامیاب ندا گفت از الان باید منم وحشیانه بکنی مثله فرزانه گفتم تو نمی تونی گفت اشکال نداره هر اتفاقی افتاد تو به کارت ادامه بده گفتم مطمینی ؟گفت آره داشتم وحشیانه توی کوصش تلمبه میزدم جیغ میزد که فرزانه اومد داخل اتاق گفت پارش کردی مهران ندا گفت بذار بکنه بذار جرم بده توی کوص تنگش وحشیانه تلمبه میزدم تا آبم اومد اون هنوز ارضا نشده بود میگفت وای کوصم پاره کردی کوصم جر خورد که فرزانه اومد کیرمو با دستاش مالید تا دوباره راست بشه به منم گفت چوچوله ندا بمالم دوباره راست کردم کردم توی کوصش تند تند تلمبه زدم تا ارضا شد ندا گریه می کرد و می گفت پارم کردی پارم کرد فرزانه اما من هنوز ارضا نشده بودم فرزانه لخت کردم و کونشو لیس زدم و وحشیانه توی کونش تلمبه میزدم به ندا می گفتم بیا ببین فرزانه چه حالی میکنه ؟تا آبم اومد و ریختم توی کون فرزانه که دیدیم نرگس داره نگاهمون میکنه که فرزانه بردش بیرون به ندا گفتم دیدی ؟گفتم نه
گفت چند بار دیگه بکنی مثله فرزانه گشاد میشه گفتم دوست داری مثله فرزانه بکنمت ؟گفت وحشی تر از فرزانه گفتم جر میخوریا ؟گفت کوص ماله جر خوردنه تو باید جرش بدی برام گفتم باشه جرش میدم از اون روز با فرزانه 3 تایی سکس میکردیم تا کم کم ندا هم مثله فرزانه وحشیانه می کردم .
الان ندا بچه دوم بارداره و منم شبها با فرزانه میخوابم فرزانه هم میگه من بچه می خوام گفتم بهش میگی باباش کیه ؟گفت تو دیگه گفتم بچه یه پدر قانونی می خواد گفت مهران من نمیدونم باید منم حامله کنی گفتم باشه حاملت میکنم اما خودت بگو بابای بچت کیه
چند ماه بعد علیزاده با ماشین فرزانه رو زیر کرد و من موندم ندا و نرگس و دو تا بچه های خودم .
اما الان ندا هم وحشیانه میگام حتی وحشیانه تر از فرزانه .
گفت من هیچ وقت باباتو ندیدم یه آشنا واسطه این پول بود راستش همون اول از فرزانه خوشم اومد از اون روز چند بار دیگه رفتم خونه اش که فهمیدم یه دختر 4 ساله بنام نرگس داره و یه خواهر کوچیکتر از خودش بنام ندا که اونم دختر قشنگی بود اما قدش کوتاهتر از فرزانه بود اما پوست سفیدی داشت و پرستار بیمارستان بود اما فرزانه پوستش سبزه بود اما سبزه جذابی بود یا بهتر بگم سبزه سکسی بود چون بیوه هم بود دنبال کردنش بودم بعد از اینکه چندین بار رفتم خونش فهمید که دنبال چی ام گفت آرش باشه اما یه شرط داره گفتم هر چی باشه قبوله گفت باید با ندا ازدواج کنی گفتم عه؟ مگه الکیه ؟شاید اون منو نخواد گفت حتما می خواد که میگم گفتم باهاش حرف میزنم اگر پاسخش مثبت بود قبول می کنم منم از ندا بدم نمیاد فرداش رفتم دم بیمارستان دنبال ندا و رفتیم با هم حرف زدیم فرزانه راست میگفت اون از من خوشش میومد و یه جورایی بله گفت واسه همین دیگه بوس و بغل مجاز شد کلی بوسیدمش خیلی حال داد معلوم بود دختر پر از شهوتی بود به کوص و کونش هم دست زدم که چون بار اول بود سرشو انداخته بود پایین که منم ازش معذرت خواهی کردم که یعنی حواسم نبوده
به فرزانه گفتم قبوله ندا کیس خوبیه اما اگه تو ندی کنسله گفت باشه مهران جان جاش با تو گفتم همینجا نمیشه ؟گفت نه هم بچه هست هم ندا امکان داره یهویی بیاد گفتم باشه اوکی اش میکنم خواهرم آخر هفته ها میرفتن شمال خونشون خالی بود منم فرزانه بردم اونجا وقتی لختش کردم گفتم واااای چه زن سکسی هستی آدم از نگاه کردن بهت سیر نمیشه چه برسه بکنتت دوست دارم همینجوری نگات کنم گفت باشه عزیزم نگاه کن کیرم توی دستش بود و میمالیدش منم کوسشو میمالیدم و ازش لب می گرفتم گفت بده بخورمش کیرمو کردم توی دهنش خیلی حال داد لباشو دور کیرم حلقه کرده بود از ته کیرم تا نوکش می کشید دو سه بار به این شکل سر کیرم کشید که آه و نالمو دراورد بعدش پاهاشو باز کرد فرو کردم توی کوصش مثله وحشیا شروع کردم تلمبه زدن توی اون کوص خوشکل و تپلی فرزانه بدجور آه و ناله می کرد می گفت پسره کونی آرومتر آرومتر آرومتر مثله بابای دیوثت نامرد و وحشی اما من فقط تلمبه میزدم و اون با حرفها و فحش ها بیشتر بهم حال میداد تا اینکه آبم اومد ریختم توی کوصش زد توی گوشم دستاشو گرفتم و ازش لب می گرفتم اما اون فحش میداد گفتم تازه اولشه این کوصو جر میدم گفت به خدا دیگه بهت نمیدم گفتم مگه قراره بازم به بدی ؟گفت به خدا تا هر وقت بخوای بهت میدم تازه داریم فامیل میشیم هر وقت بخوای میدم بهت گفتم از اول می گفتی گفتم این کوصت تشنه کیره گفت آروم آروم بکن که بتونی سیرش کنی خودتم سیر بشی میگن آروم بکن همیشه بکن گفتم آخ جووونم کیرم روی کوصش بود به کوصش میمالیدمش گفتم باشه آروم میکنم اما به محض راست شدن کیرم دوباره شروع کردم تند تند تلمبه زدن گفتم این کوص آروم حال نمیده باید تند تند گایدش پاهاشو دورم حلقه کرد و سفت فشار میداد می گفت دیوث آروم آروم بذار منم طعم این کیر کلفت و سیاهو بچشم انقدر آروم تلمبه زدم که فرزانه ارضا شد منم یکم بعدش آبم اومد خوابیدم کنارش گفتم گند زدی تو حرفات گفتی مثله باباتی میدونستم با بابامم خوابیدی گفت آره خوابیدم بابات دوست شوهرم بود اونم مثله تو دنبال سکس کردن بود باهام انقدر گفت و گفت و گفت تا بهش دادم به دهنش مزه کرده بود و همیشه می خواست شوهرم فهمید نمیدونم چیکارش کرد مثله یه تیکه گوشت افتاده بود روی تخت بیمارستان بعد یکی دو ماه هم مرد اون زمان حامله بودم یعنی مادر شوهرم فهمید منم نتونستم سقطش کنم گفتم یعنی نرگس ؟گفت آره خواهرته تست DNA هم دادیم و بچه بابات بود اون پولم برای نرگس می داد گفتم بابام تا کی می کردت ؟گفت تا همین یه هفته قبل از فوتش گفتم کجا ؟گفت توی ویلا یکی از دوستاش گفتم کی ؟
گفت علیزاده گفتم یعنی دوتایی؟گفت آره گفتم پس علیزاده هم کردتت ؟گفت آره با بابات دوتایی میکردن گفتم علیزاده هم بهت پول میداد ؟گفت بی ناموس دنبال ندا بود اما نمی خوام این مردک دستش به ندا بخوره باشه مهران ؟گفتم خیالت تخت علیزاده هم میفرستم پیش شوهرت نگرانش نباش میخوام از الان فقط خودم بکنمت گفت من که از خدامه درسته وحشی هستی اما دوست دارم مهران گفتم منم دوست دارم از الان اختصاصا ماله منی مخلص نرگسم هستم از هم لب گرفتیم و یکم خوابیدیم از فرداش هر روز با ندا قرار میذاشتم و می رفتیم بیرون یه روزم بردمش خونه خواهرم پردشو زدم یه ماه بعدش عقد کردیم فرزانه کشیدم کنار گفت این دختره وحشی بازی در نیاریا ؟
گفتم پردشو زدم نگران نباش گفت کجا ؟کی ؟ گفتم همونجایی که تو رو اولین بار کردم گفت خیلی پدرسوخته ای شب اول بعد از عقد هم با ندا خوابیدم و کردم توی کوصش صبح از ندا می پرسید همه چیز خوب بود ؟ آروم میکرد؟ندا گفت آره خوب بود آره پسر آرومیه مهران فقط بار اول وحشی بود اونم چون من نمیذاشتم به زور تا ته کرد چند روز بعدش فرزانه می گفت پس وحشی بازیات فقط برای منه ؟
گفتم کوص تو رو باید وحشیانه گایدش آروم گاییدنش اشتباهه اما کوس کوچولو ندا که خودم افتتاحش کردم خیلی دیگه مونده تا اندازه کوص تو گشاد بشه که وحشیانه گایدن تنها راه لذت بردن ازش باشه .
بعد از حامله شدن ندا که گفتن یه پسره و به پیشنهاد ندا قرار شد اسمش کامیاب بذاریم یه شب ندا بهم گفت ماجرای تو و فرزانه میدونم ،میدونم که حتی از روز اول اونو میخواستی نه منو اما الان می خوام بری بیاریش تا هم حواسش به من باشه هم تو شبها تنها نخوابی فکر کردم داره یه دستی بهم میزنه حاشا کردم گفت مهران بسه میگم همه چیو میدونم بگم بار اول کجا کردیش ؟خونه خواهرت برای فرزانه یه پسر وحشی هستی اونم عاشق همین وحشی بودنته مهران تا همیشه وحشی فرزانه و مهران آروم من بمون باورم نمیشد گفتم دروغ میگی ! برم فرزانه بیارم امشبم با اون بخوابم؟گفت آره گفتم عجب بازم باورم نمیشه گفت برو فرزانه بیار امشب وحشیانه بکنیش باورت میشه رفتم فرزانه آوردم اما انگار اون میدونست گفت بده ؟یه مرد خوش شانسی که اجازه داری با دو تا خواهر بخوابی اما یادت باشه رابطه من و تو فقط شبها توی اتاقه و جلوی نرگس و ندا حق نداری سمتم بیای و بهم دست بزنی گفتم باشه چشم اون شب فرزانه حمام کرد ندا هم حمام داد و بعد از خوابیدن ندا اومد توی اتاق گفت خوشبخت ترین مرد دنیا تویی چون با اجازه زنت می خوای با یه زن دیگه بخوابی اون شب یه جوری فرزانه گایدم صداش تا اتاق جفتیمون که ندا خوابیده بود که هیچ تا خونه همسایه هم میرفت قرص تاخیری خورده بودم کاندوم تاخیری هم زدم از کون هم کردمش که فرداش تا ظهر خواب بود ندا میگفت ضربه فنیش کردی دیگه بلند نمیشه گفتم نترس فرزانه بلند میشه گفت خیلی دوست دارم مهران دیشب می شنیدم ناله های فرزانه رو که داشتی جرش میدادی اما با من همیشه عاشقانه سکس کردی حتی وقتی وحشیانه هم می کردی عاشقانه وحشیانه می کردی گفتم نفهمیدم چی گفتی اما تو برام یه چیز دیگه ای تو واقعا دوست دارم با قلبم و ازش لب گرفتم گفت فرزانه با چیت دوست داری ؟گفتم فرزانه کیرم دوستش داره دیدی چطور هم ازش پذیرایی میکنه ؟خندیدیم و همدیگه خیلی بوسیدیم که فرزانه بیدار شد تا اومد توی آشپزخونه دوتایی بهش خندیدیم گفت چتونه ؟زهرمار ندا گفت مهران پاشو باهاش برو حموم هنوز گیجه رفتیم حمام توی حمام که خیلی با فرزانه آب بازی کردیم و اومدیم بیرون از اون روز تا به دنیا اومدن کامیاب شبها با فرزانه می خوابیدم و جرش میدادم صبح ها هم خودم میبردمش حمام بعد از به دنیا اومدن کامیاب ندا گفت از الان باید منم وحشیانه بکنی مثله فرزانه گفتم تو نمی تونی گفت اشکال نداره هر اتفاقی افتاد تو به کارت ادامه بده گفتم مطمینی ؟گفت آره داشتم وحشیانه توی کوصش تلمبه میزدم جیغ میزد که فرزانه اومد داخل اتاق گفت پارش کردی مهران ندا گفت بذار بکنه بذار جرم بده توی کوص تنگش وحشیانه تلمبه میزدم تا آبم اومد اون هنوز ارضا نشده بود میگفت وای کوصم پاره کردی کوصم جر خورد که فرزانه اومد کیرمو با دستاش مالید تا دوباره راست بشه به منم گفت چوچوله ندا بمالم دوباره راست کردم کردم توی کوصش تند تند تلمبه زدم تا ارضا شد ندا گریه می کرد و می گفت پارم کردی پارم کرد فرزانه اما من هنوز ارضا نشده بودم فرزانه لخت کردم و کونشو لیس زدم و وحشیانه توی کونش تلمبه میزدم به ندا می گفتم بیا ببین فرزانه چه حالی میکنه ؟تا آبم اومد و ریختم توی کون فرزانه که دیدیم نرگس داره نگاهمون میکنه که فرزانه بردش بیرون به ندا گفتم دیدی ؟گفتم نه
گفت چند بار دیگه بکنی مثله فرزانه گشاد میشه گفتم دوست داری مثله فرزانه بکنمت ؟گفت وحشی تر از فرزانه گفتم جر میخوریا ؟گفت کوص ماله جر خوردنه تو باید جرش بدی برام گفتم باشه جرش میدم از اون روز با فرزانه 3 تایی سکس میکردیم تا کم کم ندا هم مثله فرزانه وحشیانه می کردم .
الان ندا بچه دوم بارداره و منم شبها با فرزانه میخوابم فرزانه هم میگه من بچه می خوام گفتم بهش میگی باباش کیه ؟گفت تو دیگه گفتم بچه یه پدر قانونی می خواد گفت مهران من نمیدونم باید منم حامله کنی گفتم باشه حاملت میکنم اما خودت بگو بابای بچت کیه
چند ماه بعد علیزاده با ماشین فرزانه رو زیر کرد و من موندم ندا و نرگس و دو تا بچه های خودم .
اما الان ندا هم وحشیانه میگام حتی وحشیانه تر از فرزانه .
نوشته: مهران
13 پاسخ به “کاش میشد دو تا خواهر با هم گرفت …”
وقتی فیلم هندیش می کنید میرینید توش !بابا داستان باید به واقعیت نزدیک باشه که آدم باش ارتباط بگیره ختی اگه واقعی نیس !میرینید واقغها وقتی هزار نت داستانو میچپونید تو یه داستان .
گمشو بابا
فرزانه،نرگس ،نداکی به کی شد!؟کم بزن مغزی واست نمونده
توی اون طویله ای که زندگی میکنیقانونپلیسمجازات وجود نداره؟
تا اونجایی که فرزانه به بابات کص میداده واقعیتهبقیش تخیلات قبل از جقته 😅
مهران جوووون خوار خالی وود هم گاییدی که پسر کم فیلم های تخمی تخیلی ببین کونت بند پاره کرده
خخخ ! آرزو و تخیلات زیاد داشتم و شنیدمم ! اما این دیگه نوبره !
تو فقط بکن کاری دیگه نداری که
ما رو نکنی یوقتی عموووووو 😒
ببینید محرومیت جنسی و افراط در خود ارضایی چی به روزگار روح و روان این بنده خدا آورده
ملنگ خانکُس درستهکوس اشتباههکص اشتباههکوص اشتباههده خط بنویس کس. سکس
بالاخره آرش بودی یا مهران ؟
باباتوتوقبرگائیدم خالی بند 😎