واسه نمره قبولی مجبور شدم کون بدم

با سلام به همه همراهان عزیز سایت بکن تو
ممنونم بابت استقبالتون از داستان های قبلیم
فقط جا داره یه نکته ای رو خدمتتون بگم خاطراتی که من اینجا بازنویسی میکنم ساخته تخیلات ذهنم نیست و واقعا برام اتفاق افتاده. واسه همین طولانیه
اینو به دوستانی میگم که تو داستانای قبلی تو کامنتا گفته بودن ساختگیه.نه من آنقدر قدرت تخیلم بالاست نه خواننده های عزیزمون تا این حد بیکارن که با چرندیات تخیلی گوش بدن
بگزریم بریم سراغ خاطره طبق روال سنت همیشه میگم
کسانی که به داستانای همجنس بازی مردونه علاقه ای ندارن دنبال نکنن

من سال ۹۶ زمانی که فقط ۲۰سالم بود تو کلاس های تخصصی کامپیوتر مربوط به برنامه نویسی c# شرکت کردم و چون تخصصی بود آزمون تو تهران برگزار میشد و امتحانش روز ۵شنبه یکی از روزهای تقریبا گرم شهریور ماه بود من رفتم به محل برگزاری آزمون و طبق روال تیپمم اوکی بود و آزمون به صورت آنلاین و عملی بود یعنی باید یه برنامه ای طراحی میکردیمو اجرا می کردیم و اگه ارور نمیداد قبول بودیم من رفتم تو یه اتاق و به جز خودم ۴نفر دیگم بودن و اونا زودتر از من کارو تموم کردن ناگفته نمونه مسئول امتحان یه آقایی با موهای جو گندمی با تیپی کلاسیک و بدنی ورزیده بود که از لحظه ورودم به اونجا بشدت منو زیر نظر داشت
منم اون روزو یه تیشرت یقه دار جودون کالباسی پوشیده بودم با شلوار اسکینی تقریبا جذب و ونس سفید
بگذریم من برناممو نوشتم و موندم آخرین نفر که برنامم همش ارور می دهد
اومد بالا سرم و با بوی عطر تام فوردش حسابی حواسمو پرت کرد
گفت چرا گیر کردی عزیزم؟
گفتم نمیدونم ایراد کار کجاست مغزم جواب نمیده نگاهی انداخت و گفت جای همه کدای 1 #$5 بزار مشکلش حل میشه
انجام دادم و درست شد نگاش کردمو تشکر کردم گفت قابلی نداشت ولی فقط تشکر خشک و خالی نمیشه و خندید
منم گفتم چشم هرچی باشه جبران میکنم و خداحافظی کردیم و از اتاق درومدم بیرون حدود یک ساعت بعد داشتم حرکت میکردم به سمت مترو که دیدم یه ماشین برام بوق زد برگشتم دیدم همون آقاهس گفت کجا میری؟گفتم مترو گفت میرسونمت بیا بالا.
منم سوار شدم نشستم تو ماشین کولرو زده بود و واقعا حالم خوب شد سرصحبتو اینطور باز کرد که اهل کجایی منم گفتم از کجا اومدم
پرسید ناهار خوردی؟گفتم نه گفت من خونم سمت زعفرانیس اگه مایلی بریم و یه استراحتی بکن و دوشی بگیر و یه ناهاری مهمون من باش امروز و دستشو گذاشت روی پام منم بدون هیچ مکثی گفتم مزاحم نمیشم گفت این چه حرفیه شما نوری مراحمی و یه مالش کوچیک رو پام داد و من قند تو دلم آب شد و لبخند زدم رفتیم سمت خونش دیدم شوگر ددی مخمو زده یه خونه نسبتا مجلل
از امکاناتش بخوام بگم وقت گیر میشه طبقه ۱۰ام خلاصه رفتیم تو هنوزم باورم نمیشد انقدر راحت پا دادم انقدر کیس لول بالایی گیرم افتاده
منو راهنمایی کرد سمت پذیرایی و گفت با نوشیدنی راحتی ؟
منم گفتم خنک باشه.گفت یکمم الکل داشته باشه؟تایید کردم
خوردیم و یکم باهام صحبت کرد و معاشرت و ازم پرسید اگه بخوای میتونی یه دوش بگیری هم خستگیت رفع بشه هم فرش بشی منم خیلی به دوش نیاز داشتم گفتم ممنون میشم منو راهنمایی کرد به سمت اتاق و دستمو گرفت و روی دستمو آروم نوازش کرد و گفت وااای چقدر تو نرمی و منم خندیدم حموم رو نشونم داد و یه اتاق کاملا شیشه ای مثلشو تو فیلمای خارجی فقط دیده بودم گفت تا تو بری حموم منم برات حوله میارم منم لباسامو داشتم در میاوردم که اومد و منو در حال لخت شدن دید من تو اون شرایط تا ب حال قرار نگرفته بودم.ولی به شرم خجالتم غلبه کردم و با اومدنش یه لبخند ملیحی زدم و خودشم که خیلی دلم میخواد صداش کنم با نگاه خونسردش دلم لرزید و واقعا دلم میخواست خودمو در اختیارش بزارم
اما منو یه شکارچی حرفه ای که کار خودشو خوب بلد بود و عاشق عشق بازی با پسرای سفیدی مث لمن بود صید کرده بود
بگذریم تقریبا لخت شده بودم که اومد حوله رو گذاشت رو قفسه و با روی دستش نوک سینه چپمو میمالوند و میگفت
واقعا خسته ای عزیزم از چشمات معلومه و من زل زده بودم تو چشماش موهامو دست میکشید و گفت برو دوش بگیر
منم شورتمو در آوردم و نگاهش کردمو گفتم شما اینجا میمونید؟
گفت اگه اشکالی نداره
من خندیدمو گفتم نه چه اشکالی.
رفتم زیر دوش تو همه این تایم کوتاه زل زده بود نگام میکرد.
من با لوندی تمام بدنمو میشستم
من الان بدنم مو نداره اون موقع که بچه بودم واقعا مث دخترای ۱۴ ساله بودم
و نگاههای قفلیش رو من خیلی حشریم میکرد یه گیلاس دیگه برام ریخت
باورم نمیشد همونجور لخت جلوش ایستاده بودم
اومد جلو حوله رو انداخت روم کلاه حولرم کشید رو سرم و گیلاس مشروبی که ریخته بودو برداشت و گرفت جلو دهنمو منم خوردم
به بهانه خشک کردنم حسابی منو میمالوند و منم انقدر هات شده بودم که فقط نگاهش میکردم.و از مهمون نوازیش لذت میبردم دلم میخواست با همه وجود خودمو در اختیارش بزارم مث فیلمای پورن بغلم کرد و منو برد سمت تخت و تکه دادم به گوشه تخت و اونم اومد کنارم
خیلی نزدیک هم بودیم هم استرس داشتم و هم شهوت اومد جلو پیشونیمو بوسید و موهامو نوازش میکرد و با صدای آهسته گفت اینجا چطوره؟گفتم عالی گفت میتونی ددی صدام کنی و منم گفتم بله ددی
و اومد لباشو گذاشت رو لبام و با ولع کامل لبامو میخورد و همزمان حولمو بازترش کرد تا گردنمو بخشی از کونمو سینه هام در اختیارش باشه.من یه لحظه فاز گرفتم
و در حین خوردن گردنمو لاله گوشم گفتم بسه.خواهش میکنم ادامه ندید این کار خوبی نیست.
انگشتشو گذاشت جلوی لبام و حین بوسیدن و خوردن گردنم آروم گفت نگران نباش ددی نمیذاره بهت بد بگذره و آروم آروم بوسه زنون رفت سراغ پاهام و شروع به خوردن پاهام کرد م ن تا حالا این حسو تجربه نکرده بودم جوری انگشت های پامو میخورد و کون گوشتیمو میمالوند من با حیرت نگاهش میکردم و محو حرکات سکسیش شده بودم
پاهامو باز کرد اومد بالا و لاله گوشمو زبون میزد و زیر گوشم آروم نفس میکشید و گفت تو یه الماسی قدرتو میدونم بیبی من
تا حالا کجا بودی شاه ماهی من؟
منم لبخند میزدم تو یه چشم بهم زدن حولمو باز کرد تو حالتی که روم بود اومد رو کار لبام و لب بازی کردیم صدای ملچ مولوچ موقع خوردن لبام حشریترم میکرد اومد رو گردنم من فقط چشمامو بستم و داشتم لذت میبردم تا رسید به سینه هام سینه های کوچولومو می گرفت دستش و نوک یکیشونو میکشید و یکیشونو گاز کوچیک میگرفت و میخورد آه و نالم بلند شد دیگه خجالت نمیکشیدم دستامو آوردم رو موهاش دست می کشیدم و با لبام پیشونیشو میبوسیدم
و با این کارم حشری تر میشد و با ولع خاصی سینه هامو میخورد.
گفتم خواهش میکنم ادامه بده ددی واقعا دوست دارم و ددی با همه وجود سینه هامو میخورد حس میکردم الان یه دقیقس ارضا بشم و آبروم بره ولی این اتفاق افتاد و من بدون دخالت دست ارضا شدم و ددی بی توجه رفت پایینتر شکمم لیس میزد و میخورد
و بازم رفت پایینتر با دستمال مرطوب که بوی معطر داشت تمیزم کرد و منو برم گردند و گفت داگی بشم و کاری که خواست انجام دادم مرحله ای که عاشقش شدم سوراخ کونمو لیس میزد و کیرمو میمالوند من واقعا هات بودم و آه و ناله هام خیلی بلندتر شدن
مدام میگفتم اووووووووم
یسسسسسسیسیی ادامه بده ددی.ادامه بده خواهش میکنم خیلی خوبه…
و ددی سنگ تموم گذاشت.
بلندم کرد و دستمو گرفت و بوسید منو هول داد تو بغل خودش و لبامو با ولع کامل میخورد یهو نگام کرد و گفت سورپرایز دوست داری؟منم با تعجب گفتم چ سورپرایزی؟
منو برد دنبال خودش به تراس البته تراس که نه خیلی بزرگتر بود مبل راحتی و امکانات خوبی داشت یه لحظه که نگاه کردم دم در بودم و خجالت میکشیدم برم چون رو ب رومون ساختمون بود و می ترسیدم یوقت کسی فیلمی چیزی نگیره یا مارو دید نزنه درسته طبقه ۱۰ام بود چسبید بهم و با مالوندنم منو آروم برد تراس لب نرده ایستادم دوباره لاس زدن و خوردن لبامو گردنم تا پایین همش حواسم بود آه و نالم بلند نشه از لاله گوشم منو میلیسید تا پایین برم گردوند و من رو به ساختمانهای مجاور ددی از پایین کونمو باز میکرد و لیس میزد و اسپنک میزد انگشت میکرد و هرکاری دلش میخواست باهام میکرد و من خیلی داشتم لذت میبردم
و بازم تو اون حالت ارضا شدم و هیچ اراده ای نداشتم که مقاومت کنم. ولی یه لحظه حس تنگی نفس بم دست داد و ضربان قلبم تند تند شده بود و مدام تکرار میکردم:خواهش میکنم بسه…خواهش میکنم.
ولی این پایان ماجرا نبود ددی از پشت چسبید بهم و گردنمو زبون میکشید و سینه هامو میمالوند زیر گوشم گفت امروز توانی برات نمیمونه عزیزم .گفتم نه خواهش میکنم.گفت خواهشت منو هات ترم میکنه و شروع به لب بازی کرد باهام و منو بغلم کرد و برد سمت مبل با همون دستمال مرطوب یه بار دیگه لای پاهامو تمیز کرد و دوباره شروع کرد به خوردنم وقتی رسید به سینه هام گفت همونجور که دلم میخواست سرخ شدن بهش گفتم
لطفا منو بکن.خواهش میکنم.من همه وجودم کیرتونو میخواد.
دستمو گرفت و بلندم کرد و خودش نشست رو مبلو یه کیر تقریبا ۱۵سانتی جلوم بود و دلم میخواست انقدر ساک بزنمو لیس بزنم تا سیر بشم نگاه های حشریش داشت دیوونم میکرد تایم زیادی واسش ساک زدم
گفت بسه و بلندم کرد و برد دم نرده های تراس مدل تراسشون جوری بود که از شکم به پایین نرده و پوشید بود و من سرم معلوم بود به حالت داگی تکیه داد منو به نرده و بعد چرب کردن باسنمو سوراخم تلمبه زدنو شروع کرد اول کیرشو آروم گذاشت دم سوراخم و از پشت سرم گردنمو گوشمو میخورد و سینه هامو با دوتا دستش میمالوند و یکم که جا باز کرد و دردش برام عادی شد با سرعت تلمبه میزد و من بی اختیار آه و نالم بلند شد و ددی مجبور شد پارچه بزاره جلو دهنمو با دستش نگه داره تا من صدام بلند نشه و یکم سرعت تلمبه زدناش کم شد زیر گوشم آروم گفت میخوای ببرمت جای دیگه؟گفتم هر کاری دلت میخواست داری باهام میکنی بازم ادامه بده و منو بغلم کرد و در حین لب بازی منو برد تو خونه و روی تخت ادامه داد انواع پوزیشن هارو روم انجام میداد منو خوابونده بود رو تخت پاهام باز و تلمبه میزد و از اون طرفت کیر شق شدمو میمالوند تا جایی که قبل خودش بازم من ارضا شدم
ازم عرق میریخت بعد تلمبه زدن بلندم کرد و کیرشو آورد جلو دهنم و تو دهنم ارضا شد و من کل آبشو قورت دادم و چند لحظه بهم زل زد و تشکر کرد و رفت دوش بگیره منم پشت سرش رفتمو در اومدم
ناهارو با هم خوردیم و به هزینه خودش برام آژانس گرفت و منو تا شهرمون برسونه
و من خوشحال از اینکه با یه آدم باشخصیت و هات و پر فانتزی رابطه داشتم.
پایان
خاطره مربوط به اواخر شهریور ۹۴

نوشته: فرزاد

بازدید 14,144

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

4 پاسخ به “واسه نمره قبولی مجبور شدم کون بدم”

  1. چرا باید حتما اصرار کنید خاطراتم واقعیهمگه اصلا نگید چی میشهوقتی کسشعر میگید این میشه نتیجششنیدین میگن دروغگو کم حافظه ستاول داستان سال ۹۶ و اخر داستان سال ۹۴

  2. کون دادن مگه هنره که دروغ میگی دیگه کونی چاقال.سال ۹۶رفتی کلاس اونوقت ۹۴ کون دادی

  3. کسایی که تو کامنتا اومدین فوش دادین اولا کسی مجبورتون نکرده این خاطره یا همون داستانو بخونین دوما قبل شروع گفت اگه دوست ندارین نخونین دیگه فوش ندین شخصیت خونوادگیتونم نشون ندین فقط اون اوسکلی که پای میترا حجارو کشید وسطو نمیفهم حالشو و فازشو😅

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید