همسایه‌ی جذاب (۱)

من 36 سالمه 7 ساله ازدواج کردم همسرم 1سال ازم کوچکتره و زن زیبا و جزابیه ولی خب مردها همیشه تنوع دوس دارن منم همینطورم این داستان مربوط به چند ماه پیش میشه و شروع رابطه من با زن همسایه کناریمون که دوست نزدیک خانومم شده اسمش سودابه هست یه زن جذاب و سکسی با اندامی درست حسابی بدون کوچکترین اضافه وزن سینه های 75 و سر بالا باسن به اندازه برجسته نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچیک و چهره زیبا و ناز که هم سن خودم هست تنها ایرادی که میشه ازش گرفت رنگ پوست سبزش هست میتونم بگم اگه سودابه سبزه نبود در حد خوشگلترین بازیگر های سینما بود سودابه هم سن من 36 سالشه از 17 سالگی ازدواج کرده و دوتا پسر داره 14 و 11 ساله، دوستی سودابه با همسرم انقد زیاد شده بود که همیشه من میدیدمش تو خونه خودمون شوهرشم کارگر ساده بود و همیشه سر کار بود سودابه خیلی به خودش و تیپش اهمیت میداد من هر موقه میدیدمش حتی تو خونه ما لباس های خوشگل میپوشید بیشتر شلوار جین های جزب و مانتوهای کوتاه بالای باسن و شال دور گردن همیشه به فرم باسنش چشم داشتم چون مثل همسر خودم زیاد بزرگ نشده بود بعد زایمان هاش شروع جریان ما از جایی شد که همسر من خونه پدرش شهرستان هست و سالی 2 یا 3 بار میره اونجا و 10 روز یا 2 هفته میمونه خونه پدرش یه سری که رفته بود از من خواست گلدون هاشو رسیدگی کنم که من زیر بار نرفتم چون خیلی زیاد بودن اخه یهو خانومم افتاده بود تو فاز گلدون و خونه رو کرده بود جنگل رسما هرچی اصرار کرد قبول نکردم گفت پس یه کلید بزار رو جا کفشی سودی همون سودابه دوستش بیاد گلدون هارو رسیدگی کنه منم گفتم باشه گفت صبح که رفتی سر کار سودی میاد چون تو باشی راحت نیست منم گفتم باشه کلید رو گذاشتم شب موقع خواب نقشه میکشیدم خفتش کنم بهش تجاوز کنم هرجوری باشه باید بکنمش فردا صبح از خونه زدم بیرون بجای رفتن سر کار رفتم تو ساختمون قایم شدم بیرون واحد خودمون تا ببینم سودی کی میره واحد ما بعد از 30 دقیقه دیدم داره میره واحد ما یکم صبر کردم رفتم در واحد رو آروم با کلید دومی که داشتم باز کردم رفتم تو اولین چیزی که دیدم مانتوی سودی بود که آویزون بود تو جا لباسی پشت در حس عجیبی داشتم راستش ترسیده بودم جیغی چیزی بزنه شرفم بره رفتم سمت آشپزخونه دیدم داره چندتا گلدون رو آب میده تو سینگ ضرفشویی پشتش به من بود یه تاپ بندی مشکی تنش بود و یه شلوار جین جزب آبی تتوی پایین پاهاش تو چشم بود خوشکلی باسنش بدجور حشریم کرد هنوز متوجه حضورم نشده بود آروم گفتم سلام یهو چرخید و ترسید گفت وای آقا محمد کی اومدین دستش که رفت جلو دهنش از تعجب زیر بغل ترو تمیز و خوشکلش دیونم کرد گفتم ببخشید چیزی جا گذاشتم گفت میشه مانتوم رو بردارم خجالت میکشید با تاپ بود بند سوتینش و خط بالای سینه هاش دیده میشد گفتم یه لحظه بمون کارت دارم وایساد نگاهم میکرد گفتم چجور بگم سودابه جان سخته گفتنش راستش واسم فقط نگاهم میکرد گفتم من ازت خوشم میاد گفت واه آقا محمد این چه حرفیه من متاهلم دوتا بچه دارم شمام همینجور بعدم خجالت داره واقعا گفتم سودی اگه مجرد بودیم دوتامون نظرت چی بود گفت حالا که نیستیم خواست بره دستشو گرفتم گفت ولم کن گفتم جوابمو بده میزارم بری گفت مجرد بودیم میگفتم بیا خواستگاریم گفتم الان دارم خواستگاریت میکنم دیگه باز خواست بره محکم گرفتمش چسبوندمش به کابینت ها فیس تو فیس گفتم دوست دارم بخدا ترسیده بود گفت تورو خدا ولم کن بخدا جیغ میزنم گفتم میخوای همسایه ها بگن من ترتیبتو دادم شرفت بره گفت این همه دختر مجرد چرا گیر دادی به من گفتم من از تو خوشم میاد رفتم ازش لب بگیرم تا بوسیدم لباشو زد تو سینم محکم دستشو گرفتم میخواست گریه کنه بوسیدم لباشو اصلا همراهی نمیکرد گفت خیلی بی شرفی گفتم امروز باید بکنمت سودی گفت خودمو میکشم کاری باهام بکنی رفتم تو گردنش میخوردم اصلا همراهی نمیکرد دقیقا داشتم بهش تجاوز میکردم به زور درازش کردم کف آشپزخونه و میخوردم گردن و بالای سینه هاشو میخواستم دست کنم تو شلوارش انقد تنگ بود نمیشد از رو جین میمالیدم کسشو تاپشو میخواستم در بیارم نمیزاشت پارش کردم گریش گرفت گفتم سودی اذیت نکن بخدا تمام لباسهاتو پاره میکنم نزاری بکنمت با گریه گفت بخدا جز شوهرم هیچ مردی بهم دست نزده گفتم واسه همین میخوامت قربونت برم تو با من راه بیا اگه بهت حال ندادم بخدا دیگه بهت دست نمیزنم سودی میدونست میکنمش یکم شل شد ولی باز حتی تو لب دادن همراهی نمیکرد سوتینشو در آوردم خوردم سینه هاشو ولی انقد حول بودم زود باز کردم کمر شلوارشو یکی یکی دکمه هارو باز میکردم خواستم در بیارم شلوارشو دستمو گرفت گفت قول بده همین 1بار باشه گفتم تو نخوای دیگه بهت دست نمیزنم با گریه گفت اخه چجور تو چشمای میلاد نگاه کنم شوهرش رو میگفت یکم کونشو بلند کردم کشیدم پایین شلوارشو انقد تنگ بود شورت سفیدشم باهاش در اومد کسش بی نهایت ترو تمیز بود ولی خب قهوه ای رنگ بود میدونستم بدنشو لیزر میکنه کامل که در آوردم شورت رو پاهاشو باز کردم شروع کردم خودمو لخت کردن نگاه سودی کردم چشاشو بسته بود یکم بوسیدم داخل رونهاشو اروم یکم لیسیدم کسشو خودش سرمو با دست زد کنار گفت نخور بدم میاد تعحب کردم کسش خیس نبود هنوز میدونستم کیر من که بدون اقرار میگم بزرگه 18 سانت و کلفت هست توش نمیره اینجور کیرمو گذاشتم رو کسش و میمالیدم از بالای کسش حرکتش میدادم تا نافش میرسید چشاشو بسته بود کسش خیلی کوچیک بود گفتم تو مگه زایمان نکردی انقد تنگو کوچکیه کست با دست خط زیر شکمشو نشون داد فهمیدم سزارین کرده هرچی مالیدم خیس بشه فایده نداشت گفتم چشاتو باز کن کیرمو ببین سودی گفت بدم میاد کارتو بکن میخوام برم گفتم تا نگاهش نکنی نمیکنمش توت گفت تورو خدا اذیتم نکن بیشتر از این گفتم باز کن چشاتو نگاه کرد کیرمو دید جا خورد از بزرگیش گفت وای خدا گشادم میکنی میلاد میفهمه بخدا گفتم فقط امشب بهش نده فردا کست برمیگرده سایز کیر میلاد میشه یکم فشار دادم سخت داشت میرفت توش انگار میخوای دختر اوپن کنی کشیدم بیرون تف زدم به کیرم و دادم توش راحتر رفت تا نصف سودی ناله میکرد با دست جلو دهن خودشو گرفته بود جیغ نزنه بعد 2دقیقه عقبو جلو کردن و ترشح خودش کامل توش بود کیرم دراز کشیدم روش میزدم لباشو میخوردم بعد چند دقیقه دستاش تو کمرم بود زیر بغلشو میلیسیدم انقد کسش بهم داشت حال میداد و خودش لبامو میخورد چندتا تلمبه محکم زدم دیدم پاهاشو حلقه کرده دور کمرم و ارضا شد انقد لرزید و محکم بغلم کرد منم خالی شدم توش همه آبمو ریختم توش لباشو خوردم گفتم عاشقتم سودی تا کشیدم بیرون آبم لای کسش بود باز شروع کرد گریه خواستم بغلش کنم آرومش کنم نزاشت گفت ولم کن رفت دستشویی اومد لباس میپوشید حرف نمیزد باهام گفتم خوشکل خانوم تو که زودتر از من خالی شدی گفت ازت متنفرم گفتم ولی من عاشقتم با نفرت نگاهم میکرد و پوشید رفت منم رفتم سر کار…
ادامه دارد

نوشته: محمد

بازدید 16,715

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “همسایه‌ی جذاب (۱)”

  1. لعنت به هرچی متجاوزهآخه چطور بهتون حال میده وقتی طرف مقابلتون راضی نیست ؟

  2. شما کیبوردت «ذ» نداره آیا ؟ جزاب نداریم «جذاب» درسته . جزب هم نداریم «جذب» درسته .در ضمن بدون اقرار هم نداریم اون «اغراقه» مجید جان دلبندم .

  3. راسا میگی زنت ۱۰ رو دو هفته میره شهرستان اونجا به کسو کارش و دوست پسر قبلیش‌کسو کون میده تو هم اینجا ناموس همسایتو میگایی

  4. ای مردک کثیف متجاوز حیوان صفت لاشی .به نظرت یکی بیاد زن تو رو خفت کنه بهش تجاوز کنه پاره پوره کنه زنت تو خوشت میاد ؟؟؟آهای یارو تنوع و مخ زنی و خیانت با این که کثیف و بد هست شاید بشه توجیه کرد ولی تجاوز دیگه کار خودت که انسان نیستی ، حتی خوک کثیف هم نیستی .

  5. یعنی کیرم تو اون سوادت و درسی که خوندی. جاکش کیبوردت نقطه نداره؟اینهمه کستان نوشتی دریغ از یک نقطه آخر جمله.داستانتم که تجاوز بود رسما. کیرم تو مغز نداشته ات. خانومت شهرستانم میره؟ خبرشو داری کجاها میره

  6. تو که سکس زور رو برای زن مردم میپسندی پس آمادگی داری یه مرد بیگانه هم زنتو بگاد . درست گفنم ای بارک آله

  7. چند خط بیشتر نتونستم بخونمآنقدر تعداد غلطهای املاییت زیاده که نمیشه شمرد و نوشتکاشکی به جای اینکه سرت تو کون زن همسایه باشهچهارتا کتاب میخوندی و زن خودتو جمع می کردیاگه فتیش فحش داری هم باید بهت بگم ارزش فحش خوردن هم نداری بدرد نخور

  8. آخه تو چجور آدمی هستی زن مردم به زور کردی با افتخار میایی میگی آخرم یکی زنتو بدتر از این میگاد تو همون شهرستان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید