سلام داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به چند سال پیشه زمانی که یکی از دوستای اجتماعیم که باهم خیلی خوب بودیم و برای هم پارتنر ردیف میکردیم هم دانشگاهیش به اسم نگین رو بهم معرفی کرد برای آشنا شدن ، نگین یه دختر گوشتی با پوست سفید موهای مشکی سینه های متوسط باسن گوشتی شکم یکم داشت و موهای تا کمر، اوایل بیشتر باهم چت میکردیم و زیاد همو حضوری نمیدیدیم چون خانوادش بهش گیر میدادن چند باری توی ماشین لب بازی و مالیدن سینه و شکمش باهم انجام داده بودیم ولی تا مرحله سکس نرسیده بودیم بعد از یک سال که از رابطمون گذشته بود یک مدت خانوادم ب مسافرت رفته بودن و نگین رو برای ناهار ب خونمون دعوت کردم ، بعد از خوردن ناهار نگین خودش بغلم اومد و از لب بازی شروع شد رابطمون تا جایی که چشماش از لذت لیس زدن بدنش توسط من داشت غنج میرفت کمکم بدنش داغ شده بود و آماده ورود کیر کلفتم بود از خودم بگم که اسمم امین و یه پسر قد بلند یکم هیکلی چشم ابرو مشکی و یه کیر نسبتا کلفت و کمری بسیار سفت بعد از اینکه حسابی برام کیرمو ساک زد نگین از باسن ب سختی کیرمو ب کونش داخل کردم بعد از کلی زخمت داخل شد و به سختی توش میرفت بعد از مدتی گاییدن کونش ارضا شدم و ریختم روی ناف و شکمش ، بعد از یه دوش اساسی دوتاییمون خوابیدیم و بعدش به خونشون رقت نگین شبش بهم یه گیف داده بود که دو تا پسر دارن یه دختر رو میکنن بهش گفتم اینجوری دوس داری گفت روم نمیشد بهت بگم ولی آره خیلی اعصابم اولش خورد شد و سگ شدم و میخواستم بلاکش کنم ولی بعدش آروم شدم و گفتم اوکیه فردا اگه بخوای تجربش میکنی همون موقع به یکی از دوستام گفتم که یه زیدی دارم ک همچین فانتزی داره اگه میخوای تورو بیارم باید سری بعدی زیدتو من بکنم اونم من من میکرد و قبول نمیکرد که منم بیخیال شدم نیم ساعت بعد زنک زد گفت حله فرداش نگین اومد خونمون تا از در اومد بوسیدمش مانتوش رو درآوردم یه تاب بالا ناف مشکی و شرتک پوشیده بود کم کم با لب بازی داغ شدیم تو بغل هم و منم همین موقع پیامک دادم که دوستم بیاد درو براش باز کردم نگین تعجب زده بهش نگاه میکرد گفتم همونه که خودت خواستی دیگه گفت بریم منو تو اتاق فقط نگاه کنه من شروع کردم لیس زدن گردن بعد سینه هاشو و بعد گودی نافش رو زبون میکشیدم یهو دیدم دوستم سر نگین رو گرفته و داره کیرشو میماله به لباش نگین هم شروع کرده بود ساک زدنش خلاصه نگین تو محاصره دوتا پسر داغ وحشی بود که همزمان در حال خوردن و بدنش و فشار دادن کیر توی دهنش به صورت نوبتی بودن اول من نگین رو داگ استایل گذاشتم و شروع کردم فشار دادم توی کونش دوستمم داشت ازش لب میگرفت و ناله های نگین کل خونه رو پر کرده بود آروم آروم شروع کردم کردنش دوستتم دهنشو می گایید و بعدش جا عوض کردیم تا لحظه که اول دوستم خالی شد رو سینه هاشو و بعد منم توی نافش ریختم
ادامه دارد…
ادامه دارد…
نوشته: امین فانتوم
10 پاسخ به “نگین خمیری و دو بدن داغ (۱)”
کسشر
گوه نخور بابی شرفای بی غیرت
دختر باکره برای بار دوم راضی شده تریسام بزنی.خیلی کسخلی که فکر میکنی توهماتت رو کسی باور میکنه.
خوبه عصبانی شدی و براش جور کردی وگرنه ننشم میگاییدی🤣🤣
کس شر چرا میگی کونی اول میگی خیلی نمیتونستی ببینیش بعد میاد برا ناهار و هرروز بعدش میاد برا دادن خو کیر مسلمو ام ابول توکونت لااقل میخوای دروغ بگی یه چیزی بنویس کسی فکر نکنه کس خلی اخه
گاهی وقتا به این فکر میکنم که اگه میشد از کصشعر پول درآورد، بچههای بکن تو روزی دوتا شیخ اماراتی رو میکردن!!!تو که نوشتی و ما هم که خوندیم و وقتمون هم که گاییده شد، اما، کیرم تو حلقت اگه حتی یک کلمهش دروغ بوده باشه!رو لوزههات حسش میکنی، نه؟
ننویس خب؟
ساختع های ذهنه یه جقی😂😂
هول هولکی نوشتی قبلش آبش نیاد خروس
من کنجکاو شدم ببینم نگین خمیری یعنی چی؟فامیلیش خمیری بود؟ یا اینکه با خمیر بازی درستش کردین؟ یا خمیر گیر نونوایی بود؟