نمیدونم چه اسمی باید روی این تجربم بذارم

دقیقا یادمه شونزده سالم بود هیکلم درشت بود و کون و سینه برجسته ای داشتم پسرا توی راه مدرسه بهم میگفتن جووون چه گوشتی حتی بعضی از دخترای سلیطه کلاس بهم می گفتن جون به این کون خوشگل و چند باری زنگ تفریح دو تا از اون دخترا توی کلاس خفتم کردن و نوبتی از پشت بغلم میکردن و به کونم می جسبیدن و از پشت پسونامو می گرفتن می گفتن جووون چه آرامشی هستی ماهور کم کم خودمم از این کار خوشم میومد که از پشت به کونم بچسبن یکی از اون دخترا که اسمش راحله بود انگشتم می کرد می گفت جووون پسر بودم هر روز از کون می کردمت گفتم منم هر روز بهت کون میدادم کم کم با راحله دوستای صمیمی شدیم و یه بارم اومد خونمون با هم رفتیم حمام و لخت کونمو دید کلی چنگش زد تا چند وقت جای ناخن هاش مونده بود تا اینکه یه روز که مشغول جارو کردن اتاقم بودم داداشم مانی از پشت چسبید به کونم می گفت ماهور به خدا کاری نمی کنم فقط می خوام بهت بچسبم که برعکس راحله یه چیز درازی روی کونم حس کردم تلاش می کرد بذارتش لای کونم صدای نفساش خیلی قشنگ بود و بهم حس خوبی میداد از اون روز دیگه تا یه جا تنها گیرم میاورد می چسبید بهم تازه خودم بهش گفتم که سینه هامم بگیره یه روز که منو مانی تنها بودیم بردم توی اتاقش روی تخت خوابوندم گفت می خوام بخوابم روت مانی لاغر بود منم قبول کردم یواش یواش شلوارمو تا نصفه کشید پایین کیرشو از روی شورت لای کونم میذاشت که گفت سر کیرش زخم میشه و شلوار و شورتمو کشید پایین و کیرشو لای کونم گذاشت میگفت جوووون چه کون گنده سفیدی مثله یه تپه برفیه لای کونم باز کرد گفت چه سوراخ خوشگل صورتی کیرشو توی سوراخ کونم کرد گفت چه داغه سر کیرم سوخت یه فشار محکم داد که جیغ زدم گفت باشه باشه فقط میذارم لاش از اون روز همیشه شلوار شورتمو تا نصفه پایین می کشید کیرشو توف میزد لای کونم میمالید و آبش که می خواست بیاد کیرشو می کرد توی شلوارش آبش می ریخت توی شلوارش می رفت حمام این کار مانی هم خیلی بهم حال میداد تازه کیر یه پسرم از نزدیک دیدم حتی بهش دست زدم با راحله فیلم سوپر زیاد دیده بودم از کون دادن دخترا اما دیدن کیر واقعی اونم از نزدیک یه چیز دیگه بود البته کیر مانی به اندازه کیر اون مردهای توی فیلم سوپر نبود باریک و کوچولو تر بود
کم کم تمام پسرای فامیل تا منو یه جا تنها گیر میاوردن از پشت بهم می چسبیدن انقدرم ذوق می کردن که اجازه میدم بهم بچسبن از همه بهتر محسن بود که کیرش مثله همون مردای توی فیلم سوپرا بود دوست داشتم یه مرد با یه کیری مثله همون مردا بکنه توی کونم دیگه جووونی بود و جهالت منم عواقبشو نمی دونستم چون اون دخترا با خنده و شادی و لذت کون میدادن راحله میگفت تو کونت مثله الکسیس میمونه گنده و حشری کنندست 18سالگی با محسن عقد کردم یه روز بعد عقد بردم خونه دایش که رفته بودن خارج از کشور و اونجا بود که فهمیدم ای داد بر من این کیر کلفت دراز قراره تا ته بره توی کونم و محسنم بدجور حشری بود کیرشو داد بخورم که توی دهنم جا نمیشد به کونم روغن زد و آروم آروم فرو کرد توی کونم و منم گریه می کردم و التماس بهم می گفت نفس عمیق بکش زیاد زر بزنی یهو تا ته می کنم کونت پاره بشه انقدر درد داشت که دو تا از دندونام از بس بهم سایدمشون خرد شدن تا اینکه کل کیرشو توی کونم جا داد می گفت جوووووون ارزششو داشت عجب کونی میکنم کاش میشد فیلم کردن کونت توی دنیا پخش کنم تا همه بفهمن آقا محسن چه کونی فتح کرده و آروم آروم شروع کرد تلمبه زدن توی کونم انصافا هم آروم آروم تلمبه میزد برام اما کیرش کلفت بود حتی شب عروسی هم با کاندوم اول از کون کردم بعد از کوس کرد پردمو زد بهم می گفت شلوار پارچه ای بپوش بدون شورت و بهم می چسبید می گفت من از این کون خوشگلت سیر نمیشم اجازه نمیداد شلوار جین بپوشم میگفت جلب توجه زیادی میکنه کونت انقدر از کون می کردم که دنبال یه نفر بودم که از کوس بکنه بهشم می گفتم از کوس بکنه می گفت مگه این کون خوشگلت میذاره؟ راست می گفت دو بار از کون می کردم دیگه جونی برای کردن از کوس نداشت به راحله درباره سکسم با محسن گفتم به شوخی گفت داداشم هست مجرده بیاد بکنه توی کوست؟ گفتم آره بگو بیاد به خدا الان در شرایطیم که هر انسان نری بیاد بهش کوس میدم گفت تقصیر خودته کون به اون نرمی و سفیدی و خوشگلی داری بایدم کوست کپک بزنه اتفاقا شوهرم فقط یکی دو بار از کون خواست منم شقاق زدم دیگه نخواست راحت کوس میدم لذتشو میبرم شوهر راحله اسمش غلام بود خیلیم هیز بود همیشه سنگینی نگاهشو حس می کردم برادرشم اسمش مجید بود پسر خوبی بود خنده رو و شاد راحله باردار بود چون مادر شوهر نداشت خودشم مادرش قبلا فوت کرده بود جز منم کسی نداشت من رفتم برای زایمانش چون بچه اولش بود و لگنش کوچیک بود دردهای عجیب غریبی داشت یکمم فشار خونش بالا بود دکتر هم یکم ترسیده بود گفت بذارید چند روزی تحت نظر باشه تا قبل از زایمان که اگر اتفاقی افتاد سریع تر بهش رسیدگی کنن شب اول دوم خودم بالا سرش بودم بعدش شوهرش غلام اومد تا من برم خونه غلام به راحله گفت مجید هم اومده خونه خوابه که فردا اون بیاد البته مردا راه نمیدن توی بخش زنان توی سالن انتظار بخش می شینن اگر کارشون داشته باشد صداشون میکنن
دلم می خواست برم خونشون به مجید کوس بدم هم دوست داشتم هم می ترسیدم توی همین فکرا بودم که دیدم دم خونه راحله ام نمیدونم چی شد زنگ هم زدم اما کسی در باز نکرد چند بار دیگه هم زدم که بدون اینکه بپرسن کیه در باز کردن رفتم داخل نمیدونم چم شده بود اختیار کارهام دست خودم نبود مجید با یه رکابی و شورتک با چهره خواب آلود مات و مبهوت نگاهم می کرد چشماشو میمالید فکر می کرد خوابه گفتم خواب نیستی واقعیم گفتم لباسهام کثیفن میخوام عوض کنم رفتم یکی از لباس بارداری های راحله بپوشم که توی تنم نمی رفت گفتم خاک تو سرت راحله
مانتومو کندم و با یه تاپ و شلوار پارچه ای بدون شورت شروع کردم به تمیز کردن خونه مجید رفت دوباره خوابید رفتم توی اتاق دیدم خوابه بیدارش کردم گفتم پاشو کمکم کن پا نمیشد خودمو الکی انداختم روش بلندم نشدم وزنمم از اون بیشتر بود گفت بلند شو له شدم به خدا له شدم گفتم چته؟ باید از خداتم باشه زیر این همه گوشت له بشی نمیدونم چی شد دستمو گذاشتم روی کیرش و بهش لبخند میزدم گفت دستتم سنگینه به خدا لهش کردی گفتم چته تو؟ چقدر داد و بیداد میکنی؟ اونی که باید داد و بیداد کنه منم نه تو گفت تو افتادی روم بایدم داد و بیداد کنم من که نیفتادم روت گفتم خب بیفت روم به خدا اگه من صدام دراومد با یه چرخش آوردمش روی خودم کثافت از همون اول پاشو گذاشت وسط پام و به کوسم میمالیدش منم هول شدم بوسیدمش اونم شروع کرد ازم لب گرفتن هیچ کدوم حرفی نمیزدیم فقط شهوت بود که اختیار رفتار مارو به دست گرفته بود به خودم اومدم دیدم لختم مجید زانو زده کنارم دارم کیرشو می خورم گفت داگی شو بکنم توی کونت میدونم متاهلی به کوست کاری ندارم گفتم نه کون نمیدم از کوس بکن یه جوری با بغض و شهوت بهش گفتم که بنده خدا قبول کرد گفت پس به پهلو دراز بکش پاهاتو بکش توی شکمت پوزیشن عجیبی بود ندیده بودم اما با این پوزیشن کوس و کونم میزد بیرون و گشاد تر میشد کیرشو کرد توی کوسم یه جووووونی گفت من ترسیدم و مثله وحشیا توی کوسم تلمبه میزد منم از لذت و خوشی صدام در نمیومد که یهو یکی گفت مجید دیوث چیکار میکنی؟ دیدیم غلامه مجید گفت خودش اومد گفتم غلام به هر دوتون کوس میدم کوسم تشنه کیر هر دوتونه مجید دیوث بکن وسط حال کشیدی بیرون مجید دوباره شروع کرد کردن غلامم لخت شد اومد کیرشو کرد توی دهنم منم با ولع زیاد براش می خوردم تا اینکه مجید آبش اومد و ریخت توی کوسم فوری کشید بیرون غلام کرد توی کوسم خیلی خوشم اومد هر دوشون کیر کلفت بودن مثله محسن مجید داشت منو غلام نگاه می کرد منم دیگه داشتم ارضا میشدم غلام با حرفای سکسی شهوتشو بیشتر می کردم تا تندتر بکنه تا اینکه آبش اومد و ارضا شدم اومدم بلند بشم مجید گفت کجا؟ داگیم کرد کرد توی کونم و شروع کرد تلمبه زدن گفت چه کونت گشاده تا حالا به چند نفر دادی؟گفتم شوهرم فقط از کون میکنه اونم دوبار دوبار غلام گفت حق داره منم دنبال کردن کونت بودم غلام کیرشو گذاشت دهنم گفت اینو بخور تا یه حال اساسی بهت بدیم بعدش گفت مجید بکش بیرون بلند بشه غلام خوابید گفت بیا بشین روی کیرم بکنمش توی کوست و منو بغل کرد و سفت گرفت مجیدم کیرشو کرد توی کونم نوبتی تلمبه میزدن با این کار لذت بیشتری بردم دو تا کیر همزمان داخلم بود تجربه جذابی بود بطوریکه اون یه هفته هر روز همین جوری به غلام و مجید میدادم تازه طعم واقعی سکس چشیده بودم.
هیچ وقت فکر نمی کردم سکس همزمان با دوتا مرد انقدر لذت بخشه شایدم برای من اینجوریه دیگران خوششون نیاد اما اینجا از تجربیاتمون میگیم من دوستش داشتم هر چند بعدها بیشتر با غلام سکس می کردم چون مجید رفت شهرشون و ازدواج کرد و دیگه نیومد.

نوشته: ماهور

بازدید 10,492

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “نمیدونم چه اسمی باید روی این تجربم بذارم”

  1. نمیدونم چرا هرچی داستانت رو میخوندم فکر میکردم هیکلت مثل نعیمه نظام دوست باید باشهولی اگه رژیم عوض شد میتونی پورن بازی کنی چن نفر رو همزمان حریفی

  2. آی لاو ترنس میانگین آیکیو کل کاربران بکن توو یه تنه 85 درصد آورد پایین ، خدا قوت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید