نمیدونم چرا معجزه همیشه برای زنها بچه است!

سامی شاگرد مغازم بود پسر خوشگلی بود و متخصص انداختن جنس به دخترای جوون بود خوبم میفروخت
با هم صمیمی شده بودیم دیگه که فهمیدم اونم مثله من بکن تو داستان می خونه کم کم فهمیدم به داستان های گی علاقه داره و فقط اونا را میخونه از اون زمان دیگه نگاهم بهش عوض شده بود خودمو بهش میمالیدم اونم میگفت بیا بکن دیگه اون روز برای ظهر در مغازه بستم به بهانه چیدن جنس جدید و فروش ویژه برای شب عید فطر بردمش توی آبدارخونه مغازه گفتم دیگه داستان لازم نیست بخونی از الان خودم عملیشو برات انجام میدم و کشیدم پایین گفتم بخورش خوشگل پسر اولش گریه کرد و گفت نه نکن این کارو مهیار گفتم نخوری میرم به همه میگم من سامیو کردم اما اگر بخوری هیچ کس نمی فهمه تو هم که دوست داری بخورش بخورش به خدا حقوقتم اضافه میکنم گفت نمی خورم اما روغن بزن بکنش توی کونم گفتم آخ جون روغن زدم و شلوار شورتش کشید پایین خم شد کون خوشگل سفیدشو انداخت جلوم منم کردم توش که چه لذتی داشت خیلی تنگ نبود اما گشادم نبود تلمبه زدم دیدم چه حالی میده تند تند تلمبه میزدم فحش میداد مادر جنده خواهرتو میگام یواش منم میگفتم قربونت برم عزیزم الان آبم میاد تحمل کن خوشگل من و تلمبه میزدم واقعا لذت محض بود تا اینکه آبم اومد و ریختم توی کونش خیلی حال داد از اون روز به بهانه های مختلف توی مغازه می کردمش خیلی حال میداد با اینکه متاهل بودم اما کردن کون سامی یه لذت دیگه ای داشت حقوقش از همه شاگردای مغازه های دیگه بیشتر بود چون بهش قول داده بودم اونم خوب کون میداد و هر چقدر منیژه زنم کون بهم نداده بود سامی برام جبران کرده بود تا اینکه هر روز پررو تر میشد و پول بیشتری می خواست منم چند بار ازش فیلم گرفتم و گفتم میرم به همه میگم کونی و من کردمت که کوتاه اومد و سر یه مبلغی توافق کردیم که هم بکنمش هم فقط اون مبلغ بگیره و پول اضافه برای مناسبت های خاص بود مثلا اگر زنم نبود سامیو میبردم خونه و شب پیشم می خوابید و تا صبح بهم میداد تازه اگر حسابی حال میومدم بهش یه پولی اضافه میدادم تا اینکه فهمیدم خواهر بزرگش ظهره چند باری که جنس جدید آورده بودیم توی اینستا دیده بود اومده بود برای خرید که فهمیدم بیوه است اما پا نمیداد میگفت فقط صیغه با 10 تا سکه برای 3 ماه که قبول نکردم و با سامی حال می کردم که به سامی با فیلم های کردن کونش فشار آوردم که با خواهرش حرف بزنه حداقل 5 سکه که بعد یکی دو هفته قبول کرد و صیغش کردم انصافا زهره هم خیلی حال میداد بخصوص اینکه اونم از کون می کردم به همه گفتیم زهره هم فروشندست و اونم دوست داشت کار فروشندگی کردن تازه از لباسهای مغازه هم می پوشید و این باعث فروش بیشتر ما شده بود و منم برای جایزه سامی میذاشتم پشت دخل مغازه زهره پشت مغازه می کردم خیلی حال میداد گاهی خواهرو می کردم گاهی برادرشو اما انصافا کون سامی یه چیز دیگه بود چون کون زهره معلوم بود مردای زیادی کردنش همیشه هم التماس می کرد بکنم توی کوسش تا بعدا بخواد به بهانه حاملگی تلکه کنه که هیچ وقت از کوس نکردمش فقط از کون می کردم اما چندین بار به سامی هم میگفتم کون خواهرت 5 تا سکه نمی ارزید نهایت یه سکه من اشتباه کردم کون تو 5 تا سکه می ارزید اما کون خواهرت نه گفت گشاده؟ گفتم گشااااااااد قبلا به چندین نفر داده معلومه فقط شوهرش نبوده زهره اصرار می کرد یه شمال بریم که با سامی و زهره رفتیم که زنیکه شراب هم آورده بود میگفت شمال بی مست بازی خوش نمیگذره از عصر خواهر و برادری مست کرده بودن چه جلف بازیا که در نیاوردن که رفتیم توی اتاق و سامی در بست و لخت شد گفت امشب همه چی آزاده مهیار لخت شو بریم سراغ زهره لخت شدم زهره لخت کردیم فقط فحش میداد میگفت دیوسا چند به یک؟ می خواین پارم کنید؟ سامی گفت امشب قراره جر بخوری ضجه بزنی از خوشی دیوث زهره داشت کیر منو سامی نوبتی ساک میزد که سامی رفت کیرشو کرد توی کوسش و شروع کرد تلمبه زدن میگفت مهیار می خوای بدونی کی گشادش کرده؟ کوس و کون این جنده خانمو من میگایدم که گشاد شده گفتم نه جز تو خیلیا دیگه هم بودم مگه نه زهره که گفت اوهوم گفتم کیا؟ که سامی نذاشت بگه داگیش کرد و توی کوسش تلمبه میزد میگفت باید کوسشو بکنی تا طعم شیرین سکس به یه زنو بچشی نه کونشو گفتم من کوس نمی کنم شر میشه گفت نترس زهره بچه دار نمیشه گفتم واقعا؟ گفت با خیال راحت بریز داخل کوسش تا بفهمی چه لذتی داره زهره می گفت کوسم ماله جفتتونه پارش کنید جرش بدید با کیراتون دو تیکش کنید که سامی آبش اومد و ریخت توی کوسش و به منم گفت بیا بکن نترس و منم کردم توی کوس ظهره و شروع کردم تلمبه زدن زهره می گفت جوووووون همینو می خواستم دوست داشتم کیرتو توی کوسم حس کنم بکن مهیار من بکن واقعا لذت بخش بود کوسش اما بار اولم بود آبم زود اومد و ریختم توی کوسش گفتم حالا که انقدر حال میده سامی امشب تا صبح کوس می کنیم و با سامی یا کیرمون توی دهن زهره بود یا توی کوسش که نفهمیدم کی خوابم برد صبح که بیدار شدم سامی خواب بود با زهره رفتم حمام و صبحانه خوردیم که سامی بیدار شد گفت دیوثا دوتایی رفتید حمام؟ پس من؟ گفتم این زنه منه ها یه دیشب همه چیز آزاد بود نه هر روز گفت از الان زهره با من شریکی فهمیدی؟ چسبیدم بهش گفتم تو و زهره هر دوتون ماله منید و با هم رفتیم حمام و اونجا از کون کردمش گفتم باشه از الان دوتایی با زهره می خوابیم که ماه آخر اومد گفت من حاملم تست دادم بچه ماله توعه مهیار گفتم مگر نازا نبودی؟ گفت دکتر گفته معجزه شده
الان هیچ جوره هم کوتاه نمیاد بچه بندازه
سامی هم آب شده رفته توی زمین
کسی راه حلی برای این مشکل نداره کمکم کنه؟؟؟؟
نوشته: مهیار

بازدید 13,084

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “نمیدونم چرا معجزه همیشه برای زنها بچه است!”

  1. بزار شکمش بیاد بالابعد دوباره ببرش شمالمستش کنچند نفر اجیر کن بهش تجاوز کنناینقدر بکننش تا بچش بیوفته

  2. زیاد افیون میزنی یا شاگرد مغازه بدجور هشته کونت ازاسم داستانت معلومه این دوتا یکیش روت اعمال قانون شده تازه افیونم زده باشی خالیت نشده کونت گذاشته صدرصد شک نکن

  3. ببخش منو تاجایی خوندم که دروغ مسخره ای رو که برای هورنی تر شدن داستانت گفتی اول میگی که به یک چشم دیگه نگاش میکردم . خودمو میمالوندم بهش میگفتم بهم بیا بکن تنها یک خط پایینتر کشیدم پایین گفتم بخور زد زیر گریه نکن مهیار و …آخه هیچ وقت اینجوری به شعور کسی توهین نکن حتی تویی که آرزوی یک پسر خوشگل نوجوان به دلت مونده مجلوق

  4. باید پای عواقب کاری که کردید بیایستید و مسئولیتشو بپذیرید…نمیشه که فقط یه خانم بابت این کار تحقیر بشه

  5. اینم عقد کن بعد زن اول ودوم وسامی رو ببر تو مغازه سه تا تیغه بکش وسه تا تخت و کلاه کوسکشی هم بزار سرت و بشین ژتون بفروش وابجی جوون وبیوه هم داری بیار کمکی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید