مهدی و دختردایی

سلام دوستان خوب هستین من مهدی هستم ۱۷ ساله از تهران با یه قد و هیکل نرمال و یه خانواده معمولی ۴ نفره با یه خواهر ۱۲ ساله و داستان در مورد من و دختردایی عزیزم به نام الینا هست که الی صداش میکنیم معمولا اونم ۱۷ سالشه و دوتا خواهر داره یکی دوساله و دیگری ۱۲ ساله هستن و ما خونمون نزدیکه با فاصله ۵ کوچه و اولین قسمت مربوط میشه به ۲ سال گذشته که برای عید قربان بود که ما و دایی دیگه ام رفتیم خونه داییم بابای الی و ما یه پسردایی داریم از اون یکی دایی که اومده بود کلا باهاش مشکل داریم آدم ناجور یه ۱۲ سالشه ولی اصلا نمیدونم چجوریه هی کرم میریزه اذیت میکنه و… خلاصه تو حیاط دوتا گوسفندارو سر بریدن و اونجا با پسرداییم بحثم شد منو الی رفتیم تو خونشون نشستیم بقیه حیاط بودن و قبل از اون منو الینا باهم دوست پسر و دختر بودیم و هنوزم هستیم و اینکه یه پیشنهاد دادم به الینا درسته اطلاعاتم کافی نبود ولی در حد ساک و کص خوری بود آقا ما بهش گفتیم اینم گفت شاید کسی بیاد ببینه منم درو قفل کردم و من لخت شدم با کیر ۱۲ سانتی و الینا یه مدتی تمرین مییکرد با کیرم خوب شده بود ساکش و ساک زدو آب ما اومد و خالی کردم تو حموم و الینا هم دراز کشید جلو در حموم و کصشو خوردم شاید باورت نشه ولی کصش بهترین کصی هست که تابه عمرم تو گوشی دیدم پشمای کصش تازه زده بود یکم نوکشون تیز بود ولی خوب باید میخوردم کلی آب ازش اومد و اونم یهو ارضا شدو سریع رفتیم تو حموم آبش بریزه اونجا خلاصه در حموم باز گذاشتیم لباسا گذاشتم جلو در و باهم لخت رفتیم تو حموم و آبو کم باز کردم صدای اومدنشون بشونم اگر بیان سریع جمع کنیم و خوشبختانه که تا تموم کردیم نیومدن کلی لب گرفتم ازش و اون روز تموم شد و ما همینجوری یک سال رو گذروندیم تا اینکه تو تایم وسطای مدرسه و امتحانات بودیم که پدربزرگ سمت مادری فوت شد واویلا اونم شهرستان بود و باید همه میرفتیم و چون امتحان بود و شرایط رفتن بچه ها نبود اینا با دوتا ماشین رفتن و الینا و آبجی کوچیکتر از خودش اومدن خونه ما و قرار بود اون پسرداییمونم بیاد ولی بخاطر اینکه ما نمیتونیم باهم سر کنیم بردن باخودشون و مکان واسه منو الینا اوکی بود و ما صبح رفتیم مدرسه امتحان دادیم و برگشتیم و خواهرمامونم تو مدرسه بودن تا ساعت ۲ و ساعت ۱۰ بود ما خونه بودیم خلاصه بهش گفتم اونم قبول کرد لخت شدیم قشنگ واسم ساک میزد و منم کصشو خوردم و گفتم نظرت چیه یبار سکس کنیم از پشت گفت میگن درد داره منم گفتم کیرم کلفت نیست که فقد درازه بعد آروم اروم میکنم اونم اوکی داد و من کرم برداشتم انگشتم رو کردم تو کونش و بعد یه دیقه دوتایی و ستایی کردم قشنگ گشاد کرده بود با آه و ناله ساعت تقریبا ۱۱ بود و من کیرمو خیس خیس کردم تو کونش با یه ناله بلند رفت توش و اروم اروم کردم تا اینکه تقریبا کل کیرم توش بود کون تپلش داشت عین ژله میلرزید و گفتم من بخوابم رو تخت تو بالا پایین شو گفت باشه خلاصه بالا پایین شد و آبم داشت میومد سریع دراوردم گفتم میخوری گفت تست میکنم و کیرم گذاشت دهنش و یکم عقب جلو کرد آبم کامل خالی شد دهنش گفت بدمزس ولی خوب دهنشو شست و اومد رو تخت باهم دراز کشیدیم تا ساعت ۲ بود که صدای زنگ اومد بچه ها دیگه اومدن و میخواستن لباسا عوض کنن برن کلاس زبان و اومدن پوشیدنو رفتن سریع دوباره من کردم تو کون الینا که گشاد بود دیگه راحت کردمش و پوزیشن عوض کردیم تا آبم ریختم رو سینش و رفتیم حموم باهم قشنگ بدنشو شستم و ماساژش دادم برا شب آماده باشه و خشک کردیمو همونطور لخت رفتیم یه شیرموز درست کردمو خوردیم به الینا گفتم فردا که تعطیله امشبو بریم اتلق مامان بابام بخوابیم توام این شلوارکت بپوش با یه سوتین همین بچه هام چیزی نمیگن و یه شلوارک هست که تا زیر کونشون میاد اونو پوشید و الینا اون موقع با لیزر آشنا شده بود و لیزر میکرد و پاهاش و کونو کصش تمیز تمیز بودن منم که با موبر میزدم و خلاصه شب شدو شام خورده بودیم ساعت ۱۲ بود که بچه ها خسته رفتن و تو اتاق ما خوابیدن منم گفتم وقت وقتشه بریم اتاق مامان بابام و رفتیم نشستیم درم قفل کردیمو الینا گفت یه چیزی بهت بگم من یادم نبود که بگم بهت من پردمو عمل کردم چند سال پیش و یعنی پرده بکارت نداشت و منم تو کونم عروسی بود و گفتم باشه بیا زیر تختو بگرد ببین اسپری تاخیری پیدا میکنی یا نه گشتیم گشتیم که بالا کمد لباسا پشت یه ساک پیدا کردم و برداشتمش اول نشستیم رو تخت و پاهاش الینا رو شونم بود آروم کردم توش و آه و نالش شروع شد گفتم حواست باشه بچه ها هستن آروم باش و یکم که کیرم خیس شد دراوردم چند پیس اسپری زدم روش یکم بی حال شد و رفتیم رو کار بگم با ده تا پوزیشن رفتیم دیگه آخرش خسته بودیم پاهامون توهم قفل بود جفتمون عقب جلو میشدیم که من حس کردم داده میاد و بهش گفتمو که بریزم توش گفت کصخلی عشقم؟ گفتم قرص اورژانسی گفت نریز خطری اگر حامله بشم بدبختیم منم قبول کردم ریختم تو چند تا دستمالو پرت کردم از پنجره بیرون و کلی لب گرفتیمو همونجور خوابیدیم تا صبح

بقیه داستانو اگر خواستید بگید

نوشته: مهدی

بازدید 8,535

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “مهدی و دختردایی”

  1. پسرجان بزار اول شاشت کف کنه بعد کسشعر تفت بده…دختردایی هاتو گذاشتن پیش تو رفتن؟؟کدوم خانواده ایرانی این کارو می‌کنه…بعدش دختردایی بچه سالتو ازجلو خواستی بکنی نداشت توهم گفتی قرص اورژانسی بخور…ریدم تو داستانت کص مخ

  2. اآرزو بر جوانان عیب نیست .اگر همبا دختر داییت سکس کردی و اون گفته تو عمل پردشو زدن مثل خودت دروغگوئه چون جنده خانم قبل تو به بقیه کص داده و اون زنداییه جندت هم میخواد دختر جنده تر از خودش رو بندازه گردنت واسه همین گذاشته بیان پیش توی جقی دول کوچولو

  3. نمیدونم شاید تو تصور میکنی این نوع رابطه برای خودت خیلی جذابیت داره ولی اصلا برای ما هیچ جذابیتی نداره که می‌آیید تعریف میکنید ، البته کمی بزرگتر که بشین خودت متوجه میشی . حتی وروغ هایت اگر واقعیت هم داشت ، باز هم جالب نیست و چیزی نداره که ارزش تعریف کردن داشته باشه . واقعا نمیدونم ،مگه کسی هم هست که از این نوع اتفاقات خوشش بیاد . نه هیجانی داشت و نه نکته * ای که چیزی یاد بگیره کسی ، پس چرا وقت ما و دیگران و میگیرید که این اراجیف و تعریف کنید ؟

  4. موندم کدوم عمله که پرده دختر ۱۷ ساله رو پردشو از دست میدهآخه این چه کسشریهالان یه سریا پرده ندارن میرن می‌دوزند که بتونن ازدواج کنن بی دردسر این رفته عمل کرده پردشو برداشته کم تر کسشر تفتفت بده

  5. لعنت بهت اینقدر خندیدم دل درد گرفتمآب دختر داییت داشت میومد بلند شد رفت تو حموم که نریزه زمین ؟😄

  6. لاااااشی چجوری تو حیات بود گوسفند کشتن و هیچ کسکشی نیومده تو که شما راحت سکس کردین و بعد رفتین حموم خاهر مغز جقیتو گایدم لاشی

  7. لااااشی من ی حموم میخام برم ده نفر میان تو حموم و میرن بعد تو چجوری هم برات ساک زد . هم کسشو خوردی هم دوتایی رفتین حمون .

  8. بیناموس کونی معلومه پسر داییت خوب کونتو گاییده ک عقده خاهرش مونده تو کونت مادر قهبه

  9. از این داستان نتیجه میگیریم که دایی و بابایه این بچه با هم مسابقه میدادن و گل میزدن( دو تا بچه ۱۷ و ۱۲ ساله) تا دو سال پیش که دایی جان یه گل دیگه زد اما پدر این بچه گلش رفت var و گل سوم بابائه مردود اعلام شد!پس تا اینجا نتیجه ۳ بر ۲ به نفع دایی جان!بقیه اش کوسشعر بود‌

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید