داستان واقعی مهدی، جوشکار خوزستانی و سارا خانم (ادامه داره…)
سلام دوباره دوستان بکن تو، مهدیام همون جوشکار حشری خوزستانی با کیر ۲۰ سانتی سفید و کلفت که همیشه آمادهست. بعد از اون روز اول که سارا رو تو ویلای خلوتش حسابی سفت کردم و ساعتها کس صورتی و تنگش رو پر کردم، دیگه زندگیام شد بهشت!
از همون شب اول، سارا معتاد کیرم شده بود. هر ۳-۴ روز یه بار زنگ میزد، با همون صدای مخملی و حشریاش میگفت: «مهدی جون، درب حیاط خلوت دوباره تاب گرفته… بیا زود درستش کن، تنهام و خیس خیسم برات.» منم ابزار ام رو برمیداشتم و میرفتم سمت ویلاش. تا در رو باز میکرد، با مانتوی تنگ و بدون شلوار زیرش میپرید بغلم، لبامون رو هم میچسبوند و مستقیم میبردیم اتاق خواب یا حتی همون دم در، رو زمین میافتادیم رو هم.
۳۰ بار دیگه رفتم پیشش، حساب کردم دقیق! هر بار بهتر از قبلی. گاهی صبح زود زنگ میزد، میرفتم ساعتها میکردمش تا ظهر. گاهی شب، زیر نور ماه تو حیاط خلوت، کونش رو میداد بهم و من از پشت محکم تلمبه میزدم تا جیغش بلند بشه. کسش هر بار تنگتر و خیستر بود، انگار فقط مال کیر من ساخته شده بود.
یه بار یادمه وسط تابستون گرم خوزستان، رفتم پیشش، عرق کرده بودیم هر دو. مستقیم برد حموم، زیر دوش آب سرد، کیرم رو گرفت و گفت: «مهدی، امروز میخوام همه جاهامو پرکنی.» اول کسش رو زیر آب زدم، بعد دهنش رو، آخرش هم کون تنگ و سفیدش رو برای اولین بار باز کرد برام. آهسته فشار دادم داخل، جیغ کشید از درد و لذت، ولی خودش عقب عقب داد تا ته رفت. ساعتها همه سوراخهاش رو پر کردم، آبم رو سه بار ریختم: یه بار تو کسش، یه بار تو دهنش که قورت داد، یه بار هم رو سینههای بزرگ و خیسش.
هر بار که میکردمش، بیشتر عاشق بدنش میشدم. سینههاش رو میمکیدم تا قرمز بشه، کس صورتیش رو لیسیدم تا ارضا بشه ۵-۶ بار، موهاش رو میکشیدم و از پشت مثل حیون میزد توش. اونم دیوونهوار ناله میکرد: «مهدی جونم، فقط تو بلدی اینجوری ارضام کنی… شوهرم هیچی نیست جلوت… کیرت زندگیمو کرده بهشت.»
ولی خب، همه چیز تموم میشه. شوهرش برگشت دائم ایران و سارا دیگه نتونست ریسک کنه. آخرین بار که رفتم، گریه کرد بغلم و گفت: «مهدی، هیچوقت فراموشت نمیکنم… بهترین کیر و بهترین سکس عمرم بودی.» حسابی اون روز کردمش، پرش کردم و رفتم.
حالا دیگه جدا شدیم، ولی کیرم هنوز هر شب یاد سارا میافته و شق میشه. منتظر بعدیام، یه خانم حشری و تنها که دلش سکس واقعی و ساعتها لذت بخواد.
دوستان بکن تو، این ادامه داستان چطور بود؟ کیرتون شق شد فکر کردن به ۳۰ بار سکس با سارا؟ اگه جای من بودید، با سارا چیکار میکردید که من نکردم؟ نظراتتون رو بنویسید، خیلی حشریم کنه و آبتون رو دربیاره!
و خانمهای عزیز، اگه شما هم مثل سارا تنهایید، شوهرتون ارضاتون نمیکنه یا دلتون یه کیر بزرگ ۲۰ سانتی سفید و سفت میخواد که هر ۳ روز بیاد دربتون رو “تابگیری” کنه، ساعتها بکنتتون، همه جاتون رو پر کنه و بهترین ارضا زندگیتون رو بده… بهم پیام بدید، خبرم بدید. منتظرم که بیام سفت و محکم بکنمتون، معتادتون کنم و پرتون کنم از آب داغم 😈
سلام دوباره دوستان بکن تو، مهدیام همون جوشکار حشری خوزستانی با کیر ۲۰ سانتی سفید و کلفت که همیشه آمادهست. بعد از اون روز اول که سارا رو تو ویلای خلوتش حسابی سفت کردم و ساعتها کس صورتی و تنگش رو پر کردم، دیگه زندگیام شد بهشت!
از همون شب اول، سارا معتاد کیرم شده بود. هر ۳-۴ روز یه بار زنگ میزد، با همون صدای مخملی و حشریاش میگفت: «مهدی جون، درب حیاط خلوت دوباره تاب گرفته… بیا زود درستش کن، تنهام و خیس خیسم برات.» منم ابزار ام رو برمیداشتم و میرفتم سمت ویلاش. تا در رو باز میکرد، با مانتوی تنگ و بدون شلوار زیرش میپرید بغلم، لبامون رو هم میچسبوند و مستقیم میبردیم اتاق خواب یا حتی همون دم در، رو زمین میافتادیم رو هم.
۳۰ بار دیگه رفتم پیشش، حساب کردم دقیق! هر بار بهتر از قبلی. گاهی صبح زود زنگ میزد، میرفتم ساعتها میکردمش تا ظهر. گاهی شب، زیر نور ماه تو حیاط خلوت، کونش رو میداد بهم و من از پشت محکم تلمبه میزدم تا جیغش بلند بشه. کسش هر بار تنگتر و خیستر بود، انگار فقط مال کیر من ساخته شده بود.
یه بار یادمه وسط تابستون گرم خوزستان، رفتم پیشش، عرق کرده بودیم هر دو. مستقیم برد حموم، زیر دوش آب سرد، کیرم رو گرفت و گفت: «مهدی، امروز میخوام همه جاهامو پرکنی.» اول کسش رو زیر آب زدم، بعد دهنش رو، آخرش هم کون تنگ و سفیدش رو برای اولین بار باز کرد برام. آهسته فشار دادم داخل، جیغ کشید از درد و لذت، ولی خودش عقب عقب داد تا ته رفت. ساعتها همه سوراخهاش رو پر کردم، آبم رو سه بار ریختم: یه بار تو کسش، یه بار تو دهنش که قورت داد، یه بار هم رو سینههای بزرگ و خیسش.
هر بار که میکردمش، بیشتر عاشق بدنش میشدم. سینههاش رو میمکیدم تا قرمز بشه، کس صورتیش رو لیسیدم تا ارضا بشه ۵-۶ بار، موهاش رو میکشیدم و از پشت مثل حیون میزد توش. اونم دیوونهوار ناله میکرد: «مهدی جونم، فقط تو بلدی اینجوری ارضام کنی… شوهرم هیچی نیست جلوت… کیرت زندگیمو کرده بهشت.»
ولی خب، همه چیز تموم میشه. شوهرش برگشت دائم ایران و سارا دیگه نتونست ریسک کنه. آخرین بار که رفتم، گریه کرد بغلم و گفت: «مهدی، هیچوقت فراموشت نمیکنم… بهترین کیر و بهترین سکس عمرم بودی.» حسابی اون روز کردمش، پرش کردم و رفتم.
حالا دیگه جدا شدیم، ولی کیرم هنوز هر شب یاد سارا میافته و شق میشه. منتظر بعدیام، یه خانم حشری و تنها که دلش سکس واقعی و ساعتها لذت بخواد.
دوستان بکن تو، این ادامه داستان چطور بود؟ کیرتون شق شد فکر کردن به ۳۰ بار سکس با سارا؟ اگه جای من بودید، با سارا چیکار میکردید که من نکردم؟ نظراتتون رو بنویسید، خیلی حشریم کنه و آبتون رو دربیاره!
و خانمهای عزیز، اگه شما هم مثل سارا تنهایید، شوهرتون ارضاتون نمیکنه یا دلتون یه کیر بزرگ ۲۰ سانتی سفید و سفت میخواد که هر ۳ روز بیاد دربتون رو “تابگیری” کنه، ساعتها بکنتتون، همه جاتون رو پر کنه و بهترین ارضا زندگیتون رو بده… بهم پیام بدید، خبرم بدید. منتظرم که بیام سفت و محکم بکنمتون، معتادتون کنم و پرتون کنم از آب داغم 😈

نوشته: مهدی
6 پاسخ به “مهدی جوشکار خوزستانی و سارا خانم”
اشتباه داری میزنی داداچ. اینو باید تاپیک میذاشتی نه داستان. اینقده از کیرت تعریف نکن چشش میزنن دیگه بلند نمیشه، از ما گفتن
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
دول بچه حاضرم باهات سر کافتی و درازی کیر کل بندازم ، تماس تصویری بگیریم ، خط کش بذاریم و طول و قطرش رو اندازه بگیریم ، واسه هر کی کوچیک تر بود ، باید به اون یکی کون بده ، قبووووووول ؟؟
مهدی جون کاش یه آیدی یا یه چیزی میزاشتی میتونستیم پیدات کنیم
تمام تیر اهنایی که جوش دادی تو کون آدم مریض😂😂
سلام مفعولم از تهران کسی هست بهم پیام بده تلگرام