کلاس هشتم بودیم اون موقع بچه ها تازه با جک آشنا شده بودند و همه در همه جا و همه حال راجع به جق و پورن صحبت میکردند. بعضی ها حتی کس مصنوعی درست می کردند و می آوردند.
کلاس دینی شروع شد و از بس وضع خرابی در مدرسه بود معلم دینی راجع به همین موضوعات صحبت کرد هم از لحاظ دینی و معنوی و هم از لحاظ صدمه زدن به سلامتی با ما سخن گفت.
کریم اما اعتقادی به دین و این چیز ها نداشت و رو به من کرد و گفت این ها همه ش چرت و پرته پسر!
بچه ها همه گرم صحبت با معلم بودند از اونجایی که معلممون تقریبا با بچه ها صمیمی بود خیلی بحث گرمی شکل گرفت.
خیلی از بچه ها توبه کردند و روی آوردن به نماز و روزه و حرف های آقا معلم تاثیر زیادی روشون گذاشته بود و این کریم را کفری می کرد اون میخواست دوباره جو قبلی برگرده که سرزنش نشه. یه راه حلی به ذهنش رسید که بچه ها دوباره به فساد کشیده بشن و این راه حل چیزی نبود جز برقراری رابطه با بچه ها.
بچه هایی که میرفتن وضو بگیرن رو یه نوازش تحریک آمیزی به کیرشون می کشید و میبردشون دستشویی و باهاشون رابطه برقرار میکرد.
یه روز حوصله کلاس فارسی رو نداشتم و رفتم دستشویی که بپیچونم و دیدم که کریم هم همونجاس.
مثل بقیه همون نوازش تحریک آمیز رو برای منم انجام داد. مقاومت کردم و اون هی کلمات سکسی تری استفاده میکرد که خلاصش این بود که کونش خیلی نرم و خوبه و پشیمون نمیشی. با حرفاش من تحریکم بیشتر میشد همزمان که کیرمو میمالید حس عجیبی درونم اتفاق افتاد قلبم تند تند میزد و کیرم یه جوری بلند شده بود که تا حالا اینجوری نشده بود. حس میکردم به بیشترین میزان تحریک رسیدم نبض کیرمو احساس میکردم که با نوازش کریم بدنم هی داغ تر و داغ تر میشد و احساس میکردم کیرم همینطوری داره بزرگتر میشه. دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم و منو کشوند به دستشویی و در و بست.
زانو زد و کیرمو کرد تو دهنش خیلی حس خوبی بود انگار وارد یه دنیای دیگه ای شده بودم. پرتف و با نظم خاصی کیرمو خورد که به سفت ترین حالت خودش رسید بعدش گفت: دیگه اماده کونش نرم و خوش فرم منه.
خم شد و کیرمو توی کونش گذاشتم و همونجا بود که به دنیای جدید خودم وارد شدم. تلمبه میزدم و انقدر کونش میلرزید که من ده ثانیه فق خیره موندم بهش.
همینطوری که شدت تلمبه رو زیاد میکردم اه و ناله ش بیشتر میشد من هم بیشتر تحریک میشدم و محکم تر تلمبه میزدم که از برخوردم با کونش خیلی صداهای متنوع میومد.
انقدر محو اه و ناله هاش شدم که متوجه ارضا شدنم نشدم و دیدم تو کونش ابمو ریختم.
بهش گفتم برم دستمال بیارم و در رو بستم و فرار کردم که در آوردن این حجم از اب کیر از کونش غیرممکن بود!
کلاس دینی شروع شد و از بس وضع خرابی در مدرسه بود معلم دینی راجع به همین موضوعات صحبت کرد هم از لحاظ دینی و معنوی و هم از لحاظ صدمه زدن به سلامتی با ما سخن گفت.
کریم اما اعتقادی به دین و این چیز ها نداشت و رو به من کرد و گفت این ها همه ش چرت و پرته پسر!
بچه ها همه گرم صحبت با معلم بودند از اونجایی که معلممون تقریبا با بچه ها صمیمی بود خیلی بحث گرمی شکل گرفت.
خیلی از بچه ها توبه کردند و روی آوردن به نماز و روزه و حرف های آقا معلم تاثیر زیادی روشون گذاشته بود و این کریم را کفری می کرد اون میخواست دوباره جو قبلی برگرده که سرزنش نشه. یه راه حلی به ذهنش رسید که بچه ها دوباره به فساد کشیده بشن و این راه حل چیزی نبود جز برقراری رابطه با بچه ها.
بچه هایی که میرفتن وضو بگیرن رو یه نوازش تحریک آمیزی به کیرشون می کشید و میبردشون دستشویی و باهاشون رابطه برقرار میکرد.
یه روز حوصله کلاس فارسی رو نداشتم و رفتم دستشویی که بپیچونم و دیدم که کریم هم همونجاس.
مثل بقیه همون نوازش تحریک آمیز رو برای منم انجام داد. مقاومت کردم و اون هی کلمات سکسی تری استفاده میکرد که خلاصش این بود که کونش خیلی نرم و خوبه و پشیمون نمیشی. با حرفاش من تحریکم بیشتر میشد همزمان که کیرمو میمالید حس عجیبی درونم اتفاق افتاد قلبم تند تند میزد و کیرم یه جوری بلند شده بود که تا حالا اینجوری نشده بود. حس میکردم به بیشترین میزان تحریک رسیدم نبض کیرمو احساس میکردم که با نوازش کریم بدنم هی داغ تر و داغ تر میشد و احساس میکردم کیرم همینطوری داره بزرگتر میشه. دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم و منو کشوند به دستشویی و در و بست.
زانو زد و کیرمو کرد تو دهنش خیلی حس خوبی بود انگار وارد یه دنیای دیگه ای شده بودم. پرتف و با نظم خاصی کیرمو خورد که به سفت ترین حالت خودش رسید بعدش گفت: دیگه اماده کونش نرم و خوش فرم منه.
خم شد و کیرمو توی کونش گذاشتم و همونجا بود که به دنیای جدید خودم وارد شدم. تلمبه میزدم و انقدر کونش میلرزید که من ده ثانیه فق خیره موندم بهش.
همینطوری که شدت تلمبه رو زیاد میکردم اه و ناله ش بیشتر میشد من هم بیشتر تحریک میشدم و محکم تر تلمبه میزدم که از برخوردم با کونش خیلی صداهای متنوع میومد.
انقدر محو اه و ناله هاش شدم که متوجه ارضا شدنم نشدم و دیدم تو کونش ابمو ریختم.
بهش گفتم برم دستمال بیارم و در رو بستم و فرار کردم که در آوردن این حجم از اب کیر از کونش غیرممکن بود!
نوشته: امیر
3 پاسخ به “من و کریم و ورود به دنیای جدید….”
امیر کونی کون دادی چرا برعکس میکنی
دیس👎👎 لایک آ خه بچه پرو اینجا رو با انگلیس و المان اشتب گرفتو دستشویی تا اونجایی که من میدونم مدارس دوربین دارن مخصوصا جاهای حاشیه دار ناظم تون ام کور بود نمی دونست شاگردهای مدرسه چه غلط هایی می کنن و مدیر مدرسه هم بوغ بود نه ؟
چاخان