من و زن همسایه ملیحه جان

سلام من فرشیدهستم۱۸سالمه. داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به۶ماه پیش.صبح اول وقت بودومن طبق معمول داشتم تو خیابون ورزش میکردم اخه خیر سرم ورزشکارم.خلاصه ورزش کردم وداشتم میرفتم خونه که دیدم ملیحه خانم که واقعا زن خوش هیکلیه داره این اول صبح خرید میکنه.لامسب جنس نخریده بود،مغازه رو خریده بود.خلاصه بیشترش رو به کول ماریخت و اوردیمشون درخونه تعارف زد مام از خداخواسته رفتیم تو. لازم به ذکر که شوهرش هم از ساعت۷صبح میره سرکارتا۵غروب.خلاصه رفت چایی بیاره که چشمم افتادبه کون فوق العاده بزرگ وزیباش.چایی رو اوردنشست کنارم یه ده دقیقه ای گذشت خواستم بلند شم برم که ملیحه جون سرصحبت رو باز کرد.میگفت شوهرم بداخلاقی میکنه منم زیر لب گفتم حتما نمیکنت.پدرسگ لب خوانیش خوب بود.گفت اره نمیکنم منم از خداخواسته گفتم مگه من مردم خودم حالتو جامیارم اونم ازخداخواسته گفت تو زرنگی.هنوزاین حرف ازدهنش درنیومده بودکه پریدم بغلش ولباشوبالبام داشم ازجامیکندم از خوردن لباش که سیرشدم پایین تراومدم سراغ لیمو شیریناش.بادودستم سینه هاشو میمالیدم ملیحه جونم صداش دراومده بود،جیغ میزد،ناله میکشید منم باصداش بیشتر تحریک میشدم پیرهنشودراوردم دیدم واااااأای چییییی داره!ازخوردن لیموهاشم که سیر شدم به پایین تررفتم وااای چقدر تپل بود البته دیگه لخت مادرزادبوداونم تمام لباس هامودراورد.خوابوندمش رو زمین ودوپاشو باز کردم وحشیانه شروع به خوردن کوسش کردم.دادش درومده بودفریادمیزدمحکمتروای چه حالی میده منم بیشتر تحریک میشدم وچوچولشو تودهنم میچرخودم.دیگه طاقت نیاوردم کیرمو گرفت و تاته کردمش توش جیغ بلندی زدوگفت خونت خراب پاره ش کردی هنوز لازمش دارم،گفتم بعدارو ول الان رو بچسب شروع کردم وحشیانه تلبه زدن بادستام هم سینهاشوگرفتم بعداز۲دقیقه عقب وجلو کردن نزدیک بودابم بیاد که کیرم رو دراوردم وایستاد برام جق زدن واااااااااای که چه حالی کردم خلاصه ابم که اومد تمامش روریختم رو صورت و اون لیموهای خوشگلش. دیگه جون نداشتم وگرنه ازش دل نمیکندم.و طی این۶ماه حدودا ماهی۲بار با هم سکس میکنیم

نوشته: فرشید

بازدید 18,222

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

25 پاسخ به “من و زن همسایه ملیحه جان”

  1. کفگیرت دیگه به ته دیگ که …والا…چه عرض کنم،خورده به کونت اساسی…داستان دزدیتون تموم شد،از وبلاگهایی مثل (مهری کوس و …) امثالهم…یه روند کس شعر بنویس…فقط بلدی ژست مدافع کپی رایت رو در بیاری …اونم واسه باقی…اگه نه خودتون که…داستان دزدی …یک کار عادی شده دیگه واستون …

  2. خاک بر سرعملیت کنند آبروی ماها رو بردی آخه گربه کمرش ازتوسفتره سیرابی: 2دقیقه روت شدبنویسی؟ سوراخ ازت کم میشدبگی 20دقیقه؟راستی نفهمیدیم جوک بود یاداستان؟البته جوک هم ازاین طولانیتره جقی

  3. نه واقعا چی فکر میکنین پیش خودتون این کس شعرارو مینویسین؟که سلام نکرده کذاشتی کون زن مردم؟انشالا که مردم بزارن کون زنت!یکی بیاد منو بگیره کون این یارو نزارم X( X( X( X( X( X( X( X( X( X(

  4. وقتی اینو نوشتی پیش خودت چی فکر کردی فکر کردی همه مثل خودت جقی ان؟کیررررررررررررررررررم وسط دو لایه مغزت

  5. اخه کله کیری زشت مگه بهت گفتن اگه داستان ننویسی کونت میزارن؟؟ تف تو کونت کیرم خابید

  6. یه هوزخواب پریدی ودیدی که همسایه کونت گذاشتهبه نظرمن این منطقی تره کون گلابی

  7. اخه عزیز خوبه ها اما نه دیگه اینقدر شلکی ملت که سیب زمینی نیستن که تو همینجوری بیاری ببیری بکنیش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید