سلام به همگی هم اونایی که فحش میدن هم اونایی که میخونن یا کامنت میزارند یا رد میشن و جق شونو میزنند من و رفیقم
از دوران دبستان با هم بودیم تو یه کوچه هر دوتا خوشکل و هم سفید با این تفاوت که وضع مالی خانواده اون از ما خیلی بهتر بود رفتیم به رهنمایی کم کم دیگه از تمایل همدیگه خبر داشتیم اکثرا یا اون خونه ما بود یا من خونه اون اون تک پسر بود با یه خواهر ولی من دوتا برادر داشتم با دوتا خواهر تو همون دوران مامانش امروزی تر بود تقریبا راحت لباس میپوشید ،دیگه کار ما شده بود مالیدن هم دیگه یه روز که خونشون خالی بود داشتیم فیلم میدیدیم یهو اون دهنش پرید که ای کاش جای زنه بودم یه نگاه به هم دیگه کردیم به کار مون ادامه دادیم مالیدن ،هفته بعد بود دقیقا که وقتی رفتم خونشون وقتی مامانش از خونه رفت بیرون اون زیر شلوار راحتیش یه شلوار جذب مامانشو پوشیده بود وقتی شلوار راحتی رو در آورد من دیگه چشم ازش بر نمیذاشتم خیلی قشنگ بود جذب جذب دیگه کار ما شده بود همین کم کم به شورت سوتین مامانشو میپوشید همیشه هم از من سوال میکرد که خوشت میاد که من هم همیشه تشویقش میکردم که باز باید چیزهای دیگه بپوشی که بیشتر حال میده البته خودم آنقدر دوست داشتم بپوشم تا اینکه یه روز بهش گفتم اون هم بلا فاصله هر چی داشت به من هم میداد همینجور ادامه داشت تا اینکه به دبیرستان رسیدیم تو این مدت هم خیلی با هم سکس داشتیم از اول که فقط مالوند بود تا کم کم رسید به سکس کامل رابطه ما هی روز به روز بهتر میشد ولی اون چون از نظر خانواده راحتر بود به خودش بیشتر میرسید از نظر لباس از نظر وضع ظاهری به من هم میگفت این کار رو بکن اون کار رو بکن کمی ابرو هاشو درست میکرد تو خونه لباسهای میپوشید که خیلی خوشکل تر میشد گذشت تا رسید به دانشگاه ولی با این تفاوت که درس من بهتر بود همیشه بهش کمک میکردم تو سکس هم همیشه اون بیشتر دوست داشت بده کیر من هم از کیر اون بزرگ تر بود دانشگاه قبول شدیم اون هم با زور از شهر خودمون حدود ۴ساعت دور تر که باباش برای ما یه خونه اجاره کرد اخه از نظر مالی خیلی خیلی به من کمک میکرد خیلی از هزینه ها رو بابای مجید انجام میداد ببخشید اسم ها رو نگفتم اسم اون مجید با قد ۱۶۰و وزن ۶۰اسم من هم حامد قد ۱۷۵ با وزن حدود ۸۱ولی اون از من خوشکل تر بود با بدنی که بیشتر به دختر میخورد وقتی وسایل زندگی رو بار وانت زدیم رفتیم خونه ی اجاره ای بابا مجید همراه ما اومده بود و بعد از خالی کردن با ماشین خودش زود برگشت وقتی ما دوتا تنها شدیم کلی در باره خونه و چطور زندگی با هم حرف زدیم که غذا کی درست کنه و خرید یا هرچی. وسایل رو دوتایی با هم چیدیم یه پلاستیک مشکی بزرگ که نزاشته بود دست بزنم گفتم اون چی که نزاشتی جابجا بکنیم گفت برو بیار لباس هست تو کشو کمد بزار ورداشتم رفتم تو اتاق خواب مجید هم دنبال من اوند وقتی پلاستیک رو باز کردم چشم به لباس ها افتاد هنگ کرده بودم همشون لباس زنونه بود یعنی تو این چند ماه همشو انترنتی خریده بود هیچ کدوم هم پوشیده نبود همشون نو نو ،از جوراب بگیر شورت سوتین بادی نیم تنه هر چی که دلش خواسته بود خریده بود همشون هم سکسی بودن یکی یکی ورداشتم قشنگ تا کردم گذاشتم تو کشو اول اون رفت حموم و بعد نوبت من بود وقتی اومد بیرون دیدم با یه ساق شلواری مشکی براق با یه تاب بندی سفید با یه صندل داره غذا درست میکنه واسه شام گفتم حالا باید چی صدات بکنم بعد از چند ثانیه گفت خودت یه اسم برام بزار من هم گفتم مریم گفت عالی هست گفتم حالا من چی بپوشم اون کشو که خودت چیدی هر کدوم که دوست داری بپوش رفتم سر وقت کمد یه شورت که پشت توری جلوش هم یه پارچه کشی نازک با یه شلوارک جذب که زیرش شورت من هم معلوم بود با یه تاب حلقه ای که کاملا سوتین ست همون شورت رو میشد دید نازک نازک پوشیدم ،صداش کردم اومد گفتم مریم جون میشه یه آرایش مختصری برام بکنی اون هم گفت به چشم درست شب اولی بود که قرار بود یه سکس توپ داشته باشیم آرایشم کرد و بعد رفتیم واسه شام کلی بگو بخند بعد شام دوتا قرص آورد خوردیم خیلی حال عجیبی بود من ظرفا رو جمع کردم دستکش آشپزخانه رو پوشیدم همه رو شستم یه آب میوه درست کردم گذاشتم تو یخچال تو این مدت مریم هم رفته بود تو اتاق خواب داشت آماده میشد رفتم دیدم بله لباس پوشیده داره اریش میکنه خودشو یه شورت ابی که کیر ۱۳ سانتیش کرده بود تو خرطوم شورت و از پشت هم فقط یه بند رفته بود لای کون سفید و بزرگش کیرش هم سیخ سیخ بود آنقدر هم با کرم مو بر خوب شیو کرده بود که سفیدی بدنش تو چشم بود، یه جوراب بلند رنگ پا نازک که بالاش یه گیپور قرمز داشت با بند به کمرش متصل بود یه سوتین قرمز اسفنجی که توش رو با چندتا جوراب مچاله کرده پر کرده بود بالا تنه هم یه بادی بندی مشکی حریر ،که چند تا نوار چرمی هم داشت پشتش هم تا نزدیک کمرش باز بود رو سینه هم یه تور خوشکل داشت که خیلی جذاب تر شده بود نشسته بود رو صندلی آخرای آرایشش بود یه کفش بندی لژ دار قرمز از این مدل که شیشه ای هست با یه پاشنه خیلی بلند،با یه جفت دستکش مشکی نازک بلند که عین جوراب پارزین هست رو تخت بود یعنی فقط من اون کفش و اون دستکش رو دیدم حالم داشت از شدت شهوت بد میشد اخه این همه وسایل سکسی با هم یه جا ندیده بودم بلند شد انقدر قشنگ ارایش کرده بود که من خودم باورم نمیشد اومد رو تخت نشست من چشم ازش بر نمیذاشتم رو به من کرد گفت نمیخوای لباس عوض کنی گفتم فعلا محو تماشای تو شدم کفش رو پوشید رفت سر وقتدکشو گفت خودم بران انتخاب میکنم ،یه شورت سفید که از جلو فقط کیر من رفت توش و از پشت دوتا بند پهن بود جلو هم که مثل خرطوم بود یه سوتین اسفنجی سفید که طبق معمول با لباس مچاله شده پر کرد و در اخر هم یه بادی پلنگی توری که هم جوراب هم دستکش بهش متصل بود قسمت جلوی جای کیر هم سوراخ داشت که کیر من از توش زد بیرون کمک کرد تا بپوشم و نشستم رو صندلی جلو اینه و شروع کرد به ارایش کردنم گفتم که جوری آرایش میکنی منو عین جنده ها میخوام برات جنگی کنم امشب بعد آرایش هم دیگه لنز گوشواره گذاشت برام و در اخر لاک ناخون پا و ناخون مصنوعی دست رو برام گذاشت یعنی اگه فک کنم اون قرص نبود تو اون لحظه چند بار ارزا میشدم از تو جعبه سیگار هم دو نح سیگار در آورد که فرق داشت سیگار اولی رو که کشیدیم دیگه تلو تلو میخوردم رفتم از تو یخچال آب میوه رو که درست کرده بودم رو آوردم و بعد نخ دوم حداقل دو ساعت طول کشیده بود بعد شام گفتم که یه چی کم هست دیگه گفت چیه گفتم کفش رو برای من فراموش کردی که فکر اونجارو هم کرده بود یه جفت کفش مشکی که با بند به دور ساق پا بسته میشد از زیر تخت در آورد خودش کمک کرد که بپوشم ولی خیلی سخت بود با هاش راه رفتن برام ولی بعد از چند دقیقه تونستم با هاش راه برم دوتای رفتیم تو حال مریم نشست رو مبل عین جنده ها پا هاشو انداخت رد هم من هم رفتم براش میوه آوردم و بغلش نشستم شروع کردم به مالیدن پاهاش و فقط تو چشم هم نگاه کردن گفتم که مریم میدونی چقدر دارم حال میکنم فک میکنم رو ابرا هستم تو این همه وسایل رو چطور آماده کردی گفت تو سه چهار ماه خیلی تو این فروشگاه اینترنتی گشتم تا پیداشون کردم مخصوصا کفش ها رو اخه سایز پا ها هر دوتا جوری بود که پیدا کردنش خیلی سخت بود گفتم بریم رو تخت گف بریم دوتایی کمک کردیم بریم هر دوتا با زور رفتیم تو اتاق خواب شروع به لب گرفتن که اون شروع کرد همینجور پایین رفتن رسید به کیر من که از رو شورت داشت برام ساک میزد من هم مو هاشو کنار میزدم که صورتش رو ببینم بلند شد من شروع کردم به ساک زدن براش ،اوفتادم رو تخت دو تا پاها مو دادم بالا که سوراخ کونمو لیس بزنه خیلی خوب این کار رو میکرد بلند شد رفت روغن روان کننده آورد با سوراخ کونم با انگشت ور رفتن شورتشو کنار زد کیرشو در آورد فرو کرد تو کونم من هم چشم هام بسته بود ولی خب از قبل خیلی با هم دیگه این کار کرده بودیم زیاد درد نداشت دیگه خسته شد نوبت من شد یخورده روغن زدم به کونش کیرمو با هر چه زور داشتم فرو کردم توش ولی خب کیر من یخورده بزرگتر بود محکم منو گرفت تا تلمبه نزنم چند لحظه نگه داشتم وقتی ول کرد منو شروع کردم عین سگ تلمبه زدن و با دستم براش جق زدن یه چند دقیقه ادامه دادم که آبم داشت میومد گفتم همون تو خالی کنم گفت اره داشت آبم خالی میشد همینجور هم جق میزدم براش آب اون هم اومد همش تو شورتش خالی شد یخورده هم زد بیرون که من با دستم همینجور پاکش میکردم چون دستکش دستم بود و انگشتی که آب اون روش بود کردم دهنش با دستمال کاغذی که کنار تخت بود کونشو تمیز کردم و دست خودمو همونجور رو تخت ولو شده بود که من رفتم دوتا موز آوردم یکی رو دادم به مریم یکی دیگه رو خودم خوردم بعد دو سه دقیقه دوبار کیرم مثل سنگ سفت شده بود از پشت بغلش کردم که بخوابیم گفت میتونی کفش منو در بیاری که بلند شدم هر دوتا رو در آوردم و دوباره از پشت بغلش کردم گرفتیم خوابیدیم صبح من زود تر بلند شدم رفتم حموم اومد بیرون لخت لخت داشتم صبحانه حاظر میکردم فقط یه شورت پام بود اون هم از جلو با زود کیرم تو جا میشد از پشت فقط یه بند داشت رفته بود لای کونم رفتم بیدارش کردم گفتم لنگ ظهر هست بلند شو مجید بلند شد رفت دوش گرفت اون هم با همون وضع اومد تو اشپز خونه از پشت بغلم کرد وقتی فهمیدم کیرش سیخ شده خودمو خم کردم اون هم دستاشو دور کمر حلقه کرد گفتم چیه بازم دلت میخواد گفت نه عزیزم بزار واسه امشب صبحانه رو خوردیم گفت که غروب بریم بیرون یخورده خرید بکنیم گفتم باشه گفت ولی من میخوام به عنوان دوست دختر تو بیام بیرون گفتم یعنی با لباس زنونه گفت اره گفتم که چه عالی ساعت حدود ۶ بود دیگه هوا داشت کم کم تاریک میشد گفتم آماده شو مریم جون گفت باشه الان من هم رفتم لباس پوشیدم ولی مریم اومد بیرون واقعا سخت بود تشخیص که واقعا این پسر هست یه ساپورت مشکی یه شورت که از جلو کاملا مثل کص بود اونو پوشیده بود یه تاب بندی مشکی با سوتین اسفنجی روی تاب هم یه مانتو البته مانتو که نمیشد گفت مثلا پیراهن بود ولی قشنگ زیرش معلوم بود یه کتونی سفید دور مچ پاش زنجیر طلایی ناخونای لاک زده مو های رنگ شده و به ارایش خیلی خفن واقعا سخت بود تشخیص که پسر هست ،اول رفتیم یه بستنی خوردیم و بعد اون رفتیم یه مغازه لباس زیر رفتیم تو یه خانومه بود از طرز حرف زدن و لباس پوشیدنش میشد فهمید که اهل دل هست چندتا لگ با چند تا ست خریدیم با دوتا جوراب شلواری توری با سه چهار جفت گوشواره و لاک یه یک ساعتی تو همون مغازه طول کشید وقت اومد از مغازه به بیرون زنه رو به من کرد گفت عجب گوشتی به سیخ زدی گفتم خوشت اومد گفت اره خیلی که همین جمله باعث شد تا شماره هم دیگه رو بگیریم دیگه راه افتادیم اومدیم خونه رفت حموم گفتم غذا میخوام از بیرون بگیرم گفت باشه مریم اومد بیرون من رفتم وقتی از حموم اومد بیرون دیدم غذا هم اومده حوله رو در آوردم و باز فقط با یه شورت اومدم بیرون مریم که لباس سکسی پوشیده بود گفت برو لباس بپوش خودش که یه دامن چرم کوتا قرمز که تنگ تنگ بود پوشیده بود با جوراب شلواری توری یه سوتین اسفنجی قرمز با یه نیم تنه که پشت فقط چندتا بند داشت از جلو هم یه تور مانند بود که تا ناف هم نمیرسید من هم دقیقا مثل اون فقط رنگش فرق میکرد انقدر دامن تنگ بود که موقع راه رفتن میتونستی یه قدم خیلی کوچک ورداری با اون کفش پاشنه بلندش بعد شام جلو تی وی نشسته بود که من هم رفتم کنارش نشستم دستمو انداختم دور گردنش با دست مخالف سینه ها شو میمالیدم گفت امشب هم پایه سکس هستی گفتم حتما بلند شد رفت تو اتاق واسه ارایش که من هم دنبالش رفتم گفتم اول منو درست کن تا برم چایی بزارم که این کار رو هم کرد بلند شدم مثل جنده ها راه میرفتم حی خودمو تو آینه نگاه میکردم ارایش مریم هم تموم شد گفتم بیا چایی ریختم اومد کنارم نشست جوری نشست که دامنش رفت بالا دیدم که جوراب شلواری که پوشیده بود فاقش باز بود دیگه طاقت نداشتم دستم حلقه کردم دور کیرش معلوم بود قرص خورده کیر من هم ریز دامن معلوم بود که سیخ هست همینجور براش میمالیدم که خم شد دامن منو زد کنار از رو شورت شروع کرد برام ساک شورت کشید پایین دوباره شروع کرد ساک زدن اونقدر با حرص این کار رو میکرد من هم گاه گاه سرشو میگرفتم کیرمو با زور تو حلقش فرو میکردم و نگه میداشتم تا اون بزنه بلند شدیم رفتیم روی تخت انداخت روی تخت مریم رو من براش ساک میزدم همون کاری که من رو اون کردم میخواست تلافی بکنه ولی کیرش کوچک بود و هم قلمی جوراب منو پاره کردم راون کننده زدم به سوراخ کونم نشستم رو کیرش اینقدر تلمبه زدم تو همون حالت تا آبش اومد همشو خالی کرد تو کونم دیگه حال نداشت بلند بشه من بلند شدم خودمو با دستمال تمیز کردم گفتم داگی شو قشنگ سرشو گذاشت رو تشک کونش تا اوجا که میتونست آورد بالا روان کننده زدم به کونش انقدر محکم کردم تو کونش که به دادی زد که نگو بعد شروع کردم به تلمبه زدن شاید تو همون حالت ده دقیقه تلمبه زدن دوباره برگردوندم لنگشو گذاشتم رو دوش خودم و بعد با دست هدل دادم تا دم گوشش رسید تا قشنگ سوراخ کونش زد بیرون یه چند دقیقه تو همون مدل بودیم که داشت آبم میومد گفتم آب داره میاد رو تخت سر پا شدم شروع کرد برام ساک زدن ، زیاد طول نکشید آبم اومد همشو ریخت تو دهنش تا آخرین قطره بعد هی با زبونش میآورد بیرون هی میداد تو بلند شد با همون آب کیر من از من لب بگیره نصف اب رو ریخت تو دهن من انقدر مزه میداد تو اون حالت شاید فقط ۵دقیقه این کار رو تکرار کردیم ولو شدیم رو تخت ولی باز کیر من سیخ شده بود
از دوران دبستان با هم بودیم تو یه کوچه هر دوتا خوشکل و هم سفید با این تفاوت که وضع مالی خانواده اون از ما خیلی بهتر بود رفتیم به رهنمایی کم کم دیگه از تمایل همدیگه خبر داشتیم اکثرا یا اون خونه ما بود یا من خونه اون اون تک پسر بود با یه خواهر ولی من دوتا برادر داشتم با دوتا خواهر تو همون دوران مامانش امروزی تر بود تقریبا راحت لباس میپوشید ،دیگه کار ما شده بود مالیدن هم دیگه یه روز که خونشون خالی بود داشتیم فیلم میدیدیم یهو اون دهنش پرید که ای کاش جای زنه بودم یه نگاه به هم دیگه کردیم به کار مون ادامه دادیم مالیدن ،هفته بعد بود دقیقا که وقتی رفتم خونشون وقتی مامانش از خونه رفت بیرون اون زیر شلوار راحتیش یه شلوار جذب مامانشو پوشیده بود وقتی شلوار راحتی رو در آورد من دیگه چشم ازش بر نمیذاشتم خیلی قشنگ بود جذب جذب دیگه کار ما شده بود همین کم کم به شورت سوتین مامانشو میپوشید همیشه هم از من سوال میکرد که خوشت میاد که من هم همیشه تشویقش میکردم که باز باید چیزهای دیگه بپوشی که بیشتر حال میده البته خودم آنقدر دوست داشتم بپوشم تا اینکه یه روز بهش گفتم اون هم بلا فاصله هر چی داشت به من هم میداد همینجور ادامه داشت تا اینکه به دبیرستان رسیدیم تو این مدت هم خیلی با هم سکس داشتیم از اول که فقط مالوند بود تا کم کم رسید به سکس کامل رابطه ما هی روز به روز بهتر میشد ولی اون چون از نظر خانواده راحتر بود به خودش بیشتر میرسید از نظر لباس از نظر وضع ظاهری به من هم میگفت این کار رو بکن اون کار رو بکن کمی ابرو هاشو درست میکرد تو خونه لباسهای میپوشید که خیلی خوشکل تر میشد گذشت تا رسید به دانشگاه ولی با این تفاوت که درس من بهتر بود همیشه بهش کمک میکردم تو سکس هم همیشه اون بیشتر دوست داشت بده کیر من هم از کیر اون بزرگ تر بود دانشگاه قبول شدیم اون هم با زور از شهر خودمون حدود ۴ساعت دور تر که باباش برای ما یه خونه اجاره کرد اخه از نظر مالی خیلی خیلی به من کمک میکرد خیلی از هزینه ها رو بابای مجید انجام میداد ببخشید اسم ها رو نگفتم اسم اون مجید با قد ۱۶۰و وزن ۶۰اسم من هم حامد قد ۱۷۵ با وزن حدود ۸۱ولی اون از من خوشکل تر بود با بدنی که بیشتر به دختر میخورد وقتی وسایل زندگی رو بار وانت زدیم رفتیم خونه ی اجاره ای بابا مجید همراه ما اومده بود و بعد از خالی کردن با ماشین خودش زود برگشت وقتی ما دوتا تنها شدیم کلی در باره خونه و چطور زندگی با هم حرف زدیم که غذا کی درست کنه و خرید یا هرچی. وسایل رو دوتایی با هم چیدیم یه پلاستیک مشکی بزرگ که نزاشته بود دست بزنم گفتم اون چی که نزاشتی جابجا بکنیم گفت برو بیار لباس هست تو کشو کمد بزار ورداشتم رفتم تو اتاق خواب مجید هم دنبال من اوند وقتی پلاستیک رو باز کردم چشم به لباس ها افتاد هنگ کرده بودم همشون لباس زنونه بود یعنی تو این چند ماه همشو انترنتی خریده بود هیچ کدوم هم پوشیده نبود همشون نو نو ،از جوراب بگیر شورت سوتین بادی نیم تنه هر چی که دلش خواسته بود خریده بود همشون هم سکسی بودن یکی یکی ورداشتم قشنگ تا کردم گذاشتم تو کشو اول اون رفت حموم و بعد نوبت من بود وقتی اومد بیرون دیدم با یه ساق شلواری مشکی براق با یه تاب بندی سفید با یه صندل داره غذا درست میکنه واسه شام گفتم حالا باید چی صدات بکنم بعد از چند ثانیه گفت خودت یه اسم برام بزار من هم گفتم مریم گفت عالی هست گفتم حالا من چی بپوشم اون کشو که خودت چیدی هر کدوم که دوست داری بپوش رفتم سر وقت کمد یه شورت که پشت توری جلوش هم یه پارچه کشی نازک با یه شلوارک جذب که زیرش شورت من هم معلوم بود با یه تاب حلقه ای که کاملا سوتین ست همون شورت رو میشد دید نازک نازک پوشیدم ،صداش کردم اومد گفتم مریم جون میشه یه آرایش مختصری برام بکنی اون هم گفت به چشم درست شب اولی بود که قرار بود یه سکس توپ داشته باشیم آرایشم کرد و بعد رفتیم واسه شام کلی بگو بخند بعد شام دوتا قرص آورد خوردیم خیلی حال عجیبی بود من ظرفا رو جمع کردم دستکش آشپزخانه رو پوشیدم همه رو شستم یه آب میوه درست کردم گذاشتم تو یخچال تو این مدت مریم هم رفته بود تو اتاق خواب داشت آماده میشد رفتم دیدم بله لباس پوشیده داره اریش میکنه خودشو یه شورت ابی که کیر ۱۳ سانتیش کرده بود تو خرطوم شورت و از پشت هم فقط یه بند رفته بود لای کون سفید و بزرگش کیرش هم سیخ سیخ بود آنقدر هم با کرم مو بر خوب شیو کرده بود که سفیدی بدنش تو چشم بود، یه جوراب بلند رنگ پا نازک که بالاش یه گیپور قرمز داشت با بند به کمرش متصل بود یه سوتین قرمز اسفنجی که توش رو با چندتا جوراب مچاله کرده پر کرده بود بالا تنه هم یه بادی بندی مشکی حریر ،که چند تا نوار چرمی هم داشت پشتش هم تا نزدیک کمرش باز بود رو سینه هم یه تور خوشکل داشت که خیلی جذاب تر شده بود نشسته بود رو صندلی آخرای آرایشش بود یه کفش بندی لژ دار قرمز از این مدل که شیشه ای هست با یه پاشنه خیلی بلند،با یه جفت دستکش مشکی نازک بلند که عین جوراب پارزین هست رو تخت بود یعنی فقط من اون کفش و اون دستکش رو دیدم حالم داشت از شدت شهوت بد میشد اخه این همه وسایل سکسی با هم یه جا ندیده بودم بلند شد انقدر قشنگ ارایش کرده بود که من خودم باورم نمیشد اومد رو تخت نشست من چشم ازش بر نمیذاشتم رو به من کرد گفت نمیخوای لباس عوض کنی گفتم فعلا محو تماشای تو شدم کفش رو پوشید رفت سر وقتدکشو گفت خودم بران انتخاب میکنم ،یه شورت سفید که از جلو فقط کیر من رفت توش و از پشت دوتا بند پهن بود جلو هم که مثل خرطوم بود یه سوتین اسفنجی سفید که طبق معمول با لباس مچاله شده پر کرد و در اخر هم یه بادی پلنگی توری که هم جوراب هم دستکش بهش متصل بود قسمت جلوی جای کیر هم سوراخ داشت که کیر من از توش زد بیرون کمک کرد تا بپوشم و نشستم رو صندلی جلو اینه و شروع کرد به ارایش کردنم گفتم که جوری آرایش میکنی منو عین جنده ها میخوام برات جنگی کنم امشب بعد آرایش هم دیگه لنز گوشواره گذاشت برام و در اخر لاک ناخون پا و ناخون مصنوعی دست رو برام گذاشت یعنی اگه فک کنم اون قرص نبود تو اون لحظه چند بار ارزا میشدم از تو جعبه سیگار هم دو نح سیگار در آورد که فرق داشت سیگار اولی رو که کشیدیم دیگه تلو تلو میخوردم رفتم از تو یخچال آب میوه رو که درست کرده بودم رو آوردم و بعد نخ دوم حداقل دو ساعت طول کشیده بود بعد شام گفتم که یه چی کم هست دیگه گفت چیه گفتم کفش رو برای من فراموش کردی که فکر اونجارو هم کرده بود یه جفت کفش مشکی که با بند به دور ساق پا بسته میشد از زیر تخت در آورد خودش کمک کرد که بپوشم ولی خیلی سخت بود با هاش راه رفتن برام ولی بعد از چند دقیقه تونستم با هاش راه برم دوتای رفتیم تو حال مریم نشست رو مبل عین جنده ها پا هاشو انداخت رد هم من هم رفتم براش میوه آوردم و بغلش نشستم شروع کردم به مالیدن پاهاش و فقط تو چشم هم نگاه کردن گفتم که مریم میدونی چقدر دارم حال میکنم فک میکنم رو ابرا هستم تو این همه وسایل رو چطور آماده کردی گفت تو سه چهار ماه خیلی تو این فروشگاه اینترنتی گشتم تا پیداشون کردم مخصوصا کفش ها رو اخه سایز پا ها هر دوتا جوری بود که پیدا کردنش خیلی سخت بود گفتم بریم رو تخت گف بریم دوتایی کمک کردیم بریم هر دوتا با زور رفتیم تو اتاق خواب شروع به لب گرفتن که اون شروع کرد همینجور پایین رفتن رسید به کیر من که از رو شورت داشت برام ساک میزد من هم مو هاشو کنار میزدم که صورتش رو ببینم بلند شد من شروع کردم به ساک زدن براش ،اوفتادم رو تخت دو تا پاها مو دادم بالا که سوراخ کونمو لیس بزنه خیلی خوب این کار رو میکرد بلند شد رفت روغن روان کننده آورد با سوراخ کونم با انگشت ور رفتن شورتشو کنار زد کیرشو در آورد فرو کرد تو کونم من هم چشم هام بسته بود ولی خب از قبل خیلی با هم دیگه این کار کرده بودیم زیاد درد نداشت دیگه خسته شد نوبت من شد یخورده روغن زدم به کونش کیرمو با هر چه زور داشتم فرو کردم توش ولی خب کیر من یخورده بزرگتر بود محکم منو گرفت تا تلمبه نزنم چند لحظه نگه داشتم وقتی ول کرد منو شروع کردم عین سگ تلمبه زدن و با دستم براش جق زدن یه چند دقیقه ادامه دادم که آبم داشت میومد گفتم همون تو خالی کنم گفت اره داشت آبم خالی میشد همینجور هم جق میزدم براش آب اون هم اومد همش تو شورتش خالی شد یخورده هم زد بیرون که من با دستم همینجور پاکش میکردم چون دستکش دستم بود و انگشتی که آب اون روش بود کردم دهنش با دستمال کاغذی که کنار تخت بود کونشو تمیز کردم و دست خودمو همونجور رو تخت ولو شده بود که من رفتم دوتا موز آوردم یکی رو دادم به مریم یکی دیگه رو خودم خوردم بعد دو سه دقیقه دوبار کیرم مثل سنگ سفت شده بود از پشت بغلش کردم که بخوابیم گفت میتونی کفش منو در بیاری که بلند شدم هر دوتا رو در آوردم و دوباره از پشت بغلش کردم گرفتیم خوابیدیم صبح من زود تر بلند شدم رفتم حموم اومد بیرون لخت لخت داشتم صبحانه حاظر میکردم فقط یه شورت پام بود اون هم از جلو با زود کیرم تو جا میشد از پشت فقط یه بند داشت رفته بود لای کونم رفتم بیدارش کردم گفتم لنگ ظهر هست بلند شو مجید بلند شد رفت دوش گرفت اون هم با همون وضع اومد تو اشپز خونه از پشت بغلم کرد وقتی فهمیدم کیرش سیخ شده خودمو خم کردم اون هم دستاشو دور کمر حلقه کرد گفتم چیه بازم دلت میخواد گفت نه عزیزم بزار واسه امشب صبحانه رو خوردیم گفت که غروب بریم بیرون یخورده خرید بکنیم گفتم باشه گفت ولی من میخوام به عنوان دوست دختر تو بیام بیرون گفتم یعنی با لباس زنونه گفت اره گفتم که چه عالی ساعت حدود ۶ بود دیگه هوا داشت کم کم تاریک میشد گفتم آماده شو مریم جون گفت باشه الان من هم رفتم لباس پوشیدم ولی مریم اومد بیرون واقعا سخت بود تشخیص که واقعا این پسر هست یه ساپورت مشکی یه شورت که از جلو کاملا مثل کص بود اونو پوشیده بود یه تاب بندی مشکی با سوتین اسفنجی روی تاب هم یه مانتو البته مانتو که نمیشد گفت مثلا پیراهن بود ولی قشنگ زیرش معلوم بود یه کتونی سفید دور مچ پاش زنجیر طلایی ناخونای لاک زده مو های رنگ شده و به ارایش خیلی خفن واقعا سخت بود تشخیص که پسر هست ،اول رفتیم یه بستنی خوردیم و بعد اون رفتیم یه مغازه لباس زیر رفتیم تو یه خانومه بود از طرز حرف زدن و لباس پوشیدنش میشد فهمید که اهل دل هست چندتا لگ با چند تا ست خریدیم با دوتا جوراب شلواری توری با سه چهار جفت گوشواره و لاک یه یک ساعتی تو همون مغازه طول کشید وقت اومد از مغازه به بیرون زنه رو به من کرد گفت عجب گوشتی به سیخ زدی گفتم خوشت اومد گفت اره خیلی که همین جمله باعث شد تا شماره هم دیگه رو بگیریم دیگه راه افتادیم اومدیم خونه رفت حموم گفتم غذا میخوام از بیرون بگیرم گفت باشه مریم اومد بیرون من رفتم وقتی از حموم اومد بیرون دیدم غذا هم اومده حوله رو در آوردم و باز فقط با یه شورت اومدم بیرون مریم که لباس سکسی پوشیده بود گفت برو لباس بپوش خودش که یه دامن چرم کوتا قرمز که تنگ تنگ بود پوشیده بود با جوراب شلواری توری یه سوتین اسفنجی قرمز با یه نیم تنه که پشت فقط چندتا بند داشت از جلو هم یه تور مانند بود که تا ناف هم نمیرسید من هم دقیقا مثل اون فقط رنگش فرق میکرد انقدر دامن تنگ بود که موقع راه رفتن میتونستی یه قدم خیلی کوچک ورداری با اون کفش پاشنه بلندش بعد شام جلو تی وی نشسته بود که من هم رفتم کنارش نشستم دستمو انداختم دور گردنش با دست مخالف سینه ها شو میمالیدم گفت امشب هم پایه سکس هستی گفتم حتما بلند شد رفت تو اتاق واسه ارایش که من هم دنبالش رفتم گفتم اول منو درست کن تا برم چایی بزارم که این کار رو هم کرد بلند شدم مثل جنده ها راه میرفتم حی خودمو تو آینه نگاه میکردم ارایش مریم هم تموم شد گفتم بیا چایی ریختم اومد کنارم نشست جوری نشست که دامنش رفت بالا دیدم که جوراب شلواری که پوشیده بود فاقش باز بود دیگه طاقت نداشتم دستم حلقه کردم دور کیرش معلوم بود قرص خورده کیر من هم ریز دامن معلوم بود که سیخ هست همینجور براش میمالیدم که خم شد دامن منو زد کنار از رو شورت شروع کرد برام ساک شورت کشید پایین دوباره شروع کرد ساک زدن اونقدر با حرص این کار رو میکرد من هم گاه گاه سرشو میگرفتم کیرمو با زور تو حلقش فرو میکردم و نگه میداشتم تا اون بزنه بلند شدیم رفتیم روی تخت انداخت روی تخت مریم رو من براش ساک میزدم همون کاری که من رو اون کردم میخواست تلافی بکنه ولی کیرش کوچک بود و هم قلمی جوراب منو پاره کردم راون کننده زدم به سوراخ کونم نشستم رو کیرش اینقدر تلمبه زدم تو همون حالت تا آبش اومد همشو خالی کرد تو کونم دیگه حال نداشت بلند بشه من بلند شدم خودمو با دستمال تمیز کردم گفتم داگی شو قشنگ سرشو گذاشت رو تشک کونش تا اوجا که میتونست آورد بالا روان کننده زدم به کونش انقدر محکم کردم تو کونش که به دادی زد که نگو بعد شروع کردم به تلمبه زدن شاید تو همون حالت ده دقیقه تلمبه زدن دوباره برگردوندم لنگشو گذاشتم رو دوش خودم و بعد با دست هدل دادم تا دم گوشش رسید تا قشنگ سوراخ کونش زد بیرون یه چند دقیقه تو همون مدل بودیم که داشت آبم میومد گفتم آب داره میاد رو تخت سر پا شدم شروع کرد برام ساک زدن ، زیاد طول نکشید آبم اومد همشو ریخت تو دهنش تا آخرین قطره بعد هی با زبونش میآورد بیرون هی میداد تو بلند شد با همون آب کیر من از من لب بگیره نصف اب رو ریخت تو دهن من انقدر مزه میداد تو اون حالت شاید فقط ۵دقیقه این کار رو تکرار کردیم ولو شدیم رو تخت ولی باز کیر من سیخ شده بود
نوشته: حامد
7 پاسخ به “من و رفیقم دوتایی در حال زنونه پوشی”
داستانت اصلا جذاب نبود فقط انواع و اقسام لباس زیر زنونه رو تبلیغ کردی شما تو اون شهرستان بازد دو تا مرد دیگه پیدا میکردین و میاوردین خونه تو کونتون میزاشتن و جرتون میدادن اونوقت داستان یخورده جذاب تر میشد
منم موافقم با ساسان شما باید توسط دوتا خرکیر جر میخوردید تا یه کم جذاب بشه
اگه مثلا یه مرد آلفا شمارو میدید یا دوتا بعد میگایید قشنگتر بود
زیاد جالب نبود در واقع بیشتر بیان فانتزی بود تا داستان ضمن اینکه در این مواقع باید یه نفر یا دو نفر بکن خفن پیدا میکردید تا حسابی کونتون رو بگاد و حس زنونه بودنتون کامل بشه
دوتا هول کیر با هم بازی میکردن
چجور داستان نوشتنیه
زنه چیشد بقیش