اون زمان یه دختر معمولی بودم بی هیچ حسی حالا نه اینکه حسی نداشته باشم اما خب زیاد جذابیتی هم برام نداشت چون با خود ارضایی مشکلم حل میشد منم از یه خانواده متوسط رو به پایین بودیم زندگیمون پر از دردسر و مشکلات حاصل از بی پولی بود اصلا فرصتی برای حس شهوتم بهم نمیداد اسم من رعناست و 28 سالمه داستانم از 17 سالگیم شروع شد که آرش پسر خالم توی انبار خونه داداشم علی خفتم کرد و گفت که عاشقمه و دوستم داره و از پشت بهم چسبیده بود کیر درازشو لای کونم حس می کردم می گفت تو ماله خودمی من عاشقتم خودم می گیرمت دستاشو به سینه هام رسوند و فشارشون میداد گفت رعنا تو هم دوستم داری ؟دروغ چرا منم دوستش داشتم گفتم آره گفت حاضری برام لخت بشی ؟نمیدونستم چی بگم گفت فردا میای خونمون ؟ من خیلی میرفتم خونشون تا با دختر خالم فهیمه درس بخونم چون همسن بودیم گفتم آره میام گفت یادت نره گفتم نه بعدش داداش علی صداش کرد گفت اول من میرم بعد که رفتم تو بیا گفتم باشه فرداش رفتم خونشون آرش چندین بار از پشت بغلم کرد فهیمه بهش گفت برید توی اتاق رفتیم توی اتاق گفت برام لخت میشی؟به خدا می خوام هیکلتو ببینم گفتم باشه شلوارمو کشید پایین گفت چه رونایی داری می خواست شورتم بکشه پایین نذاشتم گفت حداقل بذار پسوناتو ببینم گفتم باشه تاپ و سوتینم درآورد گفت آخ جون چه پسونای خوشکلی داری سینه هامو برام خورد گفت بخواب روی زمین خودشم روی زمین خوابید کنارم هم سینه هامو هم با دستش کوسمو میمالید ازم لب می گرفت یواش یواش دستشو کرد توی شورتمو کوسمو میمالید بلند شد فوری شورتم کشید پایین سرشو کرد لای پام شروع کرد خوردن کوسم واقعا خوشم اومد خیلی خوب برام می خورد احساس می کردم پر کشیدم به آسمون انقدر خورد که پاهامو دور سرش حلقه کرده بودم و آه و ناله می کردم تا اینکه ارضا شدم صورتش خیسه خیس شده بود تازه تی شرتشم خیس شده بود گفت خوشت اومد بهت حال داد ؟گفتم خیلی خوب بود که یهو فهیمه اومد داخل گفت خاله دم دره اومده دنبال رعنا آرش گفت دستمال کاغذی بیار فهیمه آرش با دستمال کوسم خشک کرد گفت بیا برو لباساتو توی دستشویی بپوش رفتم توی دستشویی لباسامو پوشیدم اومدم مامانم داشت با فهیمه حرف میزد منو که دید گفت درساتونو خوندید تمام شد ؟گفتم آره و رفتیم خونه رفتم حمام خیلی دوست داشتم بازم برم خونه خاله و آرش کوسمو بخوره فرداش فهیمه توی کلاس زبان با خنده بهم گفت امروزم میای ؟ گفتم بله که میام گفت پس خوشت اومده ؟ گفتم خیلی باحال بود گفت آره خیلی حال میده گفتم مگر برای تو هم خورده ؟خندشو جمع کرد و رفت رفتم خونه مامانم انقدر کار ریخت سرم نتونستم برم و فهیمه بجاش اومد خونمون فهیمه بهم گفت من علی داداشتو دوست دارم میشه یه کاری کنی باهاش تنها بشم ؟ گفتم علی متاهله فهیمه! گفت میدونم که زنش خوب و بساز نیست گفتم حالا یه اختلافاتی دارن اما خب هر چی گفتم یه چیزی گفت گفتم باشه اگر شد بهت خبر میدم گفت آفرین این درستشه بعدش بهم گفت حواست به آرش باشه هر چی گفت قبول نکن بوقتش تلافی حال هایی که بهت داده درمیاره گفتم چطوری ؟گفت از من گفتن بود گفتم چطوری ؟بگو دیگه که نشد بگه و رفت خونشون فرداش رفتم خونشون و آرش کوسمو خورد وقتی ارضا شدم گفت دوست داره کیرشو لای کونم بزاره منم قبول کردم روی شکم خوابوندم گفت پاهاتو کنار هم بچسبون کیرشو لای کونم میذاشت و عقب جلو می کرد تا اونم ارضا بشه این کارو خیلی انجام میدادیم تا اینکه مامان و خالم رفتن مراسم فوت دایی شون و من رفتم خونه خاله اینا پیش آرش و فهیمه شبش آرش کوسمو خورد بعدش گفت می خوام بزارم لای کونت فهیمه رو صدا کرد که روغن بیاره فهیمه روغن آورد زد به کونم و داگیم کرد به فهیمه گفت بیا کمکش کن و با یه حرکت کیرشو کرد توی کونم جیغ زدم خیلی درد داشت فهیمه گفت نفس عمیق بکش نفس عمیق بکش تحمل کن الان عادی میشه تحمل کن و نفس عمیق بکش من گریه می کردم به آرش گفتم درش بیار درش بیار فهیمه گفت بهت گفتم الان موقع اینه که تو به اون حال بدی اما حال دادن به مردها درد داره باید دردشو تحمل کنی آرش آروم عقب جلو می کرد گفت یکم دیگه مونده تحمل کن الان درش میارم گریه می کردم درش بیار درش بیار اما هیچ توجهی نمی کرد و فهیمه سعی می کرد آرومم کنه با اینکه خیلی گریه کردم اما درش نیاورد و آروم آروم تلمبه میزد تا اینکه ارضا شد و آبشو ریخت توی کونم تا از کونم کشید بیرون دویدم داخل دستشویی آب سرد گرفتم روی سوراخ کونم دست زدم خون نیومده که نیومده بود اومدم بیرون فهیمه زد به کونم گفت مبارک باشه گفتم چی ؟ گفت افتتاح کونت از الان دیگه ولکنت نیست راست می گفت همون شب یه بار دیگه از کون کردم گفت باید بکنمت که گشاد بشه گفتم گشاد بشه چیکار کنم ؟ گفت هیچی من شوهرتم خودمم گشادش کردم وقتی آرش خوابید از فهیمه پرسیدم آرش کون تو هم کرده ؟چیزی نگفت گفتم کرده کونتو درسته مشخصه قبلا کون داده بودی بهش همه چیزو خوب بلد بودی و میدونستی گفت به تو چه ؟گفتم هیچی دعوا که نداریم مشخصه که دادی گفت اگه مشخصه چرا پرسیدی ؟گفتم هیچی بابا هیچی چرا عصبانی میشی فهمیدم که آرش به کون خواهرشم رحم نکرده اما خب ته دلم دوستش داشتم واسه همین چندین بار دیگه هم بهش کون دادم درسته درد داشت اما در ازای لذتی که از خوردن کوسم میبردم تحمل درد کونم ارزششو داشت چند ماه بعد آرش رفت خدمت سربازی آموزشی افتاد شیراز که از خونه ما خیلی فاصله داشت از روزی که آرش رفت فهیمه بیشتر اصرار می کرد که کاری کنم با علی تنها بشه اما من دوست نداشتم اینکارو کنم تا اینکه زن علی قهر کرده بود رفته بود خونه مامانش با اصرار زیاد فهیمه رفتیم خونه علی علی با آستین رکابی و شلوارک روی مبل نشسته بود فهیمه رفت بهش گفت نشین غصه بخور لیاقتتو نداشته یه آهنگ شاد گذاشت صداشو بلند کرد به زور به علی گفت باید برقصه با علی با هم رقصیدن فهیمه هم تا می تونست خودشو به علی میمالید بعدش با هم در گوشی حرف زدن و رفتن توی اتاق باورم نمیشد یکم منتظر موندم رفتم دم اتاق دیدم علی لخت ایستاده و فهیمه نشسته جلوش و داره کیرشو می خوره اومدم توی هال نشستم یکمم صدای آهنگ کم کردم و به آهنگ گوش میدادم تا اینکه صدای جیغ زدن فهیمه اومد یه جیغ بلند بود که با وجود آهنگ شنیدمش رفتم دم در اتاق دیدم فهیمه پاشو باز کرده علی کیرشو کرده توی کوسش ماتم برده بود به خودم اومدم دیدم علی داره توی کوس فهیمه تلمبه میزنه بهش گفتم علی خاک تو سرت فهیمه باکره بود گفت رعنا گمشو بیرون گمشو بیرون و توی کوس فهیمه تلمبه میزد من دم در ایستادم و نگاه کردم که علی چطور بی رحمانه داشت کیرشو توی کوس کوچولو و دست نخورده فهیمه عقب جلو می کرد و فهیمه توی اوج شهوت صورتش ترکیبی از گریه و لذت بود چشماش از اشک خیس بود و لبهاشو از شهوت گاز می گرفت با مامانم هماهنگ کردم و گفتم با فهیمه موندیم خونه علی خیلی ناراحته و از این حرفا اما علی ناراحت نبود اون شب دوبار فهیمه رو از کوس کرد بعدش رفت حمام و گرفت خوابید رفتم سراغ فهیمه گفتم خاک تو سرت چرا گذاشتی اینکارو باهات بکنه گفت خودم بهش گفتم چرا ؟گفت چون می خوام زن علی باشم گفتم واقعا ؟گفت آره اما خب اون شب شب خوبی براش نبود چون یکم خونریزی داشت اما خب خودش راضی بود من فکر می کردم آرش نامرده اما علی رو که دیدم تازه فهمیدم نامردی یعنی چی صبح با صدای علی بیدار شدم که اومده بود سراغ فهیمه چون ما کنار هم خوابیده بودیم فهیمه گیج خواب بود چشاش باز نمیشد علی کیرشو گذاشته بود توی دهنش می گفت بخوره براش اونم نمی تونست و خواب بود گفتم گاو نمی بینی خوابه ؟چشاش باز نمیشه ؟گفت چه گوهی خوردی ؟اومد نشست روم کیرشو کرد توی دهنم و به زور مجبورم کرد که براش بخورم بعد از اینکه براش خوردم و کیرش راست شد پاهای فهیمه باز کرد کرد توی کوسش و شروع کرد تلمبه زدن خیلی تلمبه زد آخراش مثله وحشیا تلمبه میزد و فهیمه گریه می کرد تا اینکه آبش اومد و ریخت توی کوس فهیمه و رفت دوش گرفت بعدشم رفت سر کار حال فهیمه بد شد می خواستن به مامانم زنگ بزنم فهیمه نذاشت گفت یکم استراحت کنم خوب میشم یه چند ساعتی خوابید منم براش ناهار از بیرون گرفتم و خوردیم یکم بهتر شده بود بهش گفتم اگر علی نگرفتت چی ؟گفت مهم نیست من نمی خوام ازدواج کنم دوست دارم با مردایی که دوستشون دارم بخوابم و لذت مردهای متفاوت تجربه کنم گفتم آبروت نمیره ؟ نسبت بدی به این جور زنها میدن گفت اگر بلد باشی به کی بدی هیچ وقت کسی بهت نمیگه جنده الان آرش میره به دیگران میگه من فهیمه رو کردم ؟گفتم نه بگه زنش جرش میده گفت راهش همینه از اون روز علی و فهیمه سکس های زیادی می کردن و همیشه بخاطر اینکه کسی نفهمه و همه چیز عادی باشه منم بودم اما واقعا علی یه وحشی بی رحم بود کیرش که میرفت توی کوس فهیمه انقدر تلمبه میزد تا آبشم نمیومد درش نمیاورد اونجا فهمیدم مردها کیرشون توی سوراخت کنن انگار جهان فتح کردن حاضر نیستن هیچ جوره بکشن بیرون حتی اگر بمیری کارهای فهیمه به علی ختم نشد و دنبال سکس با بابام بود از وقتی فهمیدم نمی خواستم بذارم اما دوست داشتم بدونم بابامم مثله علی بی رحم و نامرده یا نه ؟ فهیمه گفت بیا یه کاری کنیم که بابات بیفته توی تله مون و ازش سو استفاده کنیم گفتم چیکار کنیم ؟گفت من میرم سراغ بابات تو وسط سکس مون بیا مچ من و باباتو بگیر گفتم اینو دوست دارم چون هیچ وقت به حرف من گوش نمیداد و با هر چیزی می خواستم مخالفت می کرد طبق نقشه فهیمه عمل کردیم و مچ بابامو زمانی که داشت توی کوس فهیمه تلمبه میزد گرفتم بابام بد جور ترسیده بود فهیمه رو ول کرد اومد دنبالم که من نمی خواستم خودش داد رعنا بابا به کسی نگیا فهیمه اومد گفت عمو سعید رعنا دهنش قرصه مگه نه رعنا ؟ گفتم آره بابا من درکت میکنم برو با این وضعیت زشته اینجا ایستادی فهیمه بردش توی اتاق بابام می گفت رعنا میره میگه فهیمه می گفت خواست بگه خودم جرش میدم تو منو ارضا کن رعنا با من بعد چند دقیقه صدای تلمبه زدنای بابام و آه و ناله فهیمه میومد بابام بر خلاف علی آروم تلمبه میزد از اون روز هر وقت بابام می خواست با فهیمه سکس کنه به کارتم پول می ریخت می گفت مامانتو ببر خرید هر چی خواستی بخر من مامانو میبردم خرید تا بابام پیام نمیداد نمیومدیم فهیمه میگفت بین بابات و علی با اختلاف علی بیشتر حال میده گفتم واقعا؟ عجیبه اون وحشی نامرده دوست داری بابام که جنتلمنه حال نمیده ؟
گفت حال میده اتفاقا بابات کیر کلفته کوسمو باز کرده اما اون وحشی بودن علی حال میده سکس یکنواختش خوب نیست باید ترکیبی از آروم و وحشی بودن باشه اینجوری حال میده آرش که از آموزشی اومد گفت برم خونشون فهمیدم چی می خواد رفتم خونشون فهیمه هم بود فهیمه گفت برو که باید کون بدی بهش گفتم باشه میدم چیکار کنم منم احمقم داداش وحشی پدر سگ تو رو دوست دارم گفت این از علی تخم حرومتره حواست بهش باشه گفتم حواسم بهش هست با استفاده از تجربیات فهیمه اولش براش خوردم تا آبش بیاد و آروم تر بشه که کار دستم نده راستم می گفت آروم تر شد بعدش روغن زدم و بهش کون دادم اون روز دوبار پشت هم کونمو کرد بدون اینکه کوسمو بخوره منم تحمل کردم بعدش بهش گفتم دیگه بین ما همه چیز تمومه من آدمی که فقط دنبال ارضا خودشه نمی خوام و همه چیز بینمون تمام شد از اون روز فهیمه کوسمو می خورد در ازاش منم سکسشو با بابام و علی جور می کردم راستش به فهیمه حسادت می کردم خیلی راحت با هر کس دلش می خواست سکس می کرد هیچکسم کاریش نداشت اما دوست نداشتم پردمو کسی بزنه چند ماه بعد یکی از دوست پسرام بنام محسن اومد خواستگاریم و با هم ازدواج کردیم محسن پسر خوبی بود توی سکس نه وحشی بود نه آروم متعادل بود منم خیلی دوست داشت منم دوستش داشتم اشتباه کردم به سوالات فهیمه درباره سکسام با محسن جواب دادم افتاده بود دنبال سکس با محسن وقتی مخالفت کردم گفت یه نفر از کون دادنت بهش فیلم داره نذاری با محسن بخوابم فیلمارو میفرسته براش تازه خودشم کارت داره گفتم دروغ میگی که توی واتساپ برام فیلمشو فرستاد کثافت آرش فیلم گرفته بود زمانی که بهش کون داده بودم من رفتم خونه اونا پیش آرش فهیمه هم رفت خونه ما سراغ محسن وقتی رفتم اولین کاری که کردم یه سیلی زدم توی گوش آرش بخاطر فیلمی که گرفته بود گفت تو ماله من بودی حق من بودی چرا نامردی کردی ؟ الان شوهرت خیلی آدم خوبیه ؟اون اول دنبال ارضا خودش نیست ؟ گفتم شما مردا همتون همینید گفت اما من فرق داشتم من عاشقت بودم بغلم کرد بوسیدم ازم لب گرفت دستشو گذاشت روی کوسم و میمالیدش گفتم آرش دروغ نگو حالمو از عشق بهم نزن تو از اولش دنبال کردن کوسم بودی باشه بکن بکن اما دیگه نامردی نکن فیلمو پاک کن من محسنو دوست دارم نمی خوام بخاطر تو از دستش بدم گفت باشه باشه تو فقط همین یه بار کوس بده دیگه نمیام سراغت گفتم مرده و حرفش گفت باشه مرده و حرفش افتاد به جون کوسم می خوردش و می گفت آخ جون کوس رعنا قربون کوست بشم رعنا جونم داگیم کرد کیرشو تا ته کرد توی کوسم گفت آخ جون عجب کوسی داشتی کاش خودم جرش میدادم کاش فقط ماله من بود گفتم لیاقت نداشتی گفت داشتم تو الکی لجبازی کردی شروع کرد وحشیانه تلمبه زدن خیلی حال میداد واقعا اما زود آبش اومد گفتم بیا بذارش لای سینه هام گذاشتش لای سینه هام تند تند میمالیدمش ازم لب میگرفت میگفت عاشقتم منم میگفتم منم عاشقتم بعدش دوباره می خواست داگیم کنه گفتم نه خوابیدم پامو باز کردم براش گفتم بکن داخلش می خوام وحشی باشیا گفت چشم رعنا جونم چشامو بستم آرشم فقط توی کوسم تلمبه میزد تا اینکه ارضا شدم و اونم آبش اومد خدایش خیلی حال داد بهم از اون روز هفته ای یه بار به آرش میدم فهیمه هم به محسن میداد واقعا خوش می گذشت و بهم حال میداد و این کار تا همین الانم ادامه داره .
گفت حال میده اتفاقا بابات کیر کلفته کوسمو باز کرده اما اون وحشی بودن علی حال میده سکس یکنواختش خوب نیست باید ترکیبی از آروم و وحشی بودن باشه اینجوری حال میده آرش که از آموزشی اومد گفت برم خونشون فهمیدم چی می خواد رفتم خونشون فهیمه هم بود فهیمه گفت برو که باید کون بدی بهش گفتم باشه میدم چیکار کنم منم احمقم داداش وحشی پدر سگ تو رو دوست دارم گفت این از علی تخم حرومتره حواست بهش باشه گفتم حواسم بهش هست با استفاده از تجربیات فهیمه اولش براش خوردم تا آبش بیاد و آروم تر بشه که کار دستم نده راستم می گفت آروم تر شد بعدش روغن زدم و بهش کون دادم اون روز دوبار پشت هم کونمو کرد بدون اینکه کوسمو بخوره منم تحمل کردم بعدش بهش گفتم دیگه بین ما همه چیز تمومه من آدمی که فقط دنبال ارضا خودشه نمی خوام و همه چیز بینمون تمام شد از اون روز فهیمه کوسمو می خورد در ازاش منم سکسشو با بابام و علی جور می کردم راستش به فهیمه حسادت می کردم خیلی راحت با هر کس دلش می خواست سکس می کرد هیچکسم کاریش نداشت اما دوست نداشتم پردمو کسی بزنه چند ماه بعد یکی از دوست پسرام بنام محسن اومد خواستگاریم و با هم ازدواج کردیم محسن پسر خوبی بود توی سکس نه وحشی بود نه آروم متعادل بود منم خیلی دوست داشت منم دوستش داشتم اشتباه کردم به سوالات فهیمه درباره سکسام با محسن جواب دادم افتاده بود دنبال سکس با محسن وقتی مخالفت کردم گفت یه نفر از کون دادنت بهش فیلم داره نذاری با محسن بخوابم فیلمارو میفرسته براش تازه خودشم کارت داره گفتم دروغ میگی که توی واتساپ برام فیلمشو فرستاد کثافت آرش فیلم گرفته بود زمانی که بهش کون داده بودم من رفتم خونه اونا پیش آرش فهیمه هم رفت خونه ما سراغ محسن وقتی رفتم اولین کاری که کردم یه سیلی زدم توی گوش آرش بخاطر فیلمی که گرفته بود گفت تو ماله من بودی حق من بودی چرا نامردی کردی ؟ الان شوهرت خیلی آدم خوبیه ؟اون اول دنبال ارضا خودش نیست ؟ گفتم شما مردا همتون همینید گفت اما من فرق داشتم من عاشقت بودم بغلم کرد بوسیدم ازم لب گرفت دستشو گذاشت روی کوسم و میمالیدش گفتم آرش دروغ نگو حالمو از عشق بهم نزن تو از اولش دنبال کردن کوسم بودی باشه بکن بکن اما دیگه نامردی نکن فیلمو پاک کن من محسنو دوست دارم نمی خوام بخاطر تو از دستش بدم گفت باشه باشه تو فقط همین یه بار کوس بده دیگه نمیام سراغت گفتم مرده و حرفش گفت باشه مرده و حرفش افتاد به جون کوسم می خوردش و می گفت آخ جون کوس رعنا قربون کوست بشم رعنا جونم داگیم کرد کیرشو تا ته کرد توی کوسم گفت آخ جون عجب کوسی داشتی کاش خودم جرش میدادم کاش فقط ماله من بود گفتم لیاقت نداشتی گفت داشتم تو الکی لجبازی کردی شروع کرد وحشیانه تلمبه زدن خیلی حال میداد واقعا اما زود آبش اومد گفتم بیا بذارش لای سینه هام گذاشتش لای سینه هام تند تند میمالیدمش ازم لب میگرفت میگفت عاشقتم منم میگفتم منم عاشقتم بعدش دوباره می خواست داگیم کنه گفتم نه خوابیدم پامو باز کردم براش گفتم بکن داخلش می خوام وحشی باشیا گفت چشم رعنا جونم چشامو بستم آرشم فقط توی کوسم تلمبه میزد تا اینکه ارضا شدم و اونم آبش اومد خدایش خیلی حال داد بهم از اون روز هفته ای یه بار به آرش میدم فهیمه هم به محسن میداد واقعا خوش می گذشت و بهم حال میداد و این کار تا همین الانم ادامه داره .
نوشته: رعنا
7 پاسخ به “من احمقم هنوزم دوستش دارم”
فیلم ترکیه؟
این متن هارو بفرست واسه نویسنده های ترکیه، حیفِ هنرت رو این جا خرج کنی 😁
امثال شما لاشیا و اون آتوسا رشتیه خار اسم آتوسا رو گاییدید
چه خر تو خریه
امثال توء پتیاره و جنده های اینستا و عن ابدی ( عشق 🤮 ابدی 🤮 💩 💩 ) این سریال های ترکی زندگی هزاران نفر رو به کثافت میکشن ، یه عده دخترای کم عقل و بی شعور اینا رو می بینن خیال میکنن زندگی کردن یعنی همین جنده شدن و پتیاره بودن و لخت شدن و خوابیدن زیر هر کس و ناکس ، بعد که شوهر میکنن به سال نرسیده از بس هرزه گی و جندگی میکنن زندگیشون به طلاق میکشه ، خب بعدشم که تکلیف مشخصه یه زن هرزه و لاشی و پتیاره به جامعه اضافه میشه .خیلی افتخار داره برات کل خانوادت از ننه و بابات بگیر تا خودت و داداش انگل تر از خودت هرزه هستین !امیدوارم دخترایی که این مزخرفاتو میخونن و می بینن یه ذره عقل تو سرشون باشه و زندگی فرق این تخیلات تو مغز هرزه تو و این جنده های عن ابدی و … رو از ادمای با اصل و نسب و با شعور تشخیص بدن و زندگیشون رو به منجلاب نکشن .با این وضعی که تو تعریف کردی یقینا میگم ننت صد در صد تو رو از یکی غیر از بابات حامله شده و پس انداخته .حداقل یه سر سوزن شعور و … داشته باشین دادستان هرزگیتون رو میخواین بنویسین یا تخیلات مغز نداشتتون رو حرمت خانواده و پدر و مادر و … رو نگه دارین ، تر چیز و هر کس برای شوخی و مسخره بازی و لودگی و هرزگی نیس . حیف اون پدر و مادر که یه عمر خون دل میخورن تا بچه شون ادم حسابی بار بیاد اما متاسفانه امثال شماها وارد اجتماع میشین و خانواده و زندگی و … به نجاست میکشین .درسته اینجا سایت سکسی و جای سکس و گاییدن و دادن و … اما همینم حرمت و شان و شخصیت خودشو داره .
چه تخیلات بچگانه ای داری
چه جنده هایی هستین شما