خلاصه رسیدم خونشون،عامو خونه نداشتن کاخ بود ، توالد فرنگیشونه میفرختن برابری میکرد با زندگی ما، خلاصه بغلمون کرد و یه لب توپی ازمون گرفت و شلوارمو در آورد و کیرمو گرفت تو دستش و یه کم مالید و منم مانتوشو در آوردم سینه هاش رو ماچ کردم و مکش زدم،گفت بریم رو تخت . آقو رفتیم لبه تخت خوابیدم یه ساک توپی زد و زبونش رو زیر کیرم تکون میداد ، گفت حالا نوبت توه ، فرتی از زیرش در اومدم و باهاشو از هم باز کردم تا میشد کسشو خوردم،بعد چندی گفت بکن توش کشتیم،منم گفتم خو عامو ،، کیرومه کردم توش یه اهی کشید منم تند تلمبه میزدم،هی کیرومه در میوردم هی میکردم توش دوباره ، بعد نیم ساعت لرزید و ارضاء شد بعد چند دقه منم ارضاء شدمو پهن شدم روش،بعد از ربع ساعت پاشدم لباسمو پوشیدم گفتم خوب ما رفع زحمت کنیم ، گفت. بیا تا برسونمت گفت کاکو ای چه حرفیه،آقو سوار ماشینو شدیم و در خونمون پیادم کرد ، یه کادویی داد گفت اینم یادگاری شب بیاد موندنیمون،گفتم عامو دست درد نکنه،گفت خواهچ،
آقو رفتم خونه کادو رو باز کردم دیدم یه جعبه توشه جعبهو رو باز کردم یکی دیگه توشه ، همین جوری رفتم جلو ، رسیدم به یه جعبه قد فندوق،گفتم تو روحت دادی دستمون،بازش کردم دیدم یه کاغذ توشه نوشته به جمع ایدزیا خوش اومدی،گفتم تو روح خودم ، الانم که اینو براتون مینویسم دو ماهه دکترا جوابم کردن،یه قبر خریدم توش خوابیدم،فقط اگه اومدین شیراز یه بوگاتی جلو پاتون ترمز کرد دیدین توش یه دختره،بهش بگین یه شرت سبز زیر تختت جامونده،او شرتو مال منه.
نوشته: امین
9 پاسخ به “مفقوده (طنز)”
اینو قبلا یجایی دیگه خونده بودمدرضمن کجاش طنز بود؟!این آقو آقو گفتنا که طنز حساب نمیشه زبونشون اینهنمره:از ۱۰نمره ۱
کس شعر بود…
کسخولی؟ 😐
بی مزه بود.
دروغ بود!!!
اخرش باحال بود :))
هدفت چی بود؟ به قول یکی از دوستان محیط مجازی شده محل خالی کردن عقده ها.چه نونی قرض میدن به هم در داستانها.کلا خط اول به امام زاده رسیدم یبوست شدم و ادامه ندادم 😀
:|من ای داستان رو زیاد شنیدممماین داداشمون طنزش کرده دمس جیز.یقول دوستمون فقط زبونشو عوض کرده ولی باید بگم با عوض کردن زبونش به طنز تبدیلش کرده
خوشگ نیومد ؛ نه طنز بود نه جدی ؛ باز اگه جدی مینوشت باحالتر میشد