این بابای ما اونطور که از خودش شنیدم (یبار داشت با داییم حرف می زد) در شبانه روز سه وعده سکس می کرد… بعد ناهار با شبنم… شبها با گلناز… سر صبح هم آقا نصرت ماموریت داشت براش خانوم بیاره که توی محل کارش هم کارشو با کس کردن شروع کنه… (نصرت مباشر بابام بود)… ازگلناز هم شنیده بودم بابائه لاکردار کیر حقی داره… گلناز می گفت کیرش از این مدل کمونی هاست و کلفت و حد اقل بیست سانت… بابا اینقدر سکس زیاد کرد که توی پنجاه سالگی ایست قلبی کرد و مرد…
بعد مرگش هم خانواده ما و گلناز جدا شدیم و کلی ارث و میراث به همه مون رسید… و من و مامانم پول ها رو برداشتیم رفتیم یکی از محله های نواحداث یه واحد آپارتمان صفر شیک خریدیم… دیگه نه خبری از اون خونه قدیمی دراندشت بود نه از کس و کون گلناز… البته دروغ نباشه بعد ده سال کردن گلناز دیگه برام تکراری شده بود و گلناز هم دیگه کم کم سنش رو به بالا بود و مث قدیم حال نمی داد… از خدا پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه من دوزاریم تازه داشت می افتاد که دو هوایی ام … یعنی نه تنها که مث بابام خدا بیامرز کیرم همیشه آمادست که بزرگ بشه و بره به جهاد فی سبیل الله که جونم براتون بگه کونم هم می خارید… یعنی دلم میخواست کون دادن رو هم تجربه کنم… از وقتی بالاشهری شده بودیم و تیپ های پسر و دخترای بالاشهری رو می دیدم خاریدن کونم شدت هم گرفته بود … تو محله جدیدمون یه مرد مجرد جوون بود که بچه محل ها می گفتند دیوونه است ولی اون بدبخت خیلی مرد متشخصی بود … نمیدونم چرا ملت می گفتند دیوونه است؟ ایرانی جماعت همینه، هر کی با شخصیت باشه میگن دیوونه است و در عوض دیوونه ها رو هم بهشون احترام میزارن! اون مرد همیشه کت و شلوار و پیراهن و کراوات به تنش داشت و ادکلن های خارجی می زد و کلی اکسسوری از گردنبند بگیر تا دستبند و ساعت و… به دست و پا و گردنش آویز بود… سیگار برگ می کشید و پاتوقش هم سالن استخر محل مون بود و عصرها می رفت شنا… یه روز توی استخر دیدمش… باورم نمی شد لامصب چه بدنی داشت… درصد چربی زیر 1 درصد… هیچ جای بدنش چاق و فربه نبود… اندام ورزشکاری… بازو ، ران ، سینه ، شکم ، همه چی ردیف… فقط مایو تنش بود و بدن معرکه اش بدجوری حشریم کرده بود… تعریف از خود نباشه من جزو عکاس های نامدار مملکتمون هستم و کلا کارم عکاسیه واسه همین همه جا دوربین همراهمه. اون روز هم طبق معمول حتی توی استخر هم دوربینم بود و نشسته بودم اون ته سالن و از اون آقا عکس می گرفتم که بعدا به یادش جق بزنم…
چشتون روزبد نبینه… لعنتی رو می گفتند دیوونه است ولی خیلی تیز بود … بعد از اینکه دوربین و گذاشتم کنار و رفتم یه دست شنا برم و برگشتم روی صندل دوباره بشینم که دیدم مرده سریع اومد پیشم و بدون اینکه به خودم بجنبم دوربین و برداشته و بهم میگه… عکس خوبیه… دیلت… باز می رفت عکسای بعدی چون عکس ازش زیاد گرفته بودم و دوباره می گفت دیلت… و همه رو داشت پاک می کرد… بعدشم گفت عکس منو چرا گرفتی شعور نداری؟ نمیدونی بدون اجازه کسی نباید ازش عکس بگیری؟ منم رک و پوست کنده بهش گفتم ازت خوشم اومده از روز اولی که اومدیم اینجا همه در گوش هم می گفتند این یارو دیوونه است ولی من جدی جدی ازت خوشم اومده و دوجنسگرام امروز هم تا توی استخر هیکل میزنتو دیدم شک ندارم که خود همونی که میخوامی… یارو باورش نمی شد فکر میکرد دارم دست میندازمش… گفت پس معلوم شد پشت سرم اون احمقا چی بهت گفتند… گفتم نه به جون تو حرفایی که ازت شنیدم هیچ ربطی به این موضوع نداره… گفت درغ میگی مث سگ… اینجا آوازه اش پیچیده که من همجنسگرام…
خوشحال شدم چون در و تخته جور شده بود… گفتم عجب نه والا نمیدونستم … خب خوبه دیگه پس اگر پایه باشی میتونیم گی کنیم… بعد راستی تاپی یا بات؟ گفت هم می کنم هم میدم دو منظوره ام… گفتم ولی من فقط میخوام بدم قبلا به اندازه کافی خانوم کردم و کلا از کون مرد خوشم نمیاد ولیکیر مرد حس میکنم برام لذت بخش باشه…
خلاصه قرار مدارا رو گذاشتیم و رفتم خونش و با دوتا پوزیشن بهش دادم یکی اینکه به شکل سنتی زیرش خوابیدم و یکی هم اینکه روی میز خم کردم و اون می کرد… ولی خیلی درد داشت بخصوص پوزیشن دومی… لعنتی کیرش هم خیلی سفت بود مثل تمام عضلات بدنش… و مث سگ تلمبه می زد تازه فهمیدم چرا اهل محل می گفتند این بابا دیوونه است غلط نکنم همه اهل محل رو گاییده بود !
ولی خب هر چی بود و نبود دیگه میل دادن رو از سرم برد و رفتم راه پدر رو ادامه دادم و سعی می کردم حالا نه مث اون در شبانه روز سه بار بلکه در هفته همون تقریبا 3 بار رو کس بکنم… نتیجه اینکه عزیزانم قدر کیراتونو بدونید و کس بکنید… کون دادن درد داره. خانومای عزیز هم هوای مردهای مملکتتونو داشته باشید و نزارید کونی بشن باریکلا تا میتونید بدین به ما مردها بخصوص به کسایی مثل من که از همون اول جوونی وازکتومی کردند.
نوشته: کیری
13 پاسخ به “مردی که اهالی محل او رو دیوانه می پنداشتند”
بابا عمو جانی ،عکاس مشهور ولی کیری خان دم ساقیت گرم جنس حقی بهت داده.
اخه کس کش چطور دوربین رو بردی داخل استخر ، استخون مرده هات تو کس و کون زنده هات با اون تخیل کیریا
خیلی جقی هستی ناموسن
آخه کونی خوب اول بگو کونی بودی کیرت اثر نداشت دیگه لاکتوزمی و این کوسشعرا چیه برو بده که خر هم الان نمیکنندت
تو مادر زاد کونی بدنیا اومدی اینکه تو بیست سالگی خودت رو اخته کردی نشون میده تو عمرت یه کس هم نزدی و این برات عقده شده
کلمه وازکتومی رو تازه یاد گرفتی نه؟؟
تنها حقی که گفته شد اسمت اخر داستان بود:«کیری»یعنی تامام رو معنی کردی.
تاوازکتومی بیشترنخوندم ملجوق
اَک کیر به قبر پدر محترمت برای خانواده محترم و میراث گرانبهایی که جا گذاشت،،، واقعا کونی گری افتخاره که با افتخار تمام ازش تعریف میکنی
آخرش گلنار رو کرد یا نه
این اسکل تازه سریال هیدن پالمز رو دیده! ورداشته صحنه اون سریال رو داستان کرده فکر کرده ما هم مثل خودش!! البته کون دادنش راست بود ولی نه به مرد ثروتمند بالا شهری تو استخر!! مش غولوم کارگر حموم عمومی محلشون…!! بقیش از دم چاخانه!!
چی میگی کس مشنگ
ببینم این وازکتومے دیگہ چہ صیغۂ ھستش ۔فارسے بگو مام بفہمیم