مربی ورزش (۱)

من مژگانم 35 سالمه 3 ساله ازدواج کردم و زندگی خوبی دارم از خودم بگم که پوست گندمی روشنی دارم قدم متوسط سینه های سایز 75 و باسن نسبتا بزرگی دارم که اینم مادر زادیه باسنم جوریه که همیشه واسه خرید شلوار جین مشکل دارم یعنی شلوار هام از کمر و قد خوبن ولی باسنم جا نمیشه توشون خانومای که این مشکلو دارن درک میکنن منو واسه همین بیشتر از ساپورت های کشی استفاده میکنم و مانتو های جلو باز که باسنم خیلی تو چشم نباشه البته از زمانی که مانتوهای کوتاه بالای باسن میپوشم بیشتر تو چشمه باسنم خدارو شکر شوهرمم آدم روشنفکریه و مشکلی با این لباس پوشیدنم نداره راستش من چند وقت پیش به فکر کوچیک کردن باسنم افتادم بعد از چندتا سرچ تو اینترنت متوجه شدم به سری حرکات هست که میشه انجام داد ولی خب باید مربی داشت رفتم باشگاه ثبت نام کردم و گفتم چی میخوام ولی مربی باشگاه اصلا بهم توجه نمیکرد بعد از 2 هفته تاثیری ندیدم و بیخیال شدم خیلی روحیم بد شده بود دوس داشتم بدنم دخترونه بشه نه مثل زنهای سن بالا تو خونه با جواد شوهرم حرفش شد و گفت مربی خصوصی بگیر تو خونه یه خانوم رو گرفتم همش میگفت باسنت خوبه و همه خانوما حسرت میخورن چنین باسنی داشته باشن و این حرفا اونم بیخیال شدم باز با شوهرم حرف زدم اونم گفت یکی هست ولی نمیدونم باهاش راحتی بگی میخوای واسه چی ورزش کنی گفتم خب کی هست گفت دوستم امیر مربی باشگاه هست منم بهش اعتماد دارم مشکلیم ندارم اون مربیت باشه گفتم وای نه روم نمیشه جواد گفت بابا مردم تو دنیا میرن لب ساحل لخت میشن همه میبینن بدنشون رو تو خجالت میکشی مربیت مرد باشه یکم به روز باش راستش همیشه حس میکردم جواد بی غیرته روم ولی فکر نمیکردم اینجور باشه امیر یه پسر 30 ساله بود خیلی خوشتیپ و ورزشکار حرفه ای من همه جوره ازش خوشم میومد ولی میترسیدم مربیم بشه چون حس میکردم اتفاقی بینمون ممکنه بیفته و زندگیم خراب بشه بعد از چند روز به جواد گفتم باهاش حرف بزن ولی نگو واسه کوچیک کردن باسن خودم کم کم بهش میگم گفت باشه باورم نمیشد وقتی جواد زنگ زد به امیر و بعد کلی حرف زدن قرار شد از هفته بعد 11 صبح تا 12 امیر بیاد خونه وقتایی که جواد خونه نیست به جواد گفتم چرا عصر که تو هستی نمیاد گفت عزیزم عصر خودش باشگاه میره و کارای دیگه داره من چند باری با امیر روبه رو شده بودم و حرف میزدیم ولی اصلا انقدر باهاش راحت نبودم روز اومدن امیر رفتم یه دوش گرفتم حس خواصی داشتم انگار قرار بود چیزی بشه یه ساپورت ورزشی داشتم پوشیدم و یه تی شرت بلند زیر باسن که یکم گشاد بود اصلا ورزشی نبود خودم بدم اومده بود از لباسم ولی روم نمیشد لباس تنگ بپوشم زنگ درو زد و درو باز کردم با یه شلوارک اسپورت و یه تی شرت و یه کوله ورزشی اومد تو انقد خوشتیپ بود فکر میکنم هیچ زنی نمیتونست بهش نه بگه دست دادیم و اومد تو خیلی جدی برخورد میکرد ازم قد و وزنمو گرفت بعد خودش با یه متر مخصوص دور سینم دور باسنم دور رونم همه رو اندازه گرفت و تو گوشیش وارد میکرد رفتیم تو اتاق مهمان اونجا رو واسه ورزش آماده کرده بودم بعد گفت با حساب کتاب من باید اول وزن کم کنی 5 کیلو گفتم اوکی بعد گفت بیشتر باید دور کمرت و دور رونهات وزن کم کنی گفتم همین فقط گفت اره از لحاظ من همین فقط روم نمیشد النی بگم باسنم چی گفتم اوکی تمرین رو شروع کردم بیشتر کششی کار مکردیم و اون انجام میداد منم انجام میدادم کم کم تو همون جلسه اول یخمون داشت آب میشد ولی خب هیچ اتفاق خواصی نیفتاد بینمون و امیر رفت رفتم دوش بگیرم تو حمام نا خواسته بدنمو که میددیم خودم تو بغل امیر تصور میکردم و همش فکر میکردم چقدر بدنش از شوهرم بهتره و چقدر بدنش با بدن من چفت میشه ولی گفتم این کارش همینه مربی ورزشه حسی نداره به من بخوادم یه عالمه واسش دختر مجرد هست اومدم بیرون باز تو فکرش بودم ته دلم دوس داشتم باهاش برم تو رابطه ولی نمیخواستم فکر بدی راجبم بکنه و از اون طرفم بی غیرتی جواد رو مخم بود انقد راحت میزاره دوست خوشتیپش باهام تنها باشه واسه فردا لحظه شماری میکروم یکم آرایش کردم و یه تی شرت کوتاه بالا باسن پوشیدم و همون ساپورت ورزشی زیرم شورت سوتین ست ورزشی امیر اومد تو جلوش که میرفتم اتاق نگاهشو رو باسنم حس میکردم و حس خوبی بهم میداد اینکه چشمش منو گرفته باشه تمرین این سری جدی تر بود عرق هر دومون در اومده بود و کلی از حرکات تاچ میکرد منو مثلا پاهامو میگرفت من دراز نشست میرفتم و اینجور کارا انقد عرقمو در آورده بود تمام لای پام از رو ساپورت مشخص بود خیس عرق بود یه جا اخر تمرین بود دیگه خسته شدم دراز کشیدم رو کمر رو زمین پاهام جمع بود بالا گفتم امیر کافیه تورو خدا واسه امروز اونم با لبخند زدو زد روی رون پام با دستش و گفت باشه تنبل فردا ولی باید بیشتر فشار بیاریم گفتم باشه بلند شد رفت من همونجا خواب بودم هنوز بدجور تحریک شده بودم واسه باهاش بودن باز تو حمام تو فکرش بودم نا خواسته خودمو مالیدم و ارضا کردم واسه فردا لحظه شماری میکردم باز یه تی شرت تنگ صورتی پوشیدم و ساپروت طوسی دوس داشتم نیم تنه ورزشیم رو بپوشم ولی دو دل بودم گفتم فکر بد نکنه اومد و تمرین شروع شد تو حین تمیرن دقت میکردم جلوی شلوارکش که تنگ بود خیلی برجسته بود حس میکردم انگار سیخ کرده ولی انقد جدی ورزش میکردیم میگفتم حتما پف کرده اونجا اخرای ورزشمون خیلی عرق کرده بودم هی خودمو خشک میکردم امیر گفت میشه حولتو منم استفاده کنم اخه حوله نیوردم گفتم اخه عرقیه ازم گرفتش صورتشو خشک کرد و گفت عالیه بوش تعجب کردم از کارش بعد گفت میخوای کمتر عرق کنی باید لباس راحتر بپوشی گفتم چی مثلا گفت شلوارک ورزشی و نیم تنه گفتم یکم سختمه راستش گفت سختی نداره مربی مثل دکتره محرمه خندید منم لبخند زدم اولین بار بود حس کردم بهم چشم داره منم گفتم یکم کرم بریزم گفتم راستی امیر یه چیزی روز اول روم نشد بگم من دوس دارم باسنمم کوچیک بشه خندید گفت ولی من دوس ندارم گفتم یعنی چی باز خندید گفت ببین من از نظر ورزشی میگم بچرخ تو پشت کردم بهش دست گذاشت پایین کمرم و اروم کشید رو باسنم گفت این قوس اینجا تو مادر زاد داری ولی کلی زن هستن با ورزش میخوان به دستش بیارن پس خرابش نکن گفتم مشکل دارم واسه خرید شلوار جین و لباس مجلسی گفت چه مشکل شیرینی معولم بود چشمش کونمو گرفته یهو گفت یه لحظه واسا نشست پشت سرم یکم ترسیدم دقیقا صورتش پشت کونم بود اروم لمس میکرد کونمو و حرف میزد سرمو برگردوندم داشت بو میکرد کونمو انگار بیشترم لاشو یکم رفتم جلو گفتم بو میکنی دیونه بلند شد مشخص بود تحریک شده کیرشو درست کرد تو شلوارکش و گفت نه فقط داشتم سایزو برسی میکردم بعد میخواست من متوجه سیخ کردنش نشم خودشو کج کرد گفت برم دیگه دوس داشتم یکم کرم بریزم گفتم انقد منو خسته کردی نای دوش گرفتنم ندارم گفت خب دوش نگیر گفتم واه مگه میشه خیس عرقم گفت به نظرم زنای خوشکلی مثل شما بوی عرقشون عالیه گفتم پس داشتی بو میکردی منو اون پشت بودی خندید گفت من شامم خیلی قویه اونجا بوی عرق و بوهای دیگه میداد گفتم خب اونجا طبیعیه بو بده گفت من برم فقط ازت بخوام دوش نگیری تا فردا امکانش هست گفتم چرا گفت حالا دیگه من میخوام همین گفتم انقد بومو دوس داری خندید گفت اره ناراحت نمیشی گفتم نه فقط تو فکر اینم بری خونه بدون بوی من چیکار میکنی خندید گفت خب یه چیزی بهم بده رفتم خونه بوش کنم یادت بیفتم آب دهنمو قورت دادم گفتم باشه واسا رفتم اتاق خواب با عجله ساپورتمو در آوردم شورتمو که خیس عرق بود و آب که ترشح شده بود ازم رو در آوردم ساپورتمو پوشیدم شورت سفید و خیسمو بردم دادم بهش گفتم بیا اینو ببر با خودت هنگ کرده بود از کارم گرفتش از دستم بوش کرد بیشتر قسمت ترشح منو بو میکرد و سفیدی ترشح که دیده می شد گفت بهترین چیزی بود که میشد بهم بدی بعد گفت من میرم فقط حمام نری لطفا گفتم باشه و رفت…

نوشته: مژگان

بازدید 16,328

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “مربی ورزش (۱)”

  1. «النی» بگم از خوندن داستانت هیچ حس «خواصی» بهم دست نداد !!!زبانی رو که باهاش حرف میزنی رو بلد نیستی بنویسی . اَبله آبلموف .النی = علنی ،خواصی = خاصی .

  2. ببین اول گفتی شوهرت روشنفکره، ولی در ادامه به درستی به بی‌غیرت بودنش اشاره کردی … واقعیت هم همینهاسم بی‌غیرت‌ها رو روشنفکر نذاریدبی‌غیرت روشنفکر نیست!

  3. معلومه دو تا داستان امشب رو یکنفر نوشتهدوتاش پر از کثافتکاری و بوی گند بود و اسم هر دوتا داستان و مشخصه هر دوتاش هم زن شوهردار و سکس کثیف بود

  4. اینکه سراغ سکس نرفتی خوب بود. ولی توصیفت از جزئیات خیلی کم بود. صحنه‌پردازی اصلا نداشتی‌، و از مهم‌تر!!! یه دونه ( . ، ! ؟ ) تو نگارشت نداشتی!مگه میشه آخه؟!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید