محرمیت با خانم مداح

یادم میاد دلم گرفته بودو تو خیابون چرخ میزدم.ظهر گرم مشهد بود.خانومی کنار خیابون ایستاده بودو کاپوت ماشین رنو مدل پایینشو بالا داده بود.ایستادمو ازش خواستم کمکش کنم.برق ماشینش مشکل داشت .من هم یه چیزایی سرم میشد .پر رفتم با برقشو روشن نشد.داشت میرفت مجلس.پیشنهاد دادم ماشینشو بزاره پیش من تا ببرمش تعمیر .از کمک کردن بدم نمیومد.بردمش مجلسو رفتم سراغ ماشین یه تعمیرکار بردم درستش کردو ماشین که روشن شد .و از درست شدنش اطمینان پیدا کردم رفتم دنباش یه 2ساعتی طول کشیده بود .تو راه باهاش صحبت کردم.گفت اسمش فاطمه است و 2سال جدا شده 1بچه هم داره.از کارو خوشش اومد شمارمو گرفت.وقتای بیکاریشم اژانس کار میکرد.یکی دو باری دیدمش و با هم صمیمی شدیم.بهش گفتم متاهلم و مشکل دارم.از دروغ بدم میاد.یه شب که تنها بودم گفت دلش گرفته و میخواد همو ببینیم ادرس خونه رو گرفت و اومد.ازش پذیرایی کردم و باهم صحبت کردیم .ازش پرسیدم شما که با خدایی نترسیدی بیای پیش نا محرم.بهم گفت از پله ها که میومذم بالا خطبه ی صیغه رو خوندم و الان محرمتم.

خوشحال شدم رفتم کنارش نشستم.کم کم نزدیکتر شدیم و لب اول و مه گرفتم طفلکی چشاش خمار شدو ببیحال شد فهمیدم خیلی حشریه.لختش کردم باورتون نمیشه بدن سبزه تردو بامزه ای داشت خبلی عالی یود .سینه هاشو که میخوردم از شدت شهوت فقط اسممو صدا میکرد.یه عطر خوشی میداد بدنش خیلی شهوتی میکرد منو.براش خوردم داشت دیونه میشد به التماس افتاده بودو میخواست بکنمش.یه لخظه بدنشو کشیدو ارضا شد.بزدمش رو تختو یه بار دیگه واسش خوردم یه لحظه احساس کردم خجالتو گذاشت کنارو کیرمو که از شق ذرد داشت میترکیدو کرد تو دهنشو با حرص پ ولع میخخورد.خیلی لذت بخش بود.دیدم دیگه وقتش دراز کشدمو کشوندمش رو خودم خیلی اروم کیر کلفت و درازمو فرستادم تو کس تپلش که خیس خیی شده بود.همین طور که اروم اروم داشت بالا پایین میرفن با انگشتم که با اب کسش خیس کرده بودم با سوراخ کونش بازی کردم.چه انعطافی داشت سوراخ کونش اول خودش و میکشذو دردش میومد کم کم عادت کردو خوشش اومد تا جایی پیش رفت که 3تا انگشتم ازیه طرف تو کونش بود و کیر کافتم تو کوسش.داشت ناله میکردو میگفت امیدم بکن که از بهشت زیباتر دارم لذت میبرم.حالتمو عوض کردم و گوسفندی و دراز کش مردمش.بدنم سفت بود و لذت میبردم کم کمک خشنش کردمو با تموم توانم میکردمش از شدت شهوت جیییغ میزد.میگفت محکمتر بکن جررم بده 40 دقیقه فقط تلم میزدم .2بار دیگه ارضا شد.دیگه ابم داشت میومد اومدم بکشم بیرون محکم پاهاشو دور کمرم حلقه زدو گفت همشو میخوام.منهم ریختم اما میترسدم.تموم که شد گفت نگران نباش لولمو بستم.بعد بهم گفت تابحال ارضا نشده بود.که بامن 3بار شد.نخورده بود که مال منو خورد.تا 2سال محرمم بود خیلی خوش میگذشت بعد هم که من از مشهد اومدم تهران و ازش خبری ندارم.امید وارم خوشتون اومده باشه

نوشته: omiiiid

بازدید 14,909

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

22 پاسخ به “محرمیت با خانم مداح”

  1. اولا دوم. دوما خیلی خندیدم اونجایی که گفت از پله ها که میومدم بالا خطبه ی صیغه رو خوندم. سوما دمش گرم کس میده اما اسلامی

  2. صیغه‌ای بود، دیگه ننویس . . . . . . . . . . .هم بی‌سواد هستی و هم کُس‌خل. دیگه ننویس. بر من ثابت شد که زیر 18 هستی. آخه کله کیری تخته گاز داشتی می‌کردیش و 3 بار ارضا شد؟ کُس مغز همه جور صیغه دیده بودم به جز صیغه‌ی راه‌پله‌ای که اون هم از طرف زن خونده شده باشه. چُلمنگ اگه اینجوری بود که همه تو راه‌پله صیغه رو می‌خوندن و هر زنی رو می‌گاییدن. کم جلق بزن برو توضیح‌المسائل بخون. شاش خر تو حواص پنچگانه‌ات، دیگه ننویس.

  3. اولا سوم.بعدشم تو روحت پسر با اين چرنديات كه گفتي.ريدي به هرچي صيغه و محرميته.مادرت كه محرم دوستمون شد.خواهرتو همين الان كه از توالت اومدم محرمش كردم فقط مونده كردنش كه اونم ميرسيم خدمتتون.

  4. پیشنهاد کردی ماشینشو بزاره پیشت اونم گفت باشه.اشتباه زیاد داری.اولین رویایی که به ذهنت اومده نوشتی دیگه.

  5. [quote=امییییید- اول داستان]داشت میرفتمجلس.پیشنهاد دادم ماشینشو بزاره پیش من تا ببرمش تعمیر[/quote]بعدش…[quote=امییییید-آخرای داستان]خیلی خوش میگذشتبعد هم که من از مشهد اومدم تهرانو ازش خبری ندارم[/quote]

  6. دادا 45دقيقه كرديش سپس يادت افتاده كه واي ابت ميخاد بياد؟ داستانت راست بود مگه نه بازم ممنون

  7. سلام به همه.سنگ اول را کسی بیندازد که خودش گناهی نکرده است.انجیل. ( ظاهرا عیسی مسیح از جایی رد میشده ، میبینه یهطبق دستور کاهن دیر یه زن تن فروش ننه مرده ی بدبخت رو میخوان سنگ سار کنن. با این جمله ی مسیح ، جماعت اوباش یهودی از خجالت آب میشن و میرن رد کارشون.)من کاری به این داستان و اون خاطره ی برو بچز ندارم.کلا داستان های این سایت رو هم نمیخونم چون اعتقادی به شنیدن خاطرات یا خیالبافی های دیگرون ندارم.طرف صحبتم خانم ها و آقایونی هست که کامنت میزارن و بد و بیراه میگن…!دوستان انتقاد و تخریب خیلی آسونه. ولی ساختن و پرداختن یه ایده ی ذهنی و تبدیلش به یه قصه ی قشنگ ، هنری میخواد که نیاز به تمرین داره.سوالم اینه : چرا فرصت تمرین به این جوونای همسن و سال خودتون نمیدید ؟واگه قراره انتقاد کنیم بهتر نیست اول خودمون دست به قلم ببریم و ببینیم آیا میتونیم چند سطر کس شعر کیر شق کن و کس لیز کن بنویسیم که شرکای جلق های مشترک سرکوچمون هم نفهمن خالی بستیم ؟اینو بگم و والسلام…چند سال پیش تو جشنواره ی فیلم فجر جایزه ی بهترین موسیقی رو دادن به مجید انتظامی.چن تا خرمگس معرکه ( = منتقد ادبی سابق ! ) به مجید دلبندم انتظامی گیر دادن که چااااییدی و اینا…!مجید جان هم فرمودن : هر کی داره منو نقد میکنه نت های اصلاحیش رو ضمیمه ی گزارش نقدش کنه تا منم بفهمم که اشکال کارم کجاست…!حالا هر کی گناهی نکرده ، سنگ اول انتقاد رو بندازه و هر کس که نت اصلاحی موسیقی روحبخش سکس رو بهتر از این ننه مرده های قصه نویس این سایت بلده ، نت اصلاحیش رو همراه نقدش ارائه بده.شاد ، مغرور ، سالم و سربلند بمونید.

  8. داستان دوستمان صحیح بود ولی چون خیلی ذوق مرگ شده بودچندتانکته کوچک را ازقلم انداخته بودکه جسارتا” حقیریاداوری می کنم ا-نویسنده ایرانی نیست و الا درمملکتی که عصا ازکور می دزدند این خالی را نمی بست 2-نگارنده عزیز به رابطه فامیلی خود با خانم مداح اشاره ای نکرده که یحتمله که خواهر یا مادر یا خاله و…ایشان بوده3-احتمال قوی دوستمان به علت صغرسن نراز ماده راتشخیص نداده ومداح مرد بوده وایشان زن باتشکرحکیم باشی

  9. کیر لاریجانی رعیس مجلس تو کس مادرت جغی بد بخت . کس عمت با این اراجیف و دروغت

  10. همه می دونیم که ما اینجا به موجب توافق جمعی به کامنت های هم جواب نمی دهیم ولی خطاب این دوست محترم به همه کاربران بود نه نویسنده ؛پس مجبور شدم که پاسخ شایسته خدمتشون ارائه کنم.!!!

  11. تا «ولع» خوندمواقعا کهنمی دونم این کلمه مسخره رو کی یادتون دادهاههههههههههههه

  12. يک کلمه بسريدي برادر من رييييييييييديخاک تو اون سرت آبرو جمعات مشهدي رو بردي

  13. نمیدونم چراکابرانیکه داستان یاخاطره مینویسن قبل ازارسال یکبارخودشون نمیخونن تاهم غلط های املائی رااصلاح کنن وهم ماجراوخالی بستن هاروتاموردایراددیگران قرارنگیرن وخواننده هم ازخواندن لذت ببره.چه عجله ای که ننوشته میخوان ارسال کنن.اگرتمام نویسندگان هرچه ازفکرشون میگذشت روی کاغذثبت میکردن دیگه کسی رغبت نمیکرد یک کلمه بخواند.

  14. للنت بر جد و آباد سکس هالیوودی!خوب احمق میگفتی ۴۰ روز طول کشی تا آبت بیاد محترمانه تر بود !احمق بدبخت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید