خودم رو معرفی میکنم : ایمان هستم 22 ساله کرج ، قد 190 هیکلی با فیس جذاب و ابروهای کشیده بدن ورزشکاری
من خیلی به پیاده روی شبانه علاقه دارم، دقیقا تابستون پارسال بود که یک شب رفتم بیرون و تو یکی از بلوار های معروف شهر مشغول قدم زدن شدم. تو همون حین یک مادر و دختر هم کنار من قدم میزدن که به اتفاق یک پسر سوار بر پژو پارس سفید که از کنار خیابون رد میشد به اینا تیکه انداخت و رفت ، مادره دختره که یک میلف 35 ساله خوب بود رو به من گفت: ملت چقدر بیشعور شدن! منم در جواب گفتم: آره واقعا ؛ و رفتم همونجا روی یک نیمکت نشستم و حواسم به این دو نفر بود که اونام نیمکت بغلی من نشستن.
بعد چند دقیقه بلند شدم که برم قشنگ معلوم بود مادره بدجور داره آمار میده دو قدم از جلوشون که رد شدم گفت واه واه چ مغرور که من شنیدم و همونجا وایسادم و برگشتم سمتشون و دعوتشون کردم به یکی از سفره خونه های نزدیک که تقریبا پنجاه متر فاصله داشت اول مکث کردن و گفتم که منم تنهام خوشحال میشم دوستای جدیدی پیدا کنم و اومدن
خلاصه رفتیمو مشغول کشیدن قلیون شدیم و صحبت مادره خیلی سوال پیچم میکرد که کار ات چیه و درآمدت چقدره قشنگگ منم با جوابام و طرز صحبت ام دلشونو برده بودم
مادره که اسمش زهرا بود بهم همونجا پیشنهاد داد که با دخترش محدثه که 16 سالشه دوست بشم و بهم گفت واقعا پسر خوبی هستی و میتونم بهت اعتماد کنم و دخترمو بسپرم بهت منم اوکی دادم و بدمم نمیومد یه جوجه داشته باشم
از دختره بگم که تقریبا هم قد من قد بلندد تکواندو کار پوست سفید موهای بور دقیقا شبیه دخترای اوکراینی که اصلا به جثه اش نمی خورد 16 سالش باشه ، خلاصه من با دخترش رفتم تو رابطه و خیلی بهش عشق ورزیدم قشنگ وابسته خودم کردمش شهربازی چندین بار بردمش و دختره بعد یک هفته داخل سکس چت بهم گفت که خیلی دوست داره از جلو بده و بدونه چه لذتی داره منم از خدا خواسته گفتم که من میتونم یه مدل از جلو بکنمت که پرده ات زده نشه فقط یک مقداریش رو وارد میکنم فقط حواست باشه هورنی شدی یهو همشو سر ندی تو خودت گفت دیونه ایی اونطور پاره میشم که . منم گفتم باشه و قرار رو چیدم و آوردمش توی خونه مجردی خودم ، وای این دختر خیلی هورنی بود لخت اش که کردم نگم براتون انقدر سفید بود به شوخی بهش میگفتم باید عینک دودی بزنم بتونم ببینمت چشام اذیت میشه بس که میدرخشی و اونم میخندید ، وای نگم از کصش دقیقا شبیه دخترای خارجی توی فیلمای سوپر که کص صورتی دارن انقدر خوب بود که زانو زدم براش کصلیسی کردم جوری با ولع میخوردم که انگار چندین ساله غذا نخوردم از کصلیسی کردن براش سیر نمیشدم توی همون حالت بلند شدم و رفتم رو سینه اش و دراز کشیده بود کیرمو گذاشتم دهنش و توی دهنش تلمبه میزدم تا قشنگ خیس بشه بعد چند دقیقه خوردن گفتم که آماده ایی گفت که آره منم سر کیرمو میمالیدم روی کصش و بالا پایین میکردم انقدر هورنی بودم که دیگه چشام جایی نمیدید و تو دلم گفتم به تخمم که پرده داره میزنم نهایت میشه زنم چی از این کص بهتر تا بحال مثلشو ندیدی و نخواهی دید کیرم که روسوراخش بود یواش یواش سرشو کردم داخل و یهو چشاش چهارتا شد و گفت وای ایمان توشه پردمو نزنی گفتم نه خیالت راحت و چند دقیقه قشنگ سرشو جا دادم و بهش محبت میکردم و میگفتم تو خانوممی و این حرفا که یهو تا ته کردم داخل بلههه پردشو زدم و اونم بین حس ترس و لذت گیر کرده بود و منم تاخیری خورده بودم چهل دقیقه از کص کردمش تا آبم اومد و اون خیلی ترسیده بود منم با حرفام متقاعدش کردم که بگایی نشه و به دروغ میگفتم دیونه تو خانوممی من تورو میگیرم و این حرفا که بخیر گذشت …
قسمت اول بیشتر معرفینامه بود
قسمت دوم بسیار بسیار جذاب تره که فردا شب میذارم
قراره پای مادر دختر هم به سکس وارد بشه …
نوشته: ایمان
22 پاسخ به “مادر فداکار دوست دخترم (۱)”
خیلی کوتاه بود
خیلی کوتاه بود
ابروهای کشیده چی بود دیگهحداقل تخیلی هم مینویسید درست بنویسید جان عزیزتون
داستان واقعی داستانی هست که دنباله دار باشه
داستان واقعی داستانی هست که دنباله دار باشه
تخیلی ودروغ
مامنه خودش گفتبیا با دخترم برو تو رابطه؟فک کنم دخترش جنده بوده انداخته گردنت حالا تو فهمیدی کونت سوخته داستان میسازی
مشخصه تمام جقهایی ک زدی با فیلم سوپر خارجی بود و تخیلات داستانت برگرفته از اون بود
اصلش اینه که تو در حقیقت کونی بودی خودت نمیدونستی،یه بار تو پراید لگن سفیدت به یه مادر و دختر تیک میندازی یهو توسط بابای دختره که همون نزدیکا بوده خفت میشی و سوراخاتو پر میکنه، تو هم که سفید و بیمو بودی ظرفیتهای کونی بودنت که بالقوه بوده بالفعل میشه و از اون به بعد روزی سه بار و شبی چهاربار میدی تا خارشت بخوابه.
کمتر فیلم تعریف کنهمه خودشون میبینن
احتمالا دختره اچ آی وی داشته دختره انداخته به تو
اولش داشتی خوب پیش میرفتی تا جایی که رسید به قسمت سکسی. امان از زودانزالی که سریع آبت اومد و ماستمالیش کردی
گه خوردی بچه کونی
اه واقعاااا؟باشه بابا تو خوبی.
کیرم؛توکوس وکون دوست دخترت ومادرش.
قدت ۱۹۰دختره هم.هم قدته؟؟فکر کنم مترت از ۴۵شروع میشه…تو سایت برازرس بودی نیم ساعت قبل نوشتن؟؟؟
این ارزوی منه ادامش بده
داستان تو رو به عنوان پرامپت به هوش مصنوعی دادم ده بار دادم فقط نوع جقت عوض میکرد یکبار با گلنار یکبار با لوکس یکبار با شامپو بچهننویس خواهشاً خیلی تخیلی بودبرا خودت میگم که دوستان مورد عنایت قرارت ندن
یعنی چی باید گفت به این ملت دروغگو تو تاریخ بشریت تنها چندتن بانو هست که بلندی قامت انها 190 به بالاست کونده خار یکم لااقل والیبال زنان رو ببین
کمتر بزن پسرمرویاپردازسدز زمان حق، طبیعیهاما تکرارش در ذهن و نوشتن در موردش، نشانه کسخل شدنه
نتونستی تصویر سازی کنی
جریان چیه ، هرکی داستان مینویسه ، همیشه دختره تکواندو کاره