سلام داستانم کاملا واقعیه و خیلی سریع میگم تموم شه
حدودای سال ۹۰ بود یادم نیست چه سالی بود یکی از مشتریام زنگ زد گفت ماهواره ی مستاجرم خراب شده و شوهرش خونه نیست میتونی بری درست کنی ؟ گفتم باشه . شب رفتم آدرسی که داده بود در زدم رفتم بالا و مستقیم رفتم پشت بوم دیدم روی خرپشته چند تا بشقابه خلاصه گشتم سیم اون طبقه رو پیدا نکردم رفتم پایین در زدم ببینم کدومه بشقابش . که در رو یه خانم حدودی ۳۰ ساله باز کرد خداییش زیبا بود و اندامشم خوب بود
پرسیدم بشقابتون کدومه گفت باید نشونتون بدم گفتم ممنون میشم .
خلاصه رفتیم بالا یه پسر ۸ تا ۱۰ ساله هم داشت اومد باهامون بعد که از نردبون رفتم بالا اونم اومد نشون داد بشقاب رو پسره سریش وایستاده بود نمی رفت میخواستم باهاش لاس بزنم اون مزاحم بود گفتم ممنون و اون رفت پایین . منم مشغول درست کردن شدم خیلی سریع درستش کردم اما دلم نیومد برم پایین گفتم یه چند دقیقه ای بشینم شاید دوباره بیاد بالا که یهو دیدم با یه سینی چایی اومد . نمی دونم چرا اما دست و پام لرزید و قلبم تند تند میزد که خودش حرف رو باز کرد .
گفت ببخشید این سوالو میپرسم جایی کار سراغ ندارید ؟ مثل نظافت خونه و پرستاری از مادر پدر و … باشه . من نگاهش کردم و همینطوری سر زبونم اومد که خانمی به زیبایی شما چرا باید برای نظافت بره ؟ اینهمه شغل .
گفت آخه شوهرم خرجی نمیده واسه خونه دنبال کار میگردم راستش پول نصب شما رو هم ندارم اگه میشه چیزی گرو بذارم کارتی وسیله ای چیزی . من خیلی ناراحت شدم (پیش خودم گفتم عجب شوهر کس کشی داری خانم )گفتم زشته من پولی نمی گیرم اصلا رایگانه پول نمیخوام و کلی تعارف و … که گفت نه حساب میکنم الان پول ندارم تو خونه دق میکنم بچمم صبح تا ظهر میره مدرسه بعدظهر میاد میره بازی تو کوچه منم تنهایی حوصلم سر میره . خلاصه گفتم نمیخواد اینم از من هدیه ۱۰۰ بارم خراب شد بگو میام درستش میکنم .
وسط حرفام یهو یه جرقه تو سرم خورد بهش گفتم واقعا میری نظافت خونه ؟ گفت بله اگر باشه میرم . گفتم بکشونمش به بهونه خونه تمیز کردن یه صفایی باهاش کنم خونه ی خودم .
شماره شو ازش گرفتم همونجا یه زنگ زدم که مطمئن شم درسته .
گفتم یکی هست نظافتچی میخواد واسه خونه ش خلاصه فردا ۸ صبح بهش زنگ زدم نمی دونم چرا اما خیلی نفسام تند تند میزد گوشی رو برداشت گفتم دیشب بهم گفتید بابت نظافت و … یکی هست میایید ؟ گفت کیه گفتم خونه ی مادرمه . گفت خودشم هست ؟ من گفتم نه شما برو تمیز کن .
گفت نه ببخشید اشتباه گرفتید من اینکاره نیستم منم که زیاد حرف زدن بلد نیستم گفتم باشه ممنون مزاحمتون نمیشم . بعد اعصابم تخمی شد تا یه ساعت با خودم کلنجار میرفتم . به خودم گفتم یه زنگ دیگه بزنم دیگه شانسمو امتحان کنم یا میشه یا نمیشه دیگه .
یه زنگ دیگه زدم برداشت گفتم ببخشید خانم قصد بی ادبی نداشتم حقیقتا از شما خیلی خوشم اومد و فقط دست خودم نبود خیلی به دلم نشستید و ازتون خوشم اومده واقعا معذرت میخوام که ناراحتتون کردم . گفت باشه عیبی نداره منم حرفی نزدم گفتم با پول این کار رو نمیکنم بدم میاد . گفتم یعنی امکانش هست دوست هم بشیم ؟ گفت آخه شوهرم بفهمه چی ؟ گفتم نمیفهمه من از دیشب تا الان تو فکرتم دارم دیوونه میشم گفت الان که نمیشه بچم از مدرسه میاد گفتم زود بیا و برو گفت نه خلاصه کلی حرف زدیم قانع شد که بچه رو از مدرسه بیاره خونه خواهرش بزاره بیاد خونه ی من .
اینایی که میگم خلاصه شده ست وارد جزئیات نمیشم سریع تموم شه .
گفت پس برم بچه رو از مدرسه زودتر بیارم بعد بزارم خونه خواهرم بیام . آدرس دادم
سریع رفتم حموم و صاف و صوف کردم یه جق زدم که زود آبم نیاد و یه اسپری تاخیری هم داشتم که نزدیک اومدنش زدم یعنی زنگ زد نزدیک خونه بود اسپری رو پاشیدم به سراسر کیرم . اومد زنگ زد اومد بالا در و باز کردم چه تیپی زده بود چه رخی و چه بدنی . چه مانتوی تنگی . به خودم گفتم دمت گرم .
درو باز کردم همسایه ها نبینن گفتم بیا داخل اومد گفت آب خنک دارید ؟ گفتم بله دادم خورد و دیگه امانش ندادم آروم دستمو بردم دور گردنش شروع کردم بغل و ماچ و بوسه دیدم نفساش میلرزه گفتم چی شده ؟ گفت خیلی میترسم تا حالا این کارو نکردم گفتم آروم باش نترس زود میری خونه .
شروع کردم گردن و لب و موهاشو … همه رو نوازش لباساشو در آووردم آروم آروم همزمان سینه هاشو میخوردم خیلی لذت بخش بود برام دیگه چون عجله داشت گفت سریع باش الان زنگ میزنن باید جواب بدم . اگه جواب ندم شک میکنن .
منم شروع کردم خوردن کصش خیلی کص نازی داشت اینقدر خوردم ارگاسم شد گفت لعنتی خیلی وقته اینطوری ندادم . گفتم حالا مونده گفت بکن توم فقط نریزی توش بیچاره م کنی کاندوم داری ؟ گفتم بله خریدم .
کاندومو زدم شروع کردم داگی کردمش اینقدر گاییدمش که صداش ساختمونو برداشته بود گفتم یواش چه خبره همسایه ها میشنون گفت بکن دارم ارضا تند تند کردم بازم ارضا شد افتاد زمین پاهاش میلرزیدن خیلی حس خوبی داشت انگار چندین ساله کیر ندیده بود .
من که هنوز ارضا نشده بودم رفتم یه چایی و شیرینی آووردم خورد بعد شروع کردم دوباره به کردنش از جلو . یه جوش سر سیاهم تو لپ کونش بود همش با اون ور میرفتم میگفت چیکار میکنی گفتم هیچی خلاصه خوابوندمش رو شکم و از پشت گذاشتم لای کصش دوباره خیلی حال میداد کص کش انگار کصش تنور بود خیس خیس شده بود دوباره تلمبه زدم دیدم با دستاش داره فرش رو پاره میکنه جیغ و داد میکرد گفتم چته ؟ تو که میگفتی نه الان داری منم پاره میکنی از حشریت . گفت خیلی وقته کسی منو اینطوری نکرده گفتم نوش جونت عزیزم تا دسته جا کردم توش فرش رو اینقدر چنگ انداخت دیدم دوباره پاهاش دارن میلرزن کصش سفت شد دولاره ارضا شد .
صدای جیغ و دادش دیگه قشنگ تا چنتا خونه اونطرف تر میرفت .
گفتم بشین روم نشست رو شکمم حواسش نبود کاندومو در آووردم کیرمو بدون کاندوم کردم تو کصش خیلی داغ بود کس کش من نمی دونم چند سال بود کیر درست و حسابی ندیده بود اما خیلی حشری بود .
نشست رو شکمم و کیرمو کردم تو کصش تو این وسطا هر کاری کردم کونش رو باز کنم اجازه نداد گفت شوهرم میفهمه گفتم مگه شوهرتم میکنه ؟ اینی که من میبینم چند ساله کیر ندیده . گفت خیلی وقته نمیکنه اما اگه این کیر بره عقبم پاره میشم اختیارمو از دست میدم و نمیتونم چند روز درست راه برم اون موقع شک میکنه . قبول کردم و همون کصش رو گاییدم به خدا شاید باورتون نشه اما من فکر میکنم ۱۰ سالی بود کس نداده بود انگار شوهره مشکل جنسی داشت .
دیگه اینقدر داد و فریاد کرد ولش کردم گفتم کس خوارش بذار بفهمن همسایه ها . بار چهارم جوری ارضا شد چشماش سفیدیش مشخص شد گفتم از هوش رفت انگار افتاد روم و ازم لب گرفت تو همون حالت که نشسته بود روی شکمم منم با دیدن این صحنه داشتم ارضا میشدم خیلی بدجور کیرم سوزش گرفته بود از بس کردمش دو ساعت شده بود کیرم سائیده شده بود دیگه دستمو انداختم زیر کونش بلند کردم آبم با فشار ریخت بیرون رو کمر و موهاش و فرش و سرش .
اصلا باورم نمیشد آبم اون روز تا فاصله دو متری هم پرتاب شده بود خیلی بهم حال داد هیچوقت یادم نمیره .
مریم جون هر جا هستی ازت ممنونم بابت اون روز اگه اینو میخونی خودت متوجه میشی اون روز رو .
خلاصه بعد چند روز زنگ زد گفت بیا ماهواره خواهرمم درست کن . رفتم خونه خواهرم دیدم خواهرشم مثل خودش ناناز عصل عصل . یهو چشمم افتاد به یه مرد معتاد که داشت سرش میخورد به زمین خمار خمار بود رفتم پشت بوم اونم اومد گفتم این کیه ؟ گفت شوهرمه . اصلا یارو رو دیدم گفتم کیرم تو شانست مریم خانوم آخه گوشت طلایی مث تو این چه شوهریه ؟ شوهر نمی کردی بهتر بود که .
نمیدونم چرا اکثر معتادا زنای حشری و خوشگلی دارن . دیگه ماهواره آبجیشم درست کردم و اومدم هیچی نگفتم رفتم خونه .
بعد چند روز زنگ زد گفت بیام ؟ پیچوندمش . نمیدونم حسم چی بود هم میترسیدم شر بشه چون خیلی سر و صدا میکرد هم شوهرشو دیدم حسم عوض شد بهش اصلا یه جوری شدم . در کل زیاد زنگ میزد که دیگه بی محلی کردم اونم بیخیال شد .
امیدوارم غلط ملط املایی چیزی بود ببخشید .
اون خاطره خیلی خوبی بود که هنوزم بهش فکر میکنم حالی به حولی میشم . بعد اونم چندتا خاطره دیگه هست بعدا مینویسم انشالله .
خدانگهدار همگی
حدودای سال ۹۰ بود یادم نیست چه سالی بود یکی از مشتریام زنگ زد گفت ماهواره ی مستاجرم خراب شده و شوهرش خونه نیست میتونی بری درست کنی ؟ گفتم باشه . شب رفتم آدرسی که داده بود در زدم رفتم بالا و مستقیم رفتم پشت بوم دیدم روی خرپشته چند تا بشقابه خلاصه گشتم سیم اون طبقه رو پیدا نکردم رفتم پایین در زدم ببینم کدومه بشقابش . که در رو یه خانم حدودی ۳۰ ساله باز کرد خداییش زیبا بود و اندامشم خوب بود
پرسیدم بشقابتون کدومه گفت باید نشونتون بدم گفتم ممنون میشم .
خلاصه رفتیم بالا یه پسر ۸ تا ۱۰ ساله هم داشت اومد باهامون بعد که از نردبون رفتم بالا اونم اومد نشون داد بشقاب رو پسره سریش وایستاده بود نمی رفت میخواستم باهاش لاس بزنم اون مزاحم بود گفتم ممنون و اون رفت پایین . منم مشغول درست کردن شدم خیلی سریع درستش کردم اما دلم نیومد برم پایین گفتم یه چند دقیقه ای بشینم شاید دوباره بیاد بالا که یهو دیدم با یه سینی چایی اومد . نمی دونم چرا اما دست و پام لرزید و قلبم تند تند میزد که خودش حرف رو باز کرد .
گفت ببخشید این سوالو میپرسم جایی کار سراغ ندارید ؟ مثل نظافت خونه و پرستاری از مادر پدر و … باشه . من نگاهش کردم و همینطوری سر زبونم اومد که خانمی به زیبایی شما چرا باید برای نظافت بره ؟ اینهمه شغل .
گفت آخه شوهرم خرجی نمیده واسه خونه دنبال کار میگردم راستش پول نصب شما رو هم ندارم اگه میشه چیزی گرو بذارم کارتی وسیله ای چیزی . من خیلی ناراحت شدم (پیش خودم گفتم عجب شوهر کس کشی داری خانم )گفتم زشته من پولی نمی گیرم اصلا رایگانه پول نمیخوام و کلی تعارف و … که گفت نه حساب میکنم الان پول ندارم تو خونه دق میکنم بچمم صبح تا ظهر میره مدرسه بعدظهر میاد میره بازی تو کوچه منم تنهایی حوصلم سر میره . خلاصه گفتم نمیخواد اینم از من هدیه ۱۰۰ بارم خراب شد بگو میام درستش میکنم .
وسط حرفام یهو یه جرقه تو سرم خورد بهش گفتم واقعا میری نظافت خونه ؟ گفت بله اگر باشه میرم . گفتم بکشونمش به بهونه خونه تمیز کردن یه صفایی باهاش کنم خونه ی خودم .
شماره شو ازش گرفتم همونجا یه زنگ زدم که مطمئن شم درسته .
گفتم یکی هست نظافتچی میخواد واسه خونه ش خلاصه فردا ۸ صبح بهش زنگ زدم نمی دونم چرا اما خیلی نفسام تند تند میزد گوشی رو برداشت گفتم دیشب بهم گفتید بابت نظافت و … یکی هست میایید ؟ گفت کیه گفتم خونه ی مادرمه . گفت خودشم هست ؟ من گفتم نه شما برو تمیز کن .
گفت نه ببخشید اشتباه گرفتید من اینکاره نیستم منم که زیاد حرف زدن بلد نیستم گفتم باشه ممنون مزاحمتون نمیشم . بعد اعصابم تخمی شد تا یه ساعت با خودم کلنجار میرفتم . به خودم گفتم یه زنگ دیگه بزنم دیگه شانسمو امتحان کنم یا میشه یا نمیشه دیگه .
یه زنگ دیگه زدم برداشت گفتم ببخشید خانم قصد بی ادبی نداشتم حقیقتا از شما خیلی خوشم اومد و فقط دست خودم نبود خیلی به دلم نشستید و ازتون خوشم اومده واقعا معذرت میخوام که ناراحتتون کردم . گفت باشه عیبی نداره منم حرفی نزدم گفتم با پول این کار رو نمیکنم بدم میاد . گفتم یعنی امکانش هست دوست هم بشیم ؟ گفت آخه شوهرم بفهمه چی ؟ گفتم نمیفهمه من از دیشب تا الان تو فکرتم دارم دیوونه میشم گفت الان که نمیشه بچم از مدرسه میاد گفتم زود بیا و برو گفت نه خلاصه کلی حرف زدیم قانع شد که بچه رو از مدرسه بیاره خونه خواهرش بزاره بیاد خونه ی من .
اینایی که میگم خلاصه شده ست وارد جزئیات نمیشم سریع تموم شه .
گفت پس برم بچه رو از مدرسه زودتر بیارم بعد بزارم خونه خواهرم بیام . آدرس دادم
سریع رفتم حموم و صاف و صوف کردم یه جق زدم که زود آبم نیاد و یه اسپری تاخیری هم داشتم که نزدیک اومدنش زدم یعنی زنگ زد نزدیک خونه بود اسپری رو پاشیدم به سراسر کیرم . اومد زنگ زد اومد بالا در و باز کردم چه تیپی زده بود چه رخی و چه بدنی . چه مانتوی تنگی . به خودم گفتم دمت گرم .
درو باز کردم همسایه ها نبینن گفتم بیا داخل اومد گفت آب خنک دارید ؟ گفتم بله دادم خورد و دیگه امانش ندادم آروم دستمو بردم دور گردنش شروع کردم بغل و ماچ و بوسه دیدم نفساش میلرزه گفتم چی شده ؟ گفت خیلی میترسم تا حالا این کارو نکردم گفتم آروم باش نترس زود میری خونه .
شروع کردم گردن و لب و موهاشو … همه رو نوازش لباساشو در آووردم آروم آروم همزمان سینه هاشو میخوردم خیلی لذت بخش بود برام دیگه چون عجله داشت گفت سریع باش الان زنگ میزنن باید جواب بدم . اگه جواب ندم شک میکنن .
منم شروع کردم خوردن کصش خیلی کص نازی داشت اینقدر خوردم ارگاسم شد گفت لعنتی خیلی وقته اینطوری ندادم . گفتم حالا مونده گفت بکن توم فقط نریزی توش بیچاره م کنی کاندوم داری ؟ گفتم بله خریدم .
کاندومو زدم شروع کردم داگی کردمش اینقدر گاییدمش که صداش ساختمونو برداشته بود گفتم یواش چه خبره همسایه ها میشنون گفت بکن دارم ارضا تند تند کردم بازم ارضا شد افتاد زمین پاهاش میلرزیدن خیلی حس خوبی داشت انگار چندین ساله کیر ندیده بود .
من که هنوز ارضا نشده بودم رفتم یه چایی و شیرینی آووردم خورد بعد شروع کردم دوباره به کردنش از جلو . یه جوش سر سیاهم تو لپ کونش بود همش با اون ور میرفتم میگفت چیکار میکنی گفتم هیچی خلاصه خوابوندمش رو شکم و از پشت گذاشتم لای کصش دوباره خیلی حال میداد کص کش انگار کصش تنور بود خیس خیس شده بود دوباره تلمبه زدم دیدم با دستاش داره فرش رو پاره میکنه جیغ و داد میکرد گفتم چته ؟ تو که میگفتی نه الان داری منم پاره میکنی از حشریت . گفت خیلی وقته کسی منو اینطوری نکرده گفتم نوش جونت عزیزم تا دسته جا کردم توش فرش رو اینقدر چنگ انداخت دیدم دوباره پاهاش دارن میلرزن کصش سفت شد دولاره ارضا شد .
صدای جیغ و دادش دیگه قشنگ تا چنتا خونه اونطرف تر میرفت .
گفتم بشین روم نشست رو شکمم حواسش نبود کاندومو در آووردم کیرمو بدون کاندوم کردم تو کصش خیلی داغ بود کس کش من نمی دونم چند سال بود کیر درست و حسابی ندیده بود اما خیلی حشری بود .
نشست رو شکمم و کیرمو کردم تو کصش تو این وسطا هر کاری کردم کونش رو باز کنم اجازه نداد گفت شوهرم میفهمه گفتم مگه شوهرتم میکنه ؟ اینی که من میبینم چند ساله کیر ندیده . گفت خیلی وقته نمیکنه اما اگه این کیر بره عقبم پاره میشم اختیارمو از دست میدم و نمیتونم چند روز درست راه برم اون موقع شک میکنه . قبول کردم و همون کصش رو گاییدم به خدا شاید باورتون نشه اما من فکر میکنم ۱۰ سالی بود کس نداده بود انگار شوهره مشکل جنسی داشت .
دیگه اینقدر داد و فریاد کرد ولش کردم گفتم کس خوارش بذار بفهمن همسایه ها . بار چهارم جوری ارضا شد چشماش سفیدیش مشخص شد گفتم از هوش رفت انگار افتاد روم و ازم لب گرفت تو همون حالت که نشسته بود روی شکمم منم با دیدن این صحنه داشتم ارضا میشدم خیلی بدجور کیرم سوزش گرفته بود از بس کردمش دو ساعت شده بود کیرم سائیده شده بود دیگه دستمو انداختم زیر کونش بلند کردم آبم با فشار ریخت بیرون رو کمر و موهاش و فرش و سرش .
اصلا باورم نمیشد آبم اون روز تا فاصله دو متری هم پرتاب شده بود خیلی بهم حال داد هیچوقت یادم نمیره .
مریم جون هر جا هستی ازت ممنونم بابت اون روز اگه اینو میخونی خودت متوجه میشی اون روز رو .
خلاصه بعد چند روز زنگ زد گفت بیا ماهواره خواهرمم درست کن . رفتم خونه خواهرم دیدم خواهرشم مثل خودش ناناز عصل عصل . یهو چشمم افتاد به یه مرد معتاد که داشت سرش میخورد به زمین خمار خمار بود رفتم پشت بوم اونم اومد گفتم این کیه ؟ گفت شوهرمه . اصلا یارو رو دیدم گفتم کیرم تو شانست مریم خانوم آخه گوشت طلایی مث تو این چه شوهریه ؟ شوهر نمی کردی بهتر بود که .
نمیدونم چرا اکثر معتادا زنای حشری و خوشگلی دارن . دیگه ماهواره آبجیشم درست کردم و اومدم هیچی نگفتم رفتم خونه .
بعد چند روز زنگ زد گفت بیام ؟ پیچوندمش . نمیدونم حسم چی بود هم میترسیدم شر بشه چون خیلی سر و صدا میکرد هم شوهرشو دیدم حسم عوض شد بهش اصلا یه جوری شدم . در کل زیاد زنگ میزد که دیگه بی محلی کردم اونم بیخیال شد .
امیدوارم غلط ملط املایی چیزی بود ببخشید .
اون خاطره خیلی خوبی بود که هنوزم بهش فکر میکنم حالی به حولی میشم . بعد اونم چندتا خاطره دیگه هست بعدا مینویسم انشالله .
خدانگهدار همگی
نوشته: سعید
13 پاسخ به “ماجرای نصب آنتن”
سلام
اگر واقعی بود نوش اما اگر خالی بستی ال ام بی ماهواره از جهت هاتبرد و یوتلست تو دهنت و از جهت یاست تو کونت
چرا حسی میکنم داستانا خیلی حساب سشده جهت داره
جق بزن یخورده کمتر کص و شعر بنویسی کصخل
آدم اگه دفعه اول اونجور ک تو میگی بهش چسبیده باشه و لذت برده باشه عمرا اون زن رو بپیچونه و هر روز آرزو داره دوباره اون زنو بکنهپس کس و شعر نگو و جقت رو بزن
(بعد شروع کردم دوباره به کردنش از جلو . یه جوش سر سیاهم تو لپ کونش بود همش با اون ور میرفتم )اصلا متوجه هستیچی بلغور میکنی واسه خودت.عوضی ، چندش
عامو کسخل مسخل چیزی هستی؟
واااااقعا بابات تو کونت برای توهم های ذهنت
طرف برا پول دنبال کار میگردهبعد میگه اینکاره نیستمبعدم میگه برا پول نمیدمدیگه تا تهش تابلوئه که پولم دادی باز به شوهرش گفته و کونت گذاشته توام زورت گرفته میگی شوهرش معتاد بودهدفعه بعدم زنگ زده که باز بیا شوهرم کون میخاد تو نرفتی و پیچوندیخطتم عوض کردی پیدات نکنه
آخه مغزتو گاییدم.یارو خرجی خونه نداره بعد زنگ میزنه نصاب ماهواره بیاد ماهوارشو راه بندازه؟؟ 😂 😂 😂 😂
اول که کاندم داشتی پس چطور ابت پاشید ۲متر .همین کسشر ها رو میگین دید مردم روی نصاب ها بد شده دیگه
کونکش کوس شعر میگی بگو ولی اسم نصاب هارو خراب نکن بیست ساله نصب میرم تا حالا به یکیشون نگاه نکردم اگه واقعا نصاب هستی حرمت همون چای تلخ رو که خونه طرف میخوری نگه دار خونه مردم سرتو بنداز پایین
خواهرشم میکردی