سلام من رضا هستم ميخوام داستان سكس با دوست دخترم رو براتون بگم قسم به خدا نميخورم ولي به جون هركي دوست دارين واقعيت رو ميگم
من اهل بوشهر هستم يه دوست دختر داشتم كه تو مراسم عقد داداشم باهاش آشنا شدم اسمش مرضيه بود.روزاي اول كه ميرفتم سر قرار كه ببينمش متوجه شدم واقعا حشري آخه زياد خودش رو بهم ميچسپوند و زياد بهم دست ميداد و ازم ميخواستم محكم بغلش كنم.
سرتون رو درد نيازم كم كم رومون باز شد و حرفاي سكسي ميزديم تو پيامامون.هيكلش يه دختر ١٨ ساله با پوستي سفيد قد ١٦٥ سينهاي ٧٠ واقعا سينهاش نسبت به ظاهرش بزرگ. بود و همچنين كونش كه خيلي پهن بود و روي هيكله نسبتا لاغرش زياد ادم رو حشري ميكرد.خودم هم ٢٢ سالمه بلند قد ١٨٣ وزنم ٧٠ .خلاصه قرار داشتيم تو پارك شغاب بوشهر اونا هي ازم لب ميگرفت و التماسم كرد كه كيرمو ببينه منم اولش خجالت كشيدم ولي درش اوردم اندازه كيره من ١٧ سانت بود بعدا ازم خواست كه واسم ساك بزنه زياد نميتونست كيرمو بكنه تو دهنش چون كيرم نسبت به دهنش بزرگ و كلفت بود .دو سه بار كه سر كيرمو مك زد من ديدم يدفعه سرشو انداخت پايين ازش يه لب گرفتم دستم كه به بدنش خورد ديدم بسيار داغ هست بدنش،ميگفت حالم خوب نيست هوسي شده بود.اصلا فكر نميكردم يه دختر تا اين حد هوسي شه كه نتونه درست راه بره و تمركز داشته باشه.نزديكاي عيد سال ٩٢ بود كه خانوادش رفته بودم خونه مادربزرگش اون به بهونه ي سردرد نميرفت و خودش ازم ميخواست بيام خونشون چند بار اينكار رو كرد و من دو سه بار اول فقط باهاش حال ميكردم و واسم ساك ميزد.نميزاشت بكنمش چون ما عاشق همديگه شده بوديم و قصد داشت باهام ازدواج كنه.منم ديوونه وار ميخواستمش.تا اينكه بار سوم كه رفتم سعي كردم با حرفام خرش كنم و بكنمش قبلش يه ژل به نام ژل لوبريكانت خريده بودم كه واس سكس از پشت عاليه هم باز ميكنه هم يه خورده بي حس.خلاصه من رفتم خونشونبا حرفام كه خرش كردم سعي كردم سينهاشو فقط بخورم.لباسش رو كه در اوردم سينهاش رو كه ديدم واقعا كيرم يه جوري بلند و سفت شد كه ديوونه شدم سينهاش رو ميخوردم و اون لذت ميبرد واقعا رو سينهاش حساس بود.با خواهش تونستم شلوارش رو در بيارم خودم ديگه از شهوت زياد نميتونست مقاومت كنه.شرتشم بدون درخواست كشيدم پايين كه خواست بلند شه و من با دوتا بوس نذاشتمش.كونش واقعا سكسي بود نميتونم وصفش كنم دختراي نوجون واقعا سكسي هستن.واسم ساك زد و ازم خواست كه ابمو بخوره من در حال ساك زدن اب كيرم رو خالي كردم تو دهنش كه بعدا بكنمش كه دفعه دوم زود ابم نياد ميگفت اب كيرت خيلي داغ و تلخ بوده خلاصه بعد ده دقيقه بوس كردن و خوردن كونش رفتم سراغ سينهاش عاشق اين كار بود روي كونش بخوابي و با سينهاش بازي كني.صداي نفساش منو شهوتي ميكرد من ژل رو اماده كردم ريختم رو سوراخ كونش بهم گفت چيه اين منم فقط گفتم هيييييييس.يه كم گذاشتمش و كم كم با يه انگشت داخل كونشم ژل رسوندم يه كم صبر كردم همينجوري كيرمو ميخورد منم حال ميكردم به حالت قمبل گذاشتمش از كيرم ميترسيد ميگفت خيلي گندس من سرشو گذاشتم رو سوراخ كونش كه يه آهي كشيد و خودش رو به عقب فشار ميداد رو كيرم.اين رو بگم كه بدون ژل غير ممكنه بتوني به راحتي كون بكني اينايي كه ميگن با يه فشار كردم تو همش كس شعره.خلاصه اولش سرش داشت ميرفت داخل كه خودش رو ميكشيد جلو خيلي تنگ بود منم با كمك ليز بودن ژل ميتونستم اينكارو كنم ازم در خواست ميكرد اروم اينكارو كنم همونجوري كه نصفه سر كيرم توش بود اه و ناله ميكرد و همش ميگفت رضا منو بكن كشيدم بيرون باز ژل زدم يه كم فشار رو بيشتر كرد م از سرش بيشتر با يه صداي چلوووق رفت تو يه دفع خودش رو انداخت با صداي اووووووووووخ پاره شدم كونش رو محكم گرفت منم ازش معذرت خواهي كردم بوسيدمش و كونش رو ماسارژ ميدادم حالت خوابيده خواستم بكنمش خوابيده راحتتر بود واسش همينجوري كه فشار دادم راحت تا اون قسمت بيشتر از سر كيرم رفت تو و خودم سريع كشيدم بيرون كه كم كم جا كنه همينجوري كه فشار ميدادم از نصف بيشتر بود كه با دستش مانع داخل شدن بيشتر كيرم ميشد.همونجوري سعي مردم روش بخوابم كه بيشتر رفت تو ولي نه تا اخر.كشيدم بيرون باز كردم تو اروم اوم تلمبه ميزدم و با صداي هشري اهي ميكشيد واقعا ديووونه وار حشري شده بودم بعد دو سه دقيقه تلمبه زدن كه كم كم مرضيه ميگفت رضا دارم آنيش ميگيرم احساس كردم نزديك ترضا شدنمه داشت ايم ميومد كه نتونستم كنترل كنم رسيدم تو اوج لذت كه با فشار كيرمو تا ته فشار دادم يه حيغ بلند كشيد و ابه كيرم رو كامل تو كونش خالي كردم به خاطر اين كارم كه دردش گرفت يه سيلي هم بهم زد.كامل كه ابم خالي شد اروم كشيدم بيرون بوسيدمش و يه كم ماساژش دادم و از ترس رسيدن مامان باباش سريع رفتم بعد اون دو بار ديگه سكس داشتيم كه اگه دوستان استقبال كنن بازم مينويسم
فقط اينو بگم همچي واقعيته حالا خودتون هرطور ميخوايد فكر كنيد
من اهل بوشهر هستم يه دوست دختر داشتم كه تو مراسم عقد داداشم باهاش آشنا شدم اسمش مرضيه بود.روزاي اول كه ميرفتم سر قرار كه ببينمش متوجه شدم واقعا حشري آخه زياد خودش رو بهم ميچسپوند و زياد بهم دست ميداد و ازم ميخواستم محكم بغلش كنم.
سرتون رو درد نيازم كم كم رومون باز شد و حرفاي سكسي ميزديم تو پيامامون.هيكلش يه دختر ١٨ ساله با پوستي سفيد قد ١٦٥ سينهاي ٧٠ واقعا سينهاش نسبت به ظاهرش بزرگ. بود و همچنين كونش كه خيلي پهن بود و روي هيكله نسبتا لاغرش زياد ادم رو حشري ميكرد.خودم هم ٢٢ سالمه بلند قد ١٨٣ وزنم ٧٠ .خلاصه قرار داشتيم تو پارك شغاب بوشهر اونا هي ازم لب ميگرفت و التماسم كرد كه كيرمو ببينه منم اولش خجالت كشيدم ولي درش اوردم اندازه كيره من ١٧ سانت بود بعدا ازم خواست كه واسم ساك بزنه زياد نميتونست كيرمو بكنه تو دهنش چون كيرم نسبت به دهنش بزرگ و كلفت بود .دو سه بار كه سر كيرمو مك زد من ديدم يدفعه سرشو انداخت پايين ازش يه لب گرفتم دستم كه به بدنش خورد ديدم بسيار داغ هست بدنش،ميگفت حالم خوب نيست هوسي شده بود.اصلا فكر نميكردم يه دختر تا اين حد هوسي شه كه نتونه درست راه بره و تمركز داشته باشه.نزديكاي عيد سال ٩٢ بود كه خانوادش رفته بودم خونه مادربزرگش اون به بهونه ي سردرد نميرفت و خودش ازم ميخواست بيام خونشون چند بار اينكار رو كرد و من دو سه بار اول فقط باهاش حال ميكردم و واسم ساك ميزد.نميزاشت بكنمش چون ما عاشق همديگه شده بوديم و قصد داشت باهام ازدواج كنه.منم ديوونه وار ميخواستمش.تا اينكه بار سوم كه رفتم سعي كردم با حرفام خرش كنم و بكنمش قبلش يه ژل به نام ژل لوبريكانت خريده بودم كه واس سكس از پشت عاليه هم باز ميكنه هم يه خورده بي حس.خلاصه من رفتم خونشونبا حرفام كه خرش كردم سعي كردم سينهاشو فقط بخورم.لباسش رو كه در اوردم سينهاش رو كه ديدم واقعا كيرم يه جوري بلند و سفت شد كه ديوونه شدم سينهاش رو ميخوردم و اون لذت ميبرد واقعا رو سينهاش حساس بود.با خواهش تونستم شلوارش رو در بيارم خودم ديگه از شهوت زياد نميتونست مقاومت كنه.شرتشم بدون درخواست كشيدم پايين كه خواست بلند شه و من با دوتا بوس نذاشتمش.كونش واقعا سكسي بود نميتونم وصفش كنم دختراي نوجون واقعا سكسي هستن.واسم ساك زد و ازم خواست كه ابمو بخوره من در حال ساك زدن اب كيرم رو خالي كردم تو دهنش كه بعدا بكنمش كه دفعه دوم زود ابم نياد ميگفت اب كيرت خيلي داغ و تلخ بوده خلاصه بعد ده دقيقه بوس كردن و خوردن كونش رفتم سراغ سينهاش عاشق اين كار بود روي كونش بخوابي و با سينهاش بازي كني.صداي نفساش منو شهوتي ميكرد من ژل رو اماده كردم ريختم رو سوراخ كونش بهم گفت چيه اين منم فقط گفتم هيييييييس.يه كم گذاشتمش و كم كم با يه انگشت داخل كونشم ژل رسوندم يه كم صبر كردم همينجوري كيرمو ميخورد منم حال ميكردم به حالت قمبل گذاشتمش از كيرم ميترسيد ميگفت خيلي گندس من سرشو گذاشتم رو سوراخ كونش كه يه آهي كشيد و خودش رو به عقب فشار ميداد رو كيرم.اين رو بگم كه بدون ژل غير ممكنه بتوني به راحتي كون بكني اينايي كه ميگن با يه فشار كردم تو همش كس شعره.خلاصه اولش سرش داشت ميرفت داخل كه خودش رو ميكشيد جلو خيلي تنگ بود منم با كمك ليز بودن ژل ميتونستم اينكارو كنم ازم در خواست ميكرد اروم اينكارو كنم همونجوري كه نصفه سر كيرم توش بود اه و ناله ميكرد و همش ميگفت رضا منو بكن كشيدم بيرون باز ژل زدم يه كم فشار رو بيشتر كرد م از سرش بيشتر با يه صداي چلوووق رفت تو يه دفع خودش رو انداخت با صداي اووووووووووخ پاره شدم كونش رو محكم گرفت منم ازش معذرت خواهي كردم بوسيدمش و كونش رو ماسارژ ميدادم حالت خوابيده خواستم بكنمش خوابيده راحتتر بود واسش همينجوري كه فشار دادم راحت تا اون قسمت بيشتر از سر كيرم رفت تو و خودم سريع كشيدم بيرون كه كم كم جا كنه همينجوري كه فشار ميدادم از نصف بيشتر بود كه با دستش مانع داخل شدن بيشتر كيرم ميشد.همونجوري سعي مردم روش بخوابم كه بيشتر رفت تو ولي نه تا اخر.كشيدم بيرون باز كردم تو اروم اوم تلمبه ميزدم و با صداي هشري اهي ميكشيد واقعا ديووونه وار حشري شده بودم بعد دو سه دقيقه تلمبه زدن كه كم كم مرضيه ميگفت رضا دارم آنيش ميگيرم احساس كردم نزديك ترضا شدنمه داشت ايم ميومد كه نتونستم كنترل كنم رسيدم تو اوج لذت كه با فشار كيرمو تا ته فشار دادم يه حيغ بلند كشيد و ابه كيرم رو كامل تو كونش خالي كردم به خاطر اين كارم كه دردش گرفت يه سيلي هم بهم زد.كامل كه ابم خالي شد اروم كشيدم بيرون بوسيدمش و يه كم ماساژش دادم و از ترس رسيدن مامان باباش سريع رفتم بعد اون دو بار ديگه سكس داشتيم كه اگه دوستان استقبال كنن بازم مينويسم
فقط اينو بگم همچي واقعيته حالا خودتون هرطور ميخوايد فكر كنيد
نوشته: رضا
17 پاسخ به “كردن كون دوست دختر ١٨سالم”
حال کردم
با پپسي موافقم
اصلا واقعی بودن داستان مهم نیست ،مهم نگارش ،املا وحس داستان بگذریمبعد قد و وزن ،سایز سینه خانم والت خودت به چه درد داستان می خورهشما همه یه جوری از دوست دختراتون تعریف می کنید که همگی در هر لحظه و در هر جا حشری و در کف آلت اعظام هستند(خودم از شهوت زیاد نمی تونستم تحمل کنه)؟؟؟؟بابا تو مسلمان نیستی که نصف شبی این همه ذهن منو به چالش کشیدی (dash)
جون عمت
akhe kosmaqz bro avl yad bgiri bnvisi bad bia inja kosnvshtto bnvis /: kosmaqze hashri/:
جقی همش غلط نوشتی! وقتی موقع نوشتن یه دستت رو کیبرده یه دستت رو کیرته معلومه انقد غلط املایی و تایپی بوجود میاد 😐
چیمن جان خودتو ناراحت نکناینا توهمات موقع جق زدنشونو مینویسن ?
وقتی تا ته فشار دادی تو کیونش اونوقت اون چجوری سیلی زده تو گوشت؟نکنه دستتاش و صورتش برعکس دیگرا روی بدنش قرار داره
هنوز توش نرفته کونی شد (dash) برو عمو درستو بخون دوماه دیگه امتحانات مستمریه
کص شعر خوبی بود ?ولی چرا همه 17 سانت کیر دارن؟ (dash)
جون هر کی ما دوسش داریم؟؟؟جون مامان جون خودت که خیلی دوسش داری ?بقیشم که دوستان نظر دادن من هیچیت نمیگم دیگه.داستانت جزو دسته خزعبلات و جفنگیات پست مدرنه.!! ?
با یه صدای چلوووق رفت تو ? ? ?
با حرفام خرش کردم8_march_women_dayجایگاه زن
نظر شما چیه؟
اولا یادت رفت وزنشو بگیثانیا چلوق به ادم افلیج میگن . اون صدا صدای بچه های بکن توه که میگن مجلوق کم بزن همیشه بزن . کیر بوشوِک تو سوراخ دماغت
یادت رفت وزنشو بگیبعدشم چلوق به ادم افلیج میگن اون صدای بچه هاس میگن مجلوق کم بزن همیشه بزن کیر بوشوِک تو سوراخ دماغت
چرا همه کیرشون ۱۷ تا ۲۰ سامانه فققط واسه ما ۱۵ سانته