عکس نیم رخ پروفایل

سلام
من زیاد اهل نوشتن نیستم اینم یه خاطره از اولین دیتم با عسل خانوم قصه ما…
یادم سال ۹۶ بود که از خدمت سربازی اومده بودم تنها بیکار بودم سرگرمیم شده بود گوشی و بیرون رفتن با رفقا…
یه روز صبح از خواب بیدار شدم و رفتم تلگرامو یکم تو این گروه های چت چرت پرت گفتم دیدم یکی اومد یه سوال پرسید رفت منم جوابش دادم دختره زیاد بلد نبود چون دنبالم میگشت تو گروه عکس پروفایلم نیمرخ خودم بود چشمام سبزه برا فخر فروشی این حرفا رو پروفایلم گذاشته بودم هیچی منم دیدم طرفم نخ میده رفتم پی ویش دیدم کلی حرف چرا اومدی پی وی من اجازه نداری دیدم عکس پروفایلش تولدم مبارکه منم گفتم اومدم تبریک تولد بگم هیچی دختره بلاکم کرد
بعد یکربع از بلاکی درم اورد پیام داد حرف اینابعدم عکس بده کلی امارمو دراورد دید که مشکلی ندارم چت کردیم تا فهمیدم متاهله هیچی گفتم قیدشووو بزن پسر شررر میشه هیچی جوابشووو نمیدادم انقدر پیگیر بود گفتم بیخیال بزار باهاش حرف بزنم دیگه منم گفتم باید ببینمت عکس فرستاد یه خانوم نسبتاًتپل سفید چشمای عسلی و موهای مش کرده سینه ها ۷۵ قدشم ۱۵۵ اینا بود ینی انقد سفید خوشگل بود دلم نیومد بیخیالش شم البته اینم بگم اون تهران بود منم اراک بودم دیگه پیله کرد بیا ببینمت منم پاشدم به بهانه کار پیدا کردن خونه رفیقم تهران با دخترع قرار گذاشتم ادرس داد گفت بیااینجا خونش بود ینی ریدم به خودم اخه پسر کصخلی میخوای بری اونجا چارتا قلچماق اونجا کونت بزارن باهر ترس لرزی کیرم به مغزم غلبه کردووو پاشدم اسنپ زدم رفتم رسیدم دم اپارتمانشون زنگ زدم در باز شد ازقبل گفته بود از پله ها بیا که کسی نبینه فوری پریدم تو خونه دیدم دختره با یه چادررنگی ازاین چادر نمازا وسط خونس پریدموووو بوس بغل اینا یکم حرف اونم با چادر زدم کنار چادرشووو دیدم زیرش یه نیم تنه و شورتک زرد پوشیده خط سینه ها ببیرون زده بود شکم بیرون بود ناف سفیدش خط کصش و کون گندش پیدا شده بود
اوردم نشوندمش رو پاهام هیچی بوسش میکردم بعد از ۲۱ماه کافور خوردن کیرم راست شده بود حشری بدی بوسیدمش تا اونم حشری شد کیرم زیرش سیخ شده بود یک دفعه جای مغز کیرم با هم عوض شد میمالوندم کیرمووو به بدنش هیچ لختش کردم خودممم شلوارمو تا نصفه در اوردم میترسیدم که شوهرش نیاد به گا برم برای اولین بار کیرم رفت تو کس زن خوشگله هیچی مث وحشیاااا میخوردم میکردم من خرم کاندوم نبرده بودم همونجور میکردم منی که جق میزدم یک دقیقه نمیرسید حالا داشتم یک ربع تو کس یه زن تلمبه میزدم عسل هم ۳بار ارضا شد می گفت ۱۰ساله ازدواج کردم یه بارم ارضا نشدم
منم ممه های گنده سفیدشوووو میلیسدم کصشووو میگاییدم کشیدم بیرون گفتم بخورش عسل بلدنبود ساک بزنه انقدر دندون زد که کیرم زخم شد باز اومدم سراغ بدنش اومدم کونشوووو انگشت کنم نذاشت گفت فقط جلوووو بکن تو کصم منم کردم یه ۵دقیقه کردم ینه تاخایه میکردم تو کصش تو کونم عروسی بود بعداز ۱۹سال داشتم کس میکردم اونم چی بعد اون همه کون پسررر کردن داشتم کس زن شوهردار میکردم زیر قاب عکس عروسیشون عکس دونفره داشتم میکردم تو کس عسل خانوم هیجی ارضا شدم تو کصش (از نابلدیم همین که ابمو ریختم توشش)هیچی دیگه داستانمون وارد فاز جدیدی شد خانوم عاشقم شد شغلی پیدا کردم تهران وهرهفته میرفتم میکردمش هنوزم در ارتباطم باهاش بعد از مدتی دیدم خانوم بارداره بله تو اون دوماه گذشته تا حالا با شوهرش سکس نداشته و حالا ما صاحب یه دختر خوشگل هستیم
اگه دوست داشتین بگین تا داستانایی دیگه از سکسمونو براتون بنویسم

نوشته: محمدمحسن

بازدید 9,628

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “عکس نیم رخ پروفایل”

  1. سال ۹۶ازخدمت اومدی ۱۹سال هم کس نکردی یعنی یا هفده سالگی رفتی سربازی یا موقع پایان خدمتت۳۶سالت بوده…هیچکدوم باورپذیر نیست…منکه چیزی ازسن وسایل و پایان خدمتت نفهمیدم

  2. جلبگ مغزش از تو بیشتر و بهتر کار میکنه آخه کون گشاد دل تنگ مگه مجبوری که بیای اینجا چرندیات از خودت در بکنی و اسمش هم بزاری داستان سکسی،ادمین ی تابلو بزن دم در بکن تو،ورود جقی متوهم ممنوع

  3. خودت اصل داستان رو بالانوشتی رفتی خونه ی زنِ دیدی ای دل غافل چند تاکیر به دست منتظرن سوراخت رو آبیاری کنن

  4. همون که خودت گفتی چارتا خرکیر جوری گاییدنت مغزت از سولاخت زده بیرون اومدی اینجا هزیون میگی

  5. این داستان فقط یه خوبی داشت. اونم این بود که زود تمام شد.اقا از اینکه کمتر چرت پرت نوشتی ازت تشکر میکنم.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید