من علی۲۲ سالمه دانشجوی تربیت معلم هستم قدم بلنده و چهره مردونه ای دارم و هیکلم خوبه
ماجرا مال چند هفته پیشه دو ماه قبل رفته بودیم کوه که متاسفانه قوزک پای من ترک کرد و مجبور شدم گچ بگیرم وقتی گچ پامو باز کردم دکتر گفت باید بری فیزیوتراپی و من دختر داییم مطب فیزیوتراپی و ۲۶ سالشه یه دختر خوشگل و زیبا با پوست تقریبا سبزه تو بچگی همبازی بودیم بچگی که چه عرض کنم تا وقتی که دانشگاه قبول شد مجبور شد به یه شهر دیگه بره همش پیش هم بودیم وقتی بچه بودیم همچون یه ساختمان زندگی می کردیم وقتایی که خونه تنها میشدیم دوتایی رفتیم حموم تقریبا تا ۱۷ سالگی ملیحه دختر داییم و من کامل لخت میشدم ولی ملیحه با شورت و سوتین بود
واسه فیزیوتراپی هم رفتم پیشش و تقریبا بعد یک سال و نیم دیدمش جلسه اول کلی با هم حرف زدیم ولی راجب بچگیامون چیزی نگفتیم
جلسه دوم و سوم هم همینطور گذشت ولی جلسه چهارم همه چیز بینمون شروع شد تو مطب واسه اینکه راحت تر باشم یه شلوار راحتی کش با خودم میبردم و اونجا عوض میکردم جلسه چهارم وقتی داشتم شلوارمو عوض میکردم ملیحه یدفعه اومد تو اتاقی که من بودم و سریع یه ملافه جلوی خودم گرفتم که خندید بهم گفت نکبت تا دوسال پی خودم میبردمت حموم و حتی اونجاتم دیدم الان از من میپوشونی بعد خندیدمو شلوارمو پوشیدم و رو تخت دراز کشیدم اومد تا وسایل و به پام وصل کنه و ماساژ بده پامو کنارم نشست بهش گفتم ملیحه تو هموز یادته گفت چیو گفتم همین که با هم میرفتیم حموم خندید گفت آره یادمه چطور گفتم هیچی همینجوری بعد با خنده گفتم اگه کسی دیگه جای من بود الان دوجین بچه ازت داشت بعد خندیدیم داشتیم حرف میزدیم که ملیحه بهم گفت دوست دختر داری خندیدم گفتم نه بابا کی به من نگاه میکنه بهم گفت تو هم جذابی هم پسر خوب از خداشون باشه بهش گفتم هر چه قدر جذاب باشم به جذابی و خوشگل تو نمیرسم خندید و گفت لطف داری گفتم لطف که دارم ولی جدی گفتم اگه متاهل نبودی حتمن میومدم میگرفتمت بعد زدیم زیر خنده این جلسه همینجوری تموم شد جلسه بعد که رفتم اومد پیشم و گفت نمیخاد شلوار راحتی بپوشی به دستیارام گفتم سراغ تو نیان خودم میام با شورت باش تعجب کردم گفتم باشه دراز کشیدم رو تخت و اومد اول وسیله ها رو به پام وصل کرد و رفت بعد از نیم ساعت اومد تا پامو ماساژ بده بهم گفت چطوری گفتم خوب اومد نشستم کنارم و یدفعه دست انداخت کیرمو گرفت و گفت اون موقع ها که بچه بودی این سالار واسه خودش چشم نوازی میکرد الان چی؟. غافلگیر شده بودم. به راستی چرا باید چنین اقدامی میکرد؟ دستشو کنار زدم گفتم ملیحه نکن زشته الان یکی میاد خندید و شروع کرد پامو ماساژ دادن بهم گفت جلسه بعدی وقت آخری تویی و منشی هامم میفرستم برم تا خودمون باشیم بهش گفتم چرا که گفت لباس بپوش و برو این جلسه تمومه تا جلسه بعدی کلی فکر و خیال به سرم زده بود. به راستی چرا ملیحه میخاست ما تنها باشیم تو مطب؟ اونکه شوهر داره با کلی فکر خیال جلسه بعدی رفتم مطب هیچ کس تو مطب نبود تا خود ملیحه رفتم داخل بلند سلام کردم ملیحه از اتاقش اومد بیرون و گفت علی اومدی منتظرت بودم یکم دیر کردی رفتم جلو سلام دادم چقدر جذاب شده بود لباسای تنگ پوشیده بود که اندامش کامل معلوم بود یه آرایش کامل کرده بود رفتم تو اتاق تا آماده بشم واسه انجام فیزیوتراپی اومد تو اتاق در و بست و قفل کرد بعد شروع کرد لباساشو در آوردن جلوم لخت شد و مثل قدیم که میرفتیم حموم با شورت و سوتین اومد جلوم و گفت لباسات ودر بیار امروز برنامه متفاوته دیگه به هیچی فکر نکردم که ملیحه شوهر داره و نباید اینکارو باهاش بکنم و فقط به فکر کردنش بودم لباسامو در آوردم و رفتم بغلش کردمو شروع کردم لباشو بوسیدن و یواش یواش شورت و سوتینشو دراوردم و کامل لخت جلوم بود اولین بار بود سینه ها و کص کونشو میدیدم یه کص گوشتی که واقعن هر مردی رو دیوونه میکرد جلوم زانو زد و شروع کرد کیرمو ساک زدن نزدیک ده دقیقه کیرمو ساک زد بعد بلندش کردم و بالا تنشو انداختم رو تخت و یه پاشم انداختم روتخت و کیرمو با کصش تنظیم کردمو با یه فشار فرو کردم داخلش و شروع کردم تلنبه زدن آنچنان تلنبه میزدم که از درد داد میزد و میگفت علی پاره شدم علی جر خوردم منم میگفتم کصت از این بعد مال منه تو جنده من شدی دیگه نباید به اون حمید(شوهرش)کصکش بدی خودم باید بکنمت اونم میگفت آره من جنده توعم فقط به تو میدم به اون کصکش نمیدم اون لیاقت کص منو نداره همینجوری تو همون حالت داشتم تو کص گوشتیش تلمبه میزدم و عشق و حال میکردم بعد کیرمو کشیدم بیرون ودوباره شروع کرد زدن و دو سه دقیقه ای ساک زد بعد خابوندمش رو تخت جوریکه صورتش سمت من بود و پاهاشو گرفتم بالا و دوباره شروع کردم تلمبه زدن با تمام قدرت تلمبه میزدم و با سینه های نازش بازی میکردم داد و فریاد های ملیحه کل اتاق و پر کرده بود نزدیک آبم بیاد که سرعت تلمبه هام بیشتر کردم و با تمام فشار داخلش خالی شدم و روش دراز کشیدم و کیرم تو کوصش نگه داشتم و ازش لب میگرفتم بعد پنچ دقیقه از روش بلند شدم و بعد کصشو تمیز کردم و لباس پوشیدمو بعد با هم از مطب رفتیم بیرون تا وقتی تو ماشینش نشستیم حرفی نزدیم به هم که اون سکوت و شکست و گفت خیلی بهم حال داد از این بعد وقت آخر میای تا با هم سکس کنیم بعد بهم گفت واتساپ پیام بده حرف بزنیم. به راستی چرا باید چنین درخواستی می نمود؟
شب بهش پیام دادم داشتیم حرف میزدیم که وسطای حرفامون گفتم من خونه مجردی گرفتم و جدا زندگی میکنم که این ایموجی فرستاد😍 گفتم چیه شاد شدی گفت آره مکان هم که جوره خندیدم براش نوشتم آره مکان جوره بعد براش آدرس فرستادمو خداحافظی کردیم و خوابیدم صبح با زنگ خونه از خواب بیدار شدم ساعت ۱۰ بود در و باز کردم ملیحه بود اومد داخل در و بست و پریدم تو بغلم وشروع کرد لخت شدن کامل لخت شدیمو شروع کرد ساک زدن پنج دقیقه ساک و زد و درازش انداختم پاهاشو گرفتم بالا با تمام قدرت وسرعت شروع کردم تلمبه زدن نزدیک بیست دقیقه نیم ساعت تو کصش تلمبه زدم و دوباره با تمام فشار داخلش خالی کردم و همزمان با من ملیحه هم ارضا شد و هر جفتمون بیهوش افتادیم رو هم و بعد از چند دقیقه شروع کردم بوسیدن ملیحه و بهش گفتم صبحونه عالی بود جفتمون خندیدیم و ملیحه بلند شد لباس پوشید رفت مطب تا دوروز بعد که رفتم مطب واسه جلسه بعدی هم ندیدیم و باز آخرین نفر بودم رفتم و دوباره سکس کردیم دوباره داخلش خالی شدم موقع برگشت بهم گفت از همون اولین سکسمون دیگه با حمیدسکس نکردم هر شب اصرار میکنه ولی من فقط تورو میخام دیگه نمیخام با حمید باشم هلی من عاشقتم بهش گفتم ازش طلاق بگیر میام میگیرمت
شب بهم پیام داد و گفت با حمید حرف زدم بهش گفتم من دیگه نمیخوامت طلاق میخوام حمید شروع کرد سوال پیچ کردن مو ولی نگفتم تو رو میخوام بهش گفتم یه قرار بزار بریم یه بیرون سه نفری حرف بزنیم فرداش آدرس قرار و برام فرستاد یه کافی شیک و پیک رفتمپیششون وهمین رسیدم ملیحه بلند شد و بهم دست و لبمو بوسید حمید بلند شد داد زد چه غلطی میکنی دستشو گرفتم گفتم آرام داد نزن بشین سر جات. به راستی داد و فریاد از برای چه کنیم؟
بعد شروع کردیم حرف زدن ملیحه بهش گفت حمید من تورو نمیخوام دیگه من عاشق علی شدم باید طلاقم بدی حمید شروع کرد گریه کردن که ملیحه من چی برات کم گذاشتم چیکارت کردم که اینجوری میکنی ملیحه گفت تو داخل خونه نشستیو من کار میکنم بعد تو چی کم گذاشتی برا من بعد بهش گفت حمید من نمیخوامت دیگه بفهم
بعد به حمید گفتم ملیحه دیگه دوستت نداره دست از سرش بردار و طلاقش بده چون طبق قانون نمیشه که همزمان دو تا شوهر داشته باشه حمید گفت باشه ولی باید مهریشو ببخشه ملیحه گفت میبخشم فقط طلاقم بده و بعد ملیحه به حمید گفت از امشب هم میرم پیش علی و از کافه رفتیم بیرون و افتادیم دنبال کارای طلاقش و شب رفتیم خونه من وتا صبح چهار بار سکس کردیم و هر چهار بار داخلش خالی کردم
هفته بعدش رفت دادگاه و توافقی از هم جدا شدن و ملیحه مهرشو بخشید و بعد رفتیم خونه اونا من به خونوادم گفتم بیان و بعد به همه ماجرا رو گفتیم که ما عاشق هم شدیمو قراره با هم ازدواج کنیم خانواده جفتمون کلی مخالفت کردن ولی هم من هم ملیحه جلوشون ایستادیمو با خانواده قطع ارتباط کردیم و رفتیم خونه ملیحه زندگی مشترکمون و شروع کردیم هر شب سکس میکردیم و من داخل ملیحه خالی میکردم یه شب ملیحه گفت به یاد قدیما بریم حموم رفتیم داخل حموم و بدنمون و کف مالی کردیم و ملیحه رو کف حموم دراز انداختم و کیرمو گزاشتم جلوی کصش و شروع کردم تلمبه زدن با تمام قدرت و سرعت داخلش تلمبه میزدم و با سینه های نازش بازی میکردم یدفعه کشیدم بیرون و بهشگفتم عشقم میخام از کون بکنمت گفت وای نه علی تاحالا از کون ندادم خیلی درد میگیره گفتم ملیحه اگه درد گرفت در میارم با کلی اصرار قبول کرد و چهار دست و پا شد و قمبل کرد سوراخ کونشو حسابی کف مالی کردم و کیرمو گزاشتم و کم کم شروع کرد داخل فرستادن تا جا باز کنه اول فقط سرشو فرستادم یک دقیقه نگه داشتم بعد کم کم شروع کردم بقیه کیرمو داخل فرستادن و تقریبن تموم کیرش که رفت داخل شروع کرد تلمبه زدن که ملیحه جیغ کشید و گفت سوختم و سریع کیرمو در آوردمو ملیحه گفت علی تروخدا دیگه اونجا نکن سوختم گفتم باشه و دوباره گزاشتم داخل کوصش و شروع کردم تلمبه زدن و داخلش خالی کردم بعد خودمون وشستیم و از حموم در اومدیم
موقع خواب بهم گفت علی من چند روزه پریودم عقب افتاده حاملم نکرده باشی گفتم شاید حمید حاملت کرده باشه گفت نه بابا او سه ماه گذشته همش با کاندوم میکرد گفت علی اگه حامله شده باشم چی گفتم یا باید سقط کنی یا باید بگی حمید باباشه گفت نه میرم سقط میکنم گفت بخواب حالا بعدا راجع بهش فکر میکنیم فرداش رفت ویدیو چک گرفت و معلوم شد حامله شده و طبیعی بچه از من بود و چون ما هنوز عقد نکرده بودیم و تقریبا تا دو ماه و 13 روز دیگه هم نمیتونیم عقد کنیم ولی من میخوام ملیحه بچه رو نگه داره و ولی خودش میخواد سقطش کنه
ماجرا مال چند هفته پیشه دو ماه قبل رفته بودیم کوه که متاسفانه قوزک پای من ترک کرد و مجبور شدم گچ بگیرم وقتی گچ پامو باز کردم دکتر گفت باید بری فیزیوتراپی و من دختر داییم مطب فیزیوتراپی و ۲۶ سالشه یه دختر خوشگل و زیبا با پوست تقریبا سبزه تو بچگی همبازی بودیم بچگی که چه عرض کنم تا وقتی که دانشگاه قبول شد مجبور شد به یه شهر دیگه بره همش پیش هم بودیم وقتی بچه بودیم همچون یه ساختمان زندگی می کردیم وقتایی که خونه تنها میشدیم دوتایی رفتیم حموم تقریبا تا ۱۷ سالگی ملیحه دختر داییم و من کامل لخت میشدم ولی ملیحه با شورت و سوتین بود
واسه فیزیوتراپی هم رفتم پیشش و تقریبا بعد یک سال و نیم دیدمش جلسه اول کلی با هم حرف زدیم ولی راجب بچگیامون چیزی نگفتیم
جلسه دوم و سوم هم همینطور گذشت ولی جلسه چهارم همه چیز بینمون شروع شد تو مطب واسه اینکه راحت تر باشم یه شلوار راحتی کش با خودم میبردم و اونجا عوض میکردم جلسه چهارم وقتی داشتم شلوارمو عوض میکردم ملیحه یدفعه اومد تو اتاقی که من بودم و سریع یه ملافه جلوی خودم گرفتم که خندید بهم گفت نکبت تا دوسال پی خودم میبردمت حموم و حتی اونجاتم دیدم الان از من میپوشونی بعد خندیدمو شلوارمو پوشیدم و رو تخت دراز کشیدم اومد تا وسایل و به پام وصل کنه و ماساژ بده پامو کنارم نشست بهش گفتم ملیحه تو هموز یادته گفت چیو گفتم همین که با هم میرفتیم حموم خندید گفت آره یادمه چطور گفتم هیچی همینجوری بعد با خنده گفتم اگه کسی دیگه جای من بود الان دوجین بچه ازت داشت بعد خندیدیم داشتیم حرف میزدیم که ملیحه بهم گفت دوست دختر داری خندیدم گفتم نه بابا کی به من نگاه میکنه بهم گفت تو هم جذابی هم پسر خوب از خداشون باشه بهش گفتم هر چه قدر جذاب باشم به جذابی و خوشگل تو نمیرسم خندید و گفت لطف داری گفتم لطف که دارم ولی جدی گفتم اگه متاهل نبودی حتمن میومدم میگرفتمت بعد زدیم زیر خنده این جلسه همینجوری تموم شد جلسه بعد که رفتم اومد پیشم و گفت نمیخاد شلوار راحتی بپوشی به دستیارام گفتم سراغ تو نیان خودم میام با شورت باش تعجب کردم گفتم باشه دراز کشیدم رو تخت و اومد اول وسیله ها رو به پام وصل کرد و رفت بعد از نیم ساعت اومد تا پامو ماساژ بده بهم گفت چطوری گفتم خوب اومد نشستم کنارم و یدفعه دست انداخت کیرمو گرفت و گفت اون موقع ها که بچه بودی این سالار واسه خودش چشم نوازی میکرد الان چی؟. غافلگیر شده بودم. به راستی چرا باید چنین اقدامی میکرد؟ دستشو کنار زدم گفتم ملیحه نکن زشته الان یکی میاد خندید و شروع کرد پامو ماساژ دادن بهم گفت جلسه بعدی وقت آخری تویی و منشی هامم میفرستم برم تا خودمون باشیم بهش گفتم چرا که گفت لباس بپوش و برو این جلسه تمومه تا جلسه بعدی کلی فکر و خیال به سرم زده بود. به راستی چرا ملیحه میخاست ما تنها باشیم تو مطب؟ اونکه شوهر داره با کلی فکر خیال جلسه بعدی رفتم مطب هیچ کس تو مطب نبود تا خود ملیحه رفتم داخل بلند سلام کردم ملیحه از اتاقش اومد بیرون و گفت علی اومدی منتظرت بودم یکم دیر کردی رفتم جلو سلام دادم چقدر جذاب شده بود لباسای تنگ پوشیده بود که اندامش کامل معلوم بود یه آرایش کامل کرده بود رفتم تو اتاق تا آماده بشم واسه انجام فیزیوتراپی اومد تو اتاق در و بست و قفل کرد بعد شروع کرد لباساشو در آوردن جلوم لخت شد و مثل قدیم که میرفتیم حموم با شورت و سوتین اومد جلوم و گفت لباسات ودر بیار امروز برنامه متفاوته دیگه به هیچی فکر نکردم که ملیحه شوهر داره و نباید اینکارو باهاش بکنم و فقط به فکر کردنش بودم لباسامو در آوردم و رفتم بغلش کردمو شروع کردم لباشو بوسیدن و یواش یواش شورت و سوتینشو دراوردم و کامل لخت جلوم بود اولین بار بود سینه ها و کص کونشو میدیدم یه کص گوشتی که واقعن هر مردی رو دیوونه میکرد جلوم زانو زد و شروع کرد کیرمو ساک زدن نزدیک ده دقیقه کیرمو ساک زد بعد بلندش کردم و بالا تنشو انداختم رو تخت و یه پاشم انداختم روتخت و کیرمو با کصش تنظیم کردمو با یه فشار فرو کردم داخلش و شروع کردم تلنبه زدن آنچنان تلنبه میزدم که از درد داد میزد و میگفت علی پاره شدم علی جر خوردم منم میگفتم کصت از این بعد مال منه تو جنده من شدی دیگه نباید به اون حمید(شوهرش)کصکش بدی خودم باید بکنمت اونم میگفت آره من جنده توعم فقط به تو میدم به اون کصکش نمیدم اون لیاقت کص منو نداره همینجوری تو همون حالت داشتم تو کص گوشتیش تلمبه میزدم و عشق و حال میکردم بعد کیرمو کشیدم بیرون ودوباره شروع کرد زدن و دو سه دقیقه ای ساک زد بعد خابوندمش رو تخت جوریکه صورتش سمت من بود و پاهاشو گرفتم بالا و دوباره شروع کردم تلمبه زدن با تمام قدرت تلمبه میزدم و با سینه های نازش بازی میکردم داد و فریاد های ملیحه کل اتاق و پر کرده بود نزدیک آبم بیاد که سرعت تلمبه هام بیشتر کردم و با تمام فشار داخلش خالی شدم و روش دراز کشیدم و کیرم تو کوصش نگه داشتم و ازش لب میگرفتم بعد پنچ دقیقه از روش بلند شدم و بعد کصشو تمیز کردم و لباس پوشیدمو بعد با هم از مطب رفتیم بیرون تا وقتی تو ماشینش نشستیم حرفی نزدیم به هم که اون سکوت و شکست و گفت خیلی بهم حال داد از این بعد وقت آخر میای تا با هم سکس کنیم بعد بهم گفت واتساپ پیام بده حرف بزنیم. به راستی چرا باید چنین درخواستی می نمود؟
شب بهش پیام دادم داشتیم حرف میزدیم که وسطای حرفامون گفتم من خونه مجردی گرفتم و جدا زندگی میکنم که این ایموجی فرستاد😍 گفتم چیه شاد شدی گفت آره مکان هم که جوره خندیدم براش نوشتم آره مکان جوره بعد براش آدرس فرستادمو خداحافظی کردیم و خوابیدم صبح با زنگ خونه از خواب بیدار شدم ساعت ۱۰ بود در و باز کردم ملیحه بود اومد داخل در و بست و پریدم تو بغلم وشروع کرد لخت شدن کامل لخت شدیمو شروع کرد ساک زدن پنج دقیقه ساک و زد و درازش انداختم پاهاشو گرفتم بالا با تمام قدرت وسرعت شروع کردم تلمبه زدن نزدیک بیست دقیقه نیم ساعت تو کصش تلمبه زدم و دوباره با تمام فشار داخلش خالی کردم و همزمان با من ملیحه هم ارضا شد و هر جفتمون بیهوش افتادیم رو هم و بعد از چند دقیقه شروع کردم بوسیدن ملیحه و بهش گفتم صبحونه عالی بود جفتمون خندیدیم و ملیحه بلند شد لباس پوشید رفت مطب تا دوروز بعد که رفتم مطب واسه جلسه بعدی هم ندیدیم و باز آخرین نفر بودم رفتم و دوباره سکس کردیم دوباره داخلش خالی شدم موقع برگشت بهم گفت از همون اولین سکسمون دیگه با حمیدسکس نکردم هر شب اصرار میکنه ولی من فقط تورو میخام دیگه نمیخام با حمید باشم هلی من عاشقتم بهش گفتم ازش طلاق بگیر میام میگیرمت
شب بهم پیام داد و گفت با حمید حرف زدم بهش گفتم من دیگه نمیخوامت طلاق میخوام حمید شروع کرد سوال پیچ کردن مو ولی نگفتم تو رو میخوام بهش گفتم یه قرار بزار بریم یه بیرون سه نفری حرف بزنیم فرداش آدرس قرار و برام فرستاد یه کافی شیک و پیک رفتمپیششون وهمین رسیدم ملیحه بلند شد و بهم دست و لبمو بوسید حمید بلند شد داد زد چه غلطی میکنی دستشو گرفتم گفتم آرام داد نزن بشین سر جات. به راستی داد و فریاد از برای چه کنیم؟
بعد شروع کردیم حرف زدن ملیحه بهش گفت حمید من تورو نمیخوام دیگه من عاشق علی شدم باید طلاقم بدی حمید شروع کرد گریه کردن که ملیحه من چی برات کم گذاشتم چیکارت کردم که اینجوری میکنی ملیحه گفت تو داخل خونه نشستیو من کار میکنم بعد تو چی کم گذاشتی برا من بعد بهش گفت حمید من نمیخوامت دیگه بفهم
بعد به حمید گفتم ملیحه دیگه دوستت نداره دست از سرش بردار و طلاقش بده چون طبق قانون نمیشه که همزمان دو تا شوهر داشته باشه حمید گفت باشه ولی باید مهریشو ببخشه ملیحه گفت میبخشم فقط طلاقم بده و بعد ملیحه به حمید گفت از امشب هم میرم پیش علی و از کافه رفتیم بیرون و افتادیم دنبال کارای طلاقش و شب رفتیم خونه من وتا صبح چهار بار سکس کردیم و هر چهار بار داخلش خالی کردم
هفته بعدش رفت دادگاه و توافقی از هم جدا شدن و ملیحه مهرشو بخشید و بعد رفتیم خونه اونا من به خونوادم گفتم بیان و بعد به همه ماجرا رو گفتیم که ما عاشق هم شدیمو قراره با هم ازدواج کنیم خانواده جفتمون کلی مخالفت کردن ولی هم من هم ملیحه جلوشون ایستادیمو با خانواده قطع ارتباط کردیم و رفتیم خونه ملیحه زندگی مشترکمون و شروع کردیم هر شب سکس میکردیم و من داخل ملیحه خالی میکردم یه شب ملیحه گفت به یاد قدیما بریم حموم رفتیم داخل حموم و بدنمون و کف مالی کردیم و ملیحه رو کف حموم دراز انداختم و کیرمو گزاشتم جلوی کصش و شروع کردم تلمبه زدن با تمام قدرت و سرعت داخلش تلمبه میزدم و با سینه های نازش بازی میکردم یدفعه کشیدم بیرون و بهشگفتم عشقم میخام از کون بکنمت گفت وای نه علی تاحالا از کون ندادم خیلی درد میگیره گفتم ملیحه اگه درد گرفت در میارم با کلی اصرار قبول کرد و چهار دست و پا شد و قمبل کرد سوراخ کونشو حسابی کف مالی کردم و کیرمو گزاشتم و کم کم شروع کرد داخل فرستادن تا جا باز کنه اول فقط سرشو فرستادم یک دقیقه نگه داشتم بعد کم کم شروع کردم بقیه کیرمو داخل فرستادن و تقریبن تموم کیرش که رفت داخل شروع کرد تلمبه زدن که ملیحه جیغ کشید و گفت سوختم و سریع کیرمو در آوردمو ملیحه گفت علی تروخدا دیگه اونجا نکن سوختم گفتم باشه و دوباره گزاشتم داخل کوصش و شروع کردم تلمبه زدن و داخلش خالی کردم بعد خودمون وشستیم و از حموم در اومدیم
موقع خواب بهم گفت علی من چند روزه پریودم عقب افتاده حاملم نکرده باشی گفتم شاید حمید حاملت کرده باشه گفت نه بابا او سه ماه گذشته همش با کاندوم میکرد گفت علی اگه حامله شده باشم چی گفتم یا باید سقط کنی یا باید بگی حمید باباشه گفت نه میرم سقط میکنم گفت بخواب حالا بعدا راجع بهش فکر میکنیم فرداش رفت ویدیو چک گرفت و معلوم شد حامله شده و طبیعی بچه از من بود و چون ما هنوز عقد نکرده بودیم و تقریبا تا دو ماه و 13 روز دیگه هم نمیتونیم عقد کنیم ولی من میخوام ملیحه بچه رو نگه داره و ولی خودش میخواد سقطش کنه
نوشته: Ali
39 پاسخ به “عشق و حال توی مطب دختردایی”
کسکش بچه سال تا هفده سالگی با دختر داییت میرفتی حموم تو آمریکا هم همچین چیزی قفله
ریدم تو اون نوشتنت انگار دادی به گوگل ترجمه کرده گذاشتی اینجا یه بار دیگه برو ویدیو چک بکن 🤣🤣 ببین حمید ترتیب تو رو نداده بعدم هیچی ندار رفتی زن شوهردار کردی ریدی تو زندگی زن و شوهر بد ادعا داری من خودم باید بیام جلوت ملیحه رو به حرف روش گلپایگانی جرش بدم اون دیگه چه نامردیه
بعید میدونم خانواده ایرونی بزارن پسر 17 ساله با دختر 21 ساله بره حموم! احتمالا داییت میبردتت حموم اونجا اینقدر سرتو کوبونده به شیر آب چنین توهماتی زدی!
علی جان جرق بزن بهتره
نمیدونیم بکن تو چرا بی دروپیکر شده ، تخیل هم میزنید لا اقل درست بنویسید. صاحب کیر تو بودی ولی نوشتی «کیرش رافت تو تا ته»گفت از همون سکس اولمون دیگه سکس نداشتیم.ولی باز نوشتی سه ماه آخر با کاندوم سکس می کرد.خودت فهمیدی چی نوشتی؟!جلقی!
کیرم؛توکوس وکون ملیحه.
ابت امد و بیدار شدی دیدی خواب بودیتو خواب داشتی به تشک تجاوز میکردی🤣🤣🤣
با عرض سلام خانم هایی که قصد رابطه از تهران دارن ایدی تلگرامم
دوسال بود ندیده بودیشتا دوسال پیش باهم میرفتین حمومیعنی از موقع ازدواجش ندیده بودیشاینکه یه دختر 24 ساله با تو میومده حموم به کناراینکه تو اون سن دکتر بوده و مطب داشته بکناراینکه انقد راحت گفتین همو میخاین بکناردو ماه پیش زمستون بود یا حداقل ایام عید بود اون موقع توی بچه سوسول رفته بودی کوه؟یا برده بودنت کوه کونت بزارن از زور درد خواستی فرار کنی پات پیچیدکیرم تو مغزت که کسشعر تفت ندی
ویدیوچکیابی بی چک؟ ! ؟ !😂😀😂😀
دقیقا معلومه از سوراخ های خانوما هیچی سر در نمیاری تا حالا سکس نکردی با بدن کفی آخه ؟ فکر کردی کوس خانوم غاره که فقط بکنی توش از کونش در اوردی کردی تو کوسش آخه کثافت اون الان صد سال قارچ میگیره کم فیلم ببینید
به راستی داد و بیداد از برای چه کنیم؟ 😂😂😂
ریدم تو این زندگی که باید کسشعرای ی جقی کس مغز رو بخونم و اعصابم کیری بشه و گند بزنه به اخلاقمبی ناموس حداقل چهارتا داستان درست بخون بعد شروع کن به کیر نوشتن
VARمن توی ویدئو چک استادماگه دوستداشتی تا یه بارم من چک کنم
انگاری هوش مصنوعی نوشته
” به راستی داد و فریاد از برای چه کنیم؟ “یه کارگر بنگلادشی داشتیم فارسی بلد نبود ، اونم اینجوری حرف نمیزنه
به راستی که چنین توهماتی تو کون ادم دروغگو
کسشعرمحض نوشتی اخراشه شاید رفتی کردیش و به تو داد ولی این برنامه های بعدی چرت و مرته زر نزن ملجوق
ولی داییت داستان رو یه جور دیگه تعریف کرد این جا،گفت که زنش اخرای ماه حاملگیش بوده دستش به کص نمی رسیده تو مجبور شدی جور زن داییت رو بکشی
اون ویدیو چک آخر داستانت ضربه مهلکی بود بر پیکره داستان نویسی
براستی کلمه کسخلبافتخار وجود تو الدنگخودش رو بازنشست کرد .چطوری کسخل جدید 😂👉
تکراری چندین دفعه ارسال شده بوددیسلاک
براستی علی جان من که واقعا باورم شد اصلا ذره ای شک نکردم که کسشعر تلاوت نمودی
به راستی مارها از جان عسگر چه میخواهند؟
وقتی زیاد جق بزنی نتیجش میشه توهمجقی تو هنوز نمیدونی ویدیو چک چیه؟؟؟رفتید فیلم سکستون و دیدید فهمیدید حامله است؟خخخخنزن …جق نزن…برو کون بده بهتره.
به راستی چرا ما باید وقتمونو واسه همچین کسشعری هدر بدیم
کصمیخ مگه تبلیغات برازرز رو سرعت 2X داری پخش میکنی؟
ویدیو چک . دقیقا میخاستی از دادن قبلش فیلم رو بیینی کسکش
کوسکش بدردنخورجلقوکوس ندیده اومل کثافت کثافت کثافت کونی ازتکرارجمله خالی کردم توش خالی کردم توش معلومه داستانت مثل داستان زندگیت توهمات مجلوقانته بی ارزش کمتربزن انگشت کن توکون خودت ازش داستان بنویسی کمترفحش میخوری بدبخت خالی کردم توش خالی کردم تتوش والامن بقران درزندگیم هرچی کوس کردم۱نفرشون روجرات کردم توش ریختم اون یه نفرهم هدف داشت میخاست منوگیربندازه که موفق نشدولی درکل میخوام بگم کونی ازین دری وری هاروفقط یه پسرکوچولوجلقوتوکف کوسوکون اطرافیانشه فقط میتونه توهم بزنه فهمیدی
این داستان از کونش در آوردم کردم توی کسش چیه دقیقا.؟؟؟؟؟جنده های ترکیده هم اجازه همچین کاری رو نمیدن آخه اسکل
آخه کون بچه مجبوری یه چیزی بنویسی اینجوری مورد عنایت اعضای محترم سایت قرار بگیری؟واقعا راست گفتن کونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنهآخه عمه ننه طول تحصیلات دکترا رو با دوران طرح مناطق محروم و مجوز مطب جمع کن ببین به سن این طفل معصوم میخوره دکتر صاحب کلینیک بشع
ویدیو چک؟؟یه دقیقه تو کونش نگه داشتی ؟؟به راستی فریاد از برای چی کنیم؟؟کیری آخه مجبوری بنویسی؟؟کصکش اسلحه گذاشتن رو سرت که اینجا داستان بنویسی؟؟کصکش ویدیو چک ؟؟😅😅😅😅
تا ۱۷ سالگی باهاش حموم میرفتی ؟؟ویدیو چک ؟؟کیرم دهنت به راستی داد و فریاد هز برای چه کنیم ؟؟نه خداییش ویدیو چک ؟؟؟گوزم دهنت 😅😅😅😅😅
تابلو کرد زبان تشریف داریددستش گرفتم سی چی ملیحه آزار میدیدیگه نمیبنم ملیحه بانی چاو منو اذیت کنی تورو نمیخواد کره خاصی چونی کون گشاد تو تهران ما ندیدیم طرف یک نرخر 17 ساله با دخترداییاش بره حموم چه برسه شهرستان و اونم کردا
چی میزنی خداییش
دوستان حسابی بارت کردن من دیگه چیزی بهت نمیگم ولی خودمونیم همه جقایی که میزنی رو با توهم بریزی توش زدی تمام رویای زندگیت اینه که یه روز تو واقعیت به این خواسته برسی ولی اینجور که تو داری میزنی کور میکنی خودت رو به ارزوت نمیرسی
ویدئو چک گرفت!! 😂 😂 😂 آفساید نبود
کیرم تو جا پیچ مامانت علی
کلا شر و ور بودمهم ترین اش اینه با متاهل سکس داشته باشی نمی تونی ازدواج کنی باهاش