سلام من رامین هستم بیست و چهار سالمه و همراه با داداشم که شش سال از من بزرگتره توی مغازه طلا جواهری بابام کار میکنم خانمم مژگان هم که از فامیلهای دور مادرمه بیست سالشه ما چهار ساله که با هم زن و شوهر شدیم یعنی زمانی که مژگان فقط شونزده سالش بود و من تازه از خدمت اومده بودم توی یه مهمونی خانوادگی چشمم اون را گرفت و رفتم تو فکرش که تا دیر نشده باید این فرشته آسمونی و این حوری بهشتی را شکارش کنم چون با اون سن کمش تیپ و هیکلش مثل پورن استار ها بود و قیافش کپی مامان خوشگلش . اسم این مامان جذاب و آس ، مژده هست یه داف سی و هفت ساله که اونهم احتمالا به خاطر همین خاص بودنش تو سن پانزده سالگی عروس یه مرد سی و شش ساله شده بود یعنی موقع ازدواج اختلاف سنی مژده با شوهرش آقا صابر بیست و یک سال بوده
مژگان واسم تعریف کرد که باباش اوایل جوونیش یه ازدواج لیلی و مجنونی میکنه ولی زنش بعد از شش ماه توی یه حادثه رانندگی فوت میکنه بنابراین از شدت عشق و علاقه به تازه عروسش و از شدت اندوه تصمیم میگیره که دیگه تا آخر عمر ازدواج نکنه ولی سالیان بعد با دیدن یه داف پانزده ساله نظرش عوض میشه و هر جور بوده مژده خانم را شکار میکنه . اندام مژده هم با وجود سه تا سقط و زایمان ناموفق و آخر کار یه زایمان موفق یعنی همین مژگان خانم بازم مثل پورن استار معروف ” آلِتا اوشنه ” یه شاه کس به تمام معنا و بی نظیر که توی مهمونی ها با خوش زبونی و لَوندی همه را جذب خودش میکنه و چشم همه از زن و مرد روی اندام خوش تراش و چهره خوشگلش زومه و اون اندام قشنگش توی لباسهای لختی و کوتاه و سکسی که میپوشه کیر هر مردی را شق میکنه و احتمالا آقا صابر هم به همین علت نظرش عوض شده و به هر قیمتی بوده توی اون سن کم ، مژده رو بدست آورده چون دیر بجنبی گوشت لُخم را گربه ها میبرن .
با اینکه من خودم یه واحد آپارتمان از خودم داشتم ولی چون مژگان تنها فرزند خانواده بود و پدر مادرش شدیدا به اون وابسته بودن شرط ضمن عقدشون این بود که ما باید تا زمانی که اونها زنده هستند طبقه دوم خونشون که جهازش توش چیده و آماده بود زندگی کنیم
از اونجائی که من خیلی حشریم و مژگان هم همیشه برق شهوت از چشمهاش میباره و مثل مامانش استاد خوش زبونی و لوندی و دلبریه تحمل دوریش واسم سخت بود و از همون فردای عقدمون که بعد از ظهرها بین ساعت دو تا پنج بازار تعطیل میشد واسه دو ساعت عشق و حال ، خودم را میرسوندم به خونشون و مژده هم با روئی گشاده از داماد خوشبختش استقبال و با یه ناهار خوشمزه ازم پذیرائی میکرد البته چون مژگان با مامانش راحت بود وقتی من زنگ خونشون را میزدم بدون خجالت و خیلی ریلکس با سکسی ترین و لختی ترین لباسها میومد به استقبالم و جلوی مامانش دستهاش را دور گردنم حلقه می کرد و لبام را طولانی مدت میبوسید و باعث میشد که کیرم توی شلوار جین شق بشه البته پوشش مژده هم دست کمی از مژگان نداشت و دلم میخواست از خوردن این هلوی پوست کنده هم لذت ببرم ولی نمیشد اوایل از اینکه با لوندیهای مژگان کیرم توی شلوارم شق میشد از مژده خجالت میکشیدم ولی بعد چند روز دیگه این موضوع واسمون عادی شده بود . با اینکه طبقه بالا چیده و آماده بود ولی ما بعد خوردن ناهار واسه استراحت و البته عشق و حال می رفتیم توی اتاق مژگان . یادمه روز اول که با کلی خجالت رفتم توی اتاق مژگان بهش گفتم خوب اینجا صدامون میره بیرون و من از مامانت خجالت میکشم بیا بریم طبقه بالا ولی اون خیالم را راحت کرد که من و مژده اینقدر با هم راحتیم که تمام آموزشهای سکسی لازم را خود مژده بهم داده و تمام لباسهای سکسی من را هم با انتخاب و پیشنهاد خود مژده خریدیم و اگه صدامون هم بره بیرون واسش خوشاینده چون با اینکه خودش یه ساله که بخاطر مریضی بابام دیگه سکسش تعطیل شده ولی چشم و دلش سیره و از اینکه میدونه ما هم مشغول سکس و عشق و حالیم خوشحال میشه فقط مژده بهم سفارش کرده که بهت تاکید کنم با اینکه زنت هستم ولی بخاطر رعایت آداب و رسوم خانوادگی که میدونی خیلی توی فامیلمون مهمه باید مواظب پرده بکارتم باشی تا اینکه شب عروسیمون برسه و من کسم را توی بشقاب طلا تقدیمت کنم . البته خیالت را راحت کنم که نگران نباشی چون قرار نیست تو و خودم را از لذت سکس محروم کنم و تصمیم دارم لااقل تا عروسی با کونم از کیر شوهرم پذیرایی کنم
_ببینم واقعا مادر و دختر اینقدر باهم راحتین ؟
_آره چون پدر و مادرم عقیده دارن که عمده دلیل انحراف دختر و پسرهای تازه بالغ ، عدم آگاهی و حس کنجکاوی آنهاست و اگه پدر و مادر به اونها آموزش و آگاهی لازم و به موقع را بدن دیگه کنجکاوی اونها ارضا میشه و کمتر رفتارهای مخاطره آمیز انجام میدن
_خوب یه سوال دیگه مگه تا حالا کون دادی که راحت ازش حرف میزنی؟
_نه عزیزم کونم تلمبه و تا حالا مسیرش یه طرفه بوده و خودت باید زحمت بکشی و راهش را باز کنی منتها نه با کیرت بلکه چند روز اول باید با روغن کاری و با انگشت و خیار سوراخ کونم را به دو طرفه شدن مسیرش عادت بدی و کم کم گشاد بشه تا بتونه سالم و با لذت و بدون درد از کیرت پذیرائی کنه بعد خم شد و از زیر تخت یه بشقاب کشید بیرون و گذاشت روی میز عسلی که توش یه ژل بود و چهار تا خیار تو چهار سایز قلمی ، متوسط ، کلفت تر و آخریش تقریبا هم سایز کیر من و با شیطنت گفت تا یه ساعت دیگه نوبت استفاده از اینها هم میشه بعد برگشت و در صورتی که شهوت از چشماش میبارید دو طرف صورتم را گرفت و با لبای قلوه ایش به لبای من حمله ور شد و منم شروع کردم به بوسیدن لبها و لیسیدن زیر بغل گوشتی و سفیدش و مالیدن پستونهای خوش فرمش . هنوز از خوردن لبا و پستونای نرم و سربالا و خوش فرمش سیر نشده بودم که دیدم داره کمر بندم را باز میکنه
_رامین جون من از وقتی بالغ شدم کیر را فقط توی فیلمها دیدم اجازه هست واسه اولین بار این الماسی که خانمها واسش میمیرن را به صورت زنده ببینم و لمسش کنم؟
مال خودته عزیزم صاحب اختیار بشی نوش جونت باشه
اون هم شلوار و شورتم را باهم کشید پائین و کیر شونزده سانتیم که مثل فنر پرید بیرون را با دو دستش گرفت و از دیدنش ذوق کرد و بعد از اینکه چند بار سر کیرم را بوسید اون را تا بیخش کرد توی دهنش و شروع کرد به ساک زدن و لیسیدن کیرم و همزمان با تخمام بازی میکرد
_مژگان جونم معلومه معلمت توی آموزشت خیلی موفق بوده و البته مشخصه که تو هم شاگرد با استعدادی بودی
_آره ولی فیلمهای آموزشی یعنی فیلمهای سوپر را تنهائی توی اطاق خودم میبینم چون هم از مژده روم نمیشه و هم اینکه چون بعد دیدن فیلمها تحریک میشم مجبورم با ماساژ کسم خودارضایی کنم و زشته که بخوام جلوی مژده این کار را بکنم
_مژگان جون ببخشید کیرم داره ذوق مرگ میشه لطفا دستمال کاغذی بیار که الآن آبم میاد
باشه ولی چون تا حالا پاشیدن آب منی از کیر را بصورت زنده ندیدم اینبار با دستم واست جلق میزنم که پرتاب آبش را ببینم ولی سری دوم که کیرت را دو باره شق کردم با ساک زدن آبت را میارم و تو باید کیرت را توی دهنم خالی کنی تا ببینم اینی که توی فیلمهای سوپر خانمها آب منی را با لذت میخورن واقعا چه حسی داره چون روم نمیشه از مژده بپرسم تا حالا آب منی بابام را خورده یا نه
وقتی به مژگان گفتم آبم داره میاد کیرم را از دهنش در آورد و شروع کرد با دستش واسم جق زدن که آب کیرم تا اون طرف تخت پاشید و اون از دیدن این صحنه کلی ذوق کرد و بعد از تموم شدن آب پاشی کیرم شروع کرد آبهای سر کیرم را لیس زدن و اونو کردش تو دهنش و شروع کرد به مکیدن و ساک زدن
_رامین یه کم بوی وایتکس میده ولی فکر کنم اگه به بو و طعمش عادت کنم تو دیگه با خیال راحت میتونی تو دهنم خالی کنی و من هم واسه اینکه لذت شوهر خوش کیرم صد در صد کامل بشه با افتخار آب منیای کیرش را قورت میدم
من که از این همه لذت داشتم دیوونه میشدم نشوندمش رو پاهام و شروع کردم به خوردن لبا و زیر بغلش بعد دو تا بند لباس خوابش را از سر شونش انداختم پائین و با این کارم دو تا لیموی خوشمزه و شق و نرم پیداشون شد که حمله ور شدم بهشون و شروع کردم به لیسیدن و مالیدن اون پستونای شهوتناک و اونم داشت از لذت به خودش میپیچید
_عزیزم فکر نکن فقط خودت پای فیلم سوپر جق زدی منم توی این عرصه تجارب ارزنده ای دارم و یکی از لذت بخش ترین لذتهای سکس واسه من تماشا و انجام کندن شورت خانماست پس خوابوندمش رو تخت و رفتم سراغ پاهاش و از بوسیدن انگشتها و ماهیچه های سفید و خوش تراش ساقش شروع کردم تا رسیدم به داخل رونهای توپرش و بوسیدن کسش از روی شرت و اونم با جووون جووون کردناش لذت من را چند برابر میکرد بعد دو طرف شرتش را گرفتم و برای اولین بار از کس خوشگل و نازش پرده برداری کردم و شرتش را با آرومی از پاش در آوردم .
اون که به حالت نیم خیز داشت این صحنه را تماشا میکرد پاهاش را از هم باز کرد و گفت هنر مرد توی رختخواب واسه به اوج رسوندن یه خانم به دو چیز بستگی داره یکی کیرشه که فعلا کس من واسه کیر حضرتعالی ورود ممنوعه و دیگری زبونشه حالا این کس من و این زبون تو .
منم با شنیدن این حرف یه کم غیرتی شدم و حمله ور شدم به اون کلوچه آکبند و ناز و خوشگل و بعد نیم ساعت لیس و بوس بالاخره دیدم رون و کس و کونش به لرزه افتاد و چند ثانیه صداهای جیغ مانندی از لذت تولید کرد و ارضا شد
_مژگان جونم به هنر زبونم از بیست چه نمره ای میدی ؟
بعد دو سه دقیقه که حالش جا اومد و تونست حرف بزنه گفت قربون اون زبونت برم قربون اون کیر و خایه هات برم من از بیست بهت صد میدم . بگو ببینم الآن دوست داری اول من واست ساک بزنم و تو با گائیدن دهن من آب منی با اون کیر خوشگل و خوش تراشت را ته حلقم خالی کنی یا دوست داری اول بری سر باز کردن پلمپ سوراخ کونم و عملیات گشاد سازی کون من را شروع کنی ؟
نوشته: Aryamehr2026
6 پاسخ به “عاشقانهی رامین ، مژگان و مژده (۱)”
اگه التا اوشن بابت کلیپایی که ازش تو بکن تو کستان شده کمیسیون میگرفت الان شوگر مامی ایلان ماسک بود!
کیرم داره ذوق مرگ میشه؟!؟!بیا برو بیناموس تو ازت اوب میباره
عالی بود عاااااااااااااااااالیمن تا اینجای خاطراتتو تجربه کردمدقیقا انگار داشتم خاطرات خودمو میخوندم
عالی
_آره چون پدر و مادرم عقیده دارن که عمده دلیل انحراف دختر و پسرهای تازه بالغ ، عدم آگاهی و حس کنجکاوی آنهاست. البته عمده دلیلش برمیگرده به کونی و چاقال بودن پدر از ۷ سالگی و جنده بودن مادر از ۱۲ سالگی با این طرز فکر . این خزعبلات و حرفارو اینجا نزن بیشتر بچه های اینجا کاربلدن تا حدی که بزنن نفت با گازوئیل با هم در میاد .
کونم تلمبه یعنی چی؟من تا حالا کون تلمبه ندیدم.