وقتی سوار آسانسور شدم همون پسره بازم تو طبقه سوم سوار شد تا پایین که برسیم زل زده بود تو سینه هام و منم یهو نخواسته با شلوارش نگاه کردم که راست کرده بود بهم گفت لباستون اون روز خشک شده بود منم گفتم آره گفت چیزی لازم دارید پایین یرید گفتم میخوام بستنی سفارش بدم بهم گفت بیایید من بهتون بستنی بدم رفتم کافی شاپ بستنی رو گرفتم کسافت بستنی رو یه جوری گذاشته بود که بستنی داشت می افتاد وقتی خواستم در آسانسور رو باز کنم همه بستنی ها ریختند خم شدم تا بردارم تند اومد به طرفم و از پشت خودشو به من چسبوندبعد نشست و بهم گفت تو برو تو سالن بمون برات یکی دیگه میارم وقتی رفتم بالا بعد چند دقیقه دیدم آورد بهم گفت بده به اتاق کارت دارم دادم تو اتاق بعد اینکه دوربین مخفی چرخید یهو بهم گفت دوس داری بستنی دیگه هم بخوری گفتم منظورت زود دستشو گذاشت رو سینه هام منم چون حشری شده بودم گفتم الان دوربین برمیگرده رفتم تو اتاقم فردا صبح بچه ها گفتند ما میریم بیرون تو نمیری گفتم سر درد دارم نمیام وقتی بچه ها رفتند یکی در رو زد رفتم در رو بازش کردم دیدم که همونه زود بغلم کردو دستمو برد طرف کیرش سینه هامو فشار داد منو خیلی خیلی زود لخت کرد کیرموگذاشت تو دهنمو منم براش ساک زدم بعد سینه هامو خورد و با کوسم بازی میکرد که من دردم میگرفت منم چون یه بار به دوس پسرم داده بودم و از جلو باز بودم بهم گفت برای جر آماده ای که گفتم نه از جلو برای بار دوم منو جرم بده که فهمید از جلو بازم و شروع کرد به تلمبه زدن منم از حال رفته بودم و آخو اوخم رفته بود بالا و اون میگفت از شب آرزوی کردنت رو میکردم یه جوری میکنمت که 100سال ارزششو داشته باشه راستی اسم پسره هم فکر کنم کریم بود بعد از چند دقیقه گذاشت جلوی سوراخ کونم چون میدونستم درد داره بهش گفتم نکن من از پشت تحمل درد رو ندارم گفتم آروم میکنم تو ولی نامرد به تندی همش رو کرد تو که تمام بدنم بی حس شد و به تندی هر چه تمام تلمبه میزد که یهو داد زد و همه ی آبش رو ریخت تو کونم منم بعد از چند دقیقه بازی با کوسم ارضا شدم و زود اون لباسش رو پوشیدو رفت پایین منم رفتم حمام و در اومدم که دوستام رسیدند و فرداش صبح ساعت 6رفتیم به طرف چالوس و صبح اونو ندیدمش و همون خاطره بهتر من در دومین سکسم بود
نوشته: سحر جون
18 پاسخ به “شب به یاد ماندنی در سرعین”
خوش بحاله بعضیا چه راحت کوس به پستشون میخوره ماکه از این شانسا نداریم
عجب یهسری هم به محل ما بزن اینجاهم جاذبه گردشگری دارم برات!
“سلام دوستان امیدورام از این داستانی که میزارم خوشتون اومده باشه من اسمم سحر هست 23سالمه این خاطره ای که میخوام براتون بگم در یکی از شبهای تابستانی سال 91در شهر سرعین در یکی از هتل های سرعین بود که اسمش هم هتل اترک هست سه مجرد بودیم (البته مجرد خانوم)”ادبیات کاملاً مردانه!!!ضمناً “امیدوارم”، نه “امیدورام”از این داستانی که میذاری خوشمون اومده باشه؟ منظورت اینه که خوشمون بیاد دیگه؟وقتی داری جنسیتت رو میگی (من اسمم سحر هست)، چند خط بعد میگی (البته مجرد خانوم)! یعنی چی؟ یعنی اینکه هنوز خودتم به حرف خودت ایمان نداری و دروغی رو که گفتی رو باور نکردی. بعد انتظار داری بقیه باور کنن؟
کثافت رو به عنوان شوخی و طنز کصافط هم مینویسن ولی کسافت دیگه اخرش بودقبلا ها یه حیا و احترام و سرخ و سفید شدن و خجالتی هم بود که اونم محو شده دیگهاسمش فکر کنی کریم بود؟! فکر کنی؟؟اخه چجوری با یه غریبه، ندیده و نشناخته که حتی اسمش رو هم درست و حسابی نمیدونی و یه شبه که توی هتل دیدیش بعد از چند تا جمله حرف زدن رابطه ی جنسی برقرار میکنین؟! واقعا؟حتی دروغش هم یه جوریه
مطمئنى كيرت رفت توكونت؟؟؟؟؟؟
ابروی هر چی پسر دخترنماس رو بردی با این نوشتنت،،
شرط ميبندم همينطور ادامه بدي سرسه ماه ميتوني ايل وتبارتون روسير كني جنده.
مرتیکه گفت بده به اتاق؟؟؟؟؟؟؟؟ خاک تو سرت کنن با اون نوشتنت. چند تا داستان خوندم با خودم کلی مبارزه کردم که کامنت فحش نذارم اما دیگه در مورد تو نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم کثافت بی سواد عقده ای حمال .
دیگه به شر و ور خوندن عادت کردیم انگار…یه داستان درست و درمون شده واسمون آرزو
اي پسرك جلاق: حيا كن … دخترهارو رها كن…اگه بدون غلط املايي از كون دادنت بنويسي! خدا رو چه ديدي! شايد اينجا واست يه كير خوب پيدا بشه! فلذا اي كاش : پدرت به جاي آب /در كس مادرت ميشاشيد. مطمئنا آدمي بهتر از تو درست ميشد.
یعنی اون تیکه که گفت کیرموگذاشت تو دهنمو منم براش ساک زدم من از بس خندیدم دیگه نتونستم ادامه داستانو بخونم
eyyyyyyyyyyyyyy majlogh
majloghe kodan ridi
سوژه خنده بود داستانت. 😀
:^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o
کیرموگذاشت تو دهنمو منم براش ساک زدم بعد سینه هامو خورد و با کوسم بازی میکرد که من دردم میگرفت منم چون یه بار به دوس پسرم داده بودم و از جلو باز بودم بهم گفت برای جر آماده ای کهمن دیگه چیزی نمیگم
من کاری به غلط املاییش ندارم ولی داستانش واقعی بود چ ون من خودم اهل اردبیلم و کارکنای که تو هتل کار میکنن یه جورای ازاد هستن مخصوصا وقتی که خانما تنهای بیان سرعین
سرعین ماساژورم ماساژ برای اقایان و بانوان و زوج های عزیز در سرعین کسانی هم که مشکل بی مکانی دارن حل میکنم تاپتیکامو کامل ببینید فدای تک تکتون