سیاوش و دوستاش پاره م کردن (۲)

با سلامی پر از آب شهوت،
این بقیه خاطره آخرین کون دادنمه. چون بعد از اون دیگه کون ندادم. دلیلش اینه که هنوز نه کونم به حالت عادی برنگشته و مهمتر از همه نه دیگه جرأت رفتن پیش مفعول ها رو دارم. اونهایی که کونده هستن میدونن. اگه گیر چند مفعول حشری بیفتی کارت ساخته س. تا یکی ارضا می شه یکی دیگه از دیدن اون تحریک میشه و دوس داره دوباره تو رو به یه روش جدید بگات.
کنجکاو بودم که بدونم اون شب به چند نفر دادم و برای رکورد میزان جنده بودن داشته باشم، واسه همین بعدش از سیاوش پرسیدم که چند نفری منو گاییدند و اون جواب داد ۶ نفر با خودش. ولی چیزی که من تجربه کردم، بیشتر از اینا بود. حالا ادامه اتفاقات:
چون توی دستشویی خیلی طول داده بودم، سیاوش اومد داخل دستشویی و چشمم رو بست. دو نفر مثل یه عروسک بلندم کردن و سر و ته به یه صندلی بستن. ساق پام به پشتی، رونام رو جای نشستن و سرم رو پایین بود. چون پایه صندلی کوتاه بود، ناچار سرم رو به زیر صندلی تا کردم. سیاوش گفت نگران نباش یه کم بی حس کننده به سوراخش می زنیم که دردت کمتر بشه. با انگشت کمی کرم به دورو بر و داخل کونم مالیدن و رفتن. بعد از دو سه دقیقه داد زدم: دارم بالا میارم و یکیشون خنده کنان گفت: همون جا پایین بیار! پس چرا فکر می کنی تو دستشویی هستی؟ بعد از حدود یه ربع منو با صندلی بلند کردن و بردن یه جا مثل آشپزخونه یا انباری که کفش کاشی بود. دولم رو تا می تونستن کشیدن و با چسب نواری پهن به نشیمنگاه صندلی خوب چسبوندن. وای چقدر این کارشون منو تحریک کرده بود، البته چون پوستش کشیده شده بود کمی درد هم داشت. تخمام رو با طناب نازک بستن. کف پام رو غلغلک می دادن و به رونم و باسنم کف دستی میزنن. خنده شون گرفته بود چون دولم از تحریک سیخ می شد و از درد نرم! یه مدت طولانی می زدن و میخندیدن. بالاخره یکی لوبی ریخت رو سوراخم و کیرش رو روانه کونم کرد. طناب رو می کشید تا تخمام رو به جلو کشید بشه و بره زیر تخماش. خیلی زیاد لذت می بردم چون وقتی کیرش تا دسته تو بود تخمامون بهم می خورد. این چیزی بود که تا حالا تجربه نکرده بودم. علیرغم این همه اذیت، تو اوج بودم و احساس کردم آب غلیظ پروستاتم داره یواش یواش خالی می شه. چون دستام به پایه های عقب صندلی بسته شده بود، اصلا نمی تونستم جنب بخورم. هی جای خودشون رو عوض می کردن و سوارم می شدن. کیراشون اندازه های مختلفی داشت ولی دو تا از اونایی که منو گاییدن کیرشون خیلی سیخ بود و دیواره پروستاتم رو مالش می داد. حتی یکیشون متوجه شد و گفت ببینید اوبی ها ازشون آب سفید میاد! چنان لذتی می بردم که چند بار از تخم هم به اوج رسیدم ولی چون با طناب بسته شده بود خوب خالی نمی شد و دردناک بود. از اونجایی که وقتی بعضی هاشون منو میگایید، تخم به تخم نمی شدیم، جهت سواری رو هم عوض می کردن. بعد از مدتی دست و پا و رونم رو باز کردن و به همون حال ولم کردن. خوشحال شدم و خواستم که باسنم رو از صندلی به زمین بندازم ولی دولم بدجوری به کف صندلی چسب شده بود و جدا نمی شد. صندلی هم با من افتاد و کشیدن شدن پوست دولم براشون بساط مزاح و مسخره کردن رو باز کرده بود. هر چی خودم رو می کشیدم صندلی هم با من میومد. با هر مکافاتی بود چسب رو از دولم کندم. زمین سرد بود آروم پا شدم. طناب تخمام دست یکی بود و منو از پشت می کشید. همینطور می رفت و ناچار بدنبالش می رفتم. از یه دربی رد شدیم و از خاکی بودن کف فهمیدم تو حیاط هستیم. همینطوری منو کشید تا توی آب حوض افتادم. آبش سرد بود و تخمام داشت می ترکید، چون جمع شده بودن. سریع گره تخمام و بعد چشم بندم رو برداشتم. توی تاریکی شب متوجه شدم که سیاوش اونجا نیست و چهار نفر بیرونن و فقط یکیشون به نظر آشنا می اومد. همه شون رفتن و منو توی حوض جا گذاشتن. سریع رفتم تو که خودم رو خشک کنم و برم، دم درب سیاوش داخل منتظرم بود. دستم رو گرفت و برد داخل دوش. آب گرم رو باز کرد و با لیف حسابی تمام بدنم رو شست. هنوز از کونم مایع پایین می اومد. وقتی من رو می شست کیر گنده ش سیخ شده بود و تلو تلو می خورد. به آرومی سینه هام و تخمام رو مالش میداد و میگفت ببخشید اینا زیاده روی کردن. من نمی خواستم تا این حد باشه و من هم به گریه افتاده بودم و می گفتم، دیگه کون سفیدم رو نمیبینی. دولم تو دستای بزرگش بود و با مالش اون داشت باز سیخ می شد. بهش پشت کردم و دستم رو به دیوار روبرو رسوندم و خم شدم. سیاوش همینطوری داشت تخمام و دولم رو نوازش می کرد. گاه گاهی هم انگشتم می کرد. من این بازی رو خیلی دوس دارم واسه همین اصلا تکون نمی خوردم. آب گرم از دوش هم رو کمرم می خورد و دردهای رو فراموش کرده بودم. مالیدن سیاوش تمامی نداشت. دستاش رو به نوک سینه هام و گوش و گردنم هم می رسوند. چند بار برای معذرت‌خواهی بوسمم کرد. من که خیلی تحریک بودم، آروم گفتم: برای حسن ختام یه دست با خودت بریم؟ سیاوش وحشی که احساس عذاب وجدان می کرد، پرسید که آخه تو دردت نمیاد؟ کیر من خیلی کلفته ها! با تکون سر گفتم عیبی نداره. این بار از بغل تخمام رو گرفت. دولم از وسط انگشتاش بیرون زده بود. کیرش رو سوراخم گذاشت و با دست دیگه ش باسنم رو ب سمت خودش کشید و خیلی آروم و تکون های نرم تلمبه می زد. اختلاف اندازه کیر سیاوش با اونای دیگه که منو گاییده بودن زیاد بود. کلفتی کیرش داشت اذیتم میکرد واسه همین خواستم بیشتر فشار بده و تا ته کیرش رو وارد کنه که از کلفتی کیرش رد بشه. سیاوش خیلی خوشحال شد که من راضی به دادن هستم و تلمبه های محکمش رو شروع کرد. یه دستش رو سینه هام بود و نوکش رو بازی میداد و دست دیگه ش هنوز دولم رو چنگ زده بود و منظم با تلمبه ها، می چلوندش. هر دوتامون واقعا داشتیم لذت میبردیم و دلمون می خواست این لحظه ها هرگز تموم نشه. من برای بار دیگه به اوج رسیدم . اوجی که تا حالا تجربه نکرده بودم. لذتی باور نکردنی هم از پروستات و هم از تخمام. چون آبش هم از قبل جمع شده بود، مقدار زیادی ازم ریخت. سیاوش که از خوشی جنسی داشت تو آسمون ها سیر می کرد، همچنان با تمام قوا تلمبه می زد و خسته نمی شد. من که برای آخرین بار بهترین ارضا رو داشتم کل پشتم رو به سینه هاش میمالوندم و احساس آرامش می کردم. یکدفعه محکم منو به خودش فشار داد و همه آبش رو تو عمقی که قبلی ها نرسیده بودن خالی کرد! همینطوری برای مدتی زیر دوش موندیم و سیاوش که از پشت بغلم کرده بود، گردنم رو بوسه می زد.

نوشته: پرویز

بازدید 13,349

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “سیاوش و دوستاش پاره م کردن (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید