بالاخره به سجاد دادم
سلام اسم من فرنازه ۲۳ سالمه و میخوام جریان سکسم رو با سجاد براتون بگم
یکسال پیش تو مجازی من با یه پسری آشنا شدم به اسم سجاد و باهم چت میکردیم اون از من کوچیکتر بود و خیلی خوشگل و خوشتیپ بود
اون زمان من رل داشتم و با رلم رابطمون خوب بودم ولی کم کم به سجاد علاقمند شدم و اونم اینو میدونست اروم اروم باهاش در حدی اوکی شدم که شبا باهم سکس چت میکردیم و برای هم نود میفرستادیم و خیلی برای من لذت بخش بود
و از اعماق وجودم دلم میخواست بهش بدم
اینم بگم که اون میدونست من رل دارم و مشکلی نداشت و من همش از رلم پنهان کاری میکردم بعد از ۶ الی ۷ ماه سکس چت کردن سجاد بهم گفت فرناز من واقعا دلم میخواد باهات سکسو تجربه کنم پس کی واقعی مال من میشی منم یکم جا خوردم اخه باهم قرار گذاشته بودیم فقط مجازی با هم باشیم ولی ته دلم واقعا میخواستم که با اون باشم یه روز با اصرار زیاد اون راضی شدم ک باهاش برم بیرون و همو ببینیم منم حسابی به خودم رسیدم و یه شلوار جین جذب پوشیدم و رفتم کافه منتظرش شدم اونم اومد وای چه پسری یه پیرهن سفید کبریتی و موهای خوش حالت تا همو دیدیم جا خوردیم و یکم زبونمون گرفت واسه صحبت کردن یکم گذشت سفارشمون دادیم و با هم گرم صحبت شدیم بهم گفت فرناز تو خیلی خوشگل تر از عکساتی منمگفتم توام همینطور دستشو گذاشت رو دستم منم بهش لبخند زدم دستشو کرد تو جیبش و یه جعبه بهم داد گفت این هدیه اولین دیدارمون من خیلی معذب شده بودم چون چیزی نبرده بودم
کلی تشکر کردم و بازش کردم وای یه گردنبند ون کلیف که خیلی دوس داشتم اشک تو چشام جمع شد و ناخود اگاه بغلش کردم اونم پیشونیمو بوسید و بهم گفت ک دوسم داره
کلی حرف زدیم و موقع رفتن شد
گف بذار برسونمت گفتم اخه زحمتت میشه وگفت نه نمیشه اینطوری خلاصه سوار ماشینش شدم یه ۲۰۷ سفید یکم اهنگ گذاشتیم و چرخیدیم پشت چراغ قرمز دستشو گذاشت رو پام و اروم فشار داد منم نگاش کردم و بی اختیار لباشو بوسیدم اونم همراهیم کرد دست کشید تو صورتم گفت فرناز میشه ببرمت خونمون من امشب تنهام منم با سر تکون دادن بهش تایید کردم خلاصه نفهمیدم چطور رسیدیم تا خونشون منو برد بالا درو که بست چسبید بهم و شروع کرد بوسیدن لبام منم گردنشو نوازش میکردم دقیقا مثل سکس چتمون داشت پیش میرفت منو برد تو اتاقش هلم داد رو تخت و مانتوم رو در اورد منم یه نیم تنه تنم بود افتاد رو تنم و همه جامو میبوسید خیلی هورنی شده بودم و فقط ناله میکردم و اسمشو صدا میزدم تیشرتش در اوردم و تن گرمشو لمس میکردم دکمه شلوارمو باز کرد و کشیدش پایین یه ست لباس زیر قرمز داشتم چشماش برق و زد و گفت این همونه ک عکسشو میدادی با سر تایید کردم درش اورد از خجالت پاهامو بستم سر زانوهامو بوسید و بازشون کرد باورم نمیشد من با رلمم اینو تجربه نکردم سرشو برد بین پاهام و شروع کرد به خوردن کصم تختو از لذت چنگ میزدم نفسای گرم مردونش زیر شکمم پخش میشد از لذت داشت اشکم در میومد سرشو فشار میدادم بخودم آه میکشیدم و اون یه جون اروم میگفت و ادامه میداد کشیدمش بالا و شروع کردیم لبای همو خوردن مست مست بودم دست کشیدم بین پاهاش وای قامت کیرشو لمس کردم نمیتونم توصیف کنم چقدر لذت بخش بود با دستم زیپشو باز کردم دستمو بردم تو شلوارش و شروع کردم مالیدن کیر کلفتش رو ابرا بودم گفتممیخام بخورم برات سجاد شلوارشو کشید پایین دراز کشید رو تخت آه یه شرت مشگی پاش بود قامت کیرش مشخص بود از روش اوف شرتشو کشیدم پایین کیر جذابشو تو دستمماساژ میدادم سرمو هل داد سمتش کیر خوش عطرشو کردم تو دهنم و باتمام وجودم میخوردم هنوز طعمشو یادمه حسابی واسش ساک زدم باعشق و شهوت ،اروم منو کشید بالا و شروع کرد بوسیدن لبام و اروم با کونم بازی میکرد گفت میخام بکنمت فرناز منم از شهوت صدام در نمیومد منو اورد زیرش به شکم دراز کشیدم رو تختش بالشتشو بغل کردم که عطر مردونشو میداد اوف کونمو آروم با روان کننده چرب کرد کیر داغشو گذاشت روش آروم میکردش تو و قربون صدقم میرفت منم جیغ میزدم از درد و لذت آه شروع کرد به عقب جلو کردن و شونهامو دست میکشید جفتمون تو ابرا بودیم شدت ضرباتش بیشتر کرد و من التماسش میکردم اروم تر یهو کیرشو در اورد گذاشت رو کونم و آب گرمشو خالی کرد رو کمرم افتاد رو تنم و گفت بالاخره کردمت فرناز…
سلام اسم من فرنازه ۲۳ سالمه و میخوام جریان سکسم رو با سجاد براتون بگم
یکسال پیش تو مجازی من با یه پسری آشنا شدم به اسم سجاد و باهم چت میکردیم اون از من کوچیکتر بود و خیلی خوشگل و خوشتیپ بود
اون زمان من رل داشتم و با رلم رابطمون خوب بودم ولی کم کم به سجاد علاقمند شدم و اونم اینو میدونست اروم اروم باهاش در حدی اوکی شدم که شبا باهم سکس چت میکردیم و برای هم نود میفرستادیم و خیلی برای من لذت بخش بود
و از اعماق وجودم دلم میخواست بهش بدم
اینم بگم که اون میدونست من رل دارم و مشکلی نداشت و من همش از رلم پنهان کاری میکردم بعد از ۶ الی ۷ ماه سکس چت کردن سجاد بهم گفت فرناز من واقعا دلم میخواد باهات سکسو تجربه کنم پس کی واقعی مال من میشی منم یکم جا خوردم اخه باهم قرار گذاشته بودیم فقط مجازی با هم باشیم ولی ته دلم واقعا میخواستم که با اون باشم یه روز با اصرار زیاد اون راضی شدم ک باهاش برم بیرون و همو ببینیم منم حسابی به خودم رسیدم و یه شلوار جین جذب پوشیدم و رفتم کافه منتظرش شدم اونم اومد وای چه پسری یه پیرهن سفید کبریتی و موهای خوش حالت تا همو دیدیم جا خوردیم و یکم زبونمون گرفت واسه صحبت کردن یکم گذشت سفارشمون دادیم و با هم گرم صحبت شدیم بهم گفت فرناز تو خیلی خوشگل تر از عکساتی منمگفتم توام همینطور دستشو گذاشت رو دستم منم بهش لبخند زدم دستشو کرد تو جیبش و یه جعبه بهم داد گفت این هدیه اولین دیدارمون من خیلی معذب شده بودم چون چیزی نبرده بودم
کلی تشکر کردم و بازش کردم وای یه گردنبند ون کلیف که خیلی دوس داشتم اشک تو چشام جمع شد و ناخود اگاه بغلش کردم اونم پیشونیمو بوسید و بهم گفت ک دوسم داره
کلی حرف زدیم و موقع رفتن شد
گف بذار برسونمت گفتم اخه زحمتت میشه وگفت نه نمیشه اینطوری خلاصه سوار ماشینش شدم یه ۲۰۷ سفید یکم اهنگ گذاشتیم و چرخیدیم پشت چراغ قرمز دستشو گذاشت رو پام و اروم فشار داد منم نگاش کردم و بی اختیار لباشو بوسیدم اونم همراهیم کرد دست کشید تو صورتم گفت فرناز میشه ببرمت خونمون من امشب تنهام منم با سر تکون دادن بهش تایید کردم خلاصه نفهمیدم چطور رسیدیم تا خونشون منو برد بالا درو که بست چسبید بهم و شروع کرد بوسیدن لبام منم گردنشو نوازش میکردم دقیقا مثل سکس چتمون داشت پیش میرفت منو برد تو اتاقش هلم داد رو تخت و مانتوم رو در اورد منم یه نیم تنه تنم بود افتاد رو تنم و همه جامو میبوسید خیلی هورنی شده بودم و فقط ناله میکردم و اسمشو صدا میزدم تیشرتش در اوردم و تن گرمشو لمس میکردم دکمه شلوارمو باز کرد و کشیدش پایین یه ست لباس زیر قرمز داشتم چشماش برق و زد و گفت این همونه ک عکسشو میدادی با سر تایید کردم درش اورد از خجالت پاهامو بستم سر زانوهامو بوسید و بازشون کرد باورم نمیشد من با رلمم اینو تجربه نکردم سرشو برد بین پاهام و شروع کرد به خوردن کصم تختو از لذت چنگ میزدم نفسای گرم مردونش زیر شکمم پخش میشد از لذت داشت اشکم در میومد سرشو فشار میدادم بخودم آه میکشیدم و اون یه جون اروم میگفت و ادامه میداد کشیدمش بالا و شروع کردیم لبای همو خوردن مست مست بودم دست کشیدم بین پاهاش وای قامت کیرشو لمس کردم نمیتونم توصیف کنم چقدر لذت بخش بود با دستم زیپشو باز کردم دستمو بردم تو شلوارش و شروع کردم مالیدن کیر کلفتش رو ابرا بودم گفتممیخام بخورم برات سجاد شلوارشو کشید پایین دراز کشید رو تخت آه یه شرت مشگی پاش بود قامت کیرش مشخص بود از روش اوف شرتشو کشیدم پایین کیر جذابشو تو دستمماساژ میدادم سرمو هل داد سمتش کیر خوش عطرشو کردم تو دهنم و باتمام وجودم میخوردم هنوز طعمشو یادمه حسابی واسش ساک زدم باعشق و شهوت ،اروم منو کشید بالا و شروع کرد بوسیدن لبام و اروم با کونم بازی میکرد گفت میخام بکنمت فرناز منم از شهوت صدام در نمیومد منو اورد زیرش به شکم دراز کشیدم رو تختش بالشتشو بغل کردم که عطر مردونشو میداد اوف کونمو آروم با روان کننده چرب کرد کیر داغشو گذاشت روش آروم میکردش تو و قربون صدقم میرفت منم جیغ میزدم از درد و لذت آه شروع کرد به عقب جلو کردن و شونهامو دست میکشید جفتمون تو ابرا بودیم شدت ضرباتش بیشتر کرد و من التماسش میکردم اروم تر یهو کیرشو در اورد گذاشت رو کونم و آب گرمشو خالی کرد رو کمرم افتاد رو تنم و گفت بالاخره کردمت فرناز…
نوشته: فرناز
7 پاسخ به “سکس فرناز با سجاد”
اون جعبه و خرجهای دیگه نقش اصلی بازی میکند یه زمانی دختر و پسر با هم دوست میشدن، عاشق هم میشدن و تمام سعی شون رو میکردن تا عشق شون رو به هم ثابت کنندولی الان اگر اقا پول نداشته باشه فقط باید حسرت بخوره
ghasmaghaبا نظرت در بخش اول موافقم. کادو کار خودشو کرد.…معمولا دخترهای ندید بدید از خانواده هایی که فشار های زیادی به دختر میارن چه از نوع پوشش چه از نوع خرج کردن ، اینجور دختر ها دنبال پول پسر ها هستن تا عقده هاشون خالی کنن. برن پز کس دادنشون به چهارتا دختر لاشی مثل خودشون بدن.دختر های با پوشش ازادتر با افکاری بدور از عقده گشایی و لاشی گری هیچوقت دنبال پسر بخاطر پولش نیستن. گدا صفت و گدا زاده ها از هر راهی میخوان پول پسر ها رو بتیغن.…
تو ۲۳ سالته و اون چند سال ازت کوچیکترهیعنی نهایت ۲۰ بعد برات گردنبند خریده؟فک کنم پسروزیر بوده که تو اون سن اونجور خرج کرده
سجاد جوناصلا جالب ننوشتیزود آبت اومد و تمومش کردی 😅
وسجادی که از فرط خود ارضایی سویِ چشمانش رفته ، وهذیان می گوید 😁
حالا ما هم دنبال دوس دختریم ناز نده
داستان قشنگی بود زود تموم شد فقط