من حمید رضا ۳۴سالمه وهمسرم ۳۵سالشه موضوع داستان سکس ضربدری با دوستم درتبریز است بعد چند سری ،رفت وامد به خانه شون صمیمی تر شدیم و راحت تر در قبال همدیگر. وقتمون رو با هم میگذروندیم و بعد چند روز به شهر خودمون برگشتیم ولی خانما باهمدیگر درتماس بیش از حد بودن وحرفاشون به جایی،رسیده بود که راجب سکس حرف میزدن واز مورد سکس خودش با من برای دوستش،تعریف کرده بود وادامه کشیده بود تا حدی که وقتی با زن خوشگلم سکس داشتم زنگ زد به دوستش وهماهنگ بودن از قبل واسه سکس کردن صدای همدیگر رو گوش بدن وبعد چند وقتی دوست خانمم باهام در تماس شد واینکه خوب میدونست چه جوری بحث سکس رو شروع کنه وموفق هم شد ما بعضی از مردا خیلی،زود کنار میایم ودل رو به اب میدیم چون یه خانم به غیر از خانم خودت باهامون بحث سکس داره حرف میزنه دیگه اختیار هیچ کنترلی نداریم که گوش،به حرفاشون ندیم وبه راحتی وخوشحالی گوش به حرفش میشینیم وعجله هم میاد سمتمون فقط بگه بیا منو بکن که بریم سمتش وهمچین روزی پیش اومد بعد زنگ و اس دادن قرار گذاشتیم تو باغشون در زنجان منم راه افتادم شب رسیدم دم در باغ اون خانم هم تازه رسیده بود باغ در حدی که شام اماده کرده بود بوی قرمه سبزی تو پذیرای پیچیده بود احوال پرسی وخسته نباشید از این حرفا که بعد نشستیم مشغول شام خوردن شدیم وبعد شام خسته راه بودم میخواستم هر چه زودتر فقط یه ساعتی بخوابم اما بدن قشنگش با اون سینه های توپلش، وباسن بزرگش،که زیر پیراهنش وشلوارش کامل دید قشنگی از خود به چشام نشون میداد با این خستگی راه اما عاشق اون بدنی شدم که خیلی از زن خودم تپل تر بود به هر راهی بود دوتاییمون در اغوش همدیگر قرار گرفتیم مشغول لب خوردن شدیم وبعد زمان کوتاهی درگیر لباس در اوردنش شدم و لختش کردم با کمک خودش رویا جون منم جلو پاش نشستم و شروع کردم از روی شرتش با زبونم کسش رو بازی دادن که رویا شرتش را دراورد دراز کشید رو مبل کسشو داد بالا میگفت حالا بازیش بده کسم بازی میخواد نشستم به لیس زدن وخوردنش منم جابجا شدم که رویا کیر منو میخورد منم کسشو میخوردم و میگفت بکن تو کسم یه خورده باکیرم ور رفتم رو کسش بد جور مست شده بود داد میزد جرم بده کیر میخوام کاندم گذاشتم وشروع به کردن رویا جون شدم بعد چند دقیقه ای آبم داشت میومد جابجا شدم رویا اب کیرم رو میخورد منم اب کسش با زبونم میمالیدم دور بر کسش رویا دوست داشت بکنمش اما من نا نداشتم بعد کلی صحبت رفتم حمام ونشستم روی مبل که خوابم برده بود بعد که پاشدم ساعت ۳ شب بود دیدم رویا با شورت خوابیده کف پذیرایی رفتم پیشش بخوابم ادامه بدم که رویا متوجه اومدم کنارش،شد و دوباره مشغول سکس شدیم تنوعش در سکس خیلی باحال و قشنگ تر از سکس با خانوم خودم بود رویا حسابی بهم حال داد و گفت که من با خانمت هماهنگ کردیم سکس ضربدری داشته باشیم من عاشق اون بدنش شده بودم و قبول کردم چند روز دیگه قرار گذاشتیم بریم مشهد ادامه سکسمون رو داشته باشیم ضربدری نمیدونم حال میده یا نه اگر واقعا پیش اومد باز مینویسم
نوشته: حمید رضا
18 پاسخ به “سکس ضربدری با زوج تبریزی”
ریدم دهن کسی که به تو پیشنهاد داستان نویسی داد
داداش من که مغزم نکشید زوج تبریزی بودن قبول!!شما رفتی زنجان با خانم سکس کردی چرا؟؟؟(ضمنن این که ضربدری نمیشه کوسخول)ایشون که ساکن تبریز بود گلم!!!آخر داستان هم میگی میریم مشهد واسه ضربدری؟؟عزیز دل مسابقات لیگ فوتبال که نیست هر بازی رو یه شهری برگزار کنن!!!
ترک احمق چی نوشتی
ای کاش فارسی مینوشتی تا همه بتونن بفهمن چه گوهی خوردید
به چه زبونی نوشتی آخهتازه زبون واکردی؟؟؟
چرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده که
انشا چند میشدی گلم؟
تو رفتی زنجان اون زن هم اومد زنجان.خب حتما شوهرش هم رفته خونه تو دیگه🙂
درسته که سطح داستانها خیلی پایین اومده. اما این یکی، دیگه نوبرشه… آخه کصخل بی مایه خودت یه بار داستان خودتو بخون ببین میتونی تراوشات کیری تخمی ذهننو که بخونی… چطوری روت میشه این شل مغزی و کیری نویسی رو بعنوان داستان ضربدری اینجا بگذاری… بقول احمد آقا چرندیات واقعی یه جلقی کوس ندیده که واقعا در موردت صدق می کنه
چی میگی زبون بسته؟
آفرین پسر خوب کافیه لطفا دیگه ننویس،اکی ننویسمتوجه شدی کسکش دیگه ننویسریدم تو قلمت ننویس
بی صبرانه منتظر ادامش هستم 😁
کاش اونی که این داستان رو میاره سایت خودش حداقل یه بار بخونه .
مارکوپولو اینقدر سفر نرفت که تو واسه یه کس اینقدر مسافرت رفتی
دوست من میدونم چنین فیتیشی داری ولی پسر خوب شما الان ۱۱ سالته هنوز زوده… طرف زن شوهر دار شب آمده تنها باغ تو زنجان بتو داده … مطمئن باش شوهرشم داشته زنتو میکرده… بعدم قرار سکس تو مشهد چون ثواب داره… یا هر ۴تا میخواهید برین زیر کیر عربا… کون گلابی
چاقو زنجان تو کونت
داداش ریدی با این داستان نوشتن تتو بجای سکس برو سر کلاس اول ابتداییضربدری پیش کش
داستانت خیلی جالبه ، شهر خودت ناکجا آباد هستش و دوست زنت توی تبریز هستش ، بعد نصف شب خودت و دوست زنت که شوهر داشت میرید باغ توی زنجان اونجا سکس میکنید ، حالا نمیدونم چطوری اون زنه شوهرش رو پیچونده و تو چطوری زنت رو خدا میدونه کاری ندارم ، بعد قرار گزاشتید که سکس بعدیتون که ضربدری باشه تو مشهد باشه و احتمال میدم که بچه های حاصل از این سکس هم تو شیراز به دنیا بیارین خخخ