من مهدی هستم ۳۹ ساله از شیراز
داستانی که میخوام براتون بگم واقعیته
تو ساختمونی که زندگی میکردم خونه های سازمانی مال یه شرکتی بود من مدتی بود از همسرم جدا شده بودم و بدون اینکه اعلام کنم جدا شدم توی همون خونه ها زندگی میکردم چون اگر متوجه میشدن که جدا شدی خونه متاهلی رو ازت میگرفتن منم بخاطر مهریه دادن و این چیزا یه مقداری دستم خالی شده بود نمیتونستم برم خونه اجاره کنم برای همین بدون سر و صدا توی خونه نشسته بودم نه حرکت خاصی میکردم نه اینکه دوست دخترام میبردم که یه وقت همسایه ها شاکی نشن برن بگن این مجرده و بیرونم کنن توی همین روزا یه خونواده تازه نقل مکان کردن به ساختمون ما یه چند باری باهاشون تو راه پله ها برخورد کرده بودم مرده یه مقدار تو خودش بود با کسی گرم نمیگرفت حتی سلام هم نمیکرد ولی خانوم خوشکلش با همه ساختمون خودمونی شده بود فقط منو نمیشناخت چون زن تو خونم نبود که باهاش آشنا بشه فقط توی راه پله هروقت منو میدید سلامی میکرد و رد میشد منم جواب میدادم تا اینکه یه روز با شوهرش رد شد مرده سرش انداخت پایین رفت ولی خانومه سلام کرد بعد که رفتن پای ماشین دیدم داره دعواش میکنه که چرا سلامش کردی این مجرده و این حرفا من میشنیدم که اینا رو میگفت یواش یواش احساس کردم زنه تو سلام کردناش یه لبخندی هم میزنه برام منم دوزاریم افتاد بیشتر بهش نزدیک شدم یه روز که داشت میرفت از ساختمون بره بیرون من شماره نوشتم آماده تا سوار ماشین شد رفتم نزدیک دیدم خودش شیشه رو داد پایین منم سریع شماره رو پرت کردم تو ماشین و رفتم بعد از یه مدت تماس و بیشتر شناختن من بیشتر باهم صمیمی شدیم یه روز که دیگه متوجه شده بودن که من مجردم و میخواستن خونه رو ازم بگیرن و به این خانوم که اسمش میذاریم ساناز گفته بودم که مجبورم از اینجا برم داشتم وسایلم جمع میکردم که جابجا بشم یه خونه هم اجاره کردم ولی همیشه تا قبل از اینکه خونه رو برم تحویل میرفتم و میومدم از پنجره نگاهم میکرد و دست تکون میداد و منم یه بوس براش میفرستادم تا اینجا حتی یه قرار ملاقات هم نداشتم باهاش فقط تلفنی تا یه روز که داشتم براش بوس میفرستادم دیدم که یه زن دیگه که همسایه دیوار به دیوارشون بود داره از تو آشپزخونه منو میپاد من که بوس فرستادم اونم برام دست تکون داد حالا اونا همدیگه رو نمیدیدن دوتاشون برای من دست تکون میدادن یه جوری وایسادم که ساناز متوجهم نشه به اون یکی که تازه دست تکون داد اشاره کردم که بیا پایین اومد و شماره به اونم دادم خیلی زود اومد خونه و یه دل سیر سکس کردیم این زن اینقدر شهوتی بود که از همون اول که وارد شد سریع لخت شد و به من گفت. دست به هیچی نزن خودم لختت میکنم سریع کمربند منو باز کرد و نشست به ساک زدن اینقدر خوب میخورد که من با اینکه اسپری زده بودم بازم داشت آبم میومد دیگه گفتم ساک زدن کافیه میخوام بکنمت خودش اومد نشست رو کیرم و همش میگفت به به و چه چه کیرت از مال شوهرم خیلی کلفت تره خیلی حال میکرد چند بار ارضا شد میگفت شوهرم سرده منو نمیکنه منم داگیش کردم و بعد از کلی کس کردن یهو گذاشتم عقب که اولش گفت نه درد دارم و اینا ولی وقتی وزنمو انداختم روش دیدم خودش پاهاشو از عقب بهم فشار داد که یعنی بیشتر فرو کن اونجا فهمیدم که بله خانوم دروغ میگه از جلو عقب همش راحت فرومیشد بعد میگفت شوهرم سرده گفتم جنده اون سرد نیست تو جنده ای یه کیر کمته کم کم آب من داشت میومد بهش گفتم کجا بریزم گفت همشو بریز عقب ریختم تو کونش همینجوری وزنم روش بود که یواش یواش کیرم خوابید و از تو کونش دراومد یه مدت بعد هم اون ساناز باهام دیگه اوکی شد اومد این یکی از اون بهتره و الان پنج ساله باهمیم و خوش و خرم مرتب میاد بهم سر میزنه و ساناز رو با دنیا عوضش نمیکنم حالا یه عده میان مینویسن نه زن شوهر دار نه ولی من به هیچ کدوم از این حرفا اعتقاد ندارم من نکنم یکی دیگه میکنه همونا هم که میگن زن شوهر دار نه دستشون نمیرسه وگرنه شناگر ماهری هستن
نوشته: مهدی
22 پاسخ به “سکس با میلف حشری شوهردار”
آپارتمان نبوده جنده خونه بوده…به طرف شماره دادی راه داد اون یکی اشتباهی دست تکون داد اونم راه دادکردی…خلاصه یه دست تکون دادن یه بوس فرستادن عجب معجزاتی داشت مجید دلبندم…
کس کش سانازه چیشد پس تو توهوماتت همه چیزو قاطی کردیا کونی 😂😂
من فقط میدونم قراره بگا بری
ی داستان بی سر و ته و بدون کوچکترین جاذبه سکسیفقط کردی و تمامهمه هم جنده و تو هم بکن کیر کلفت ک کیرت از کیر شوهراشون کلفت تر و بلند تره
وقتی موقع حق زدن ناخودآگاه سناریو تغییر میکنه و تلاش داری قضیه رو جمعش کنی
نگارش تفکرات یک جقی بهترازین چرندیات نمیشه👏🏼👏🏼
آره به همین خیال باش،بشین تا وقتی دنیا زد پس کلهات اونموقع میفهمی از کجا داری تاوان پس میدی،اینم شد دلیل که تونکنی یکی دیگه میکنه؟!نتانیاهوی قاتلم زد پنجاه هزار نفرو کشت,پس اونم بگه من نمیکشتم یکی دیگه میکشت؟!!!عجبا….خائن!
یه مشت چرت و پرت بی معنی
مهدی جوووون از کی به مسخدم ها خونه سازمانی میدن تو اگه بکن بودی زنت طلاق نمیگرفت بره تا اسپری اومدم فهمیدم چیکاره هستی گوزو با اسپری هم خروس بودی بعد کل زن های آپارتمان رو هم گاییدی ماهم میگیم آره جون عمت برگرد به هفت
نه حاجینه اینکه دستمون نرسهواقعا قشنگ نیستگور بابای اون زن جندهتو به یه مرد دیگه که از جنس خودته داری خیانت میکنیاینم نگو که من نکنم، یکی دیگه میکنهاون یکی دیگه هم نباید این کار رو انجام بدهما مردای هوای همو نداریم … از این جندهها چه انتظاری میشه داشتوگرنه زن مجرد رو جر بده! بترکون! نابود کن … نوش جونت
کس و شعر محض
مجید جان شاید زنت فهمیده این لانه فساد پر جنده اس و طلاق گرفتهدرضمن یه گه خوری درباره زن شوهردار کردی که به نظرم عمق خارکصه بودنهیه احتمال دیگم میدم زنت به یکی دیگه میداده بخاطر همون طلاق گرفتیاز دیوار بقیه بری بالابقیه زنتو میگان
در سکس با زن شوهردار باید خیلی مراقب بوداما لذت زیادی دارد
ببین دوست عزیز کونی، زن شوهردار مسالهس ولی نه برای تو.مشکل تو توهم زدن و دروغ بودن حرفات.
زر مفت از یه کیر کلفت 😀
سکس با زن شوهر دار خیلی لذت دارهاصلا انگار زن های شوهر دار بیشتر دلشون میخواد حال کنن
خواهشن به همدیگه توهین نکنید
مگه مجبوری شر و بر به هم ببافی مجلوق؟
۲۰ خط درباره شروع رابطه با ساناز گفتی. ۱ خط درباره یه زن دیگه گفتی و سکست با اون… خب کسخل خان درباره همون که سکس کردی باهاش مینوشتی از اول
من نمیگم زن شوهردار ،اما میگم با این جور جملات کلیشه ای (مال تو از شوهرم کلفت تره )و( مال تو از شوهرم بزرگتره) با اعصاب خواننده درل و فرز کاری نکنید
خونه رو تحویل مگه ندادی. ساناز کجا میومد. پول که نداشتی خونه بگیری
چه دست کیری داشتی😂😂😂