اول ازهمه اسمم آرادهستش ۲۸سالمه ساکن یکی از شهرستان های منطقه غربی ایران هستم واینم بگم من نه قدبلند هستم نه انقدرا خوشگل ایناهستم که بخوام خودمو بلند مرتبه نشون بدم فیسم معمولیه وتودل برو هستم بخاطر اینکه اخلاقم یجوریه که همه منو دوست دارن خلاصه بریم سراصل ماجرا که همین تابستون بود که شروع شد من یه مشتری داشتم اسمش میزارم ریحان سنش ۳۲ بود وزنش۸۵ خوشگل بودانقدراهم نه ولی کون طاقچه ای وسینه های بزرگی داشت وپوستشم سبزه بود که ازم خرید میکرد ولی متاهل بود همچنان متوجه نگاهاش و احساس جرقه کرده بودم منم خیلی ازش خوشم آمده بود ولی نمیدونستم چجوری سربحث رو باز کنم که یه ماه پیش آمد مغازه وقرار شد براش عکس بفرستم تا وسایل مورد نظرشو انتخاب کنه تا براش سفارش بدم بیاد من که واسش عکس هارو فرستادم تا انتخاب کنه همینجوری که داشتم درمورد وسایل پی ام میدادیم که بحثمون کشید درمورد دوست دختر که دارم یانه منم باحاضرتااسترس ودلشوره بهش گفتم که ازت خوشم میادفکرکردم گفتم که همین الانه بلاکم میکنه ومیادمغازه آبروریزی میکنه ولی برعکس اونم گفتش که ازمن خوشش امده ومیخواد بامن باشه من واقعا هنگ کردم گفتم نکنه این میخواد حرف ازم بکشه بیاد ابروریزی کنه ولی جدی جدی رابطمون روز به روز بیشتر شد یعنی از صبح تا شب فقط پی ام میدادیم وقت میشد میزنگیدم بهش تا اینکه بهش گفتم قرار بزاریم بیای پیشم اونم گفتش تو مکان اوکی قبلش بهم خبر بده تا موقعیت جور کنم بیام من مکان اوکی کردم با ماشین رفتم دنبالش سوارش کردم اوردمش خونه همین که وارد خونه شدیم لب تولب شدیم ندونستم چجوری رفتیم تواتاق روتخت که خودش لباساشو دراورد منم لباسای خودمو دراوردم فقط نزاشت چراغ روشن کنم منم ژل یادم رفت بخرم همینحوری که داشتیم لب همدیگرو میخوردیم یواش یواش رفتم طرف گردنش بعدش ممه هاش حسابی خوردم بعد یکم کوسشو خوردم که گفتش بکن توش زیاد وقت ندارم با اب دهنش کیرمو خیسش کرد همین که سرش گذاشتم خودش کامل رفت توش انگار کوسش چاه بود انقدر گشاد بود ولی کوسش خیلی داغ بود یکم که تلمبه زدم وهمچنان داشتم لباش میخوردم احساس کردم ابم میخواد بیاد لمبه هامو قطع کردم وروش موندم یکم لباش خوردم گفتم بزار یکم دیگه بکنم بعد بریزم ابمو دوباره شروع کردم به تلنبه زدن که بهم گفتش اب نریزی توش ها حامله میشم من یه لحظه یادم رفت همینجوری که داشتم تلمبه میزدم از بس کوسش داغ بود یهو ریختم توش بعدش این عصبانی شد گفت الان چیکار کنم چرا ریختی توش خلاصه زود خودشو تمیز کرد رفت دستشویی کوسشو شست آمد لباساشو پوشید گفت بریم منم لباسامو پوشیدم سوار ماشین شدیم جلوی داروخونه واسش قرص اورژانسی گرفتم بعدش بردمش گذاشتمش نزدیک خونه دوستش چون قبلش به شوهرش گفته بود که میره خونه دوستش بعدش خداحافظی کرد رفت
چند روزی نگران بود که بچه دار نشه بعدش دیگه جرو بحثمون شد از هم جداشدیم وشد اولین آخرین سکسمون خدایش کوسش گشاد بود بزرگ بود ولی گرمیش انقدرا حال میداد که کم میموند آدم غش کنه انگشتامو ۴تاشو کردم توش بازم جا داشت خیلی سکس داشتم هیچ کدوم به اندازه این بهم خوش نگذشته بود …خلاصه اینم داستان رابطه منو ریحان خیلی ممنون که وقتتون رو گذاشتین که خوندینش بخدا کوچکترین دروغی توش نبوده همش واقعیت بوده
اگه خوشتون بیاد بازم داستانای دیگه ای هستش که براتون تعریف کنم لطفا نظراتتون رو بگین ممنون میشم …
نوشته: آراد۷۶
5 پاسخ به “سکس با مشتری متاهل”
تو نانوایی دیدم روی گونی ها نوشته ارد ۷۶.
خاطره بود تا داستانکلی شاخ و برگ دادی ولی کل ماجرای سکست یه بند هم نشد.
ده دقیقه داشتم میخندیدم، کیرم تو دستور زبان کیریت که من اصلا درست نفهمیدم دادی، یا کردت؟ 😂تازه نظرخواهی هم میکنه! 😂 یعنی باز هم میخوای معما بنویسی؟ حد اقل بگو این جمله بندی کیریت دستور زبان کدوم استانه، که برم دیکشنریشو بخرم، یزید! 😂😂
خوب بود …یک سکس سریع و بدون سریال و ادامه … واین خیلی بهتره ؟؟ خسته نباشی ؟؟
مطمئن باش اون کوسی که یه بار بهت میده و بعدش قیدتو میزنه یعنی اینکه با سکست اصلا حال نکرده 😀😀