یه بارکه تودفترش بودم صدام زد.ازترس اینکه برم کمیته انضباطی…توشورتم.باصدای لرزان گفتم:ببببفرمایین حاج خانوم؟گفت اگه زحمتی نیست کارت ملیمو از ثبت احوال پیگیری کنین.(عموم کارمنداونجاست)منم ازخدا خواسته قبول کردم.شمارشو داد و باید بهش خبر میدادم.توکونم عروسی 7شبه بود.شب همون روز دلمو زدم به دریا و اس عاشقانه بهش دادمو گفتم کی هستم.اولش من من کرد.بهش گفتم چندترمه چشام دنبالته وازاین کوس شرا…بالاخره مخشوخوردم و اونم اعتراف کردکه ازمن خوشش اومده بوده.تا خود اس بازی وحال با تل. بعدچندروزقرارشد بخاطرآبروی الحاجیه خانوم تو تاریکی و جای خلوت قراربذاریم.جمعه غروب سوارش کردم.وقتی سوار شد واسه طرز پوششش میخکوب شدم.اون حجاب وقیافه جدی وبدون آرایش تودانشگاه کجا و این ماننتوکوتاه وآرایش غلیظ کجا!!!بعددست دادنو تاریکی یه لب اساسی توکوچه خلوت گرفتمو باکوسش ور رفتم.کیرم داشت منفجرمیشد.ولی بخاطر هیات سرکار حاج خانوم پیاده شد.ازشق درد داشتم میمردم.بازحمت و درد فراوان خودموبه خونه و بعد منتهی الیهه حمام رسونده و…
چندروزگذشت و ندای لبیک ساراخانوم روگوشیم طنین انداز شد.خبر داد که آبجیش فارغ شده وخونشون خالیه.باورکنین دوستان فردای اونروز با12 تاموز و اسپری بی حس کننده فقرا(لیدوکایین)ساعت8رفتم به آدرس خونه آبجیش(که خدابه بچش100سال عمربده). خونه طبقه7 بود…دیدم درواحدبازه.رفتم تو و چندکیلو فیله و باسن ناز رو تو شورت وسوتیین توری دیدم.امون ندادم سلام بده.انداختمش رومبل وشروع کردم ب لیس وبوس.لبای گوشتیشومیخوردم وساراالتماس میکردکه آروم باشم.اون که رفت پتوودستمال بیاره من اسپری رو…خوابوندمش وازلب تاسینشو لیس زدم.وای چه ممه هایی داشت!!!سفت وسفیدبانوک قهوه ای…حین خوردن سینش کوسشو مالیدم.کوس که نبود کلوچه لاهیجان جان جان!!!کوسشو بادستمال خشک کردوشروع کردم به خوردن. چه مزه ای داشتتتتتتت. چوچولشو اونقدویک زدم از هوش رفت.دمر خوابوندمش.باسن سفیدوتوپیشوبامیک وبوس مث لبوسرخ کردم.برگشت که ساک بزنه.اول بخاطربوی تنداسپری قبول نمیکرد. به زورکردم دهنش وشروع به خوردن کرد.مث آبنبات میلیسید.منم باکوسش ور میرفتم که دیدم ارضا شد.کونشوهواکردم وشوراخشو با آب کوسش چرب کردم.تنگ بود خیلی.بافشاراول خیغ زد اما دهنشوکیپ کرد روبالش که کسی نشنو… بازحمت فراوان کردم توش وتلمبه میزدم. … حین تلمبه اندام نرمش وتکون خوردن سینش حال سکس رو100برابرمیکردآبم که داشت میومد کیرمو درآوردم وریختم وسط سینش. باور کنین اونرز8تا موز خوردم.3بار ارضا شدوبرگشتم خونه. بعدازاونروز چندبارسکس کردیم وچندماه بعد با یکی از برادران …ازدواج کرد… زیارت الحاجیه قسمت شما هم بشه. اجرش بالاست
نوشته: حامد
28 پاسخ به “سکس با عضو اصلی بسج دانشگاه”
یواشتر بدو نفست نگرفت…خاک بر سرت با اراجیفت
كوني متوهم.كير الحاج تو كونت.
بد نبود بیشتر سعی از جزئیات سکس بگی تا داستانت زیباتر بشه
خیلی کیری بود داستانت…
کله کیری ننویس…جقو ننویس…قمه توکونت تا دسته ننویس…چه کسشعری…کیر عابرپیاده های خیابان قزوین توکونت ننویس…
کسشعری از کسمغری جالق از ایالت جلقوزیان بود
عضواصلی FBAامریکا تو کونت بزاره ننویس…اوه اوه مجلوق جلقی…چه جلقی زدی تو امشب!لحنت بدرد عمه ی جنده ات میخورد!خیلی کسمشنگی!
برادرتوروحت بااين چرت پرت نوشتنت.دمت گرم چون چنين موجوداتي بايداز كون نمود،فقط حاج خانم شما دورو نيست اين خصلت تمام عزيزان سانديس خور.دركل دلم براي آدمهاي چاپلوس ميسوزه هيچوقت به ميل اراده خودشون زندگي نميكنن يكي نيست بگه مگه نون بازو ازگلوتون پايين نميره كه باريش پشم چادر نون ميخورين؟كيرخرتوكونت كه باسوژه داستانت دهنم بازميكني.
احساس میکردم دارم همراه یکی پیاده روی سریع میکنم و اون داره برام داستان تعریف میکنه و نفس نفس میزنه و همش نگران اینه که به مقصد برسیم و داستانش نیمه کاره بمونهتوهمی بیش نبود و از برکات جلق مینمود!!!
کیری بود.ننویس.
تقریبا كيري بود
بسیجی نیستم، بسیجی ها را هم دوست ندارم :|اما چیزشعر هم نمیگم 😐
کیر تو کون هر چی جقیه بی جنبه است
داستانت جالب نبود ولی عجیب نیست واقعی باشه .چون واقعا از اونایی باید ترسید که سر به زیر دارند نه های و هوی دارند
حرف بالایی کاملا متینه …
salam sepide
اخه کس خل چرا کس میگی کیرکارمندای ثبت احوال تو کونت کدری بروزن سدری توهرجامیری دهنت میگوزه عموت تو ثبت احواله اون جنده خانم چجوری به تو کسخل اعتماد کرد بری که دنبال کارت ملیش خود کونیش چکار داشت که به تو سپرد بری دنبال مدرک شناساییش باراول زنگ زدی مخش کردی کونده ماخودمونیم یک کس میخوایم بکنیم یکساعت باهاش چونه میزنیم تو به بار اول خوابوندیش رفتی دیدی در بازه یارو باشورت کرست روبروته کونده تو امریکاشم کس هاش اینطوری راه نمیرن کس گفتی دیگه نگو
جای کار داشت…
از اونجايي که واسه کس احترام زيادي قائلم به ايني که نوشتي نميگم کس و شعر! بهتره بگم کون و شعر بود
Man hanoz nafahmidam chi nevesht :-((
انتر الجقی!الحاجیه با یک تن گوشتش تو کونت انتر الجلقوز!اسمت چی بود؟ جلقوز بن الاستمناع!،:D 😀 😀 :Dننویس دیگه عبد التوهم!!
با همون مغز جلقیت مخشو به این راحتی زدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کیر تو اون مخ زنیت جلقی احمق
مشکل اصلی کشور ما فرار مغزها نیست موندن کس مغزهاست
فقط میتونم بگم ریدم تو دهن نویسندش
تو فک کنم یکی از برادرای جقی بسیجی هستی که به یاد سیبیل اشرف السادات هر شب جق میزنی
همه کسشعر و دروغ بود و خیالبافیچقدر خالیبند زیاد شده اینجا
ک.س ن.ن.تتخم حروم لاشیکه جز ک.س شر چیزی نداری بنویسی
جنگ