سلام اسم من حسامه و دختر عموم زری من الان ۳۰ سالمه و دختر عموم ۴۰ین خاطره برای ۱۵ سال پیشه وقتی که من ۱۵ سالم بود و دختر عموم ۲۵ سالش بود
ما و عموم اینا از قدیم تو یه خونه ویلایی بزرگ زندگی میکردیم که عموم یه دختر داشت هیکلش مثل باربی بود قد و وزنش هم متوسط بود من از وقتی که به سن بلوغ رسیدم بدجوری تو کفش بودم همیشه به عشق ش یه جق میزدم وقتی که میدیم تو حیاطه همیشه خودمو بهش نزدیک میکردم که خوب کس و کونشو دید بزنم عمو و زن عموم و دخترش صبح تا ساعت ۲ همیشه سرکار بودن طبق معمول پدر و مادرم من هم شاغل بودن وقتی که من بیدار میشدم هیچکس خونه نبود و اتاق عموم اینا که سه تا اتاق داشت با ما سوا بود و من کلیدشو از روش یه کپی گرفته بودم وقتی که همه میرفتن سر کار صبح من میرفتم در خونه عموم باز میکردم میرفتم سر کشوی دختر عموم که پر از شورت و سوتین بود تا شب هم میدیدی تموم نمیشد با شورت و سوتینش همیشه جق میزدم ابمو میپاشیدم روشون هر روز کار من این شده بود
یه روز که رفتم سر وقت کشوش دیدم یه بسته سیگار تو کشوش هست خیلی مغزمو درگیر کرد بعد چند روز که دختر عموم رفت حموم من رفتم حیاط دیدم چراغ حموم روشنه اخه حموم ما تو حیاط بود در حموم فلزی بود یه قسمت از در یه سوراخ کوچیک داشت که میتونستی داخل حموم ببینی رفتم نزدیک در حموم از تو سوراخ داشتم داخل حموم می دیدم که ید دفعه دیدم اه خانوم خانوما لخت نشسته داره سیگار میکشه از اون روز دیگه یه آتو دستم داشتم.
یه روز که دختر عموم اومد خونه ما نشست کنار من منم که داشتم تلویزیون میدیدم جوری نشسته بود که پشتش به من بود و داشت بلند با مادرم که تو اشپزخونه بود صحبت میکرد من دلمو زدم به دریا ضربان قلبم داشت تن تن میزد دستو بردم نزدیک کونش و مالیدم دستمو به کونش دیدم هیچ عکسالمی نشون نمیده همین طور دستو گذاشته بود رو کونش که جراتم بیشتر شد دستمو از پشت بردم تو شلوار گذاشتم رو کونش همین طور قلبم داشت میترکید ولی اون حتی به پشتش هم حتی یه نگاه نکرد
اون روز تموم شد تابستون شد ما رفتیم مشهد دختر عموم هم با ما اومد مشهد رسیدم مشهد هتل گرفتیم من و مادرم و دختر عموم شب شد ما در گفت من میرم حرم زیارت من و دختر عموم گفتیم ما خسته این فردا میریم حرم ما موندیم و مادر رفت حموم و دستشویی اتاق هتل با هم بودن من هم که خسته بودم خوابم برد دختر عموم میبینه بو گرفته پا میشه میره حموم بعد از اینکه اون میره حموم من دستشویم میگیره تو خواب پا شدم که برم دست شویی در باز کردم دیدم دختر عموم زیر لخت لخت داره حموم میکنه منو که دید یه جیغ محکم کشید و گفت گمشو بیرون منم که در بستم از پشت در بهش گفتم دستشویم داره میریزه ولی چقد سفیده لامصب اومد بیرون بعد از ۲ دقیقه من رفتم کارمو کردم دیدم تو رختنکن حموم شورتش اویزونه یه جق زدم پاچیدم روش که بفهمه کار منه بعد ۲روز از مشهد اومدیم یه روز که رفت حموم از سر کار زود اومده بود کسی خونه نبود دلمو زدم به دریا گفتم باید بکنمش امروز حتما رفتم دیدم از سوراخ در حموم که داره سیگار میکشه از همون سوراخ یه عکس انداختم اومدم تو خونه همیشه گوشیشو با خودش میبره حموم اهنگ گوش میکنه یا با دوستاش صحبت میکنه یه پیام بهش دادم بهش گفتم سلام سیدم سین زد گفت سلام بهش گفتم من از تو چیزی میدونم که هیچ کس نمیدونه با پرویی جواب داد من که چیز مخفی ندارم از کسی بترسم گفتم مدرک دارم گفت ببینم گفتم از بفرستم ببینی در حموم باز میکنی بیام تو باهت صحبت کنم گفت اول بفرست عکس سیگار کشیدنشو براش فرستادم درم سین زد جواب داد ای کسکش اینو کی انداختی تو رو خدا بکسی نگو آبروم میره گفتم یه شرط داره در حموم باز کن تا بیام بهت بگم دیدم بعد ۳۰ ثانیه پیام داد بیا در قفلشو باز کردم منم که از قبل قرص تاخیری انداخته بودم رفتم پشت در حموم در حموم هول دادم دیدم بازه رفتم تو دیدم فقط حوله پیچیده از بالا سینه هاش تا روناش پاهاش مثل برف سفید بود رفتم کنارش بهم گفت این عکس که به کسی نشون ندادی گفتم نه گفت حالا شرطتو بگو گفتم خودت که بهتر میدونی گفت اره خودمم حدس میزنم گفتش چرا هرروز با لباس های زیر من جق میزنی میپاچی روشون ابتو فکر میکردی من کسخلم همینو که گفت دیدم خانوم خودش خیلی وقته میخواره رفتم نزدیکش حوله کشیدم لخت شد جلو اوش ترسید رفت نزدیک تر از لباش یه لب گرفتم همین طور که داشتم لب میگرفتم رفتم پایین تر گردنشو میخورم وبا دستام کسشو میمالیدم اهش بلند شده بود که یک دفعه صدا در اومد از قلبمون واستاده بود رفتم از تو سوراخ دیدم زن عمومه از سر کار اومده به دختر عموم گفتم چیزی نیست فقط صدات در نیاد مادرته رفت تو رفتم نزدیکش دوباره از لب گرفتم بعدش دیدم داغ کرده زود شلوارمو کشید پایین کیرم گرفتم با دستاش کیرم ۱۶ سانت بود نشست جلوم کیرمو کرد تو دهنش ساک میزد کسکش حرفه ای بود بعد اینکه ساک زد بهش گفتم پرده داری گفت نه خیلی وقته زده شده گفتم دراز بکش کف حموم دراز کشید بعد من رفتم روش بعدش کیرم تا ته کردم تو کسش همینجوری داشتم تلمبه میزدم که اهش بلند شده بود بهش گفتم یواش تر مادرت میفهمه بعد ۵ دقیقه که داشتم تلمبه میزدم بهش گفتم بعد جوری تو کف کونتم گفت نه درد داره تا حالا از پشت نداده گفتم مشکل نداره شامپو میزنم لغزنده میشه بعد با زور برش گردوندم به شکم خوابید داشت میگفت نه نمیدم گفتم مشکل نداره عکستو به همه نشونمیدم شل کرد گفت مشکلی نداره بکن منم شامپو یه مقدار زدم به کیرم اروم کردم تو کونش اولش یه اهی کشید بعدش اروم شد منم اروم اروم داشتم تلمبه میزدم تو کونش بعد از ۱۰ دقیق ابم اومد ریختم تو کونش همونجا پا شدیم رفتیم زیر دوش همدیگه شستیم در حالت شستم داشتیم همین طوری لب بازی میکردیم…
ادمه دارد
ما و عموم اینا از قدیم تو یه خونه ویلایی بزرگ زندگی میکردیم که عموم یه دختر داشت هیکلش مثل باربی بود قد و وزنش هم متوسط بود من از وقتی که به سن بلوغ رسیدم بدجوری تو کفش بودم همیشه به عشق ش یه جق میزدم وقتی که میدیم تو حیاطه همیشه خودمو بهش نزدیک میکردم که خوب کس و کونشو دید بزنم عمو و زن عموم و دخترش صبح تا ساعت ۲ همیشه سرکار بودن طبق معمول پدر و مادرم من هم شاغل بودن وقتی که من بیدار میشدم هیچکس خونه نبود و اتاق عموم اینا که سه تا اتاق داشت با ما سوا بود و من کلیدشو از روش یه کپی گرفته بودم وقتی که همه میرفتن سر کار صبح من میرفتم در خونه عموم باز میکردم میرفتم سر کشوی دختر عموم که پر از شورت و سوتین بود تا شب هم میدیدی تموم نمیشد با شورت و سوتینش همیشه جق میزدم ابمو میپاشیدم روشون هر روز کار من این شده بود
یه روز که رفتم سر وقت کشوش دیدم یه بسته سیگار تو کشوش هست خیلی مغزمو درگیر کرد بعد چند روز که دختر عموم رفت حموم من رفتم حیاط دیدم چراغ حموم روشنه اخه حموم ما تو حیاط بود در حموم فلزی بود یه قسمت از در یه سوراخ کوچیک داشت که میتونستی داخل حموم ببینی رفتم نزدیک در حموم از تو سوراخ داشتم داخل حموم می دیدم که ید دفعه دیدم اه خانوم خانوما لخت نشسته داره سیگار میکشه از اون روز دیگه یه آتو دستم داشتم.
یه روز که دختر عموم اومد خونه ما نشست کنار من منم که داشتم تلویزیون میدیدم جوری نشسته بود که پشتش به من بود و داشت بلند با مادرم که تو اشپزخونه بود صحبت میکرد من دلمو زدم به دریا ضربان قلبم داشت تن تن میزد دستو بردم نزدیک کونش و مالیدم دستمو به کونش دیدم هیچ عکسالمی نشون نمیده همین طور دستو گذاشته بود رو کونش که جراتم بیشتر شد دستمو از پشت بردم تو شلوار گذاشتم رو کونش همین طور قلبم داشت میترکید ولی اون حتی به پشتش هم حتی یه نگاه نکرد
اون روز تموم شد تابستون شد ما رفتیم مشهد دختر عموم هم با ما اومد مشهد رسیدم مشهد هتل گرفتیم من و مادرم و دختر عموم شب شد ما در گفت من میرم حرم زیارت من و دختر عموم گفتیم ما خسته این فردا میریم حرم ما موندیم و مادر رفت حموم و دستشویی اتاق هتل با هم بودن من هم که خسته بودم خوابم برد دختر عموم میبینه بو گرفته پا میشه میره حموم بعد از اینکه اون میره حموم من دستشویم میگیره تو خواب پا شدم که برم دست شویی در باز کردم دیدم دختر عموم زیر لخت لخت داره حموم میکنه منو که دید یه جیغ محکم کشید و گفت گمشو بیرون منم که در بستم از پشت در بهش گفتم دستشویم داره میریزه ولی چقد سفیده لامصب اومد بیرون بعد از ۲ دقیقه من رفتم کارمو کردم دیدم تو رختنکن حموم شورتش اویزونه یه جق زدم پاچیدم روش که بفهمه کار منه بعد ۲روز از مشهد اومدیم یه روز که رفت حموم از سر کار زود اومده بود کسی خونه نبود دلمو زدم به دریا گفتم باید بکنمش امروز حتما رفتم دیدم از سوراخ در حموم که داره سیگار میکشه از همون سوراخ یه عکس انداختم اومدم تو خونه همیشه گوشیشو با خودش میبره حموم اهنگ گوش میکنه یا با دوستاش صحبت میکنه یه پیام بهش دادم بهش گفتم سلام سیدم سین زد گفت سلام بهش گفتم من از تو چیزی میدونم که هیچ کس نمیدونه با پرویی جواب داد من که چیز مخفی ندارم از کسی بترسم گفتم مدرک دارم گفت ببینم گفتم از بفرستم ببینی در حموم باز میکنی بیام تو باهت صحبت کنم گفت اول بفرست عکس سیگار کشیدنشو براش فرستادم درم سین زد جواب داد ای کسکش اینو کی انداختی تو رو خدا بکسی نگو آبروم میره گفتم یه شرط داره در حموم باز کن تا بیام بهت بگم دیدم بعد ۳۰ ثانیه پیام داد بیا در قفلشو باز کردم منم که از قبل قرص تاخیری انداخته بودم رفتم پشت در حموم در حموم هول دادم دیدم بازه رفتم تو دیدم فقط حوله پیچیده از بالا سینه هاش تا روناش پاهاش مثل برف سفید بود رفتم کنارش بهم گفت این عکس که به کسی نشون ندادی گفتم نه گفت حالا شرطتو بگو گفتم خودت که بهتر میدونی گفت اره خودمم حدس میزنم گفتش چرا هرروز با لباس های زیر من جق میزنی میپاچی روشون ابتو فکر میکردی من کسخلم همینو که گفت دیدم خانوم خودش خیلی وقته میخواره رفتم نزدیکش حوله کشیدم لخت شد جلو اوش ترسید رفت نزدیک تر از لباش یه لب گرفتم همین طور که داشتم لب میگرفتم رفتم پایین تر گردنشو میخورم وبا دستام کسشو میمالیدم اهش بلند شده بود که یک دفعه صدا در اومد از قلبمون واستاده بود رفتم از تو سوراخ دیدم زن عمومه از سر کار اومده به دختر عموم گفتم چیزی نیست فقط صدات در نیاد مادرته رفت تو رفتم نزدیکش دوباره از لب گرفتم بعدش دیدم داغ کرده زود شلوارمو کشید پایین کیرم گرفتم با دستاش کیرم ۱۶ سانت بود نشست جلوم کیرمو کرد تو دهنش ساک میزد کسکش حرفه ای بود بعد اینکه ساک زد بهش گفتم پرده داری گفت نه خیلی وقته زده شده گفتم دراز بکش کف حموم دراز کشید بعد من رفتم روش بعدش کیرم تا ته کردم تو کسش همینجوری داشتم تلمبه میزدم که اهش بلند شده بود بهش گفتم یواش تر مادرت میفهمه بعد ۵ دقیقه که داشتم تلمبه میزدم بهش گفتم بعد جوری تو کف کونتم گفت نه درد داره تا حالا از پشت نداده گفتم مشکل نداره شامپو میزنم لغزنده میشه بعد با زور برش گردوندم به شکم خوابید داشت میگفت نه نمیدم گفتم مشکل نداره عکستو به همه نشونمیدم شل کرد گفت مشکلی نداره بکن منم شامپو یه مقدار زدم به کیرم اروم کردم تو کونش اولش یه اهی کشید بعدش اروم شد منم اروم اروم داشتم تلمبه میزدم تو کونش بعد از ۱۰ دقیق ابم اومد ریختم تو کونش همونجا پا شدیم رفتیم زیر دوش همدیگه شستیم در حالت شستم داشتیم همین طوری لب بازی میکردیم…
ادمه دارد
نوشته: حسام
33 پاسخ به “سکس با دختر عمو و زن عمو (۱)”
تا اونجا ک گف۱۵سالمه خوندم
اگه ادامهش رو بنویسی حتما بگو که شامپو باعث شده چند روز نتونی بشاشی و اونوقت منم قول میدم که باور کنم که داستانت دو دستی نوشته شده!
جقی
شامپو به شدت هم کون و هم کیر طرفین رو میسوزونهمگر اینکه شامپو بچه یا فیری سولفات باشهپس در نتیجه چرند بود
تخمی تخیلی
این پسر یک بدبخت جقی هست تو جق هم مدرک فوق دیپلم داره ، تا دکترا راه زیاد داری پسر ، قوه تخیلت کیریه ، نگارشت تخمی ، در نتیجه داستانت میشه اینی که میبینی ، پسر پونزده سال پیش گوشی درست درمون کا هفتصد و پنجاه بود و … تو کدوم پیام رسان پونزده سال پیش براش عکس فرستادی ،کیل تو حلقت بله با داستانت ، از طرف علی دایی
آخه مرتیگه مجلوقالهویه مگه مجبورت کردن که بیای اینجا دوساعت جفنگیات ذهن و روح معیوبتو برامون تفت بدی جالقالذات!..
لاشی خان شامپو هم تورو بگا میده هم کون طرفو از اونجا که بگا رفتن خودت و طرف اشاره ای نکردی پس ب شدت کص گفتیدرضمن تو قسمت بعدم اگه بگی دیگه دیره ب درد عمت میخورهدر ثانی نگارشت خیلی تخمی بودمن ب راست و دروغ بودن داستانا کار ندارم ولی اگه میخواین داستان دروغم بنویسین حداقل تحریک کننده بنویسینن که با کیر شق میایی داستان بخونی وسط داستان کیرت میخوابه
تو ۱۵ سال پیش ازش عکس گرفتی براش فرستادی اون سین کرد؟؟؟؟ تخفیفم که بدیم داستانت میشه مال سال ۸۷ نه تو بگو ۸۹کسمغز گوشی اندرویدی که بشه باهاش چت کرد از سال ۹۰ ۹۱ به بعد تازه وارد بازار شد ابلحتنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که پسر عموت فهمیده خواهرشو دید میزنی یروز زود تعطیل کرده اومده جوری کونت گذاشته که عر میزدی بقول لاک غلطگیر تمام دوشای حموم حوالت بادا
واااای چقد خفن بودی از بچگی 😂😂😂😂
نخوندم ، ننویس
چرندیات یه مجلوق کوس ندیده بدبخت
با داستانت که تخمی تخیلی بود کاری ندارما فقط پونزده سال پیش با کدوم پیام رسان عکس فرستادی مادر گهوه😂😂
کس کش کیری ۱۵ سالته از روی کلید خانه مادر جندت کپی گرفتی دادی بکن های محلتون بیان مادرتو راحت بکنن
تا قرص تاخیری خوندم. میخوای داستان بنویسی چرندیات ننویس .
آرزوهای یه کسخل جقی
دهنت سرویس با شامپو🤣🤣🤣 کیرم تو مغزت
ملجوق الدوله
آخه مادر ج نده جقیبچه 15 ساله چ ب قرص تاخیریحروم زاده دختر عموتو بی پرده کردی یعنی گایی دنشببینم ابجیتم گایی دنیه؟حرو م لقمه پس بابای دیوص ت تو مشهد چ قلتی میکردآخه جا کش زن عموت اینجا چیکاره بودو در آخر اول اخرتو گایی دم جقی
جق بزن کس نگو
داداش ی لحظه وقت تایپ کردن کیرتو ول کن و حق نزن15 سال پیش با کله کیرت عکس گرفتی؟
الان توی این داستان زن عمو کجاش بود آخه ک.ک.س
قرمساق ۱۵ سال پیش توی کونی چطور قرص تاخیری پیدا کردی 😂😂
لقب کسخل کسخلان حق مسلم تو هست
کونی ولات
شامپو ؟؟!! مگه با شامپو میشه کون کرد !!! با شامپو فقط جق میشه زد
از دو خط اول معلومه که از بس جق زدی. به یه عن مغز تبدیل شدی که حتی نمی تونه یه تخیل ساده داشته باشه. کیر تو حفره های قلبت
زنا زاده تخمی ننویس دیگه هنوز کوس و کون از نزدیک ندیدی مشخصه ، دیوث شامپو بزن سر کیرت البته اگه داری ببین سوزششو میتونی تحمل کنی دیوس
چی میگی زبون بسته
کسکش شامپو بره تو کونش تاسر کوچه میدوه.فک کردی باور میکنیم خایه هات خیلی بزرگه.زن عمو تو خونه.دخترش وتو تو حمام.یباره عمتم فانوس میدادی بهش
آفرین پسر خوب، بنازم به این قلم روان و شیوایی که داری. همینجور ادامه بده. فعلا با شامپو کون بده، نه ببخشید کون بکن. بعدا دیگه گشاد که شد نیازی به شامپو و مواد چرب کننده نداری. فقط حواست باشه که اگر بهت گفتن برو قرص تاخیری بخر، نری بخری چون طولانی باید کون بدی، نه ببخشید کون بکنی. و این اصلا برای سوراخ کون خوب نیست.
ننویس جان جدت ننویس
داشتم از سوراخ داستان کوسشعرتو میخوندم گفتم از سوراخ بهت یه سلامی برسونم