سلام . من ب ن هستم اهل خرم آباد ولی ساکن تهران هستم.
متاسفانه به دلیل اینکه شغل من امنیتی است مجبورم اسمها را عوض کنم.
بعد از آنکه در یک معامله سنگین همه پولهای خودم و پدرم را باختم و حتی مجبور شدم خانه پدرم را بفروشم همراه همسرم که فامیل خودمان هستند به تهران نقل مکان کنم و در نزدیکی خانه خواهرم در اندیشه یک خانه اجاره کردم.
بعنوان مشاور اقتصادی مدام در شیفت غیر کاری به دفتر خانم سرلک که در حوزه نفتی و پتروشیمی معامله میکرد مشغول فعالیت شدم.
من بخاطر هیکل رو فرم و خوش تیپی زیادی که داشتم خانم سرلک عاشقم شده بود و با اینکه دختر خاله همسرم بود اما بارها بمن پیشنهاد سکس داد و من میگفتم نمیشه و نمیتوانم. خانم سرلک جثه و قد کوتاهی داشت اما کون بینظیری داشت و مدام توسط همکاران دستمالی میشد. یک روز همسرم گفت میخوام برگردم اصفهان خونه پدرش و چون بچه دار نمی شدیم بهش اجازه دادم بره تا کمی هم از فشار عصبی و دیوانگیش کم بشه.
اونایی که گذرشون به الیگودرز افتاده میدونن که فرهنگ اونجا ضعیفه و هنوز برای غیرت و ناموس به جون هم میفتن.
کاری نداریم بریم سر اصل مطلب.
خانمم رفت و من به خانم سرلک خبر دادم گفتم پاشو بیا خونه ما. سرلک یه سوزوکی سفید داشت و اومد خونه ما، عکس برادر خانمم که یک نظامی است رو آورد پایین و شاشید به عکسش و گفت تو از این برادر خانمت میترسی.
بهش گفتم لر جماعت از خدا هم نمیترسه من اینارو گذاشتم روز خودش یکی یکی تنبیهشون کنم.
گفت بهنام قسم بخور منو بیشتر دوست داری یا همسرتو. قسم خوردم گفتم به قبر مادرم به خاک پسر عموم که تازه کشتنش تو را هزار برابر بیشتر از اون دوست دارم. حتی براش گفتم که خانمم گوزو است و بوی گند میده ولی تو خیلی خوش بو و زیبایی همزمان سرمو بردم از روی شلوار شروع کردم به کون لیسی.
سرم را فشار داد و مدام میگفت بگو عن و شاشت توی دهن زنم. منم بو میکشیدم و میگفتم عنت شاشت توی دهن زنده و مرده های زنم. یکی یکی اسم برادر زن هامو می آوردم و میگفتم عنت شاشت توی دهن خودشون و پدر و مادرشون.
سرلک حشری شد مثل آبشار آب از کسش می ریخت بیرون شلوارش را در آورد و گفت بهنام بکوب ولی تا میتونی محکم بکوب منم کیرم خیلی بزرگه اصلا طایفه ما توی الیگودرز به کیر کلفتها مشهور هستن حتی وقتی بچه ها شوخی میکنن میگن بچه های اکبر جای کیر گرز رستم دارن.
حدود پنج دقیقه تلمبه زدم گفت امروز از کون بهت میدم ولی باید هربار که فرو میکنی عن و شاشمو بخورد خانواده زنت بدی. منم حشری بودم قسم خوردم که تک تک برادران هامو میارم دست و پاشونو می بندم و باید بشاشی توی دهنشون. هنوز کیرم کامل وارد کونش نشده بود که زنم وارد خانه شد. رنگم پرید خدا شاهده عین گچ سفید شدم و زبونم قفل کرد طوری که حتی الان بعد حدود دوسال و نیم هنوز زبان من تیک عصبی دارد.
کاری نداریم عین جنده های کولی شروع کرد به داد و بیداد کردن و فش و فش کاری که خانم سرلک موهای سرشو گرفت و کشید و اونو کف اتاق خوابوند و نشست روی دهنش شاشید منم چندتا لگد بهش زدم دلم از دست خودش و برادرهای بی ناموسش پر بود. از خونه پرتش کردم بیرون و گفتم حالا که برام نقشه کشیدی تا یکی از زن داداشاتو نیاری نمیزارم پا توی این خونه بذاری.
اون جنده کولی رفت و من موندم و خانم سرلک در حین اینکه کیرکلفتم توی کسش عقب و جلو میکرد زنگ زدم به برادر زن ارشدم و پر از حشر داد میزدم یا مادرتو بیار بکنمش یا زنتو. بیچاره ترسیده بود پناه برده بود به برادرم داود و التماسش کرده بود. داود بهم نامردی نکرده بود و گفته بود خب زنتو بده ببرم بهنام یه شب نگرش میداره بعدش آب از آسیاب میفته. اونم گفته بود داود من از آبرو میترسم بهنام وقتی وحشی میشه هیچ مانعی نداره بعدا آبروی منو میبره. داود با چرب زبانی خامش کرده بود. زنشو آورد اندیشه تهران و گفت بهنام این زن دست من امانته یه شب پیشت باشه بکنش تا صبح ولی بزار فردا برش گردونم الیگودرز.
شبش زنگ زدم محمد خواهرزادم خودش ماموره و نترس یک یلیه برا خودش البته مجرده.
محمد بساط مشروب و قلیان آورد و زن برادرزنم چون قبلا چندبار گاییده بودمش از خداش بود و داود داداشمم توی مسیر کاملا کس و کونشو گاییده بود راحت وا داد و لنگ در هوا شد برای بار سوم بود که میخواستم از کون بکنمش خانم سرلک زنگ زد و گفت بهنام جانم کیرتو با دوتا قرص سیخ کن نزدیک خونه ات هستم .
سریع گفتم محمد پاشو این جنده رو ببر دورش کن از اینجا گفت دایی من چکارش کنم. گفتم ببر بده دوستات تا صبح بکننش ولی صبح بدیش دست داود و سریع بیرونشون کردم.
سرلک اومد که واقعا ارباب بودن شایسته این زنه بلافاصله داد زد گفت باشگاه بودم یالا سریع عرق لای کونمو بلیس .
سرمو بردم لای کونش شروع کردم لیس زدن حسابی لیسش زدم گفت بهنام جانم چون عضو امنیتی هستی امشب فرض کن کیرتو موشک اسراییله و کون من دهن رهبرته ببینم چجوری دهن رهبرتو میگاد.
باور کنید تا اینو گفت به ارواح کل شهدای الیگودرز جوری گاییدمش خون از کونش جاری شد تا صبح دوبار از کون گاییدمش یکبارم که دم دمای صبح به زور یک قطعه لوازم آرایشی فرو کرد توی کونم که کیرم راست بشه و از کسش گاییدمش.
چند روز بعد از دادگاه اصفهان برام احضاریه اومد زنم درخواست طلاق داده بود.
رفتم اونجا در سالن دادگستری منتظر بودم دیدم با برادر ارشدش اومد اما برادرشم هر چند نظامیه عینهو سگ از من میترسید میخواستم جلو داداشش بگم خانم کولی شبایی که نبودی من زن همین داداشتو میگاییدم که مامور دم دفتر شعبه داد زد بهنام نظری فرزند اکبر.
بهش گفتم شانس آوردی وگرنه همین الان تصمیم داشتم جلو داداشت جرت بدم.
رفتم تو قاضی گفت ماجرای طلاق چیه.
گفتم جناب قاضی ایشون هم بچه دار نمیشه هم تهران زندگی میکنم این کولی فرهنگش جوریه آبروی منو برده میخوام طلاقش بدم. برادرش میخواست حرف بزنه یه چشم غره بهش رفتم که فورا گفت جناب قاضی واقعا حق با دامادمونه خواهرم بچه دار نمیشه .
سکسای زیادی داشتم توی کیش با زن رفیقم که متاهله و همزمان دخترشو گاییدم جلو چشمای مادرش.
توی تهران با زن یکی از رفیقام که پدر خانمش از اعضای رده بالای مجلس هستش.
همه رو براتون مینویسم لطفا نظر بدین ممنونم.
متاسفانه به دلیل اینکه شغل من امنیتی است مجبورم اسمها را عوض کنم.
بعد از آنکه در یک معامله سنگین همه پولهای خودم و پدرم را باختم و حتی مجبور شدم خانه پدرم را بفروشم همراه همسرم که فامیل خودمان هستند به تهران نقل مکان کنم و در نزدیکی خانه خواهرم در اندیشه یک خانه اجاره کردم.
بعنوان مشاور اقتصادی مدام در شیفت غیر کاری به دفتر خانم سرلک که در حوزه نفتی و پتروشیمی معامله میکرد مشغول فعالیت شدم.
من بخاطر هیکل رو فرم و خوش تیپی زیادی که داشتم خانم سرلک عاشقم شده بود و با اینکه دختر خاله همسرم بود اما بارها بمن پیشنهاد سکس داد و من میگفتم نمیشه و نمیتوانم. خانم سرلک جثه و قد کوتاهی داشت اما کون بینظیری داشت و مدام توسط همکاران دستمالی میشد. یک روز همسرم گفت میخوام برگردم اصفهان خونه پدرش و چون بچه دار نمی شدیم بهش اجازه دادم بره تا کمی هم از فشار عصبی و دیوانگیش کم بشه.
اونایی که گذرشون به الیگودرز افتاده میدونن که فرهنگ اونجا ضعیفه و هنوز برای غیرت و ناموس به جون هم میفتن.
کاری نداریم بریم سر اصل مطلب.
خانمم رفت و من به خانم سرلک خبر دادم گفتم پاشو بیا خونه ما. سرلک یه سوزوکی سفید داشت و اومد خونه ما، عکس برادر خانمم که یک نظامی است رو آورد پایین و شاشید به عکسش و گفت تو از این برادر خانمت میترسی.
بهش گفتم لر جماعت از خدا هم نمیترسه من اینارو گذاشتم روز خودش یکی یکی تنبیهشون کنم.
گفت بهنام قسم بخور منو بیشتر دوست داری یا همسرتو. قسم خوردم گفتم به قبر مادرم به خاک پسر عموم که تازه کشتنش تو را هزار برابر بیشتر از اون دوست دارم. حتی براش گفتم که خانمم گوزو است و بوی گند میده ولی تو خیلی خوش بو و زیبایی همزمان سرمو بردم از روی شلوار شروع کردم به کون لیسی.
سرم را فشار داد و مدام میگفت بگو عن و شاشت توی دهن زنم. منم بو میکشیدم و میگفتم عنت شاشت توی دهن زنده و مرده های زنم. یکی یکی اسم برادر زن هامو می آوردم و میگفتم عنت شاشت توی دهن خودشون و پدر و مادرشون.
سرلک حشری شد مثل آبشار آب از کسش می ریخت بیرون شلوارش را در آورد و گفت بهنام بکوب ولی تا میتونی محکم بکوب منم کیرم خیلی بزرگه اصلا طایفه ما توی الیگودرز به کیر کلفتها مشهور هستن حتی وقتی بچه ها شوخی میکنن میگن بچه های اکبر جای کیر گرز رستم دارن.
حدود پنج دقیقه تلمبه زدم گفت امروز از کون بهت میدم ولی باید هربار که فرو میکنی عن و شاشمو بخورد خانواده زنت بدی. منم حشری بودم قسم خوردم که تک تک برادران هامو میارم دست و پاشونو می بندم و باید بشاشی توی دهنشون. هنوز کیرم کامل وارد کونش نشده بود که زنم وارد خانه شد. رنگم پرید خدا شاهده عین گچ سفید شدم و زبونم قفل کرد طوری که حتی الان بعد حدود دوسال و نیم هنوز زبان من تیک عصبی دارد.
کاری نداریم عین جنده های کولی شروع کرد به داد و بیداد کردن و فش و فش کاری که خانم سرلک موهای سرشو گرفت و کشید و اونو کف اتاق خوابوند و نشست روی دهنش شاشید منم چندتا لگد بهش زدم دلم از دست خودش و برادرهای بی ناموسش پر بود. از خونه پرتش کردم بیرون و گفتم حالا که برام نقشه کشیدی تا یکی از زن داداشاتو نیاری نمیزارم پا توی این خونه بذاری.
اون جنده کولی رفت و من موندم و خانم سرلک در حین اینکه کیرکلفتم توی کسش عقب و جلو میکرد زنگ زدم به برادر زن ارشدم و پر از حشر داد میزدم یا مادرتو بیار بکنمش یا زنتو. بیچاره ترسیده بود پناه برده بود به برادرم داود و التماسش کرده بود. داود بهم نامردی نکرده بود و گفته بود خب زنتو بده ببرم بهنام یه شب نگرش میداره بعدش آب از آسیاب میفته. اونم گفته بود داود من از آبرو میترسم بهنام وقتی وحشی میشه هیچ مانعی نداره بعدا آبروی منو میبره. داود با چرب زبانی خامش کرده بود. زنشو آورد اندیشه تهران و گفت بهنام این زن دست من امانته یه شب پیشت باشه بکنش تا صبح ولی بزار فردا برش گردونم الیگودرز.
شبش زنگ زدم محمد خواهرزادم خودش ماموره و نترس یک یلیه برا خودش البته مجرده.
محمد بساط مشروب و قلیان آورد و زن برادرزنم چون قبلا چندبار گاییده بودمش از خداش بود و داود داداشمم توی مسیر کاملا کس و کونشو گاییده بود راحت وا داد و لنگ در هوا شد برای بار سوم بود که میخواستم از کون بکنمش خانم سرلک زنگ زد و گفت بهنام جانم کیرتو با دوتا قرص سیخ کن نزدیک خونه ات هستم .
سریع گفتم محمد پاشو این جنده رو ببر دورش کن از اینجا گفت دایی من چکارش کنم. گفتم ببر بده دوستات تا صبح بکننش ولی صبح بدیش دست داود و سریع بیرونشون کردم.
سرلک اومد که واقعا ارباب بودن شایسته این زنه بلافاصله داد زد گفت باشگاه بودم یالا سریع عرق لای کونمو بلیس .
سرمو بردم لای کونش شروع کردم لیس زدن حسابی لیسش زدم گفت بهنام جانم چون عضو امنیتی هستی امشب فرض کن کیرتو موشک اسراییله و کون من دهن رهبرته ببینم چجوری دهن رهبرتو میگاد.
باور کنید تا اینو گفت به ارواح کل شهدای الیگودرز جوری گاییدمش خون از کونش جاری شد تا صبح دوبار از کون گاییدمش یکبارم که دم دمای صبح به زور یک قطعه لوازم آرایشی فرو کرد توی کونم که کیرم راست بشه و از کسش گاییدمش.
چند روز بعد از دادگاه اصفهان برام احضاریه اومد زنم درخواست طلاق داده بود.
رفتم اونجا در سالن دادگستری منتظر بودم دیدم با برادر ارشدش اومد اما برادرشم هر چند نظامیه عینهو سگ از من میترسید میخواستم جلو داداشش بگم خانم کولی شبایی که نبودی من زن همین داداشتو میگاییدم که مامور دم دفتر شعبه داد زد بهنام نظری فرزند اکبر.
بهش گفتم شانس آوردی وگرنه همین الان تصمیم داشتم جلو داداشت جرت بدم.
رفتم تو قاضی گفت ماجرای طلاق چیه.
گفتم جناب قاضی ایشون هم بچه دار نمیشه هم تهران زندگی میکنم این کولی فرهنگش جوریه آبروی منو برده میخوام طلاقش بدم. برادرش میخواست حرف بزنه یه چشم غره بهش رفتم که فورا گفت جناب قاضی واقعا حق با دامادمونه خواهرم بچه دار نمیشه .
سکسای زیادی داشتم توی کیش با زن رفیقم که متاهله و همزمان دخترشو گاییدم جلو چشمای مادرش.
توی تهران با زن یکی از رفیقام که پدر خانمش از اعضای رده بالای مجلس هستش.
همه رو براتون مینویسم لطفا نظر بدین ممنونم.
نوشته: شیر لرستان
25 پاسخ به “سکس با دخترخالهی همسرم”
شیر که جق نمیزنه کصکش
هَ کَج بیرَتکَلمون کَرَه دِ سوت😲😟😢
شیر که شیره تریاک نمیکشه؟؟؟
عزیزون سپهوندبیرنوندقلاوندسگوندعلاسوندبهاروندترکاشوندپاپیو در کمال ادب سرلکو …ای سویین بِیرید بیلید دِ قینش😲
جقی کس شر گو
هرچی الیگودرزی هستش، ناموس جندهات رو بگان
آبرومونو بردی یه پا ترسه بزار جلو ترامپ زنشو بیاره بکنی یه دفعه
دوست من یه داستان کس شعر میخوای بنویسی چرا اسم شهر میاری تو یک تنه ریدی به فرهنگ الیگودرز برو کونتو بده لرا غیرت دارن بعد میاد زنشو میده توی بچه کونی بکنی کیرم تو اون امنیتی که توی کس کش قراره واسه کسی درست کنی… من امنیتی هستم تو کیر لرا هم حساب نمیشی… کون گلابی
امنیتی جدید بود 🤣🤣🤣🤣🤣🤣بیخیالهمکارات نیان پیدات کنن درت بذار مستر امنیتی
از گنده گوزیت و گی و کوسکش بودنت تابلوه فامیلیت بیرانونده🤣
تو باید بابک نهاوندی پسر خاله بابک زنجانی باشینفرین ملت چی کرده با این جماعت کصمغز اطلاعاتی وطن فروش
کوسکش کونی جقی متوهم!گذشته از اینکه دری وری نوشتی، شک ندارم اون برادر زنت کونت گذاشته که مجبور بودی عکسشو بزنی رو دیوار خونه ات!!یعدشم آقای امنیتی اومدی اولش به اختصار بنویسی اما آخرش خودتو لو دادی، بهنام نظری!!آقای امنیتی ، کیر یک یک دوستان تو کون آدم دروغگو!
چون بچه دار نمی شدی زنتو فرستادی اصفهان اونجا حاملش کنند
شک ندارم داستانت کاملا برعکسه و همه اونایی که ازشون اسم بردی خودت و زنت و کردن. کصکش اول داستان اسمشو مخفف مینویسه بعد تو داستان اسم خودش و هفت جد کصکشش و مینویسه
اون قطعه احتمالا چرخ دنده موتور سشوار بوده که کرده توی کونت
نه تو رو خدا همینقدر چرندیات نوشتی و وقتمون رو گرفتی بسه دیگه نمیخواد داستان کردن کل زنای فامیلتون رو بگی چون تموم بشن مجبور میشی داستان کردن کل زنای ایرانی رو بگی و بعدم شروع کنی به تعریف داستان کردن کل زنای دنیا و …
داداش نمی خواستم بهت بگم ولی مجبورم کردی اون جنسی که بهت دادم توش عنبرنسابود مغزتو به فاک داده
ریدن تومغزت متوهم و مشنگت حقیقتا که خیلی کس شعر نوشتی شرط میبندم توکونیکیر خر ملانصرالدین توکونت
آخه بیشرف این چه نوشتنی بود که کردی همش توهم خالی بود بعد مثلا اولش اسمت رو ننوشتی که بگی آره یه عنی هستی آخه ریقو تو اصلا تا حالا تونستی کس از نزدیک ببینی که درموردش حرف میزنی جلقوز کونی
عن مغز
چه گویم که ناگفتنش بهتراست خودت فهمیدی چی بلغور کردی؟
امنیتی گوشی هوشمند نداره
تو که خوردی که امنیتی هستی و معامله اقتصادی میکنی
😂 😂 😂 😂 😂
بنظر میاد کس شعر تفت دادی