سکس با آتش‌نشان

من با همسرم رابطه تری سام رو چند بار تجربه کردیم و از اونجا که داستاناشم نوشتم میرم سر اصل مطلب.
خانمم سنش 32 و من 35 خیلی خوش اندام و سکسیه صورتشم بی بی فیس و اصلا به سنش نمیاد .
خیلی سخت پسنده و به سختی پا میده جوری که تو این 7 هشت سال که رابطه تری سام داریم فقط با 5 نفر اوکی شدیم.ولی کسی رو هم بخواد جورش می‌کنه .که دوتاش خوب بود و سه تاش جالب نبودن.الان میخوام ششمین تجربه رو بنویسم که مال امساله مرداد ماه.
ما برای خودمون یه محدودیتهای داریم مثلا نباید فامیل باشه همکار نباشه همسایه و آشنا نباشه .
چون شهرمون هم زیاد بزرگ نیست ترجیحا سعی میکنیم از شهرهای اطراف انتخاب کنیم ولی این یکی فرق داشت.
از قرار یکی از آپارتمان های محله ما آتیش گرفت وسط ظهر گرما و ما هم که دور بودیم ترس و استرس داشتیم که آتش نشانا اومدن و محله شلوغ شد آتیش خیلی سنگین بود جوری که همه ماشینهای پارکینگ سوخته بودن و آتش نشانا مجبور شدن آدم های گیر افتاده رو ببرن رو پشت بوم.
خلاصه بعد حدود 3 ساعت کارشون تموم شد و ماهم آبمیوه و آب یخ بردیم براشون تو این حین من متوجه چیزی نشدم ولی وقتی برگشتیم خانمم گفت بدنشو دیدی؟ گفتم کی؟ گفت همون یارو آتش نشانه اصلا مو نداشت و ورزشکار بود.
گفتم تو از کجا دیدی؟ گفت بهش آب دادم چون خیلی گرمش بود زیپ کتش باز کرده.
یکم شوخی و اینا گفتم شمارش می‌گرفتی .
گفت تو اون شرایط‌.
گذشت تا تو پیج شهرمون اون حادثه رو نوشتن و کلی لایک کامنت بود .
خانمم چون پسره رو از نزدیک دیده بود و می‌شناخت تو لایک و کامنتا پیداش کرد و درخواست فالو داد بعد چندتا عکسش لایک کرد و اونم بعد تشکر و آشنایی اولیه چت کردن رو شروع کردن.
اولش با کار شما خیلی سخته و من آتش نشانا رو دوست دارم شروع شد تا بعد چند روز قرار شد همو ببینن.
شب خونه بودیم پیام داد زنگ بزن بگو مار تو خونمون تا خودم و دوستم بیایم و ببینمت.خانومم جا خورد که چرا باید دوستت بدونه و…
بعد توجیه شد که اون یکی رانندست و اصلا در جریان نیست و نمیاد داخل.
خانمم هم بهش گفت شوهرم خونست چطوری بهش بگم .
اونم بی خیال شد ولی آمپرش بالا زده بود.
خانمم هم خیلی دوست داشت به بهونه ای من برم بیرون و زنگش بزنه ولی چون اون اسم دوستش آورده بود و خانمم هم ترسیده بود فوری گفته بود شوهرم خونست.
نگین اومد پیشم گفت دوس دارم برم ببینمش چیکار کنیم.
ساعت حدود 11 بود گفتم مگه سرکار نیست بیا بریم بیرون به بهونه دور زدن بچه من دورتر پارک میکنم بگو بچه رو میبرم ماشینهای آتش نشانی ببینه منم نمیام که راحت باشین بگو شوهرم اون پایین پارک کرده (دوس نداشتیم بدونه من در جریان هستم) خلاصه هماهنگ کرد و رفتیم از اینجا به زبون خودش میگم.
رفتم تو محوطه ایستگاه دو نفر بودن یکیشون داخل بود و نیومد بیرون اون آتش نشان که اسمش محمدعلی بود اومد بیرون با چشمک بهم فهموند که کلی دوربین اینجا هست و منم بهش گفتم بچه میخواد با ماشینا عکس بگیره و با هم رفتیم اونور که کیان ماشینا رو دید میزد منم بهش گفتم زن داری یا مجردی که اونم گفت زن داره و … کلی بحث های حاشیه ای غیر سکسی.
حدود ۱۵ دقیقه بعد برگشت.
همین که برگشت پیام داده بود باید هر طوری شده فردا لباتو انقدر بخورم تا خون بیاد.
نگین هم حشرتری شده بود که دیده بودش.
بهش گفتم بگو عکس لختی بفرسته.اونم‌معطل نکرد و رفته بود پیش آینه بزرگ قدی یه عکس با شورت فرستاد واقعا بدنش ادمو‌ حشری میکرد.
گفت اونم در بیار اصل کاری ببینم ،عکس نفرستاد تصویری تماس زد و من نمی‌تونستم ببینم نگین گفت فیلم گرفت آروم کیرش از زیر شورت درآورد یکم باهاش ور رفت بعد شلوارش کشید بالا گفت الان ممکنه کسی بیدار بشه یا بیاد.
تو این حین گوشیش انداخت اونور و شروع کرد لب منو خوردن معلوم بود حشر بشدت بالاست منم فقط رسیدم سرشو چرب کنم و فوری لختش کردم تا اومد بالا و نشست رو کیرم تا ته رفت توش.
بی حرکت موند و کامل ارضا شد قبلاً هم دیده بودم اینقدر حشری بشه و زود ارضا میشه.
گفت مهدی من کیر اونو میخوام فردا رو اوکی کن الانم بکن تا تموم بشه .
منم حسابی کردمش بعدش انگار پشیمون شده بود و نمی‌خواست گفتمش بخواب تا صبح .
ما هیچ قراریو‌ خونه نمیزاریم تا کسی یاد نگیره خونه کجاست و سواستفاده کنه.
پیام داده بود فردا شوهرت رفت سرکار بگو تا بیام پیشت.
منم بجای خانمم جواب دادم که مادرم خونست و خونه خودت جور کن.اونم گفت باشه.
اون ساعت ۶ بیدار بود منم بیدار بودم نگین خواب بود.
اصلا دلم نمی‌خواست سخت گیری کنم آزمایش hiv و هپاتیت و بررسی زگیل و اینا.
نگین که بیدار شد از پشیمانی دیشب خبری نبود گفت هر طوری شده باید تجریش کنم.
پیام داد که فقط خونه داداشم خالیه وزنش نیستش مشکلی با داداشم نداری که من و خودش مخالفت کردیم نگین گفت بریم هتل شناسنامه زنت بیار میگیم زن و شوهریم مسافریم یکم دیر جواب داد حدس زدیم‌جوابش نه باشه.
گفت اکثرا منو میشناسن تو هتل هم میشناسنمون حالا شاید بخاطر پولش بود شاید دوست و فامیل زیادی تو شهر داشت یا هر چی.
گفت داداشم میفرستم بیرون قبول نکردیم چون میدونستیم سر کاریه و میاد.
در ضمن دوست نداریم لذت تجربه سکس رو تو ماشین خراب کنیم.
از طرفی هم چون نمی‌خواستم منو بشناسه و یجورای محل کارمون نزدیک هم بود و نباید متوجه اطلاع من میشد نمی‌تونستیم راحت تری سام بزنیم و باید دونستن من مخفی می ماند.
من تو بیمارستان کار میکنم و چند بارم سرکارم با آتش نشانی بوده برای گربه و زنبور و انگشتر دست افراد سوخته معمولا میومدن بیمارستان و ارتباط دوری باهاشون داشتیم.
پس خانمم گفت جا با خودم. و تنها جا و امن ترین جا خونه خودمون بود و باید به شکلی رفتار می کردیم که اطمینان حاصل کنه خونه ما نیست.
نگین رو بردم یه جایی دیگه از شهر سر یه کوچه پیادش کردم و زنگ زد بهش گفت بیا فلان جا دنبالم خونه دوستم شوهرش سر کاره برامون خالی کرده بریم اونجا و تا شب نمیان حالا ساعت حدود ۱۲ بود. منم دیگه موندم تو ماشین اونم اومد دنبالش و باهم رفتن خونه خودمون.
از اینجا به بعد از زبون نگین.
تو ماشین هیچ کاری نکرد و بیشتر نگران محل سکسمون بود منم خیالش راحت کردم و وقتی رسیدیم ماشینش گذاشت یکم دورتر و گفت تو برو جلو منم میام منم رفتم تو دیدم کسی نیست زنگ زدم گفتم سریع بیا کسی نیست اونم با یه کوله پشتی اومد تو کوله پشتیش کاندوم و قرص و همه چی بود انگار همیشه از این کار میکرد.
رفتم سمت اتاق خواب از پشت بغلم کرد با لباس بودم ولی کیرشون حس میکردم محکم که نزدیک بود له بشم.کیرش رو کمرم بود چون بلندتر از من بود.
همون‌جوری چرخودنم انداختم رو تخت و لباسام داد بالا سوتینم باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام.منم لباسام درآوردم چون نمی‌خواستم چیزی بینمون باشه.اونم تک‌پوشش درآورد بدنش یه ذره مو هم نداشت با دست سینه هاشو ماساژ میدادم خیلی حس خوبی داشت اینکه شوهر یه زن دیگه رو بدست آورده بودم بهم حس خوبی میداد.کیرش تو فیلم بزرگتر بود الان قلمی تر بود ولی سفید و تمیز و با حالتی که اون فکر نکنه داره جنده میکنه چرخوندمش و شروع کردم به خوردن کیرش تا بدونه من دارم از اون استفاده میکنم.
حتی تخماشم زبون زدم‌.اصلا دوست نداشتم تموم بشه.رفتم نشستم بالا رو کیرش و سینش زبون زدم با اینکه بدش میومد ولی نزاشتم جلوم بگیره اونم با یه دستش سینم گرفت و بلندم کرد و لب تو لب شدیم و رو کیرش سواری میکردم دیگه طاقت نیاوردم کیرشو با یه حول تا ته کردم تو کسم برعکس کیر تو که یکم سوز میزد اون چون باریک تر بود سوز نداشت و همونجا ارضا شدم.اونم فهمید گفت حالا نوبت منه خواستم مقاومت کنم و بگم دوباره که یه انگشتش رفت تو کونم و تلمبه های سنگین همزمان با انگشتش که تو کونم بود خیلی خوب بود قبلا بهش گفته بودم که کون نمی‌دن و تنگم و اذیت میشم یهو کیرش درآورد خواست بزاره کونم که سر خورد رفت پشت کمرم فهمیدم میخواد کونم بزاره و گفتم کون نه که دوباره کرد جلو و باز با انگشتش کرد تو کونم نمی‌تونستم مقاومت کنم میدونستم هدفش هم کونمه.چون داشت ارضا میشد باز درآورد این دفعه حواسم بود که با دستش کیرش تنظیم کرد رو سوراخ کونم گفتم و نه و جاخالی دادم ولی گفت همین یه بار آبم میخواد بیاد بزار بریزمش تو وگرنه تخت دوستت کثیف میشه.دسمال آماده نکرده بودم.حتی گوشیم نگرفته بودم هر چند فیلمی هم نگرفت.
باز کیرش فرستادم جلو که بلند شد و گفت سجده کن داگی بکنمت کنم خیلی داگی دوست دارم ولی بجای کیر زبونش زد در کونم و خیلی یه جوری شدم گفتم باشه ولی آروم بکن دردم نگیره.
اولش سرشو کرد تو خیلی درد داشت بعدش یهو مثل آتیش سوز زد تا آخر بجا کردش تو هرچی خواستم خودم ولی کنم نتونستم محکم رونام گرفته بود و همش قربونش صدقه تنگیش می رفت.هرچی با دست بدنش رو هول دادم ولم نکرد کل حسم پروند دیگه چاره ای نبود گفت تحمل کن الان میاد یکی دوتا تلمبه زد کل آبش خالی کرد تو کونم.بعدش کیرش کشید بیرون و بوسم کرد و رفت حموم کنه رفتم دستشویی خودم بشورم.صدا زد از کوله پشتیش واسش حوله بردم اونجا بود دیدم قرص و کاندوم و همه چی آورده.
بعدش اومد بیرون (حمام نکرد فقط کیرش شست) گفت نکنه کسی ببینه و باید بره و گفت دیگه ول نکنم نیست ازم خواهش کرد هر وقت تنها بودم زنگش بزنم و رفت.
کل سکسشون فک کنم ۱۵ دقیقه نشده بود.
گفت مهدی بزار دوباره بیاد خیلی بهم خوش گذشت .
قانون ما فقط یباره تا وابستگی ایجاد نشه ولی این یکی هنوز تصمیم نگرفتیم تکرارش کنیم یا نه.خودش که میگه بزار دایمی باشه تا هر وقت سیر شدم ازش.
ولی من نمیزارم.

نوشته: مهدی

بازدید 10,642

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “سکس با آتش‌نشان”

  1. می خوام متوجه نکته ای در خاطره یا داستان نویسی ات کنم.اصولا چنین نوشته هایی باید به نحوی باشه که خواننده رو کم کم در شرایط داستان قرار بده. یعنی خواننده خودش رو در این فضا احساس کنه.اما وقتی پارادوکسی اتفاق می افته، خواننده ناخداگاه از داستان دور میشه و داستان، جذابیت اش رو از دست میده.

  2. مگر اینکه اینگونه برداشت کنیم که چون شما، آتش نشان گرامی رو از طریق اینستا پیدا کردید، این فرد به هیچ عنوان اطلاعاتی از شما و محل زندگی تون نداشت.در این حالت، داستان شما صحیح هست و پارادوکسی اتفاق نمی افته.اگر چنین هست، از نقد اشتباه خودم، پوزش می خوام🙏

  3. مگه نیومده بود ساختمان شما اتیش خانوش کنه شما براش آبمیوه بردی ایتقدر کسخول بود نفهمید ساکگ اون ساختمانی حداقل خالی میبندید سوتی ندید که فحش بخورید به خاطر خودت میگم

  4. تومحلتون آتیش سوزی شدهبراش آب بردهبعد بردیش محل دیگه پیادش کردی و از اونجا اومده خونهنگفته اینجا همون محله؟یا نگفته تو همونی بهم آب دادی

  5. زنت جاخالی داد که کیر شلیک نشه تو سولاخ کونش؟کاش اونشب ننت جاخالی میداد که تو نیای اینجا کسشر بگی

  6. این که نشد تریسام داداش؛ خانمت جنده ست تو هم کسکشی شخصا می رسونیش مکان

  7. دلم **کباب **شد که گفتی **همسرت **خیلی به سختی پا میده، جوری که تو هفت هشت سال فقط با5 نفر تریسامرفته.عزیزم همسرت خیلی معصومه و مشخصه که واقعاآفتاب و مهتاب ندیدههست و ترا خدا مواظبش باش که یکدفعه استغفراله، زبونم لال به **بیراهه **کشیده نشه طفلــــــــکی.دلم برای پاکی همسرت سوخت و کبـــــــــــــــــــــاب شد بخــــــــــــــــــــــدا.باور کردنی نیست،پاکی تا کجا آخه، فقط پنج بار تریسام داشته؟حیووووونکــــــــــــــــــــــــــیهمسرت چی می کشه از پاکی و معصومیتی که داره؟ خیلی سخته 👌

  8. دنبال یه پسر خوش سکس از تهران هستممن پسرم و نیاز به یه بکن خوب دارمای دی تلگرامم @reimember8

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید