سعید و زن شوهردار

سلام به دوستان جقی زیاد کشش نمیدم بریم سر اصل مطلب من سعیدم سی و دوسال از یکی از شهر های شمالی خاطره ای که می‌خوام براتون تعریف کنم برا یک سال پیشه عروسی یکی از بستگان بود از قبلش فامیلا میومدن خونه ما تا قبل عروسی بزن برقص و دورهمی بود یکی از اون شبا من قبلاً با دختر عموم که متاهل بود رابطه داشته بودم یه چند مدت قهر بودیم ولی اون شبش تو اتاق گیرش آوردم یه دل سیر لباشو خوردم آشتی کردیم خلاصه تا سه چهار صبح همه مشغول بودن و کم کم جاها رو انداختیم بخوابیم منم یه جوری جامو ردیف کردم که فقط بینمون بچش بود منم حالم خراب بود هر طور بود سکس میخواستم پیام دادم بهش گفت شرایطش نیست الان برو جق بزن فردا میریم خونمون سکس کنیم که گفتم پس سوتینت رو بده بهم خلاصه برام انداخت و یه مقدار با سوتینش حال کردم و جغ نزدم چون سکس میخواستم خلاصه همه خوابیدن. و گفتم بیا تو حیاط که اومد گفت اینجا نه شرایطش نیست یکی بیدار میشه و رفت تو جاش منم برگشتم سر جام نیم ساعت بعدش دیدم شرایطش اوکی هست یواشکی رفتم بغلش زیر پتو فکر کن اون همه آدم بغلت زیر پات خوابیدن تو رفتی سکس کنی خلاصه مشغول شدم لبامون رفت تو هم چند ثانیه ای و ممه هاشو خوردم زیر پتو بعدش رفتم پشتش شلوار و شرتشو کشیدم پایین کیرمو کردم تو کصش آروم آروم تلمبه میزدم و از جلو هم سینه هاشو میمالیدم و یه چند دقیقه ای تلمبه زدم که داشت ابم میومد چند تا تلمبه محکم زدم همه ابمو خالی کردم تو کصش و یواشکی بلند شدم رفتم دستشویی خودمو شستم و رفتم خوابیدم خلاصه فرداش بیدار شدیم که جفتمون سرحال و کسی هم شک نکرده بود ظهر گفت منو ببر شهر خرید دارم منم قبل رفتن اسپری رو خالی کردم رو تخمک خلاصه بردمش و خریدش رو کرد و گفتم دیشب قول دادی امروز سکس کنیم گفت دیوس دیشب کردی دیگه اگر کسی میدید چی گفتم اتفاقا هیجانش عالی بود تو اون شرایط گیر دادم بهش که سکس کنیم گفت کلید موند خونتون نیاوردم گفتم پس میریم مغازه من تو مغازه سکس کنیم .اینم یادم رفت بگم من یه بوتیک دارم بردمش تو مغازه یه جا اون پشت ردیف کرده بودم سکس رو شروع کردیم یه ربع بیست دقیقه تلمبه میزدم که دیدم کیرم خونی شد گفت پریود شدم😂دیگه توجه نکردم بعد بیست دقیقه ابمو تو کصش خالی کردم و بردمش رسوندم خونمون چون بچش و کلید خونمون بود تمام امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: سعید

بازدید 15,426

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “سعید و زن شوهردار”

  1. باور پذیر و پرهیجان بود. ولی خوب نتونستی اون هیجان رو به تحریر بکشی . به شخصه تجربه دیدن همچین صحنه ای تو همچین فضایی را داشتم.

  2. نتونستی حق مطلبو ادا کنی بعضی وقتا تو داستان سکسی حاشیه و مطالب جزئ از خود سکس جذاب تر و تحریک کننده تر سوژه خوبی بود ولی تو کون گشاد نتونستی خوب ازش بهره ببری و حس به مخاطب انتقال بدی

  3. رو تخمکت که اسپری زدی احیانا حامله که نشدی😂😂😂کیر خونیت تو حلقش🤣🤣🤣

  4. واقعااا خیلی برای سواد ادبی مردم فارسی زبان تاسف میخورم که هنوز بااینهمه پیشرفت سواد و حذف بعضی لغات بیخود ازمحاوره ها ومقاله ها،باز عده ای نمیدونن چجوری بنویسن جملشونو و مثلا نوشته(داشته بودم)!!! آیا نمیتونی درست بگی که (داشتم، درارتباط بودم،یا…) یخورده به واژگان و نوع جمله نویسیتون دقت بیشتری بکنین

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید