سرگذشت فانتزی های ما (٢)

**دوستان این داستان کاملا واقعی هست و در ادامه اسم کاربری های قدیمی را می نویسم.

بعد از رابطه با سعید و برگشتن ما به شیراز تا مدتها موقع سکس راجب اتفاقات اون شب حرف می‌زدیم ،و موقع سکسمون راجبش حرف می‌زدیم و لذت میبردیم.
این اتفاق شروعی تازه ای برای تجربه های جدید بود ،تو این مدت که برگشتیم سعید تلفنی و سکس تصویری با نازگل میکرد ،و حسابی عاشق نازگل شده بود،جوری که نازگل بعد از سرکار اومدن با سعید چت میکرد سعید چند سالی از ما بزرگ بود،اما شهوت بالایی داشت و کس نازگل دیوونه اش کرده بود ،و اصرار داشت ی بار نازگل تنها بره پیشش و باهاش سکس کنه و نقش خانمشو بازی کنه (نازگل کارآموز وکالت بود)،اما من دوستم داشتم شاهد همه چیز باشم.
بالاخره من راضی شدم نازگل بفرستم بره پیش سعید که هم همو ببینند هم سعید هم داخل پرونده ای که نازگل درگیر بودش کمکش کنه.
روز موعد رسید نازگل چمدون جمع کرد و من رسوندمش فرودگاه ،و نازگل قبل رفتن رفت شیو کرد و به خودش رسید،به جرات میتونم بگم ما یک روز در میون سکس داشتیم بعضی روزا دو بار و روز رفتنش نگذاشت سکس کنم.
از اینجای داستان روایت نازگل:
از اینکه میخواستم تنها برم کمی هیجان داشتم اما یکی از فانتزی هام این بود ،تنها با دوست پسرم کس بدم و برم برای شوهرم تعریف کنم و اون خودش ارضا کنه آبشو بریزه رو شورت من و نشون من بده.اما دوست من دوست داشتم پارتنرم خودم انتخاب کنم اما به همه کس نمیشد اعتماد کرد حداقل سعید وکیل بود متاهل بود و فیک نبود بخاطر همین بهترین گزینه بود.
نشستم داخل هواپیما اما دلم زود می خواست بریم تهران و سعید ببینم تو مدت پرواز به همه جور فانتزی که می‌تونستم با سعید داشته باشم فکر میکردم و کسم و شورتم خیس خیس بود ،بالاخره هواپیما نشست و چمدون تحویل گرفتم، به طرف در خروجی رفتم جایی که سعید منتظرم بود به شوهرم خبر دادم که من رسیدم قرارمون این بود اون زنگ نزنه من خبر بهش بدم و یا شب ی تایمی همه چیزو تا اون ساعت براش تعریف کنم،سعید منو گرفت داخل بغلش و بوس کردم من بوسش کردم و سوار ماشین شدیم سعید احوالم گرفت و گفت دلم تنگ شده برات خوشگل خانم بالاخره تنها شدیم .
داخل راه باهم صحبت کردیم گاهی سعید پاهامو لمس و نوازش میکردو تا نزدیکی کسم می‌رفت و میتونستم بببینم کیرش چقدر سفت شده بود. این بار قرار شد بریم خونه دوست سعید که خودش قاضی بود و تنها زندگی می کرد و برای مأموریت رفته بود شهر دیگه اونجا بمونیم خونه داخل محله تجریش بود ی آپارتمان خیلی شیک و مدرن به محض اینکه ماشین پارک کردیم و داخل آسانسور شدیم سعید منو بغل کردم و باسنم فشار داد و گفت حاضری میخوام جرت بدم من که حشری تر بودم گفتم آره به محض اینکه وارد خونه شدیم سعید اجازه نداد حرکت کنم و شروع کرد لبمو خوردن و باسنم لمس کردن و کمکم کردن که مانتو رو در بیارم به خودم که اومدم با ی شورت سوتین سیاه سکسی جلو سعیدم و سعید داره خودش لخت می‌کنه بغلم کرد بردم داخل اتاق خواب و من انداخت رو تخت شروع کرد کسم خوردن اینقدر میخورد که از لذت داشتم به خودم می پیچیدم و جیغ میزدم فقط دوست داشتم کیرشو بکنه داخل کسم تا اون حرارت رو ازم بگیره .
اما بلد بود،نمی‌خواست بزودی تموم بشه ،اومد کیرش گذاشت دهنم و گفت ساک بزن من از وقتی مجرد بودم عاشق ساک زدن بودم و همیشه داخل اینکار حرفه ای بودم شروع کردم کیر کلفت سعید داخل دهنم گذاشتن و خوردن جوری برای خوردن که نعره میزد و نزدیک بود آبش بیاد اما اجازه نداد ارضاش کنم.
همیشه بعد از اولین سکسمون میگفت استرس داشتم نتونستم اون جوری که میتونم ازت لذت ببرم و بهت حال بدم اما اینبار کاری میکنم که دیگه وابسته کیرم بشی،شروع کرد کیرش گذاشتن رو کسم و همزمان سینه هامو خوردن آخه من سینه های خوب و سفتی با نوک بلند داشتم و همزمان کیرش یواش یواش رو کسم فشار میداد ازش خواهش کردم بکن داخل کسم چون خیلی حشری بودم دوست داشتم جرم بده گفت التماس کن ،تا بکنمت التماسش کردم بکنم لطفاً کیرش یهویی کرد داخل جوری که کل اتاق صدام پیچید و نفسم بند اومد، شروع کرد تلمبه زدن و حرف سکسی زدن بهم میگفت تو زن کی هستی ،زن من یا علیرضا (اسم شوهرم)میگفتم زن سعیدم من جنده توام بکن منو ،پوزیشن عوض کرد و چیزی که من دوست داشتم داگی ،از عقب شروع کرد داخل کسم تلمبه زدن جوری که صدای شهوتی من کل اتاق پر کرده بود و اصلا به همسایه ها توجه نداشتم فقط به لذت بردن فکر میکردم.
سعید می‌گفت :دوست داری ی کیر دیگه هم باشه بزار داخل دهنت؟من اینقدر شهوتی بودم میگفتم تو شوهرم منی الان هر چی بگی قبول میکنم ،گفت دوست داری ی نفر از کون ی نفر از کس بکنتت من اون لحظه فقط فکر میکردم این فانتزی هست و میگفتم اره . انگشتش گذاشت رو سوراخ کونم و متوجه شدم باید آماده باشم برای کون دادن همیشه می‌گفت با ا ن کون گوشتی باید داخل کونت ارضا بشم و یواش سوراخم آماده کرد و گذاشت داخلش جوری که کل سوراخمو در کرد و یواش تلمبه زد اینبار اون خوابید و من نشستم رو کیرش قبل اینکه بشینم دیدم کیرش چقدر سفید شده همه آب کسم رو کیرش بود آخه من خیلی خیس میشم و کسم پر آب میشه این بار کیرشو کرد داخل کونم و شروع کردم بالا پایین کردن اینقدر این کارو سریع کردم که سعید ی فریاد زد و کل آبش داخل کونم خالی کرد.
وبی حال داخل بغلش دراز کشیدم و یواش یواش کیرش از کونم می اومد بیرون و آبش از کنار کیرش می ریخت بیرون همزمان سعید به خودش اومد لبمو خورد و سینه هامو میخورد و‌ گفت بریم ی دوش بگیریم داخل حمام دوباره کیرش بلند شد کسم میسوخت بهش گفتم براش خوردم و با دهن ارضاش کردم و سعید به ارزوش رسوندم ریختن آبش داخل دهنم آبشو خالی کرد اولین بار بود تجربه اش میکردم دهنم شستم و دوش گرفتیم رو رفتم بیرون لباس پوشیدم.
با ی دامن کوتاه و شرت لامبادا ی تاپ کوتاه پوشیدم و سعید اومدم رفتم رو‌ مبل داخل بغلش دراز کشیدم و ی نیم ساعت بعد رفتم جریان سکسمو برای شوهرم تعریف کردم و اونم شهوتی کردم و خود ارضایی کرد و ریخت رو شرتم و نشونم داد و دوباره شهوتی شدم .
ورفتم بغل سعید خوابیدم و سعید با شورت خوابید بود دستش گذاشته بود رو سینه ام و خوابیدم احساس گرسنگی کردم و ساعت نگاه کردم ساعت چهار بعد از ظهر بود و سعید صدا زدم اونم بیدار شد.
برای خوردن غذا رفتیم بیرون ی تیپ سکسی زدم شلوار چسبون پوشیدم ی مانتو بالای باسنم و دست سعید گرفتم وقتی برای غذا خوردن رفتیم همه به چشم شهوت نگاهم میکردم و سعید می‌گفت ببین همه دارن بهت نگاه میکنند و با خودشون میگن چه زن خوشگل خوش اندامی داره،مدان حرف سکسی میزد و منم شهوتی میکرد میگفتم دلم کیر میخواد میرم بهشون میدم می‌گفت برو اگر میتونی واین شهوتی ترم میکرد.
داخل مسیر برگشت به خونه بهم گفت نازگل ی کیر جواب تو رو نمی‌ده باید دوتا کیر باشه تا تو رو بکنه تا تو سیر بشی گفتم علیرضا اینجا نیست که ،گفته نباشه یکی برات پیدا میکنم گفتم من نمی‌شناسم و اعتماد نمیکنم گفت اونش با من هرچی اصرار کردم بهم بگه گفت بمونه بعداً. شب دوتامون خسته بودیم و باید فردا صبح میرفتم دنبال پرونده موکل من بخاطر همین اون شب اتفاق خاصی نیفتاده و فقط یکم براش خوردم و کمی لب بازی کردیم و لخت داخل بغلش خوابیدم تا صبح.
صبح زود بیدار شدیم صبحونه خوردیم و به سمت دایره حقوقی یکی از بانک‌ها رفتیم تا مشکل موکلم حل کنم و سعید رییس دایره حقوقی اونجا رو می‌شناخت،به منشی خودمون معرفی کردیم و راهنمایی کرد به سمت اتاق ،وقتی وارد شدم ی آقای جوان خوش هیکل با قدی بلند با رویی خوش سلام کرد و سعید منو معرفی و طی مدتی که اونجا بودیم اون آقا (امیر)همش منو نگاه میکرد و انداممو و ساق پام نگاه میکرد چشمش رو سینه ام بود،احساس بدی نداشتم اما حس کردم چیزی می‌دونه به هر حال کارمون تموم شد و به موکلم و شوهرم خبر دادم و از اتاق بیرون رفتیم داخل آسانسور به سعید موضوع رو گفتم،گفت پسندیدی گفتم چیو؟ گفت امیرو ،گفتم آدم با شخصیتی بود اما سعید گفت اندامشو چطور؟ گفتم خوب بود ،یواش یواش متوجه شدم منظور سعید چی بود ، وقتی رفتیم بیرون همش حرف سکسی میزد از اینکه دو نفره منو بکنن ابشونو رو کمرم رو سینه هام بریزم میزد و همین باعث شده بود شهوتی بشم اما بجای رفتن به خونه رفتیم مرکز خرید برای خرید و اونجا سعید کلی لباس شیک و لباس سکسی برام خرید و گفت تو الان زن منی و دوست دارم زنم خوش پوش باشه .
و ساعت نه شب بود داشتیم می‌رفتیم خونه که امیر زنگ زد به سعید،داخل این مدت فقط به علیرضا پیام داده بودم بیرونم و همین لحظه پیام میدادم که سعید با امیر صحبت میکرد و گفت به نازگل بگم بهت اطلاع بدم و گفت امیر مارو به ویلاش دعوت کرده بریم؟ گفتم من آماده نیستم لباسم مناسب ندارم گفت این لباس های جدیدی که خریدیم اونجا بپوش منم اکی دادم به سمت ویلای امیر حرکت کردیم و میدونستم چه چیزی در انتظارم هست اما سکوت کردم و هیجان داشتم ،و این موضوع را به شوهرم نگفتم و به سمت ویلای رفتیم .
ادامه دارد…
حساب کاربری قدیمی ما: Ta.naz
حساب کاربری قدیمی سعید: arash tala

نوشته: z-1987

بازدید 18,457

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

4 پاسخ به “سرگذشت فانتزی های ما (٢)”

  1. خیلی خوبه ادامشو زود بنویسمن عاشق این فانتزی هستم زنم بره سکس کنه برام تعریف کنه👌🌹👌🌹👌🌹👌🌹👌

  2. عالی بود .ادامه بدید البته شنیدن داستان از قول علیرضا جذاب تره ‌داستان کاکولدی رو باید از قول شوهر شنید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید