ساپورتی که باعث لذت من شد

سلام مجدد بعد از چند سال
من نیمام یه پسر با قد ۱۷۰ و وزن ۱۰۰ با بدن سفید و گوشتی و تپل که از پوشیدن جوراب شلواری و ساپورت لذت میبره
قبلاً هم یکی از خاطراتم رو براتون نوشتم همونی که دوستم مشروب آورد خونمون و بعدش من جوراب پوشیدم و بهش دادم البته نا گفته نماند که من خیلی ساله با کونم حال میکنم و چیزای زیادی توش کردم حسابی جادار شده و این دادن به دوستم اولین چیزی نبود که میرفت تو کونم.
الانم میخوام یه خاطره دیگه براتون تعریف کنم که خودم از فکر کردن بهش حشری میشم
داستان برمیگرده به پاییز امسال، من برای دوره های تکنسین دارویی توی مجتمع آموزشی ثبت نام کردم،
یه مدت بود این کلاسارو میرفتم و با چند نفر سلام علیک پیدا کرده بودم و از بین اینا یه پسری بود به اسم سعید و خیلی سعی میکرد نزدیک بشه بهم و همیشه بعد از کلاس میگفت بیا تا یه مسیری باهم بریم یا بعد کلاس بیا بریم کافه و سفره خونه یا وقتی میومدیم کلاس سلام علیک میکردیم این منو بغل میکرد و از این حرفا
اون موقع هم مثل الان من عادت داشتم که زیر لباس های معمولی بیرونم یا جوراب شلواری میپوشیدم یا ساپورت با جوراب شیشه ای بعد لباسای عادی رو میپوشیدم و میزدم بیرون چون به شدت از این شیطنت لذت میبردم و حسابی تحریک میشدم که برگشتم خونه با همون لباسا برم حموم و یه حالی به خودم و کونم بدم
یه روز صبح که پاشدم برم کلاس گفتم بزار قبل رفتن برم یه دوش بگیرم و بدنمو شیو کنم تا ساپورتی که میخوام بپوشم زیر شلوارم اذیتم نکنه، جاتون خالی رفتم حموم و شیو کردم اومدم بیرون یه ساپورت مشکی خوشگل پوشیدم و یه جوراب شیشه ای رنگ پا هم زیرش
لباسامو که پوشیدم بزنم بیرون از خونه یادم رفت جوراب معمولیم رو روی این جوراب شیشه ای بپوشم همونو کفش پوشیدم و زدم بیرون، تمام مسیر هم پامو انداخته بودم رو پام و موزیک تو گوشم داشتم از ساپورت زیر شلوارم لذت میبردم که چطوری چسبیده به پاهام و جذبه تو تنم توی مترو یهوی دیدم یه مرد سن و سال دار که صندلی روبه روم نشسته بود داره هی به من نگاه میکنه بعد سرشو میندازه پایین دوباره میاد بالا منو نگاه میکنه و دوباره سرشو میندازه پایین، هی با خودم فکر میکردم این چشه چرا اینطوری میکنه یهویی چشمم خورد به پام که شلوارم رفته بالا و جوراب شیشه ایم و یذره از ساپورتم معلوم شده
برق از سه فازم پرید وقتی اون صحنه رو دیدم چون فکر میکردم جوراب معمولیم رو روی جوراب شیشه‌ای پوشیدم رنگم شده بود مثل گچ و اولین ایستگاه پیاده شدم و اون مرده هم پیاده شد باهام، لای جمعیت خودمو گم کردم مرده پیدام نکنه،
خلاصه با هر بدبختی بود رسیدم سر کلاس و کلاس شروع شد منم نشستم بغل سعید و کلی استرس اتفاقی که افتاده بود داشتم از طرفی هم استرس اینکه توی کلاس چیزی دیده نشه و غرق درس شدم تا کلاس تموم شد، آخر کلاس سعید گیر داد که بیا بریم سفره خونه و یکی از دوستاش هم که چندبار قبلاً دیده بودمش و اومده دنبال سعید باهم بیرون رفته بودیم میاد اونجا ماشین هم داره بعد جفتمون رو میرسونه خونه
منم به خیال اینکه مثل همیشه میریم سفره خونه سر این میزا میشینیم و نیازی نیست کفشارو در بیاریم قبول کردم و رفتیم تا رسیدیم بهنام هم رسید و باهم رفتیم داخل یهو دیدم بهنام داره میره سمت تختای سفره خونه، سریع به سعید گفتم همینجا مینشستیم دیگه جاش خوبه اونم گفت امروز ۳ نفریم رو تخت بشینیم جامون باز تره و بهتر، هرکاری کردم نتونستم ممصرفشون کنم که رو تخت نه همینجا رو میز بشینیم نشد که نشد،
خلاصه رفتیم سمت تخت و من لبه تخت نشستم کفشامو درنیاوردم گفتم راحتم اما سعید گوشش بدهکار نبود تا اینکه در گوشش آروم گفتم: ببین من یه مشکلی دارم نمیتونم کفشامو دربیارم که یهویی بلند پیش بهنام گفت میدونم جوراب شیشه‌ای پوشیدی تو کلاس یه لحظه شلوارت رفت بالا دیدم قبلاً هم چندین بار دیده بودم رنگ های مختلف جوراب شیشه ای بعضی وقتا هم جوراب شلواری میپوشیدی و توی کلاس متوجه این موضوع شده بودم در بیار کفشاتو راحت باش بابا اینجا ما با اینچیزا مشکلی نداریم، تا اینو گفت بهنام هم گوشاش تیز شد که چه خبره و داستان چیه
من تمام تنم یخ کرده بود و دستام سرد شده بود سعید که این صحنه رو دید برای اینکه من یکم آروم بشم گفت منم بعضی وقتا میپوشم این که چیزی نیست مشکلی هم نداره یهو بهنام هم گفت آره بابا نگران نباش این یه لذته که تا کسی نپوشه نمیتونه درکش کنه منم لباسای مادرمو میپوشم بعضی وقتا
من که با شنیدن این حرفا یه شاخ بزرگ روی سرم دراومده بود و یذره هم یخم باز شده بود کفشامو درآوردم و رفتم رو تخت کامل نشستم، سعید تا جورابارو دید یه دستی کشید به پام و گفت واااایییی چقدر خوشگل تو پات نشسته این جورابااااا کاش منم داشتم الان میپوشیدم ست میکردیم،
بهنام هم نگاهش افتاد به پام و گفت حیف نبود این زیبایی رو‌ از ما دریغ میکردی نمیزاشتی ببینیمشون منم گفتم حالا که قسمتتون شد دیدین چشمتون روشن،خلاصه نشسته بودیم به قلیون کشیدن و حرف زدن که سعید شروع کرد ماجرای نزدیک شدنش به من رو تعریف کردن، گفت که چند بار دیده جوراب شیشه ای یا جوراب شلواری میپوشم و اونم چون همجنسگراس و عاشق این مدل لباس پوشیدن سعی کرده به بهونه های مختلف نزدیکم بشه و موفق هم بوده و این داستان رو برای بهنام هم تعریف کرده بوده که چند بار بهنام هم باهامون اومده بود بیرون،
خلاصه که سفره دلشون رو باز کردن و منم که دنبال یه فرصت بودم تا یه همچین دوست هایی رو پیدا کنم بتونیم باهم راحت باشیم بهنام گفت پاشید بریم خونه ما مادرم اینا هم نیستن چند روزه رفتن مسافرت تا آخر هفته هم نمیان اونجا ۳ تایی لباس زنونه هامون رو بپوشیم و راحت باشیم
منم که آبم از چشمام داشت میزد بیرون سریع قبول کردم، راه افتادیم رفتیم سر راه هم جلو خونه سعید‌اینا نگه داشتیم که اونم چندتا از لباس‌های خواهرشو یواشکی برداره و بریم، خونه بهنام‌اینا که یه خونه پدری ویلایی بزرگ بود چندتا خیابون بالاتر از خونه سعید اینا تو محله باغ نشین اونجا بود
خلاصه تا رسیدیم خونه بهنام ،سعید پرید بغلم و بوسم کرد و گفت خیلی وقته منتظر این لحظه بود باهم رفتیم تو اتاق من لباسامو درآوردم و با ساپورت و جوراب شیشه‌ایم بودم یه تاپ هم از لباسای مامان بهنام برداشتم پوشیدم و سعید و بهنام هم لباسشون رو درآوردن و رفتن دوش بگیرن تمیز باشن
منم تو این مدت رو کاناپه دراز کشیدم و دستمو برده بودم زیر ساپورتم و داشتم سوراخمو ماساژ میدادم چون مطمئن بودم یه کون اساسی امشب میدم و لذت میبرم، من در حال ماساژ کونم بودم که سعید و بهنام دراومدن، سعید با همون حوله تنش اومد پیشم نشست کنارم رو کاناپه و شروع کرد پاهام رو نوازش کردن و دست میکشید از انگشتام تا رونام رو داشت دستمالی میکرد و بهنام هم داشت جوراب شلواری و دامن مامانش رو میپوشید، به سعید گفتم تو نمیپوشی گفت اصلا دلش نیمخواد یه لحظه هم دستش رو از روی بدنم بر داره چون رونم و کونم حسابی پر و پیمونه ساپورت حسابی کش اومده بود و سفیدی رونام از زیرش معلوم بود و سعید حسابی کیرش راست شده مثل سنگ
حقیقتا چون من این لباسارو که میپوشم بیشتر دوست دارم بدم تا بکنم دستم رو گذاشتم رو کیر سعید شروع کردم مالیدن براش
بهنام هم اومد نشست بالای سرم رو دسته کاناپه و پاهاش رو از زیر دامن مامانش توی جوراب شلواری مشکی خوشگل گذاشت کنارم و منم یه چندتا بوس و لیس به پاهاش زدم و سعید هم کم کم داشت از نوازش به بوسیدن و لیسیدن رون و ساق پام میرسید تا جایی که چند دقیقه بعدش دیدم با ولع هرچه تمام داره انگشتام رو با جوراب میخوره و مچ پامو از رو ساپورت لیس میزنه
بهنام که این صحنه رو دید بلند شد اومد کنار من وایستاد و دامنشو داد بالا کیر سیخ شدش رو که سایز متوسطی هم داشت تقریبا ۱۴ یا ۱۵ سانت میشد و تقریباً هم نازک بود میمالید به صورتم منم از روی جوراب شلواریش برای لیس میزدم و بوس میکردم کیرشو و بعدش ازش خواستم جوراب شلواریش رو بکشه پایین تا کیرش در بیاد و من براش بخورم کیرشو اونم اینکارو کرد و منم تمام و کمال کیرش رو میکردم دهنم تا زیر تخماش رو میخوردم
سعید هم حسابی اون پایین مشغول بود که حس کردم داره ساپورتم رو نصفه درمیاره کیر مثل سنگ شدم رو کشید بیرون و قربون صدقه اش میرفت و ماچ و بوسش میکرد بعد یهویی همه اش رو کرد دهنش و شروع کرد به خوردنش، کیر منم زیاد بزرگ نیست هم اندازه کیر بهنامه
منم رو ابرا بودم از یطرف کیر بهنام تو دهنم نهایت لذت رو برام داشت از طرفی هم سعید داشت کیرمو میخورد که بدنم به لرزش افتاده بود
یه چند دقیقه ای که تو این حالت بودیم من دیگه کم مونده بود آبم بپاچه رو سر و صورت سعید که بلند شدم سعید رو جای خودم خوابوندم و خودم حالت داگی طور اومدم روش حوله رو از تنش باز کردم و کیرشو گرفتم دهنم حالا نخور کی‌ بخور انصافا کیر سعید هم کلفت تر بود و هم دراز تر تقریباً با دستم اندازه کردم یه وجب میشد که یه وجب دست من ۲۲ یا ۲۳سانته و کلفتی کیرش هم وقتی انگشت اشاره و شصتم رو دورش حلقه میکردم انگشتام به همدیگه نمیرسیدن و موقع خوردن نصف بیشتر کیرش بیرون می‌موند
بهنام هم از فرصت استفاده کرد و اومد پشتم ساپورتم تا زانو کشید پایین و شروع کرد سوراخمو لیسیدین یعنی ببین زبونش که به سوراخم خورد جوری لرزیدم که سعید فکر کرد آبم اومد و واقعاً هم نزدیک بود بیام چون خیلی لذت داشت گرمای زبونش رو روی سوراخم حس کردم
بهنام خیلی تمیز داشت با نرمی های کونم بازی میکرد و گوشتای کونم رو بسته بود به ماچ و بوس و سوارخم حسابی خیس شده بود و آب میچکید ازش یه لحظه حس کردم جای زبون بهنام یه گوشت نرم و گرم داره روی کونم بالا پایین میشه چرخیدم پشتمو نکاه کردم دیدم بهنام داره کیرشو میماله به سوراخم ازش پرسیدم میخوای بکنی توش؟؟ گفت اگه بشه که عالیه منم گفتم مشکلی ندارم فقط اول انگشتت رو بکن توش یکم جا باز کنه بعد کیرت رو بکن توش،
بهنامم شروع کرد دوباره لیس زدن سوراخم تا خیس بشه و حین لیس زدن یه انگشتش رو میکرد تو کونم و بعد از ۱ دقیقه شد ۲ تا و بعدش بلند شد کیرشو کرد تو سوراخم و از اونجایی که من توی تنهایی های خودم چیزایی کلفت تر و دراز تر از کیر بهنام کرده‌ بودم تو کونم مثل دیلدویی که دارم هیچ دردی حس نکردم و سراسر لذت بود برام که یچیزی بدون دخالت خودم داره تو سورخام عقب و جلو میشه
حسابی داشتم لذت میبردم و از اونطرف هم کیر سعید تو دهنم بود براش میخوردم و تخماشو لیس میزدم که سعید گفت بسه نمیخوام اینطوری آبم بیاد، از زیر من بلند شد و اومد پشتم منم همون طوری داگی مونده بودم و سعید لپای کونمو میمالید و بهنام تلمبه میزد تو سوراخم که یهویی کشید بیرون و آبشو با فشار هرچه تمام ریخت رو کمرم
سعید رفت دستمال آوردم کمرمو تمیز کرد و ازم پرسید حالشو دارم ادامه بدم که سعید هم بکنه منو؟ بهش گفتم من تا زمانی که آبم نیاد هرچندبار که بخواید میتونید بکنید منو
سعید از شنیدن این جمله ام چشماش برق زد اومد جلو صورتم که کیرشو بخورم تا خیس بشه و بعدش رفت پشت سرم و آروم سر کیرشو فشار داد رو سوراخم بدون زحمت کیرش تا زیر کلاهک رفت تو کونم و از اونجایی که کیرش کلفت تر و بزرگتر بود یذره احساس کردم به کونم داره فشار میاد و لذتش چند هزار برابر بیشتر از کیر بهنام بود، خیلی آروم سعید داشت توی سوراخم تلمبه میزد که بهش گفتم چرا نمیکنی تو گفت میترسم دردت بیاد گفتم من یه دیلدو ۳۰ سانتی دارم که کلفت تر و دراز تر از کیر توإ و اون دیلدو رو تا زیر تخماش میکنم تو کونم توام نترس تا ته کیرت رو بکن تو کونم که دهنم برای خوردنش جا نداشت ولی کونم حسابی جا داره تخماتم با کیرت بکنی توش اونم که انگار منتظر شنیدن این جلمه بود حشری تر شد و کیرشو رو تا دسته کرد تو کونم و فقط تخماش بیرون بود انقدر کلفت و خوب بود که حسابی پروستاتم رو تحریک کرد که کیرم سیخ شده بود پیش آبم داشت می‌ریخت از سر کیرم و هربار که عقب و جلو میکرد یه قطره از کیرم میومد بیرون
بهنامم که ارضا شده بود دیگه حالی براش نمونده بود روی اونیکی کانااپه دراز کشیده بود و داشت مارو نگاه میکرد
سعید که از تلمبه زدن خسته شده‌ بود کیرشو از کونم درآورد و دراز کشید من نشستم روش و تا ته دوباره کیرشو کردم تو سوراخم و بالا پایین میکردم و غرق لذت بودم که یدفه حس کردم بدنم داره بی حس میشه و یه حس عجیبی منو گرفت آروم آروم پاهام شروع کرد لرزیدن و دیگه درست نمیتونم کیر سعیدو تو کونم بالا پایین کنم بخاطر همین سعید گفت بیا پهلو به پهلو بخوابیم از بغل بکنه منم دارز کشیدم کنارش و دوباره کیرشو کرد تو کونم و شروع کرد تلمبه زدن یه چند دقیقه نگذشته بود که تمام بدنم لمس شد و فقط میلرزیدم و آبم میریخت بیرون و سعید هم با تمام وجود کیرشو تا ته کرده بود کونم و نگه داشته بود تا من قشنگ ارضا بشم و آبم کامل خالی بشه و از شدت انقباض‌های کونم سعید هم آبش اومد و همه اش رو توی عمق روده ام خالی کرد و تا جایی که جا داشت و کیرش فرو میرفت تو‌ کونم کیرشو فرو کرده بود تو و نگه داشته بود
من که اصلا نمی‌فهمیدم چی شده و کجام چه اتفاقی افتاده انقدر که غرق لذت بودم و بدنم‌ آروم شده‌ بود همونطوری با کیر توی کونم خوابم برده بود روی کاناپه تو بغل سعید
بهنام دیده‌ بود ما اینطوری ارضا شدیم یه پتو کشیده بود رومون و خودش هم اونطرف خوابیده بود بعدش که بلند شدم سعید گفت کیرش که تو کونم بوده یبار دیگه هم آبش اومده و همونجا خالی کرده
وقتی رفتم دستشویی خودمو تمیز کنم بیشتر از کیرم از تو کونم آبکیر سعید خالی شد
بعد از این ماجرا چند بار دیگه هم باهم بودیم تک به تک یعنی بهنام بود سعید نبود یا سعید بود بهنام نبود که اگه حسش اومد براتون مینویسیم
و این شد اولین و تنها ارضا شدن زندگی من که از شدت لذتش بیهوش شدم و تنها خاطره ای که دیگه تکرار نمیشه چون سعید و بهنام با هم کات کردن و منم دیگه خبری ازشون ندارم
ببخشید طولانی شد.
ممنون که وقت گذاشتید
بوس به کیراتوم ، آبتون هم تو کونم
نیما.

نوشته: نیما

بازدید 16,921

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “ساپورتی که باعث لذت من شد”

  1. قشنگ‌ بود خیلی .‌یاد خودم افتادم ک زیر لباسای بیرونم ساپورت میپوشیدم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید