سارا و پسرعمه

سلام دوستان اسم من ساراس و میخوام داستانمو تعریف کنم براتون
داستان از جایی شروع شد که من با پسرای فامیل تو سن کم همبازی شدم اصولا همشون باهام مهربون بودن وخوب برخورد میکردن کسیم نظری بهم نداشت که اذیت بشم بجز علی که اون ۱۰سالی ازم برگتر بود و اون مدام سعی داشت بهم نزدیک بشه ولی چون سنم کم بود متوجه منظورش نمیشدم تا اینکه چندباری جاهای خلوت به بهونه بازی منو میچسبوند به دیوار واز پشت کیر سیخ شدشو میکشید رو کونم وازاینجور حرکتا ادامه داشت تا وقتی که بزرگ شدم وارد دبیرستان شدم هرجا میدید منو دست کم یه دستمالی میکرد منو و منم دوسداشتم وخیلی حشری میشدم اما چون دوست پسر نداشتم وازاین کارا نکرده بودم یکم استرس داشتم نکنه کسی ببینه یا به کسی بگه خلاصه چندباری درحد دستمالی پیش رفت از روی لباس وهربارم یه نفر سر میرسید وتموم میشد تا اینکه من رفتم دانشگاه یه شهر دیگه که خیلی دور بود یه روز بهم زنگ زد و گفت کار واسم پیش اومده شهرو نمیشناسه همراهش برم که کاراشو انجام بده منم قبول کردم و یه جایی قرار گذاشتم که راهت پیدا کنه اول شهر یه ربع ساعت منتظر بودم که کنارم وایساد وسوار شدم و رفتیم چندجا سرزدیم کاراش حوالی ۱ونیم تموم شد ناهارو رفتیم یه رستوران که بیرون از شهر و تقریبا فاصله ۴۵دقیقه ای داشت باهم ناهار خوردیم و یکم دور زدیم بخاطر اینکه زمستون بود زود هوا تاریک شد منم بهش گفتم برمیگرده یا میمونه که گفت خستس میره هتل فردا حرکت میکنه تو راه برگشت به داخل شهر بودیم که بره سمت خوابگاه بغل جاده زد کنار و تو یه حرکت سریع سمتم چرخید ومنو بوسید اول هنگ بودم اطرافو نگاه کردم دیدم کسی نیست وحشرم زده بود بالا وبرای بار دوم وقتی اومد لبامو بوسید مقاومت نکردم و همراهی میکردم خیلی اروم لبامو ریز ریز گاز میگرفت وزبون خیسشو میکشید رو لبام و منم زبونمو میکردم داخل دهنش که همزمان دستشو کشید رو ممه هام یکم مالید و بعدش دکمه های مانتوم رو باز کرد و از زیر سوتین دستشو رسوند به سینه های ۷۵و سفت وسفیدم با نوک صورتی وباهاشون بازی میکرد منم داغ شده بودم مدام کمرمو بالا میاوردم و دوس داشتم زودتر دستشو برسونه به کسم و بماله واسم فاصله فکر کردن تا انجام دادن علی به دقیقه نرسید که خیلی زود تو حین اینکه کمرمو از شدت حشری بودن دادم بالا دکمه شلوارم باز کرد ودستشو کشید رو کوسم و انگشت وسطی رو انداخت توی شیار کوسم واروم تکون میداد وحسابی خیس کرده بودم اما این بین هر ماشین که رد میشد استرس می گرفتم و این یکم از حشرم کم میکرد لبامو ازش جدا کردم نفس نفس زنان گفتم برو یه جای خلوت اونم گازشو گرفت و منم خم شدم زیپ شلوارشو کشیدم پایین و کیر شق شده که حدود شانزده سانت میشد یه کلفتی معمولی داشت کشیدم بیرون و حین رانندگی براش ساک میزدم البته چون اولین بارم بود سعی میکردم فقط لیس بزنم یکم گذشت که وایساد و سرمو بلند کرد یه لب اساسی از هم گرفتیم بهم گفت بریم پشت منم پیاده نشدم از همون مابین صندلیا رفتم پشت وعلی صندلی رو کشید جلو که جا بیشتری در اختیار داشته باشیم اومد پشت بهم گفت دراز بکشم منم به حرفش گوش دادم خیلی سریع کامل لختم کرد واز رون پاهام شروع کرد بوسیدن و لیسیدن نوک زبونشو خیلی ریز حرکت میداد مدام با دست سرشو سمت کوسم هول میدادم انگار میخواست اذیتم کنه تاب نیاوردم گفتم دلم میخواد بخوری
علی:چیو؟
من:بخور دیگه خواهش میکنم
علی:التماسم کن تا بخورم
من:التماس میکنم بخور کوسموووو
علی:جووووون میخورم برات کوس ناز خوشگلتو
من:اممم اره میخوام بخور
همین که نوک زبونش به کوسم خورد آهم بلند شد و شروع کردم اه و اوخ کشیدن داشتم ارضا میشدم که کشید عقب
من:علی یکم مونده بخور ارضا بشم
علی:هنوز باهات کار دارم ارضا بشی پس من چی
من:آخ علی دارم میمیرم آتیش دارم میگیرم
علی:آرومت کنم توله سگ؟
من:آه میخوام ارومم کنی کوسم داره نبض میزنه
شلوارشو از پاش دراورد سرکیرشو تنظیم کرد رو کوسم منم انقد حشری بودم که حالیم نبود دارم بکارتمو از دست میدم تا ته خودشو توم جا کرد یه درد شدیدی حس کردم و چشمام بسته بود هیچی جز ارضا شدن برام اهمیت نداشت دستمو انداختم دور گردن علی
من:زود باش جرم بده
علی:تو ازامروز جنده خودم شدی
من:اره من جندتم زود باش کوسم وپر کن از آبت
علی:اوووف سکسی من جنده خودم
تلمبه هاشو شدید کرد و همزمان سینه هامو میخورد گاهیم اسپنک میزد به سینه هام منم داشتم به اوج میرسیدم پاهامو پشت کمرش حلقه کردم و جفتمون نفس نفس میزدیم یه ده دقیقه بکوب تلمبه زد توی کوسم
علی:داره میاد داره میاد آبم جنده
من:بریز تو کوسم دوس دارم حاملم کنی
علی:اوووف اوففف
و کیرشو با فشار تا ته تو کوسم جا داد ویه مایع نه داخل کوسم حس کردم وهمزمان جفتمون ارضا شدیم روم دراز کشید کیرش تو کوسم کوچیک میشد کم کم و من اون حالت لزجی بین رونام حس خوبی بهم میداد بعد ۵دقیقه از روم بلند شد تازه متوجه عمق فاجعه شدم علی خوشحال بود اما من حالم خوش نبود با منی توی کوسم بیشتر استرس گرفتم بعد تمیز کردن خودمون رفتیم داروخونه و بعدش رسوند منو خوابگاه و بعد چندماه محل کارشو تغییر داد به شهری که من دانشجو بودم وهرشب کس وکون منو جر میداد چند سالی ادامه داشت اومد خواستگاری جواب رد دادم و ازدواج کردم اما همچنان سکس رو باهاش ادامه دادم شاید فکر کنید چرا جواب رد دادم چون اون فقط خوش سکس بود و برای زندگی کافی نبود …
تمام

نوشته: سارا

بازدید 3,642

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “سارا و پسرعمه”

  1. دقیقا مثل دختر دایی من …اونم منو رد کرد دو بارم خواستگاریش رفتم ولی الان با اینکه نامزد داره دنبال کیر منه‌…

  2. ولی خوب شناختت تو هم فقط جنده بودی چون از دست کسی دیگه و کیر از زیر شلوار کس دیگه میخوردی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید