زنم روز به روز جنده تر میشه

سلام خدمت دوستان جقی.
مشخصات خودم و زنمو یه بار دیگه میگم که اونایی که نخوندن قسمت اول و دوم رو بدونن زنم الهه الان 22 سالش شده و خودمم 29 خصوصیاتش قدش 160 با 60 کیلو وزن و سینه 85 بو کون قلمبه و کس کوچیک و تپلش ما از یکی از شهرهایه غرب کشوریم. گفتم بهتون تو قسمت اول و دوم که الهه کم کم راضی شد اول با داییم بعد هم با دوست صمیمیم وارد رابطه شدیم وه کم کم این تنوع اومد تو زندگیمون بعد از اون جریانات دوستم زن گرفت و رابطش بعد از عروسیشون با زنم کم کم. کم شد چون همسرس رفیق الهه بود بعد یه مدتی یه روز یه نفر به همسرم پیغام داد و بعد از کلی جر و بحث باهاش فهمید که یکی از آشناهاس که ما وام ازدواجمون رو بهش فروختیم دو سال پیش به بهانه وام با زنم ارتباط برقرار کرد تو این مدت منم در جریان بودم خودش با من هماهنگ کرد که بزار یه سری بهش بزنم ببینم چی میگه چند روز همین جوری گذشت که الهه گفت من زندگیمو دوست دارمو نمیخوام آریا شوهرم بفهمه و اونم که خودش متاهل بود همین ترسو داشت و گفت خیالت راحت با آبروت بازی نمیکنم نمیدونست که من در جریانه همه چی هستم اون بنده خدا رفته بود سر کار و اونم تهران زندگی میکرد وه یه مدت یه بار میومد یه سر به زنو بچش میزدو میرفت تا این که به زنم گفت دیگه میخوام ببینمتو اینا اونم به من گفتو منم اجازه رو بهش دادم وقتی که برگشت برن با هم یه چند ساعتی روز موعود رسیدو اونم برگشته بود یه روز قبلش زنم حسابی به خودش رسیدو رفت لیزرو اینا کاملا خودشو تمیز و بدون حتی یه ذره مو نداشت چونکه تا الان کسی بدنشو حتی با یه ذره مو ندیده بود شبش به من گفت که من ماشینو میبرم چونکه شهرمون کوچیکه فردا برم با اون یه دور بزنیم فرداش رسیدو رفت سر کار از اونجا دیگه از زبون الهه میگم که رفتیم یه جا اونو سوار کردمو چون شیشه هایه ماشین من دودی کامل بود خیالم راحت تر بود طرفو که اسمشو میزارم بهرام سوار میکنمو 43 سالشه و یه ذره شکم داشت رفتیم تا خارج شهر و یه جا پارک کردمو میگفت تو کل راه دستش تو رونو پرو پاچم بود انگار خیلی عجله داشت رسیدیم و یه جای پرت نگه داشتمو منم رفتم عقب اونم اوند صندلی عقب پیشم و مشغول شدیم نه سکس کامل فقط در حد اینکه سینه هامو بیرون آورد و کلا تو حالت تعجب بود که خیلی بدنت زیباستو سینه هات بزرگو نوک صورتی منم کلا میخندیدم که آریا هم همش همینو میگه ولی یه ذره ناراحت شد که اسم تورو نیارم دیگه و تو دیگه باید مال من بشی منم گفتم باشه فعلا مشغول باش سینه هامو یکی یکی تو دهنش کردو گردنمو میخورد بالا تنمو کامل لخت کرد و مشغول لیسیدن شد و دستشم کرد داخل ساپورتمو کسمو لمس کرد گفت دختر تو چرا اینقد هاتیو کست کامل آب انداخته منم گفتم همیشه اینجوریم یه ذره باهام ور برن کامل وا میدمو اونجام آب شهوت راه میوفته هی لیس میزد همه جامو خواست ساپورتمو بکنه که گفتم نه فعلا خیلی زوده هرچند خودمم دلم خیلی میخواست همونجا جرم بده و کامل جیغ بزنم زیرش ولی یه خورده چونکه کیرش به دلم ننشسته بود گفتم بزار تا همینجا پیش برم ولی اون قول داد که داخل نمیکنم و منم بهش اجازه دادم ساپورتمو با یه حرکت کامل در آورد و مشغول خوردن شد دیگه من تو ابرا بودم خیلی حال میکردم که بعد از اون دو نفر که جوون بودن با یه سن بالاهم وارد رابطه شدم حس قدرت داشتم اونم داشت میخورد دیگه جیغم به هوا رفته بودو سرسو یه کسم فشار میدادم اونم سوراخ کونمم لیس میزد خیلی حال میکردم دیگه بهش گفتم بسه چند بار ارضا شده بودم از روم بلند سد منم دست بردم شلوارشو کندم و حمله کردم به کیرش کلی بهش حال دادم زبون میزدم رو سر کیرشو میخوردم که سرمو گرفت تند تند تو دهنم تلمبه میزد داشتم خفه میشدم که دستشو ورداشتمو گفتم میخوام خودم با استراحت بخورمش اونم مطیع بود حدود یه ربع براش ساک زدمو گفت آبمو میخوری که گفتم اصلا نمیتونم تا حالا نخوردم اونم بعد از چند دقیقه سرمو جدا کردو آبشو تو یه دستمال خالی کرد منم چند باری ارضا شده بودم حین خوردنش دیگه کم کم جمعو جور کردیمو راه افتادیم خیلی ازم تشکر کردو گفت برگشتنی برات جبران میکنم تو راه همش دستش تو رونم بودو باهام ور میرفت گردنمو یه خورده واست کبود کرده بود که گفتم الان برگردم به آریا چی بگم گفت یه جور نزار نزدیکت بشه تا خوب میشه نمیدونست که تو در جریانیو خودت بهم گفتی برو اومدیم نزدیک ماشینش که شدم گفت وایسا تو اینجا تا من میرمو میام منم نشستم با تو حرف میزدم تا اون برگشت یه چند سیخ جیگر با پسته و تنقلات و یه نایلون دستش بود که بازش کردم کلی کادو توش بود گفت اینم واسه اینکه به من افتخار دادیو بهم اجازه دادی که باهم باشیم منم دیگه بازشون نکردم و چندتا بوس ازم گرفتو از هم خداحافظی کردیم برگشتن خونه حدود ساعت 12 شده بود اینقد بهم خوش گذشت ساعت 8 رفتیم 12 برگشتیم از اینجا بعدشو ب زبون خودم میگمم اومد کلی وسیله دستش بودو گفت ببین بهرام برام چیخریده یه گل تو یه جعبه که گفت هر وقت نگاش کنی به فکر من بیافتی با یه ست لباس زیر که گفت دفعه بعد اینو بپوش برام کلی تنقلات گرفته بود خیلی هم شهوتی بود یه سکس کامل باهم داشتیمو رفتیم واسه خواب کلا هرکاری کرده بودنو واسم تعریف میکرد کلی خوشحال بود فقط میگفت یه ذره شکم داره وسنشم بالاس و کیرش نسبت به تو کوچیکترو لاغر تره نزاشتم بکنه گفتم حریص بشه واسه دفعه منم آب بیغیرتیم واسه حرفاش راه افتاده بود گفتم باهاش در ارتباط میخوای باشی که گفت آره فکر کنم خوب خرج میکنه بزار ببینم چجوری پیش میریم فرداش تا چند روزی کلا سکس چت میکردنو به منم میگفت منم کیرم راست میشدو سکس خوبی میکردیم اونم اینقد خوشحال بود که واماشو خوب به خوب پرداخت میکرد هر هفته یه بار کلی تنقلات واسه الهه میخریدو میداد پیک میاورد براش میگفت باید تقویت بشی اونم خوشحال میشد از اینکه اینقد مورد توجه ش قرار گرفته گفته بود سریه بعد بیای میریم یه خونه تو خارج شهر مال یکی از رفیقاش اونجا باید بیشتر باهم باشیمو کلی واسش شوق داشت بهرام الهه هم از خدا خواسته با کلی ناز قبول کرد سریه بعد که بدگشت بهم گفت آریا بهرام برگشته میگه امشب قبل شام برم پیشش چی بگم منم از خدا خواسته آب بیغیرتیم راه افتادو گفتم هرچی خودت صلاح میدونی ولی حواست باشه فیلم اینا نگیره اونم تایید کردو گفت چشم عشقم ولی من با هرکی باشم فقط با تو حال میکنم و قبل شام یه دوش گرفتو بدنشم که لیزر کامل بود مو نداشتو یه عطر خوب زدو شیکو پیک شد که خودم واسش راست کردم اون لباس زیریو که بهرام براش خریده بودو پوشیدو دیگه سوتین و شورت ننداخت یه ساپورت مشکی نازک با یه تیشرت یقه باز یه مانتو جلو باز که گفتم اینارو میپوشی ساق پاش تا بیست سانت بالاتر از مچش بیرون بود که گفت با ماشین میرم نترس کسی نمیبینه منم بغلش کردمو گفتم خوب کسی شده جنده اونم گفت خودت جندم کردی تو دوسداری که من جنده شدم منم تایید کردم دیگه رفتو منم رفتم پیش دوستام تو اون حینم چند بار باهاش تماس گرفتم که یه بار صدا نفساش منظم نبود منم گفتم داری چیکار میکنی که گفت خونه دوستمم داریم شوخی میکنیم باهم ساعت 5 رفت ساعت یک زنگ زد گفت سریع زنگ بزن پنج دیقه دیگه بگو زود برگرد دیگه دیر شده منم همون کارو کردم اونم گفت باشه دارم میام بعد چل دیقه اومد منم سوار کردو اومد رفتیم خونه که دیگه از زبون خودش میگم رفتم سوارش کردم تا اومد سوار شد همون تو ماشین دستمو بوسیدو کفت بریم یه نایلونم تو دستش بود گفتم این چیه گفت یه خورده وسایله اونجا چیزی نداره بخوریم تقویت شیم خوب حالمون جا بیاد رفتیم رسیدیم به یه خونه باغ که مال دوستش بود که نگاه کردم از بیرون که دوربین داشت گفتم برو دوربینارو خاموش کنو بیا که گفت بخدا قبل تو اومدم خاموش کردم منم خیالم راحت شدو رفتیم داخل همون جلو در دستش تو باسنم بود گفتم چه عجله ایه بزار بیام داخل که گفت ایجوری حالش بیشتره رفتیم داخل وسایلو گذاشت اومد بغلم نشیتو گفت بیا تو بغلم باش منم رفتم رو کیرش نشستم که راست شده بود رفته بود تو چاک کونم احساسش میکردم دست کرد لباسامو کندو وقتی لباس زیرایه خودشو که خریده بود دید کلی خوشحال شدو کلی لبو گردنمو خوردو منم دیگه داغ شده بود اون نشسته بود رو مبل رفام جلوش زانو زدمو کیرشو بیرون آوردم کلی واسش ساک زدمو تخماشو خوردم یه دور با ساک زدن آبشو آوردم خواستم دیر آبش بیاد که یه استراحت کردیم شام سفارش داد آوردن خوردیم اون با یه شورتو منم با اون لباس زیرا همش دستش تو سینم بود غذا که تموم شد اومد بلندم کرد تو بغلش برد داخل هال دستش تو کونم بودو بوسش میکرد انداخت زمین اومد روم کلی لبو بوس و گردنمو خوردو منم همراهیش میکردم دستش رفته بود تو کسم منم وقتی داشت اینارو واسم تعریف میکرد داشتم کسشو نیخوردم کیرم راست شده بود شدید بیغیریت شده بودم داشت تعریف میکرد ب اوج جنون رسیده بودم بعدش که دستش تو کسم بود لباسامو کند اوند کسمو چندتا زبون زدو حدود یه ربع فقط میخورد گفتم بسه بیا کیرتو بزار تو کس زن آریا اونم خوشحال شد که وقتی سرشو وارد کسم کرد یه لرزه ب بدنم افتادو ارضا شدم چند ثانیه وایسادو اومد روم تلمبه میزد که تو زنگ زدی گفتم وایسا گوشی بغل دستم بود گفتم درش نیار میخوام وقتی باهاش حرف میزنم کیرت تو کسم باشه اونم همین کارو کردو منو تو هم چند ثانیه حرف زدیمو قطع کردیم که اونم گفت نمیدونه زنش زیرمه گفتم آره زنشو جر بده اونم وحشی شدو تلمبه هاشو تند تند کرد تا چند دقیقه همون جوری کردو بلند شدیم منم ب حالت داگی کردو اومد از مشت کیرشو چپوند تو کسم منم یه آه کردمو اونم وحشی شدو تلمبه میزد عرق از بدنش میریخت رو بدنم من از زیر با کسم ور میرفتم تا اینگه یه ارگایم بلند با لرزش همیشگی شدمو اونم دیگه نتونست گفت بلند شو میخوام وقتی آبم میاد بپاچم تو صورتت هرچند واسه تو این کارو نکردم ولی نتونستم نه بگم بلند شدم با کیرش ور رفتم تا آبش اومدپاچید کلی آب رو سر و صورتم اون موقع دیگه حس کامل جندگی داشتم بعدش با هم رفتیم یه دوش گرفتیم تو حموم کلا نزاشت کاری کنم خودش منو شستو اومدیم بیرون گفت هیجی نموش تا میریم لخت بیا کنارم کارت دارم منم حوله رو از تن کندم رفتم او بغلش کیرش رفت تو چاک کسم دوباره نایلونی که آورده بودو برداشت گفت چشاتو ببند یه دستبند طلا کرد دستم منم کلی خوشحال شدم ازش تشکر کردمو گفت بازم چشاتو ببند بستم گفتم دیگه جیه چشامو باز کردم که رفته بود یه ست کامل لباس محلیمونو واسم خریده بودو آورد اینقد خوشحال بودم تو پوست خودم نبودم ازش تشکر کردم یلند شدم یه بوس از سر کیرش زدم گفتم با این کارت دیگه کاری کردی نتونم ولت کنم اونم خوشحال شدو یه یه ساعت دیگه گذشتو زنگ زدی داشتم واسش ساک میزدم که تو گفتی چرا صدات اینجوری منم گفتم داریم به دوستم شوخی میکردم کیرشم تو دهنم بود دیگه بعدش تو قطع کردی گفت میخوام وقت برگشتن واسم ساک بزنی یه دور دیگه آبمو بیاری گفتم باشه ولی تو دهنم نریزی چون نمیخوام آریا بفهمه زنش انروز جندگی کرده واست اونم تایید کردو تو راه یه بیست دقیقه واسش ساک زدم تا آبش اومد تو دستمال خالی کردو رسیدیم خودمونو مرتب کردیم اون خداحافظی کردو رفت اومدم تورو سوار کردم منم اینارو واسم تعریف میکرد ایقد کسشو خوردم که حشری شده بودو یه دور دیگه باهاش سکس کردم واسه اون یه دور دیگه بود واسه من اولین بار بود تا اینکه بازم با حرفاش حشری شده بود ارگاسم شد گفت میخوام وقتی آبت اومد بپاچی تو صورتم تا بفهمی زنت چه شکلی بوده وقتی بهرام اینکارو کرده منم حشری شدمو جلو صورتش آبمو پاچیدمو کلی شکل جنده ها شده بودو رفتیم دوش گرفتیمو خوابیدیم ببخشید طولانی شدداستانهای آریای بیغیرت و زن جنده ادامه دارد …

نوشته: آریا

بازدید 13,337

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “زنم روز به روز جنده تر میشه”

  1. اقا همینجور زنت پیش بره چند وقت دیگه میتونید برج خلیفه رو سند بزنید به نامتون . قابلیت خوبی تو جذب سرمایه داره

  2. آریا عموجون کلاس چندمیپوست نه موستصورت نه سورتدستتو از تو شورتت دربیار جق نزن و بنویسدوس داری زنت جنده باشه قبولولی فعلا درساتو بخون‌املا بیست شو مامانتو که داشتم میکردم بهش میگم برات زن جنده بگیره

  3. نخونده دیس لایک آریا ماشاالا به همیت و غیرت نداشته ات .خود گوزی خود خندی به به چه هنرمندی . به کجا چنین شتابان ؟ یه خورده سرخاب و سفید ابم بزن یه لچکم سرت کن تکمیل تکمیل بشی و اگه کلاه میزاری سرت کلاهت ام بزار بالا

  4. یاد خودم افتادمچون منم شیطنت با خیال راحت میکنم و شوهرم کاملا در جریانهالبته من خیلی از خرج کردن الکی خوشم نمیاد و اصلا لباس و طلا ملا قبول نمیکنم که حتی بعدش چیزی نباشه که از اون شخص باشهچون هم حس قیمت گذاشتن رو خودم رو دارمهم اصلا دوست ندارم چیزی که خودم یا شوهرم با پول خودمون خریدم رو استفاده کنمولی خوب داستان خوبی بودو من جدای از تعریف کلا گوشیم رو میزاشتم حالت پرواز که زنگ نخوره و صدا رو ضبط میکردم و بعد سکس خارج میکردم که شوهرم زنگ زد بهونه باشه که بگم زود بریم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید