سلام ، من پنجاه سالمه و زنم چهل و هشت سالشه و مادرزنم هفتاد سالشه ، تو این خبرنامه های در پیت زنم خونده بود که روغن سیاهدانه می تونه مسکن دردهای موضعی باشه و منم زانو درد دارم و خودشم کمر درد داره و واسه همین رفته بود یه شیشه خریده بود و ما نوبتی می مالیدم به زانو و کمرمون ، آقایی که شما باشی برای من که هیچ اثری نداشت ولی زنم می گفت خوبه هم درد کمرم رو خوب کرده و هم درد کلیه هام رو . دایی ما اصن احساس جنسی به مادرش تو این همه سال نداشتیم ولی از بس که پرچونه و فضوله هیچ فرصتی رو واسه دست انداختنش از دست نمیدم . دست بر قضا مادرزنم هم کلیه درد داره و گاهی مثانه اش هم درد می گیره . یه روز اومد چند وقتی خونه ما بمونه و غروبش گفت که مثانه ام درد می کنه. منم همینجوری الکی بی منظور گفتم که روغن سیاهدونه داریم وقتی واسه کلیه خوب باشه حتما واسه مثانه هم خوبه . روغن سیاه دانه کمی بد بوعه و من از مالیدنش خوشم نمیاد ولی زنم اصرار کرد و منم شروع کردم کمرشو با روغنه مالیدن . کارم که تموم شد زنم شروع کرد کمر ننشو با روغن مالیدن و دو دقیقه نشده بود که در زدن و رفت در رو باز کرد و زن همسایه بود و گفت خانم فلانی دارم لباس خواهرمو میدوزم آستینش جا نمیوفته بیا چند دقیقه کمکم کن و زنم هم ننشو ول کرد و رفت و گفت زود میام . اون که رفت مادرزنم گفت حالا من تا کی صبر کنم تا بیاد ؟ من گفتم میخوای خودم برات بمالم ؟ اونم گفت آره و منم مشغول شدم . یه ربع براش مالیدم و گفت مثانه چی ؟ گفتم اونم برات میمالم فقط به پشت بخواب و اونم خوابید و منم کف دستمو پر کردم روغن و مالیدم زیر نافش و د بمال و کم کم دستمو بردم پایینتر و از زیر شورتش کوسشو گرفتم تو دستم و فشارش دادم . کوس چی چیه؟ اندازه یه چونه خمیر نون بربری بود . فشار میدادم ول میکردم فشار میدادم ول میکردم و پیرزن هم آخ و آوخ می کرد . بهش گفتم ننه درد داری دیگه نکنم . اونم گفت نه پسرم بمال بمال بلکه این درد مثانه لامصب خوب بشه . آقااا کوسش یه تغار آب انداخته بود و آبشم با روغن سیاه دانه قاطی شده بود و شده بود عین گریس . دستم می رفت و مییومد تو کوسش و اونم عین ترومپت زوزه می کشید تا بالاخره یه زوزه ای کشید و ارضا شد و بیحرکت موند جوری که انگار هفت ساله که مرده . منم یه پتو کشیدم روش و رفتم دستامو شستم و نشستم تا زنم اومد و گفت مامانم چی شده ؟ یواش گفتم خوابه ولش کن بخوابه . زنم هیچی نگفت و رفت تو اتاق خواب و منم دنبالش رفتم و زدمش زمین و تا دسته کردم تو کوسش و با پنج تا تلمبه آبم اومد . دیگه بقیه اشم براتون نمیگم تا کونتون بسوزه .
نوشته: اصغر
21 پاسخ به “روغن سیاه دانه و مادرزن”
خودت باور کردی…؟!؟اراجیف نامه سیاه دانه و…
کلی خندیدم
ریدم تو تصوراتت
داستان با نام نویسنده جور بودترکیدم از خندهدهنت سرویس اصغر😅
خوب بود 😂😂😂😂
🤣🤣🤣🤣🤣
چه اصراری دارین این کسشراتونو بنوسین آخه😐
خجالت بکش پیرمرد یه پات لبه گوره
خیلی خندیدم 👌👌👌
😂😂😂😂
خودت دیدی داری خیلی کس میگی گفتی ولش کن
یک کم روغن سیاه دانه بریز کف دستت برو بشین جق بزن
تصوراتت خوب بودنگارش و لحن و بیانت هم خوب بود
یه خانم از مشهد نیس؟خونه و ماشینم هست
یعنی ریدم تو اون توهماتت که از بوی روغن سیاهدانه هم کیری تره
خیلی باحال بود
بقیشم نگو کص ننت😂
دایی ۷۰ ساله آبداشته؟ تو گینس اسمشو بنویس
مهم نیست چی شدمهم اینه که زنت توکف کیر موندهبیارش تا از خجالتش در بیام
بدبخت زن همسایه زنتوبرد داد دست شوهرش تا ترتیب زنتوبده
ماهم میزاریم کوس زنت به مدت طولانی تا کونت بسوزه