روزی که زن شدم

سلام .من اسمم نفس . 21 سالمه . قدم 170 با هیکلی متوسط و توی شهرستان زندگی میکنم . دانشجوام
میخوام جریان سکسمو وقتی که زن شدم و واستون تعریف کنم .من حدود 2 سال پیش یه دوست پسر داشتم به اسم امیر که برای اولین بار سکس با اون تجربه کردم البته فقط از پشت .
بعد از امیر حدود 2 سال با کسی دوست نشدم تا اینکه با وحید دوست شدم .پسری با قد 185 هیکل پر . اولای دوستی فقط واسه سرگرمی بود یعنی دوستش نداشتم از روز اولم باهاش حرف زدم که من سکس نمیخوام اونم گفت سکس اجباری نیست و چون دوست نداری باشه .
اما بعد از مدتی واقعا عاشقش شده بودم و نمیتونستم به هیچ وجه باهاش قهر کنم.
توی این مدت وحید اصلا از سکس حرف نمیزد اما بعضی اوقات خودم شهوتی میشدم اما نمیدونم چرا دوست نداشتم کاری کنم .
تا این که دلو زدم به دریا و بهش گفتم سکس میخوام . اونم از خداش بود و قبول کرد . قرار شد 5شنبه شب برم خونش . چون خونه مجردی داشت . خلاصه من رفتم و یه حال اساسی بهم داد . بعد از اونم قرار شد که با هم خونه بگیریم .چون جفتمون دانشجو بودیم
بعد از چند ماه سکس دیگه از سکس پشت خسته شده بودم . بهش گفتم من از جلو میخوام اما قبول نکرد . گفت تو دختری من اینکارو نمیکنم و از این حرفا . بلاخره بعد از 1ماه راضیش کردم که پردمو بزنه .این جریان مربوط میشه به 4 ماه پیش
صبحش من رفتم حموم و یه تمیز کاری اساسی کردم و اومدم بیرون یه نهار حسابی درست کردم تا وحید از کلاس اومد و رفت یه دوش گرفت و نهار خوردیم .
بعد از نهار وحید داشت فیلم میدید رفتم نشستم بغلش شروع کردم گردن و گوششو خوردن . همونجور که من عاشق این کار بودم و اونم دوست داشت .
وحیدم شروع کرد به در آوردن لباسای من.بعدم رفتم سراغ لبشو هی لب میگرفتیم از هم .حدود 10 دقیقه این کارو کردیم که وحید دستمو گرفت رفتیم تو اتاق. افتادیم رو هم .وحید زیر بود من رو . لبا همو میخوردیم و وحید با سینه هام بازی میکرد من کم کم رفتم پایین سینه هاشو میخوردم و با دستم کیرشو میمالیدم تا رسیدم به کیرش. کیرش حدود 17سانته اما کلفته . شرتشو درآوردم شروع کردم به خوردن کیرش . سرشو مک میزدم و تخماشو میخوردم صدای آه و آه وحیدم بلند شده بود , بعد از 5دقیقه که کیرشو خوردم دستمو گرفت بردم بالا و افتاد روم و سینه هامو میخورد گاز میگرفت مک میزد .بعدش رفت سراغ کسم .پاهامو داد بالا که کسم قمبل بشه یه زبون از بالا تا پایین کشید که اه من رفت هوا . سرشو میگرفتم به کسم فشار میدادم و اون هی بدتر میخورد 10 دقیقه خوردش که یه دفه تمام بدنم داغ شد و لرزیدم فهمیدم ارضا شدم . بعدش گفتم وقتشه . راستش خودمم میترسیدم چون همه جا خونده بودم که میگفتن زدن پرده بکارت درد داره اما تصمیمو گرفته بودم و میخواستم پردمو کسی بزنه که با تمام وجودم دوستش دارم
اومد روم خوابید و کیرشو گذاشت در کسم اما مگه میرفت تو .هرکاری میکردیم تو نمیرفت وقتی هم که سرش میرفت تو انقدر درد داشت من جیغ میزدم اونم درش میوورد . بعد از کلی درمالی بلاخره رفت تو اما انقدر داشت که تمام کمر وحیدو چنگ انداختم . اما بعد از اینکه کرد توش من انتظار داشتم خون بیاد اما هیچ خونی نیومد. فکر کردم شاید پرده منم حلقوی بوده .
خلاصه شروع کرذ به تلمبه زدن . تو عمرم همچین حالی نکرده بودم واقعا عالی بود . اولش درد داشت اما کم کم خوب شد . بعد از چند دقیقه گفت من خسته شدم اینجوری . بیا بشین روش . منم نشستم روش و بالا پایین میرفتم . هردومون توی اوج بودیم . من هی آه و آخ میکردم وحید میگفت جوووون بلندتر بگو بلاخره مال خودم شدی و منو بیشتر حشری میکرد. رو کیرش بالا پایین میرفتم و با دستم تخماشو میمالیدم . بعدش به حالت سگی دراز شدم و کرد تو کسم وااای بی نظیر بود . کیرشو تا ته میکرد تو کسم و تخماش میخورد به چوچولم و روانیم میکرد . بعدش به روی شکم دراز کشیدم و اونم افتاد روم و از پشت کرد تو کسم .جفتمون خیس عرق شده بودیم
دیگه نفس زدناش بلند شده بود و هی قربون صدقم میرفت فهمیدم داره ارضا میشه . به رو کمر خوابیدم و دوباره تلمبه زد پاهامو انداخت رو شونش و تند تند تلمبه میزد تا اینکه دوباره من ارضا شدم وبعدشم وحید . دو تاییمون دیگه جون نداشتیم واقعا بعدش وحید رفت واسمون 2تا لیوان شیر موز آورد خوردیم و خوابیدیم بغل هم . وقتی بیدار شدیم ساعت 8 شب بود . رفتم دستشویی دیدم شرتم خونی شده . اومدم نشون وحید دادم که یه بار فکر نکنه شاید پردم قبلا زده شده . اما تعجبم از این بود که چرا همون موقع نیومد ؟؟؟!!!
بعدشم شام رفتیم یه رستوران . واقعا بهم خوش گذشت اون روز . و اینگونه بود که من زن شدم .
الانم هنوز با و حید دوستم اما تنها مشکلی که من دارم اینه که وحید به آدم معمولیه تو سکس مثلا هفته ای یه بار سکس میخواد اما من از وقتی که از جلو سکس میکنم واقعا شهوتی شدم و هر 2 3 روز به سکس نیاز دارم . اما وحیدم هر وقت دیده من نیاز دارم اما خودش نمیخواسته باهام سکس کرده . خیلی دوستش دارم
اینم از جریان من . امیدوارم خوشتون اومده باشه . من تو این 4 ماه زیاد سکس داشتم اگه دوست داشتین بگید بقیه رو هم تعریف کنم .
مــــرسی . بــوس

نوشته:‌ نفس

بازدید 4,608

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “روزی که زن شدم”

  1. خدایشش نه میشه فحش داد نه مسخره کرد،،،دوستان خوب نوشته بود خودتون رو اذیت نکنید…

  2. خوب بود داستان نکته ی منفی نداشت جز زمانا. مثلا گفتی دو سال پیش با امیر دوست شدم بعد دو سال با کسی دوس نشدم. خوب اگه مدت زمان دوست بودن با امیرو صفر هم در نظر بگیریم بازم به زمان حال میرسیمو تو نمیتونی 4ماه قبل با وحید سکس کرده باشیو قبلش باش دوست شده باشی

  3. ميشه بگي تو كدوم شهرستان به يك پسر و دختر دانشجو خونه كرايه ميدن؟ پاريس؟؟؟قم ؟؟ لندن ؟؟؟ گوزآباد؟؟

  4. تخمی بود، ننویس . . . . . . . . . . . .کلا آبکی بود. فکرش رو بکن که دو سال فقط کون می‌دادی. دروازه شده‌ها!. این همه کُس حلقوی تو سایت داریم تو هم روش، دیگه چرا طفره میری؟ بعد از سکس تازه شورتت خونی شد؟ مگه با شورت گاییدت؟ ننویس دیگه. ننویس.

  5. اولا تو حالت سگی دراز شدی یعنی چی !!؟؟؟در ثانی وقتی دراز شی چجوری تخم میخوره به چوچولت!!؟؟به فرض اصلا تو حالت سگی بودی تو حالت سگی تخم آدم چطوری میخوره به چوچوله !!!؟؟؟من که نمیتونم تصور کنم

  6. تمومه این قابلیتا فقط واسه خودت بود!!!؟؟؟؟احتمالا پردت اون ته مها قایم شده بوده که بعداون همه زدن، تازه احساس کرده که باید یه اثری ازخودش نشون بده!!! :d

  7. صبح از خواب پاشدی ساعت8دیدی شرتت خونیرفتی رستورانهمش پشت سر هم کیرم تو سوراخیت

  8. درباره بردت بايد بكم بعضي برده ها يه قسمت كوجيكي ازشون به ديواره وصله كه خونه خيلي كمي مياد مثله هميني كه كفتي

  9. كلا گوزيدم تو افكارت . همون گوز اباد كه حاجي گفت درسته . قطعا جاي ديگه نميشه از داستانهاي تخمي تخيلي نوشت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید