خلاصه قاب شد بهانه ی دادنش کم کم شروع کردیم به اس دادن و اس سکسی دادن تا یک روز پیشنهاد خونه خالی بهش دادم که گفت اصلا نمیتونه بیاد داداشاش روش حساسن منم زیاد اصرار نکردم و زنگ میزد و اس میداد که من بیشتر از الفاظ سکسی استفاده میکردم و اون میگفت فقط من الفاظ سکسی بگم اون روش نمیشه تا اینکه یه روز گفتم بیا از پشت گوشی با هم حال کنیم که خندش گرفت و گفت مگه میشه از پشت گوشی هم حال کرد؟ گفتم امتحان می کنیم شاید شد. خلاصه از پشت گوشی تو ذهنش صحنه کسکسو طراحی کردم و طوری براش گفتم که احساس کنه دارم میکنمش البته بهش گفتم موقعی من حرف میزنم تو با دستت کوستو بمال خلاصه شبای اول زیاد حال نمیکرد کم کم خودش زنگ میزد میگفت بیا حال کنیم و ارضاء هم میشد با این حرفام خیلی حال کرده بود کاری کردم دختری که روش نمیشد اسم کیر و کوس بیاره پشت گوشی همش میگفت بیا بزار تو کونم آخ حال میکنم کیرتو بخورم و از این حرفا.
تا روز موعود رسید و گفتم اگه خونه خالی کنم میای تا دیگه پشت گوشی حال نکنی گفت فردا اگه داداشم رفت سر کار شاید بیام من رو نگو که داشتم غش میکردم از خوشحالی خلاصه فرداش خونه رو خالی کردم و زنگ زدم بهش گفت میاد یه نیم ساعتی چشم براه موندم تا اومد اوردمش تو خونه همش میگفت میترسم نکن و از این حرفا خلاصه یه کم لب گرفتیمو درازش کردم وپیرهنشو در آوردمو سوتینشو هم در آوردم مه مه های کوچیک و تو مشتی باحالی داشت که شروع کردم به خوردنشون و اومدم تا ناف وبعد دامنشو در آوردم بهبه شلوار پاش نبود فقط شرت پوشیده بود و از روشرت کمی کوسشو مالیدم براش چشاشو بسته بود قلبش داشت از سینش درمیومد شورتشو که در اوردم یه کوس سبزه تو قرمز خوشگل داشت که شروع کردم به خوردنش همش میگفت نکن وای دارم آتیش میگیرم مردم وهمزمان انگشت میکردم تو کونش که واقعا تنگ بود انگشتم بزور جا میشد تو کونش و دادش در میومد یه کم حال کردیم من شلوارکمو در آوردم چشش به کیرم خورد جا خورد گفت وای چقد کیرت بزرگه خوشش اومده بود نمیدونست که باید از کون بخورش خلاصه درازش کردم و دراز کشیدم روش کونش تنگ تنگ بود کیرمو میزاشتم دم کونش حال میکرد از روش بلند شدم انکشتمو خیس کردم کردم تو کونش همش خودشو جمع میکرد انگشت دومو هم کردم تو کونش جیغش در اومد دیگه انگشتارو تو کونش عقب جلو میکردم یه کم باز شد کیرم گزاشتم دم کونش یه کم فشار دادم سر کیرم رفت تو که چنان جیغ زد گفتم الان همسایه ها همه میرزن دم خونم جلو دهنشو گرفتم کم کم تلمبه زدم اونم دستمو گاز میگرفت وای کونش داشت کیرمو خفه میکرد از تنگی مثل آتیش بود احساس کردم داره آبم میاد که درش آوردم ریختمش رو کمرش و دراز کشیدم روش جون نداشت تکون بخوره بلند شد لباساشو پوشید و رفت گفتم با این کاری که کردم دیگه طرفم نمیاد برعکس هرروز زنگ میزد که خونه رو خالی کن تا بیام هر وقت خالی میشه زنگ میزنم زودی میاد قربون کون خوشگلش بشم که کمر برام نزاشته
امیدوارم خوشتون اومده باشه منتظر داستانهای بعدی من باشید
نوشته: حسام
3 پاسخ به “رم گوشی”
bow bas teklif kosesh chi shod =))
ridam to takhayolet :&
داداش تو احتمالا ترک نیستی؟با این کس شعر ها چیه نوشتی؟