یه روز که رفته بودم خونشون از صبح تو کفش بودم اونم بیحال افتاده بود و می گفت به خاطره بهاره و آب و هوای گرم و استفاده از کولر.
خلاصه بعد از ظهر که شوهر خواهرم رفت دوباره آبجیم خواست بخوابه که من بهش گفتم …… می خوای یه ماساژ بهت بدم؟؟؟؟
گفت : نه مال اینا نیست
گفتم:ولی خوبه ها !!! که پاشد رفت دستشوئی و دیدم سر حال برگشت و گفت رضا پاشو در اطاقو قفل کن از پشت که می خوای ماساژ بدی یه موقع یکی نیاد بده.
منم گفتم: مگه غیر شوهرت کس دیگه کلید داره؟؟؟
خواهرم گفت : نه خوب خنگ!!! و ادامه داد اگه اون ببینه بدتر آخه خیلی حساسه
منم سریع جرقه خورد تو ذهنم (یعنی خواهرم میدونه شوهرش راضی نیست ولی می خواد من ماساژش بدم؟؟؟!!!)
خلاصه در را بستم و بهش گفتم به پشت بخواب که خواهرم گفت رضا اینجا رو فرش بدنم درد میاد منم رفتم یه پتو انداختم گفتم رو این بخواب.
خواهرم پیرهنشو در آورد و دراز خوابید.
تا دستمو گذاشتم رو کمرش لرزید و گفت : وووووویییی رضا قلقلکم میاد. تموم موهاش سیخ شده بود.
و بهم گفت: رضا فکر بد نکنیا!!!؟؟؟
بهش گفتم:……منو تو خواهر برادریم فکر بد یعنی چه؟؟؟ سوتینتو باز کنم؟؟؟؟؟
خواهرم گفت اگه مزاحمه بازش کن ولی بعدا ببندش و قول بده سینه هامو نبینی!
گفتم باشه بابا . تازه مگه ما محرم نیستیم؟؟؟ خواهرم با خنده گفت:تو نه. تو یه جوری دست می کشی به آدم که آدم فکرائی می کنه با خودش.
همینجوری که سوتینو باز کردم و از زیرش کشیدم گفت تو خواهر منی ما به هم محرمیم.شروع کردم پشتشو مالیدن ولی تا به کمرش می رسیدم می لرزید .بهش گفتم : دامنت مزاحمه می خوام پاهاتو بمالم. دامنتو در بیارم؟؟؟
خواهرم گفت : نه نه نه .
گفتم: چرا آخه؟ مگه کار بدی می خوام بکنم؟ می خوام رگ پاتو بگیرم .
خواهرم ولی دوباره گفت نه . لابد یه دلیلی دارم که می گم نه؟
منم گفتم : باشه.
بعد گفت از رو دامن خوب کارتو بکن. منم شروع کردم مالیدن ولی سریع فهمیدم شورت نداره قلبم داشت وای میساد . دامنش کشی بود منم هی می کشیدم تا ببینم و لمبرای کونشو به بهونه ماساژ از هم باز می کردم کیرمم سیخ سیخ بود خواهرم یهو برگشت تو چشام نگاه کرد وبا خنده گفت: آقا رضا یه باره می خوای دامنمونو هم بکش پاییین!!!
منم از خدا خواسته گفتم باشه ولی آخه شورت پاهات نیست!!!
خواهرمم گفت : بی شعور من خواهرتم می فهمی؟؟؟؟اگه لختم باشم نباید نگام کنی احمق
منم دامنو کشیدم پایین و گفتم آره می دونم . دیونه ای مگه؟ هیچ برادری به خواهرش بد نگاه نمی کنه.
دستام داشت می لرزید کون خواهرمو داشتم می دیدم کوسشم معلوم بود همونجور که حدس می زدم کونش سفید ولی کوسش تپل نبود . خواهرم گفت : رضا ترو خدا کار بد نکنی؟؟؟!!!
منم گفتم باشه ولی تموم لباسامو در آوردم خواهرم فهمید چون وقتی نشستم روش لختیمو حس کرد و کیرمو که می مالید به کونش خیلی حشری شده بود ولی نمی خواست پیش قدم باشه برگشت یه کم بد اخلاق بهم گفت: رضااااااا می خوای کیرتو بکن تو کسم بعدشم بگو فکر بد نمی کنی چطوره؟؟؟؟ خیلی خری رضا اگه کار بد با من بکنی من شوهر دارم. منم برگردوندمش به کمر خوابوندمش و شکمسیر گفتم نه می خوام ما بهتر بتونم ماساژت بدم دیونه شدی من برادرتم.
و شروع کردم شکمشو مالیدن مثل ژله داشت می لرزیدمنم با یه تکون کیرمو آوردم تا دم کوسش .
کوسش خیس بود پیش آب منم داشت می ریخت رو کسش . خودمو تنظیم کردم جوری که نشسته بودم روی روناش جوری که کیرم دم کسش بود چشاشو باز کرد گفت رضا نره تو ؟؟؟!!!
گفتم نه ولی از بس لیز شده بود آروم آروم رفت تو . خواهرم چشاشو بست و می لرزید منم کامل نمی کردم تو .
داشتم عقب جلو می کردم و بدنشو ماساژ می دادم که چشاشو باز کرد و آروم گفت پس لااقل یه کم بیارش جلو که دیگه نفهمیدم چی شد سریع دراز کشیدم رو خواهرم و شروع کردم عقب جلو کردن تند تند می زدم خواهرمم هی اهن و نال می کرد آآآ[خخ اووه بیا جون بسه دیگه رضا تمومش کن .
گفتم:آبمو؟؟؟ خواهرم یه جواب سکسی داد : رضااا نریزی توش زشته!!!
منم مثل برق همه آبمو خالی کردم تو کسش و همینجور که تکون تکون می خوردم خواهرم مثل یه خواهر واقعی سرمو گرفته بود محکم تو بغلش و می گفت وای دیدی چیکار کردیم. خدا ببخشدمون
ولی تا من خواستم بلند بشم گفت نه نه نه رضا درش نیار می ریزه بیرون و منو 10 دقیقه رو خودش نگه داشت ولی فکر نکنم به خاطره ریختن بود چون بعد 10 دقیقه همون کاریو کرد که می تونست 10 دقیقه پیش کنه یعنی رفتن به دستشوئی و ………
اینجوری اولین سکس کامل ما شروع شد ولی دفعات بعد خیلی بهتر و پیشرفته تر شد مثلا چند شب پیش شوهرخواهرم زنگ زد گفت من دارم می رم شیراز امشب بیا خونه. منم گفتم باشه ولی یه لحظه گوشیو بده مهسا. تا گوشیو خواهرم گرفت گفتم آبجی کوچیکه امشب از عقبه یا جلو؟؟؟ که خندید و گفت من حالم خوبه ولی فرقی نمیکنه(منظورش این بود که پریود نیستم چون هر وقت باشه از عقب بهم میده) . شب بهم گفت شوهرش ازش پرسیده قضیه چیه ؟؟؟ که پیچونده بود. البته الان برام ساکم می زنه.
نوشته: رضا
23 پاسخ به “رضا و خواهر دوست داشتنی”
جلو شوهرش هم بکن توکه بکنی ارواح عمت 😒
محارم خاله و عمه باز قابل هضمه چجوری ب خاهرتون نظر دارین کونیا
تکراری بود حداقل پنج سال پیش تو همینجا اپلود شده بود
جووووون بچهها آفرین چه خوبه با هم عیاق هستین کس و کون خواهرتو میگایی 😜🔥🔥
هر چیزی رو گفت نکن و تو کردی 😂
رضا اقا سلاموقتتون بخیرنوشتتون عالیخوب توصیفش کردین جونم.💅💅💅💅💅💅💅
تکراری و مسخره و داستان توهمی
کسکش این داستان مال ده سال پیشه ریدم دهنت کونی
تکراری آپلود میکنین حداقل کسشعراشو دستچین نکنین
درسته که تکراریه ولی اصلش چیز دیگهای بوده.خواهرش که پریود بوده و بهخاطر ضخامت زیاد شومبول شوهرش، ممنوعیّت ورود از پشت داشته، با نقشهای، آقارضای قهرمان داستان رو به خونهش میکِشه و نقش مهسا رو رضا بازی میکنه. پایانبندی فیلم رو هم همه میدونن. بهخاطر گشادی بیشازحدّ، پارگی و خونریزی، اجباراً همون شب رو اتراق میکنه و تا پایان پریودی آبجیجونش، نقش مهسا رو زیرپوستی و عالی، بازی میکنه.تمامی درختای چنار، زبونگنجشگ و نارون کلّ ایران، حوالهت بادا کپیکار ابله الدنگ!
لذتبخشترین رابطه سکس محارم
“خلاصه در را بستم و بهش گفتم”داداش شما دبستانو تموم کن بعد بیا بکن تو حداقل(قدیم چار نفر تو کامنتا بودن هیچ کسی خایه لاپاش نبود کسشر بنویسه مادر و خالشو یکی میکردن کو اون بکن تو قدیم)
بابا خواهرت یه بده تمام عیاره توفقط بکون به حساب داماده کوسکشت
من دلیل این که امکان با دیگر افرادوقتی .ممکن هست دیگه خواهر پ برار چه معنی داره .البته من نظر خودم و میگم و کاری بشما ندارم ولی خیلی جالب بود از پس من برم توی خیابان خانم خوش اندام و زیبایی که چشمم بگیره بهش میگم عزیزم خوب نیست بیای سوار ماشین من بشی بامن بیای بریم بگردیم و خوش بگذرونیم و ای وای مردم چی میگن ؟ خوب نیست بریم خونه من و لختت کنم و بریم حمام و بیاییم بیرون شروع کنیم به عشق بازی و سکس . ای داد بر من مردم چی میگن . خخخحح ای وای کاندوم استفاده نکنیم خیلی بد میشه مردم چی میگن … پنی این خیتی باحال بود اماذبعنوان سکس با خواهر برادر موافق نیستم
چرا کپی میکنی تو اییکه دس به قلم نداری
تکراری بود
کسشر
اره الان که من دارم میخونم در حال ریدنم تو داستان😅😅😅
#نه به سکس با محارمسکس محارم داشتی افتخار هم می کنی باید از خجالت بمیریکسی ندونه فکر میکنه شاخ اژده های اهریمنی هشت سر رو شکستهبی غیریتی و بی ناموسی ات رو ثابت کردی چی شد کجایی دنیای رو گرفتی.خود ارضایی شرف داره سکس با محارم و هم جنس گرایی
آبجیت بده مام ماساژ بدیم رضا
چق کصشر):
داستان خوبی بودخوب نوشته بودی عزیزیه چیز هفت اینچی داره شرط و شلوارمو پاره میکنه
عاشق این داستانم