راننده اسنپی که با چرب زبونیش ترتیبمو داد (۱)

سلام ب همه شما همراهان خوب و عزیز بکن تو
من فرزاد هستم
یه مختصر از خودم بگم
۱۷۸ قدمه
۸۶ وزنمه
و از دوران ۲۰ سالگیم که خودمو بیشتر شناختم ب واسطه یکی از دوستام فهمیدم اندام خوبی دارم ولی من همجنسگرا نیستم و بیشتر همجنس بازی رو دوست دارم.و روابط متعددی رو تجربه کردم که خب خاطراتمو اینجا بازگو میکنم
من اینجا چند تا از خاطراتمو تو قالب داستان سکسی نوشتم که یک سری از دوستان کامنت های عجیبی گذاشتن
تو جواب باید بگم این خاطرات ساخته تخیل ذهنی نیستن و واقعا اتفاق افتادن پس نه من اونقدر بیکارم وقتمو صرف نوشتن هر مزخرفی کنم نه خواننده های محترم
پس اون دسته از دوستانی که به خاطرات همجنسبازی مرد و پسر یا همون گی علاقه ندارن یا فک میکنن اینا کسشعرایی بیش نیست و تخیلین نخونن چاقو زیر گلو تون نذاشتم😁
امیدوارم اونایی که میخونن براشون جذاب باشه و دوست داشته باشن
بربم سراغ یه خاطره دیگه
من شغلم بازاریابی و فروش محصولات بهداشتی و آرایشی هستش.
ه روز که بابت ویزیت به حاشیه اطراف شهرمون رفتم و کارمم خیلی طول کشید تصمیم گرفتم برای برگشتم اسنپ بگیرم هم خسته بودم هم حوصله شلوغی تاکسی و خط واحد رو نداشتم.بعد ۱۰ دقیقه یه دنا پلاس تایید داد.و اومد
منم سوار شدم یه ماشین تمیز و آدمی بشدت باشخصیت
کنارش نشستم و سلام دادم و با رویی باز ازم استقبال کرد.
هوا گرم بود و کولرو روشن کرده بود.
من معمولا شلوار اسکینی میپوشم ولی خب چون پاهای پری دارم اونی که واقعا دنبال کون پسر باشه چشمش میگیره
سر بحثو باز کرد.
تن صداشو دوست داشتم همینطور بوی عطرش
پرسید مسیرت کجاست؟
گفتم فُلان خیابون
پرسید خونه دوست دخترت میری؟😅
گفتم متاسفانه یا خوشبختانه سینگلم🙂
با نگاهی که کلی گوه نخور تو چشماش بود گفت باشه تو راست میگی😎
گفتم واقعا ندارم.
گفت ب این قیافه و تیپ و هیکل میخوره حرمسرا داشته باشه. و هر شب عشق و حال کنه.
من لبخند زدمو گفتم تا عشق حال چجوری تعریف بشه.
ادامه دادم تعریف هر کسی از عشق و حال فرق داره.
گفت عشق و حال همه جورش خوبه و تا جوونی باید تجربش کنی.بحث رو انداخت رو صحبتای سکسی و روابط مختلفش.
منم گفتم ماشاالله با تجربه هم هستین.
گفت کجاشو دیدی؟و دستشو کشید روی رونم.
گفت جدای از شوخی تا حالا تجربشو نداشتی؟
گفتم نه.
گفت اگه شرایطش باشه دلت میخواد تجربش کنی؟
گفتم میشه واضح تر حرفتو بگی؟
گفت من خیلی منطقی حرفمو میزنم ازت خوشم اومده خیلی وقته دنبال یه پسر جذابم.
تو انگار خیلی جذابی.
گفتم نظر لطفته و دستشو کشید روی صورتم.
گفت من این نزدیکیا یکم خارج شهر یه باغچه کوچیک دارم وقت داری بریم یکم سرحالت کنم؟
منم واقعا هات شده بودم گفتم اگه تو بخوای آره.
گاز ماشینو گرفت و رفتیم یه باغچه کوچیک که یه حوضچه با آبنما تو حیاطَ داشت و واقعا جای خوشگلی بود
صندلی ماشین و یکم داد عقب و در داشبورد و باز کرد.پاکت سیگارشو دراورد و سیگار روشن کرد.
یکم کشید و اومد نزدیکتر و شروع کرد دکمه پیرهنمو باز کردن
من مات و مبهوت نگاش میکردم.
گفت نمیترسی؟گفتم مگه لولو خورخوره ای که ازت بترسم؟
گفت اگه خفت گیر باشم چی؟خندیدم.گوشیمو نشونش دادم و گفتم فقط همین گوشیو دارم از دار دنیا اینم واسه تو😅😅
گفت خب قانع شدم که خونسردی.و دیگه اذیتت نمیکنم.
گفت اگه بخوام ازت عکس و فیلم بگیرم مشکلی نداری؟
گفتم نه بدم نمیاد یکم مشهور بشم💋🤗.
از بلبل زبونیم هنگ بود خلاصه اومد جلوتر دکمه های پیرهنمو نم نم باز کرد تا ته منم واسه اینکه بیشتر توجهشو جلب کنم پایین پیرهنمو گره زدم خیلی خوشش اومد و دستش اورد و سینه هامو میمالوند ب قدری حرفه ای که احساس کردم هات شدم اون یکی دستشو آورد و گردنمو از بالا گلوم فشار داد جوری که یه کوچولو نفس کشیدن سختم شد دهنم باز بود و یه کوچولو تو دهنم تف کرد که زیاد خوشم نیومد ولی اجازه دادم ادامه بده لباشو اورد جلو و شروع کرد همون ناحیه رو با لبام خوردن و لب گرفتن من آه و نالم در اومد و زیر گوشم یه جووووون کشیده ای گفت و ادامه داد زود حشری شدی جنده خوشگله.
منم با صدایی خفیف ازش خواستم ادامه بده گفت تو جنده منی؟منم گفتم آره عزیزم فقط ادامه بده دکمه شلوار اسکینیمو باز کرد و تعجب کرد از اینکه تو تنم شورت لامبادا زنونه میبینه.با نگاه پر از تعجب زل زد تو چشمام و گفت تو تا حالا کجا بودی؟
ازم خواست درو باز کنم و پیاده بشم منم انقدر هات بودم چیزی نگفتم.در حال فیلم گرفتن ازم دستمو گرفت و یکم اونورتر حوضچه آب بود که مث یه رودخونه کوچیک و کم عمق( در حدی که فقط تا زانوهات میری تو اب) بود
ازم خواست شلوارمو دربیارم منم میدونستم منظورشو شلوارمو دراوردم و دادم دستش و رفتم تو اب و یه کوچولو نشستم که تا بالای نافم رفت تو آب و پیرهنمم یکم خیس شد در اومدم بیرون کنار درختی که اونجا بود بهم گفت برگرد عشقم.برگشتم و گفت تو همین حالت شیک بزن جنده کوچولو خودم منم هرکاری می خواست انجام دادم.
تو حالتی که ب اصطلاح گومبول بهش میگن یا نیمه داگی شدم و چند تا اسپنک بهم زد ومن لذت عجیبی بردم


جملات تحریک برانگیز عجیبی به کار میبرد.
بدجوری هات شده بودم
داشت فیلم میگرفت و من با صدای لرزون و پر از حشر
بهش گفتم من با همه وجود در اختیارتم.اومد جلو و فیلمو قطع کرد و صورتمو تو دستش گرفت و با اشاره ازم خواست دهنمو باز کنم و آب دهنشو ریخت رو زبونمو سرشو اورد پایین تر و با ولع کامل چند لحظه ای ازم لب گرفت.و با نوک انگشتاش نوک سینه هامو آروم میکشید.
من از شدت هات بدنم فقط آه بلندی میکشیدمو لبامو گاز میگرفتمو هر قربون صدقه ای که میرفت جووون کشیده ای میگفتم واقعا داشت دیوونم میکرد باورم نمیشد همچین کیس خوبی نصیبم شده
زل زد تو چشمام و گلومو سفت گرفت و گفت:تو جنده اختصاصی منی؟
با صدای خفه ای گفتم بلللله.
چند تا اسپنک خوب و آبدار رو کونم زد و من اه و نالم تبدیل به جیغ شد و ادامه داد
بغلم کرد و منو برد تو خونه من همچنان گردی صورتشو دستم گرفته بودم و با ولع کامل لباشو میخوردم.منو برد تو سوئیتی که تو باغچه بود امکانات خاصی نداشت در حد یه دوش و سرویس و تخت.
منو خوابوند روی تخت.پاهامو باز کرد و اومد وسط دستامو بالا نگه داشت و شروع به خوردن لبامو گردنم کرد
با دوتا دستاش صورتمو گرفته بود دستش و لبامو میبوسید میخورد و زبونمو لیس میزد و با ترفند خاصی اه و ناله های خاصی میرفت
من اون لحظات واقعا رو فضا بودم اومد پایینتر و زیر بغلمو سینه هامو میخورد
کسایی که تجربشو داشتن میدونن جذاب ترین حس واسه یه مفعول خوردن سینه هاشه و این کار یکی از نقطه ضعف های منه و پارتنر من تو اون لحظه کارشو ب بهترین شکل انجام میداد
دوست نداشتم اون لحظه ها تموم بشه نوک سینه هامو لیس میزد و زبونشو میکشید رو نوک سینه هام و با نوک انگشتاش با نوک سینه چپم بازی میکرد و این کارو ادامه میداد من ب نفس نفس افتادم آروم سرشو اورد زیر گوشم و یه گاز کوچیک از لاله گوشم گرفت و گفت : چطوره؟دوست داری ادامه بدم؟
منم با حالتی ملتمسانه و بشدت حشری ازش خواستم ادامه بده و اون بوسه کنان از گوش و گردنم ادامه داد تا رسید ب سینه هام
باید یه اعترافی بکنم که من بشدت دوست دارم خوردن و لیسیدن و حتی گاز گرفتن سینه هامو و پارتنرم بشدت قشنگ این کارو میکرد و میگفت سینه هام و اندامم مث دخترای ۱۸وسالس.
تو همون حالت نگاه ب چشمای پر از حشرم انداخت و جووون میکشید
از روی میز یه روغن بچه فیروز برداشت و ریخت روی کیرش ب حالت دراز کش روی زانوهاشو متمرکز کرد زیر رونامو یکم سوراخم بیشتر در دسترسش شد و با یه کوچولو فشار آروم و آروم کیرشو کرد توی سوراخ صورتیم و من یه لحظه حس کردم نفس کشیدنم سخت شد و این شروع ماجرا بود
ادامه دارد…

نوشته: فرزاد

بازدید 4,995

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

7 پاسخ به “راننده اسنپی که با چرب زبونیش ترتیبمو داد (۱)”

  1. منم عاشق خوردن سینه هستمخیلی حشریم میکنهجوری میخورم واسه طرفم که لذت ببره

  2. من بودمکه این تجربه زیبا را برایت ساختم و حالا که برایت لذتبخش بوده. بنابراین برده خوبی باش و زودتر پیام بده تا** یه روز قشنگ** دیگه ای را برایت به وجود بیارم .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید