اسم من رامین ه ، الان 26 سالمه ، غیر از یکی دو بار تجربه سکس با یکی از سال بالایی های دانشگاه تجربه دیگه ای نداشتم . تا اینکه بعد از دانشگاه ، سربازی رو معاف شدم و با معرفی و آزمون دادن یکی از شرکت های لوازم خانگی به عنوان نصاب تلویزیون مشغول کار شدم . ماه های اول جو کار و اینکه مشتری اعتراض نکنه بود و تلاش می کردم عالی کار کنم ، فیس و قد و قواره ام معمولی بود ولی خیلی مردونه نمی زدم و سعی می کردم با ته ریش گذاشتن کمی مردونه جلوه کنم . گاهی هورنی می شدم و حس اینکه یکی رو پیدا کنم برای سکس خیلی سخت بود . توی شرایط جامعه ما و اینکه آدم کیس مناسبی پیدا کنه خب سخته و غالبا به یه خود ارضایی قضیه فیصله پیدا می کنه .
همیشه اونقدر خسته می شدم و انرژی ام تخلیه می شد که خیلی وقت نمی کردم توی شبکه اجتماعی یا اپ ها دنبال کسی باشم . یک روز یه مشتری اومد توی لیست که تقریبا غرب به شرق شهر بود و اصلا دوست نداشتم برم ولی مجبور بود .
رسیدم و یه خونه ویلایی یک طبقه بود . معلوم بود ساخت قدیمه و فقط بازسازی اش کردند . زنگ زدم و طرف گفت بیا بالا . رسیدم دیدم یه مرد بلند قد و هیکلی ، سن اش بالا بود و بالای 50 می خورد . اما خیلی خوشرو بود و باکلاس . یه تیشرت و شلوارک تنش بود و من که واقعا به مردهای سن بالا حس دارم از همون اول مجذوب اش شدم .
اسمش یوسف بود ، واقعا دوست داشتم همون موقع ازش می خواستم که باهام سکس کنه . حواسم رو جمع کردم و سعی می کردم حسابی خونه اش رو نگاه کنم و نشونه هایی برای خودم پیدا کنم از شخصیت این آدم و تلاش برای نخ دادن و حتی بیشتر حرف زدن و رابطه برقرار کردن . حتی یک کار اضافه تر هم براش انجام دادم که معرفتی باشه . اون هم پذیرایی کرد و یه کم نشستم ، امیدوار بودم تنها باشه و بیشتر امیدوار بودم که اهل اش باشه اصلا . یه کم حرف زد و قهمیدم آدم باحالی ه و تنها زندگی می کنه و بچه هاش بهش گاهی سر می زنند .
ارتباط رفاقتی ما شروع شد و گاهی بابت بعضی کارها مثل موبایل اش یا ماهواره اش بهم زنگ می زد . نمی دونستم چکار کنم . کم کم به فکر آزمون و خطا افتادم . بعد از کلی تلاش با شماره فیک ، فهمیدم که محض نبودن زن احساس اش به پسرها بابت سکس در حد ارضا شدن هست . اگرچه خیلی اوکی نبودم ولی برای من پیدا کردن کیس مناسب وقابل اعتماد تقریبا یک کار سخت بود که شانسی داشت اتفاق می افتاد . با بدبختی و کلی خجالت بالاخره بهش فهموندم و یوسف هم استقبال کرد .
به شدت عجله داشت که زودتر قرار سکس بگذاریم . استرس کمی داشتم و فقط بابت اینکه توی سکس خیلی خارج از عرف نباشه . آخر هفته نمی شد و قرار شد اولین یک شنبه پیش رو ناهار رو برم پیشش و تا غروب پیشش باشم . جمعه همون موهای کم بدنم رو هم شیو کردم با موبر و کل شنبه با هیجان فردا و با حواس پرتی رفتم سر کار . یک شنبه نزدیک 12 بود که آخرین کار رو انجام دادم و آف زدم که کار نیاد . وقتی رسیدم حسابی منتظر من بود . این بار یه جور دیگه من رو نگاه می کرد . یه کم نشستیم و توی بغلش کمی منو مالید . خیلی اهل عاشقانه و این چیزها نبود . کیرش رو از روی شلوارک می مالیدم و اون هم دستش رو کرده بود توی شلوارم و کونم رو می مالید . بعد از چند دقیقه ، یه کم فاصله گرفت و بهم گفت : رامین جون ، بیدارش کن . کیرش رو از توی شورت و شلوارکش که تا نیمه کشیده بودم پایین در اوردم و یه کم با دست مالیدم و شروع کردم به ساک زدم . کیرش کلفت بود ، نیمه خواب بود ولی می شد حدس رد چی قراره بشه .
با زبونم از بالای تخماش تا زیر کلاهکش رو می لیسیدم و سرش رو بین دو لبهام نگه می داشتم و بعد کل اش رو می کردم توی دهنم . چند تا ساک که می زدم ، یه کم تا ته می کردم و نگه می داشتم . یه دستش روی سرم بود ولی فشار نمی داد و دست دیگه اش آروم کونم و سوراخم رو می مالید . معلوم بود خیلی وقته سکس نداشته ، زود داشت شق می شد . فقط امیدوار بودم آبش نیاد . کیرش که شق شده بود ، سرم رو بلند کرد و گفت : برو خودت رو خالی کن و بیا . لباس هام رو جلوش درآوردم و خواستم برم سمت سرویس که نگه ام داشت و یه کم کونم رو مالید و چند تا اسپنک زد . بهم گفته بود که کمی خشنه و دوست داره از بدن آدم حسابی کار بکشه و لذت ببره . منم بدم نمی اومد . نیم ساعتی کارم توی سرویس طول کشید . خشک کردم و اومدم بیرون . توی پذیرایی نبود یه فیلم پورن توی تلویزیون داشت پخش می شد . صداش کردم . از آشپزخونه اومد بیرون ، فقط شورت اش پاش بود و کل بدن پرمو و جذاب اش خودنمایی می کرد . ناخودآگاه رفتم سمتش ، بین بازوهای مردونه اش جا گرفتم . دستاش که روی بدنم می چرخید دیونه ام می کرد . انگشت اش رو آورد کنار دهنم و منم دهنم رو باز کردم و براش خیس کردم ، بعد همونجوری که کنارم ایستاده بود و بدن داغ و موهاش رو روی بدن لخت و نرم خودم حس می کردم ، انگشتش رو آروم داخل سوراخم کرد و انگار که بخواد هدایتم کنه فشار داد ، راه افتادم و همونجوری که دستش پشتم بود و انگشتش داخل به سمت نشیمن های پذیرایی رفتیم . رفتم روی مبل روی زانوهام خم شدم و کونم به سمت یوسف بود . با یه دستش پس گردنم رو گرفته بود و نگه داشته بود و با انگشت دست دیگه اش داشت سوراخم رو انگشت می کرد و باز می کرد . هنور تنگ بود ، منو ول کرد و رفت از داخل اتاق یه کیسه آورد که داخل اش وسایلی بود ، یه کرم و کاندوم و اسپری و اینها ، کمی چرب کرد و شروع کرد به انگشت کردن و چرخوندنش داخل سوراخم ، وقتی خیلی داخل می کرد تنگ بود و فشار و کمی درد خوشایند داشت . کمی که آماده شدم با انگشت شست اش کمی انگشت کرد و وقتی مطمئن شد به اندازه کافی آمده است چند تا اسپنک زد به کونم .
رفت جلوم ایستاد و دوباره شروع کردم به ساک زدن و یوسف هم کونم رو می مالید و با سوراخم بازی می کرد . همونجوری که چهار دست و پا روی کاناپه بودم و ساک می زدم ، منو به پشت خوابوند و همونجوری که کیرش توی دهنم چرخید ، آروم گردنم رو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن داخل دهنم . حس فوق العاده ای بود ، دستای مردونه و هیکل اش که ازم بزرگتر بود و حس تسلط اش روم عالی بود . استرس این رو داشتم که کیرش رو تا انتها ببره یا آبش بیاد ولی بیشتر دوست داشت تلمبه بزنه و داخل لپ ام فشار بده . کیرش رو در آورد ، حسابی خیس شده بود . یه کاندوم داد بهم که بکشم روی کیرش ، کیرش رو با دستم تمیز کردم که خیلی خیس نباشه و کاندوم رو کشیدم روش . چند بار کیرش رو از بالا تا پایین مالیدم و کاندوم رو اوکی کردم . یه بار کردم توی دهنم که خیس بشه .
یوسف رفت پشتم و سعی می کرد با هدایت من ، پوزیشن مناسب بگیرم . با دستش سرم رو به پایین هدایت کرد که کونم بالاتر باشه ، سعی می کردم از شیشه دکوری که روبرو بود ببینم . یه هیکل مردونه پشتم بود و داشت کیرش رو به سوراخم می کشید و بدن لخت و کونم که حالا قمبل بود . بهم گفت با دست خودت رو باز کن ، سرم و سینه ام رو کاناپه بود و به سختی دستام رو بردم پشت و دو طرف کونم گرفتم و سعی کردم کونم رو باز نگه دارم . سر کیرش رو روی سوراخم بازی می داد و فشار داد و سرش رو داخل کرد . همین که دستام رو رها کردم یه کم دیگه داخل کرد . یکی از دستام رو گرفت و پشتم نگه داشت و آروم آروم کیرش رو فشار می داد ، تا نصفه تقریبا خوب بود و فشار کمی داشت . چند بار بیرون کشید و تا نصفه داخل کرد . اما انگار دلش نمی خواست باقی رو آروم پیش بره یا صبرش تموم شده باشه ، دستم رو محکم تر روی پشتم فشار داد و با دست دیگه اش پشتم رو فشار می داد پایین و کیرش رو تا نیمه داخل کرد و فشار ایندفعه متوقف نشد و تا انتها داخل کرد .
درد و فشار زیادی داشت و آخ و اوخ ام دیگه درومد . سعی می کردم با تقلا و آخ گفتن خودم رو آروم کنم . آروم بدنش رو بیشتر روم خم کرد و کمی کیرش رو داخلم نگه داشت . حس عالی ای بود . با بدنش بدنم رو احاطه کرده بود . یه کم کیرش رو بیرون کشید و نگه داشت و یه کم دیگه و دوباره آروم آروم داخل کرد . اما دوست داشتم حالا که هنوز خیلی باز نشدم کمی خشن تر باشه . گفتم : جوون . می خوام . کیرت رو می خوام . همه اش رو می خوام . کیرش رو تا ته کرد و فشار داد و وقتی دید من با آه شهوتی تشویق اش می کنم ، فهمید که می تونم تحمل کنم . چند بار کیرش رو تا سر کلاهکش کشید بیرون و دوباره سریعتر از کشیدن بیرون داخل کرد . دوست داشتم صد بار دیگه این کار رو کنه . شروع کرد تلمبه زدن . هنوز وسط لذت بودم که همونجوری که نصف کیرش داخلم بود به بغل خوابوند جوری که صورت اش رو می دیدم . شروع کرد به ادامه تلمبه زدن. دستش روی سینه هام می چرخید و گاهی محکم می گرفت و همزمان با تلمبه فشارش می داد . یه کم که کرد کیرش رو در آورد و کمی کیرش رو دم سوراخم مالید و یه کم لای کونم رو باز کرد و انگار که سوراخم رو ببینه که چقدر باز شده و دوباره کیرش رو داخل کرد و تلمبه رو ادامه داد . حسابی داغ شده بودم و بخاطر جای تنگی که بین بدن یوسف و گوشه کاناپه بود به گردن و دستام و زانوهام فشار می اومد .
کیرش رو بیرون کشید و چند بار با دستش سوراخم رو مالید و کیرش رو مالید و نشست کنارم و من که اونقدر داغ و شهوتی بودم و حسابی گاییده شده بودم رو بلند کرد و بهم گفت : وقت سواری ه . روی کاناپه نمی شد . یکی از کوسن های مبل رو برداشت و کف زمین خوابید . خواستم رو بروش بشینم روی کیر که گفت : اون وری بشین . کیرش رو کمک کرد و نگه داشت و منم با دستم گرفتم و آروم نشستم و پاهام رو دادم عقب و کامل نشستم روی کیرش . کیرش بیشتر از قبل انگار داخل بود . حس خوبی بود . داشتم از حجم کیری که داخلم هست لذت می بردم که با سیلی یوسف به کونم به خودم اومد که : زود باش تا نخوابه . حالا فهمیدم که چرا اونوری می خواسته بشینم روی کیرش . روی کیرش بالا و پایین می رفتم و سعی می کردم کیرش از کونم بیرون نیفته ولی تا جایی که می شد بیرون بشه تا موقع داخل شدن لذت بیشتری نصیب ام بشه . سیلی های بی حمانه یوسف دیونه ام کرده بود . گاهی وقتی می اومدم پایین خودش هم محکم کیرش رو ضربه می زد و حسابی داغ می شدم . به بدنم نگاه می کردم که با پایین و بالا رفتن من می لرزید . و کیرم که هنوز نیمه خواب بالا و پایین می شد و به رونهای پرموی یوسف می خورد و دیونه کننده بود برام . یه کم استراحت می خواستم . از روی کیرش بلند شدم و کمی زانوهام استراحت کرد و برگشتم ، یوسف دراز کشیده بود و با لبخندی از رضایت و شهوت از اینکه پسری رو گاییده و حالا من خسته بودم . اشاره کرد که ادامه بدم .
بهش کفتم ، یه کم دیگه . خندید و گفت بشین . نمی خواد . خودم انجام می دم . روی کیرش رو بروش نشستم و یوسف کمی پاهاش رو به سمت خودش بلند کرد و سینه به سینه یوسف خوابیدم توی بغلش و بدن گرم و پشمالوش بدن لخت من رو در بر گرفته بود . هر دو خیلی اهل رابطه عاشقانه نبودیم ولی اون لحظه واقعا حس می کردم بهترین جای دنیام . یوسف همونجوری که شروع کرد به لب گرفتن ازم ، شروع کرد کیرش رو داخلم تلمبه زدن . انگار داغ تر شده بود . تلمبه هاش محکم تر شده بود و حالا گردن و سینه هام رو می خورد . عملا گاز می گرفت و این دیونه ام می کرد . محکم توی بغلش گرفته بود و کمی که توی اون حالت منو گایید و چند تا ضربه محکم با کیرش داخلم کوبید . خسته شده بود و همونجوری که کیرش داخلم بود آروم به بغل چرخید و کیرش از داخلم درومد . منو طاق باز روی فرش خوابوند و سرم نصفه و نیمه روی کوسن بود و پاهام رو باز کرد و کیرش رو سریع داخل کرد و پاهام رو دو طرف اش میزون کرد که روم بخوابه . پاهام طاقت اونقدر باز بودن رو نداشت . یوسف شروع کرد به تلمبه زدن . خیلی سخت بود و یه کوسن دیگه برداشت و زوری زیر کمرم گذاشت و کمی که بهتر شد ادامه داد . آروم آروم روم خوابید و در حالی که سرش کنار سرم بود و صدای نفس هاش توی گوشم بود با تمام جونی که داشت کیرش رو داخلم تلمبه می زد و هر از گاهی چند تا ضربه . کیرم بین بدنمون مونده بود و با مالش و فشار بدن یوسف شق تر می شد .
زیر فشار بدن یوسف و تلمبه هاش داشتم له می شدم ، چند تا تلمبه عمیق و محکم و بالاخره یوسف ارضا شد . کمی شل شد و فشار روی بدنم کمتر . کیرش هنوز داخل ام بود . نفس نفس می زد و کامل روی من ولو بود . این بخش سکس رو واقعا دوست داشتم . ارضا نشده باشم و بدن مردی روم باشه که من رو گاییده و خسته است . دستم رو روی بدن اش می کشیدم و از موهای تنش و داغی بدن اش لذت می بردم .
یه کم که به خودش اومد کیرش رو کشید بیرون و کنارم دراز کشید . کیرش هنوز سرپا بود . آبش سر کاندوم جمع شده بود . سعی می کرد با کشیدن من سمت خودش ، من رو توی بغل اش بگیره . آروم صورت و گردن و پشتم رو می بوسید .
کمی که اوکی شد ، بهم گفت : تو ارضا نشدی ؟ برات جق بزنم ؟ گفتم نه .
بلند شد و رفت سمت سرویس ، بدنم دیگه به سوزن سوزن شدن فرش عادت کرده بود . بلند شدم و با دستمال کونم رو پاک کردم و شورتم رو پوشیدم و نشستم روی مبل . یوسف که برگشت اول غذا سفارش داد و بعد اومد کنارم نشست . هنوز چیری نپوشیده بود و منم که حشری بودم هنوز. کیرش رو کمی مالیدم براش و یوسف هم دستش روی بدنم می چرخید .
بعد از ناهار خیلی اصرار داشت که پارت دوم رو داشته باشیم ولی دوست نداشتم همه رو توی یک روز انجام بدیم و زود ازم خسته بشه . من رو رسوند خونه .
بعد از اون رابطه من رو یوسف تبدیل شد به یک رابطه پایدار . هر وقت هر کدوم حس نیاز داشتیم قرار می ذاشتیم . بیشتر رفاقتی بود تا عاشقانه و فقط سکس . سفر رفتن و کارهای هم رو انجام دادن و هوای هم رو داشتن بود .
همیشه اونقدر خسته می شدم و انرژی ام تخلیه می شد که خیلی وقت نمی کردم توی شبکه اجتماعی یا اپ ها دنبال کسی باشم . یک روز یه مشتری اومد توی لیست که تقریبا غرب به شرق شهر بود و اصلا دوست نداشتم برم ولی مجبور بود .
رسیدم و یه خونه ویلایی یک طبقه بود . معلوم بود ساخت قدیمه و فقط بازسازی اش کردند . زنگ زدم و طرف گفت بیا بالا . رسیدم دیدم یه مرد بلند قد و هیکلی ، سن اش بالا بود و بالای 50 می خورد . اما خیلی خوشرو بود و باکلاس . یه تیشرت و شلوارک تنش بود و من که واقعا به مردهای سن بالا حس دارم از همون اول مجذوب اش شدم .
اسمش یوسف بود ، واقعا دوست داشتم همون موقع ازش می خواستم که باهام سکس کنه . حواسم رو جمع کردم و سعی می کردم حسابی خونه اش رو نگاه کنم و نشونه هایی برای خودم پیدا کنم از شخصیت این آدم و تلاش برای نخ دادن و حتی بیشتر حرف زدن و رابطه برقرار کردن . حتی یک کار اضافه تر هم براش انجام دادم که معرفتی باشه . اون هم پذیرایی کرد و یه کم نشستم ، امیدوار بودم تنها باشه و بیشتر امیدوار بودم که اهل اش باشه اصلا . یه کم حرف زد و قهمیدم آدم باحالی ه و تنها زندگی می کنه و بچه هاش بهش گاهی سر می زنند .
ارتباط رفاقتی ما شروع شد و گاهی بابت بعضی کارها مثل موبایل اش یا ماهواره اش بهم زنگ می زد . نمی دونستم چکار کنم . کم کم به فکر آزمون و خطا افتادم . بعد از کلی تلاش با شماره فیک ، فهمیدم که محض نبودن زن احساس اش به پسرها بابت سکس در حد ارضا شدن هست . اگرچه خیلی اوکی نبودم ولی برای من پیدا کردن کیس مناسب وقابل اعتماد تقریبا یک کار سخت بود که شانسی داشت اتفاق می افتاد . با بدبختی و کلی خجالت بالاخره بهش فهموندم و یوسف هم استقبال کرد .
به شدت عجله داشت که زودتر قرار سکس بگذاریم . استرس کمی داشتم و فقط بابت اینکه توی سکس خیلی خارج از عرف نباشه . آخر هفته نمی شد و قرار شد اولین یک شنبه پیش رو ناهار رو برم پیشش و تا غروب پیشش باشم . جمعه همون موهای کم بدنم رو هم شیو کردم با موبر و کل شنبه با هیجان فردا و با حواس پرتی رفتم سر کار . یک شنبه نزدیک 12 بود که آخرین کار رو انجام دادم و آف زدم که کار نیاد . وقتی رسیدم حسابی منتظر من بود . این بار یه جور دیگه من رو نگاه می کرد . یه کم نشستیم و توی بغلش کمی منو مالید . خیلی اهل عاشقانه و این چیزها نبود . کیرش رو از روی شلوارک می مالیدم و اون هم دستش رو کرده بود توی شلوارم و کونم رو می مالید . بعد از چند دقیقه ، یه کم فاصله گرفت و بهم گفت : رامین جون ، بیدارش کن . کیرش رو از توی شورت و شلوارکش که تا نیمه کشیده بودم پایین در اوردم و یه کم با دست مالیدم و شروع کردم به ساک زدم . کیرش کلفت بود ، نیمه خواب بود ولی می شد حدس رد چی قراره بشه .
با زبونم از بالای تخماش تا زیر کلاهکش رو می لیسیدم و سرش رو بین دو لبهام نگه می داشتم و بعد کل اش رو می کردم توی دهنم . چند تا ساک که می زدم ، یه کم تا ته می کردم و نگه می داشتم . یه دستش روی سرم بود ولی فشار نمی داد و دست دیگه اش آروم کونم و سوراخم رو می مالید . معلوم بود خیلی وقته سکس نداشته ، زود داشت شق می شد . فقط امیدوار بودم آبش نیاد . کیرش که شق شده بود ، سرم رو بلند کرد و گفت : برو خودت رو خالی کن و بیا . لباس هام رو جلوش درآوردم و خواستم برم سمت سرویس که نگه ام داشت و یه کم کونم رو مالید و چند تا اسپنک زد . بهم گفته بود که کمی خشنه و دوست داره از بدن آدم حسابی کار بکشه و لذت ببره . منم بدم نمی اومد . نیم ساعتی کارم توی سرویس طول کشید . خشک کردم و اومدم بیرون . توی پذیرایی نبود یه فیلم پورن توی تلویزیون داشت پخش می شد . صداش کردم . از آشپزخونه اومد بیرون ، فقط شورت اش پاش بود و کل بدن پرمو و جذاب اش خودنمایی می کرد . ناخودآگاه رفتم سمتش ، بین بازوهای مردونه اش جا گرفتم . دستاش که روی بدنم می چرخید دیونه ام می کرد . انگشت اش رو آورد کنار دهنم و منم دهنم رو باز کردم و براش خیس کردم ، بعد همونجوری که کنارم ایستاده بود و بدن داغ و موهاش رو روی بدن لخت و نرم خودم حس می کردم ، انگشتش رو آروم داخل سوراخم کرد و انگار که بخواد هدایتم کنه فشار داد ، راه افتادم و همونجوری که دستش پشتم بود و انگشتش داخل به سمت نشیمن های پذیرایی رفتیم . رفتم روی مبل روی زانوهام خم شدم و کونم به سمت یوسف بود . با یه دستش پس گردنم رو گرفته بود و نگه داشته بود و با انگشت دست دیگه اش داشت سوراخم رو انگشت می کرد و باز می کرد . هنور تنگ بود ، منو ول کرد و رفت از داخل اتاق یه کیسه آورد که داخل اش وسایلی بود ، یه کرم و کاندوم و اسپری و اینها ، کمی چرب کرد و شروع کرد به انگشت کردن و چرخوندنش داخل سوراخم ، وقتی خیلی داخل می کرد تنگ بود و فشار و کمی درد خوشایند داشت . کمی که آماده شدم با انگشت شست اش کمی انگشت کرد و وقتی مطمئن شد به اندازه کافی آمده است چند تا اسپنک زد به کونم .
رفت جلوم ایستاد و دوباره شروع کردم به ساک زدن و یوسف هم کونم رو می مالید و با سوراخم بازی می کرد . همونجوری که چهار دست و پا روی کاناپه بودم و ساک می زدم ، منو به پشت خوابوند و همونجوری که کیرش توی دهنم چرخید ، آروم گردنم رو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن داخل دهنم . حس فوق العاده ای بود ، دستای مردونه و هیکل اش که ازم بزرگتر بود و حس تسلط اش روم عالی بود . استرس این رو داشتم که کیرش رو تا انتها ببره یا آبش بیاد ولی بیشتر دوست داشت تلمبه بزنه و داخل لپ ام فشار بده . کیرش رو در آورد ، حسابی خیس شده بود . یه کاندوم داد بهم که بکشم روی کیرش ، کیرش رو با دستم تمیز کردم که خیلی خیس نباشه و کاندوم رو کشیدم روش . چند بار کیرش رو از بالا تا پایین مالیدم و کاندوم رو اوکی کردم . یه بار کردم توی دهنم که خیس بشه .
یوسف رفت پشتم و سعی می کرد با هدایت من ، پوزیشن مناسب بگیرم . با دستش سرم رو به پایین هدایت کرد که کونم بالاتر باشه ، سعی می کردم از شیشه دکوری که روبرو بود ببینم . یه هیکل مردونه پشتم بود و داشت کیرش رو به سوراخم می کشید و بدن لخت و کونم که حالا قمبل بود . بهم گفت با دست خودت رو باز کن ، سرم و سینه ام رو کاناپه بود و به سختی دستام رو بردم پشت و دو طرف کونم گرفتم و سعی کردم کونم رو باز نگه دارم . سر کیرش رو روی سوراخم بازی می داد و فشار داد و سرش رو داخل کرد . همین که دستام رو رها کردم یه کم دیگه داخل کرد . یکی از دستام رو گرفت و پشتم نگه داشت و آروم آروم کیرش رو فشار می داد ، تا نصفه تقریبا خوب بود و فشار کمی داشت . چند بار بیرون کشید و تا نصفه داخل کرد . اما انگار دلش نمی خواست باقی رو آروم پیش بره یا صبرش تموم شده باشه ، دستم رو محکم تر روی پشتم فشار داد و با دست دیگه اش پشتم رو فشار می داد پایین و کیرش رو تا نیمه داخل کرد و فشار ایندفعه متوقف نشد و تا انتها داخل کرد .
درد و فشار زیادی داشت و آخ و اوخ ام دیگه درومد . سعی می کردم با تقلا و آخ گفتن خودم رو آروم کنم . آروم بدنش رو بیشتر روم خم کرد و کمی کیرش رو داخلم نگه داشت . حس عالی ای بود . با بدنش بدنم رو احاطه کرده بود . یه کم کیرش رو بیرون کشید و نگه داشت و یه کم دیگه و دوباره آروم آروم داخل کرد . اما دوست داشتم حالا که هنوز خیلی باز نشدم کمی خشن تر باشه . گفتم : جوون . می خوام . کیرت رو می خوام . همه اش رو می خوام . کیرش رو تا ته کرد و فشار داد و وقتی دید من با آه شهوتی تشویق اش می کنم ، فهمید که می تونم تحمل کنم . چند بار کیرش رو تا سر کلاهکش کشید بیرون و دوباره سریعتر از کشیدن بیرون داخل کرد . دوست داشتم صد بار دیگه این کار رو کنه . شروع کرد تلمبه زدن . هنوز وسط لذت بودم که همونجوری که نصف کیرش داخلم بود به بغل خوابوند جوری که صورت اش رو می دیدم . شروع کرد به ادامه تلمبه زدن. دستش روی سینه هام می چرخید و گاهی محکم می گرفت و همزمان با تلمبه فشارش می داد . یه کم که کرد کیرش رو در آورد و کمی کیرش رو دم سوراخم مالید و یه کم لای کونم رو باز کرد و انگار که سوراخم رو ببینه که چقدر باز شده و دوباره کیرش رو داخل کرد و تلمبه رو ادامه داد . حسابی داغ شده بودم و بخاطر جای تنگی که بین بدن یوسف و گوشه کاناپه بود به گردن و دستام و زانوهام فشار می اومد .
کیرش رو بیرون کشید و چند بار با دستش سوراخم رو مالید و کیرش رو مالید و نشست کنارم و من که اونقدر داغ و شهوتی بودم و حسابی گاییده شده بودم رو بلند کرد و بهم گفت : وقت سواری ه . روی کاناپه نمی شد . یکی از کوسن های مبل رو برداشت و کف زمین خوابید . خواستم رو بروش بشینم روی کیر که گفت : اون وری بشین . کیرش رو کمک کرد و نگه داشت و منم با دستم گرفتم و آروم نشستم و پاهام رو دادم عقب و کامل نشستم روی کیرش . کیرش بیشتر از قبل انگار داخل بود . حس خوبی بود . داشتم از حجم کیری که داخلم هست لذت می بردم که با سیلی یوسف به کونم به خودم اومد که : زود باش تا نخوابه . حالا فهمیدم که چرا اونوری می خواسته بشینم روی کیرش . روی کیرش بالا و پایین می رفتم و سعی می کردم کیرش از کونم بیرون نیفته ولی تا جایی که می شد بیرون بشه تا موقع داخل شدن لذت بیشتری نصیب ام بشه . سیلی های بی حمانه یوسف دیونه ام کرده بود . گاهی وقتی می اومدم پایین خودش هم محکم کیرش رو ضربه می زد و حسابی داغ می شدم . به بدنم نگاه می کردم که با پایین و بالا رفتن من می لرزید . و کیرم که هنوز نیمه خواب بالا و پایین می شد و به رونهای پرموی یوسف می خورد و دیونه کننده بود برام . یه کم استراحت می خواستم . از روی کیرش بلند شدم و کمی زانوهام استراحت کرد و برگشتم ، یوسف دراز کشیده بود و با لبخندی از رضایت و شهوت از اینکه پسری رو گاییده و حالا من خسته بودم . اشاره کرد که ادامه بدم .
بهش کفتم ، یه کم دیگه . خندید و گفت بشین . نمی خواد . خودم انجام می دم . روی کیرش رو بروش نشستم و یوسف کمی پاهاش رو به سمت خودش بلند کرد و سینه به سینه یوسف خوابیدم توی بغلش و بدن گرم و پشمالوش بدن لخت من رو در بر گرفته بود . هر دو خیلی اهل رابطه عاشقانه نبودیم ولی اون لحظه واقعا حس می کردم بهترین جای دنیام . یوسف همونجوری که شروع کرد به لب گرفتن ازم ، شروع کرد کیرش رو داخلم تلمبه زدن . انگار داغ تر شده بود . تلمبه هاش محکم تر شده بود و حالا گردن و سینه هام رو می خورد . عملا گاز می گرفت و این دیونه ام می کرد . محکم توی بغلش گرفته بود و کمی که توی اون حالت منو گایید و چند تا ضربه محکم با کیرش داخلم کوبید . خسته شده بود و همونجوری که کیرش داخلم بود آروم به بغل چرخید و کیرش از داخلم درومد . منو طاق باز روی فرش خوابوند و سرم نصفه و نیمه روی کوسن بود و پاهام رو باز کرد و کیرش رو سریع داخل کرد و پاهام رو دو طرف اش میزون کرد که روم بخوابه . پاهام طاقت اونقدر باز بودن رو نداشت . یوسف شروع کرد به تلمبه زدن . خیلی سخت بود و یه کوسن دیگه برداشت و زوری زیر کمرم گذاشت و کمی که بهتر شد ادامه داد . آروم آروم روم خوابید و در حالی که سرش کنار سرم بود و صدای نفس هاش توی گوشم بود با تمام جونی که داشت کیرش رو داخلم تلمبه می زد و هر از گاهی چند تا ضربه . کیرم بین بدنمون مونده بود و با مالش و فشار بدن یوسف شق تر می شد .
زیر فشار بدن یوسف و تلمبه هاش داشتم له می شدم ، چند تا تلمبه عمیق و محکم و بالاخره یوسف ارضا شد . کمی شل شد و فشار روی بدنم کمتر . کیرش هنوز داخل ام بود . نفس نفس می زد و کامل روی من ولو بود . این بخش سکس رو واقعا دوست داشتم . ارضا نشده باشم و بدن مردی روم باشه که من رو گاییده و خسته است . دستم رو روی بدن اش می کشیدم و از موهای تنش و داغی بدن اش لذت می بردم .
یه کم که به خودش اومد کیرش رو کشید بیرون و کنارم دراز کشید . کیرش هنوز سرپا بود . آبش سر کاندوم جمع شده بود . سعی می کرد با کشیدن من سمت خودش ، من رو توی بغل اش بگیره . آروم صورت و گردن و پشتم رو می بوسید .
کمی که اوکی شد ، بهم گفت : تو ارضا نشدی ؟ برات جق بزنم ؟ گفتم نه .
بلند شد و رفت سمت سرویس ، بدنم دیگه به سوزن سوزن شدن فرش عادت کرده بود . بلند شدم و با دستمال کونم رو پاک کردم و شورتم رو پوشیدم و نشستم روی مبل . یوسف که برگشت اول غذا سفارش داد و بعد اومد کنارم نشست . هنوز چیری نپوشیده بود و منم که حشری بودم هنوز. کیرش رو کمی مالیدم براش و یوسف هم دستش روی بدنم می چرخید .
بعد از ناهار خیلی اصرار داشت که پارت دوم رو داشته باشیم ولی دوست نداشتم همه رو توی یک روز انجام بدیم و زود ازم خسته بشه . من رو رسوند خونه .
بعد از اون رابطه من رو یوسف تبدیل شد به یک رابطه پایدار . هر وقت هر کدوم حس نیاز داشتیم قرار می ذاشتیم . بیشتر رفاقتی بود تا عاشقانه و فقط سکس . سفر رفتن و کارهای هم رو انجام دادن و هوای هم رو داشتن بود .
نوشته: superreview_
6 پاسخ به “رامین هورنی و تاپی که دنبال نصاب بود”
آفرین اینطوری دوس دارم پایدار اوکی بش از کون بدم
وای منم خیلی دوست دارم با سن بالا رابطه داشته باشم
از سن بالا حالم بهم میخوره، تا فهمیدم داستانت سکس با ی سن بالاست حالم خراب شد
خیلی عالی بود…
نیم ساعت تو سرویس چیکار میکردی آخه ؟
نوجوانان و جوانانی که به سن بالا دوس دارن کون بدهند یا اولین توجه خود را داشته باشند من در خدمتمالبته با استفاده از کاندوم و ژل و بسیار مهم تر حرفه اییو ۲۰ سانت و کلفت