داشتم همه غمو غصه ها رو بدست فراموشی میدادم یروز تو چت که منو ستاره ونوس چت میکردیم اواسط اردیبهشت ۹۰ بود گفتم ستاره بیا جدا شیم دارم عاشقت میشم ونوسو ستاره باهم دعوا گرفتن ستاره گفت چطور دلت میاد من میخوام واسه همیشه داشته باشمت تو از داداشم عزیزتری اگه بری میمیرم میخوام حتی بعد ازدواجم تورو داشته باشم به شوهرم بگم تورو دارم منم گفتم باشه بزار هرچی میخواد بشه یشب یجا خلوت منوستاره نشسته بودیم یه بسیجی امد کلی بهم گیر دادن بعدش منم با ستاره دعوا گرفتم چرا نمیزاری بیام خونت اونجا راحت تره بعد چند روز که من دانشگاه بودم با ستاره قرار بود بیرون برم یهو ستاره زنگید گفتش کسی پیشت نیست گفتم نه بگو گفت میای خونه خیلی تعجب کردم خوشحال بودم گفتم باشه الان میام بهم ادرس داد خلاصه رفتم خونه با مانتو شال بود عرق کرده بود دستش داشت میلرزید بغلش کردم سعی کردم ارومش کنم خیلی ترسیده بود روم نشد بوسش کنم بعد نهار دیدم اتاق خوابش یه تخت داره راضیش کردم رفتیم رو تخت فقط بغلش کردم لباشو بوسیدم نخواستم کاری کنم بهم بی اعتماد بشه یهو ونوس زنگید گفتش زیاد شیطونی نکنی فهمیدم کار ونوس بود که ستاره رو راضی کرده منم حتی ستاره رو لخت نکردم اون روز همینجوری گذشت از این به بعد هر هفته میرفتم خونه ستاره یروز شق درد گرفته بود اون هم یجورای فهمید حداکثر تلاش شو کرد که ارضا بشم شلوارشو اورد پاین منم لاپای رد کردم بعد چند مین ابم امد ناراحت بودم از کارم خواستم جبران کنم وقتی شلوارشو کشید بالا لباشو خوردم دستمو گذاشتم رو کوسش انقد مالیدم تا اب اون هم امد گفتش چرا اینکارو کردی گفتم خواستم برابر شیم میخواستم برم از پیشش خیلی واسم سخت بود هر وقت میخواستم از پیشش برم نیم ساعت گریه میکردم ارومم میکرد راهی میشدم عاشقش شده بودم واسش کلی کادو میخریدم هروقت میرفتم خونش ایستک میخریدم یشب دیر شده بود خونش خوابیدم البته تو یه اتاق دیگه.رابطمون خیلی عاشقونه شده بود انگار شده بودیم زنو شوهر هفته یشب پیشش میخوابیدم باهم راحت بودیم لخت میشدیم لب بازی میکردیم گردنشو لیس میزدم سینه هاشو میخوردم چون پرده داشت فقط کیرمو میذاشتم لای کسش عقب جلو میکردم تا جفتمون ارضا شیم و باز وقت رفتن گریه میکردم یروز واسش با دونه های یه گیاه واسش دستبند ساختم راضی نشد برم خونش گفتم بیا تو کوچه کارت دارم وقتی امد دستبندو بهش دادم خیلی خوشحال شد پرسید چند خریدی گفتم خودم ساختمش خیلی ذوق کرد گفت بیا خونه چندتا شرط هم گذاشت که سکس نباشه اخرین بار باشه گفتم نمیام اما دلم میخواست برم وقتی ازش جدا شدم بهش زنگیدم گفتم شرطا رو بردار تا بیام بعدکلی اصرار قبول کرد دوباره رفتم خونش… اواخر خرداد ونوس خدافظی کرد بخاطر مشکلات خانوادگیش کلی گریه کردم اما ستاره رو داشتم الان از دوستش شنیدم ازدواج کرده منو فراموش کرده.شبای امتحان اخر ترم میرفتم خونه ستاره ولی مگه میشه درس خوند همش لب بازی شیطونی یا بهم رقص یاد میداد بلد نبودم
فردایش میخواستم برم خونه بهش گفتم بیا پارک خلاصه قبول کرد پسرخالم هم بامن بود بعد اینکه پسرخالم رفت تامنم ستاره رو ببوسم بای کنم تا بعد تابستون که یهو یه موتور پلیس امد بهمون گیر داد کارت دانشجوی منو گرفت به ستاره گفت تو برو یجوری رفتار میکردن انگار ادم کشتم با هزار خایه مالی زنگ زدم خونه بعدش کارتمو دادن گفتن برو دیگه اینجا پیدات نشه اعصابم تخمی شده بود میخواستم اون سربازه رو بزنم! تابستون شروع شد منم از ستاره دور شدم فقط یه درسو افتادم داشتم از دوریش دیونه میشدم همش بفکرش بودم بهش اس میدادم یاد لباش دیونم میکرد ۷شهریور امتحان کنکور داشت شبش بهم زنگید کلی گریه کرد گفت هیچی نخوندم منم عروسی بودم سعی کردم ارومش کنم واسش از ته قلبم دعا کردم خدایا ازت چیزی نخواستم فقط به ستاره من کمک کن اشک خوشحالی داشت میریخت بعد دوساعت حرفیدن اروم شد رتبش ۵هزار بود همه دانشگاه رو انتخاب کرد منم دعا میکردم ازم دور نشه اگه دور میشد بای میکردم اون هم قول گرفته بود اگه فقط همه از دور هم شده ببینیم جدا نشیم با دعای من به کمک خدا یه شهر کنار این شهر قبول شد خوشحال بودیم تا اینکه قرار بود داداشش هم بیاد باهاش زندگی کنه ۱۶شهریور بود قرار بود اون بیاد این خونش منم بیام واسه کارای دانشگاه اون روز فرا رسید بعداز تقریبأ ۳ماه کارم دانشگاه تموم شد هی بهش زنگ زدم جواب نداد بارون شدید میومد میدونستم سرکارم نذاشته انقد زنگیدم تا جواب داد تو راه حالش بد بود شماره دوستش داد تا بزنگم دوستش بره دنبالش اینکارو کردم دوستش بامامانش رفتن اوردنش درمانگاه من ۵ساعت زیر بارون الاف بودم تا اینکه ادرس درمانگاه رو گرفتم رفتم دوستش سلام داد من فقط میگفتم ستاره کجاس کجاس بهم نشون داد رفتم رو تخت بغلش کردم دستشو گرفتم بعد سرمش تموم شد با ماشین دوستش خونش رفتیم دوستش واسمون خوراکی خریدو رفت خیلی بامرام بود وقتی رفت ستاره گفت بزار بخوابم منم کنارش دراز کشیدم ثانیه هارو میشموردم تا بیدار شه وقتی بیدار شد لباشو بوسیدم زبونمو میلکید دستم رو سینه هاش بود کم کم جفتمون لخت شدیم ایندفعه میخواستم جفتمون حال کنیم سینه هاشو خوردم لیسش میزدم چقد سکس با کسی که دوسش داری لذت بخشه رفتم کسشو بخورم بوی بد میداد بیخیال شدم یکم واسم ساک زد بعدش تف زدم کردم تو کونش بعد از چند مین کل کیرم تو کونش بود چند مین عقب جلو کردم ابم امد ریختم تو دستمال کاغذی تا فرداش چند بار دیگه سکس کردیم تا منم رفتم خیلی خسته بودم وقتی دوبار دانشگاه شروع شد دیگه داداشش پیشش بود خودش هم دانشگاه میرفت ارتباطمون کم شده بود که باعث بداخلاقیم و دعوا شده بود همش میگفتم جدا شیم بعد یه مدت قرار شد پیتزای همو ببینیم وقتی همو دیدیم جفتمون بدون حرفی فقط اشک ریختیم کلی اونجا لب بازی کردیم و اخرین باری بود که لباشو بوسیدم بعد دو هفته اخلاقم بد شده بود اخه داشتم از دوریش میمردم تا یه شب گفت میخوام برم پیش دوستم بیا ببینمت
وقتی همو دیدیم با کلی ذوق بهم کادو داد از کادوش خوشم نیومد ولی واسم با ارزش بود بعد از چند دقیقه قدم زدن رفتن خونه دوستش عصابم خورد شده بود بدجور از این شرایط ناراحت بودم زنگ زدم کلی ازش شکایت کردم داشت گریه میکرد گفت بیا ببینمت وقتی رفتم بارون شدیدی داشت میومد شمال اینجوریه دیگه جفتمون تو کوچه پس کوچه قدم میزیدم فقط ساکت بودیمو گریه میکردیم یه لحظه انقد ناراحت بود جفت گوشیشو کوبید رو زمین گوشیشو جمع کردم دادم دستش باهاش حرفیدم ارومش کردم دستش تو دستام بود چه شبی بود بهم گفت دوست دارم کاش میتونستم پات بمونم کاش مال هم بودیم منم فقط اشک میریختم بعدش ازم جدا شد رفت خونه دوستش دیدم جلو در وایساده سرشو کوبیده به دیوار بهش زنگیدم گفتم رفتی خونه گفتش اره گفتم دارم میبینمت برگشت نگام کرد لبخندی زدو گفت برو سرما میخوری بعدش رفت خونه چند روز بعد یه شب اس داد بیا جدا شیم فکرکردم شوخی میکنه اون شب خابگاه نبودم خونه بودم باخانوادم بحثم شده بود عصابم تخمی بود اس دادم حرفاشو زد منم فقط قسمش میدادم میگفتم تورو خدا بای نکن به پات میوفتم من عاشقتم بدون تو میمیرم بعدش اس داد گفت دوست دارم دنبال عشق واقعی باشو بای کرد انقد گریه کردم هی اس دادم هی زنگیدم حدود ساعت سه بود جواب داد واااای دیدم داششه بهم اول گفت مگه مرد گریه میکنه بعدش جدی شد چنتا فوحش داد گفت مزاحم نشو مثل این دیونه ها فقط گریه میکردم زجه میزدم تا صبح گریه کردم هر کاری کردم بی فاید بود ازم دل کند به دوستش زنگیدم بعد یه ساعت داداشش دوباره بهم زنگید بی فاید بود حتی داداشش خواست منو ببینه الان هم میگه که ستاره ازدواج کرده هرشب گریه میکردم بعد یه مدت موهام سفید شدن ده کیلو لاغر شدم از قیافه افتادم انقد غصه خوردم دیونه شده بودم همش یادش بودم وقتی خونه پیشش بودم بغلش بودم اون خواب بودو من گریه میکردم این اهنگو فقط میزاشتم(تورو بخدا بعد من مواظب خودت باش گریه نکن اروم بگیر بفکر زندگی باش غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری شکایت از کسی نکن بااینکه خیلی دلخوری دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بودن دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمو دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش منو ببخشش اصلأ فراموشم کنو فکر کن منو نداشتی اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی برو بگو تنهایو خیلی زیاد دوسش داری اگه تو تنها بمونی باکسی کاری نداری دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون)
انقد گریه کردم هرشب زیر پتو بی صدا اشک میریزم جلو خونش رفتم چند ساعت موندم زیر بارون اما ندیدمش هر هفته میرفتم جلو خونش باز نتونستم ببینم هزارم همه چیزمو بدم تا ببینمش از دور میخواستم خودکشی کنم اما بخاطر ابرو خانوادم و جهنم اینکارو نکردم اما واقعأ مردم دلم مرده نه امیدی نه عشقی نه پولی نه اینده فقط حسرت غم غصه الان ۸ماه که رفته دو ترمه بعداز رفتن مشروط شدم بیادش میرم پارک همونجا که یروزی باهاش بودم میشینم اشک میریزم کل این شهر منو یادش میندازه هرجا میرم بیادشم نمیگم نامردی کرد میگم من قدرشو ندونستم من از دستش دادم اما حقم نبود فقط باید بعد این همه مدت زنگ میزد تا فهمه چی کشیدم حتی نتونستم حرفای دلمو بزنمو بگم چقد عاشقشم خدایا تو دیدی چه لحظاتی داشتم چی سرم امد خدایا هرجا که هست کاری کن فراموشم کنه دلشو شاد کن خدایا من که از خودم گذشتم تو خوشبختش کن اشکام درومده هنوز عشقم بهش کم نشده جز چنتا عکس کلی خاطره چنتا شعر واسم خونده چیزی ندارم همیشه هنسفری تو گوشمه اهنگ linkin park و اهنگای غمگین گوش میدم من نابود شدم هرگز ازدواج نمیکنم همیشه بیادشم دیگه نمیتونم بادختری باشم دلم مرده دیگه بهم اعتماد نداره کاش راه نجاتی بود همه چیز به این جامعه لعنتی برمیگرده واسه خودم تو یدفتر همه چیزو نوشتم ده سال دیگه ستاره رو پیداش میکنم بهش میگم چی بی سرم امد چی کشیدم یدنیا غصه تو دلمه این دل شکست دیگه درست نمیشه بقوله بهرام:افسوس واسه تو ای دل ساده که تو ۷ اسمون نداری یه ستاره این هم از زندگی من سعی کردم از جزئیات نگم راهی جلوم بزارین نظر بدین دیگه جونی واسه ادامه زندگی ندارم ممنونم
linki alone boy
i given up these wounds they will not heal some times good bye the only vay
you’re gone and i was wrong i never konew what it was like to be alone
i need to bi alone
i’m abut to break
if your’re not with me i’m with you…;-(;-(;-(
نوشته: TANHA
30 پاسخ به “دلشکسته”
هرچی سعی کردم نشد تا آخر بخونماصلأ نمیدونم چی شده که میام داستان میخونم!چیه آخه نوشتی؟خودتو بذار جای ما!چه کنیم الان؟عزیز من جان من قربونت برم اینجا که اتاق مددکاری نیست!
یکی ترجمه کنه این داستان چی بود همش سانسور داشت دوست عزیز در سریع ترین زمان خودت رو به دکتر معرفی کن بس کم جلغ زدی مخت گوزیده شایدم ریده در هر صورت تو بیماری برو دامپزشکی باشه عمویی!!!
همگی بگید الهی…الهی…الهیخیلی طولانی بود چشمام در اومد هر چی میخونم تموم نمیشهخیلی بی دقت نوشته بودی درکت میکنم سخته ولی پسر خوب تا دنیا بوده همین بوده چرا خودتو عذاب میدی هی به خودت تلقین میکنی بعد هم میای داستان داغون شدنتو میزاری اینجا اعصاب ما رو خورد کنیبه جای این کارا درس بخون برو سر کارچیزی که زیاده دختربخدا سرم درد گرفت با این سرگذشتتهمیشه اینو به یاد داشته باش تو اون لحظه که فکر میکنی خیلی بدبختی یکی آرزوی همون زندگی تو رو داره…دوباره بلند شو…
kir tu kunet injAro ba komite emdad eshtebah gerefti!
:hat: بدنبود2
انصافا خیلیطول و دراز بودهم خوابم میاد هم حسش نیست بــــخونم!
درکت میکنم کلی درس خوندی واسه کنکور، واسه همین مخت گوزیده وشاید هم ریده .این چی بود که تفت دادی هر کاری کردم نتونستم تا آخر بخونم .تا اونجایی هم که خوندم این دست اومد که خیلی گاگول و پخمه تشریف داری .ای خدا از دست این ادمین دارم دیوونه میشم با این داستان آپ کردناش
عشقكي-حال بهم زدكيچقد عاشقونه!اشكم سرازير شد!ولي بايد خدمتت عرض كنم خيلي كفي تشريف داريآدم كه نبايد اينقد سريع عاشق بشهحالا رفاقتي چندتا فحش بهت ميدم كه از ناراحتي دراي!كيره اشكبوس تو كونت يكم مرد باش!كير وزغ اسكاتلندي تو كونت يكم جذبه داشته باش!كيره…اي بابا!دوباره اشكت سرازير شد؟اين شهواني چقد خوشتيپ داشت ما خبر نداشتيما:-)
من قشنگ بودم ولی قیافه ای داشتم عین کیر همه ازم میترسیدن بهم میگفتن لولو کیر کیره!! :)تا حالا کیر خر دیدی؟؟؟نه،جون خواهر جون جونت دیدی؟؟اگه دیدی تو کونت اگه ندیدی خود خر تو کونت.داستانت خعلی تخمی بود،دلم نمیاد بهت فحش بدم چون شکست عشقی تخمی خوردی.کاش کیر میخوردی.ودر آخر کیر تورحت ویه سوال دیگه،عمت رو دوست داری؟؟مخت هم پریود شده یه نوار بهداشتی ببندبه کله کیریتI’m want your sister:love:
اي دل ز زمانه رسم احسان مطلب/ از گردش دوران سر و سامان مطلب…چيزي كه زياده دختر خوب، سرنوشت تلخيه ولي نه اونقدر كه شما تلخش كرديد. با يك روانپزشك مشورت كنيد. صد در صد درمان افسردگي تون به بازگشتتون به زندگي كمك ميكنه. در ضمن به زمانه، زمان بديد. خيلي اتفاقاي جديد ميتونه بيفته و همه مسائل رو حل كنه. روزي فرا ميرسه كه مي بيني بيخود خودتو باختي… مرد باش!
کسی نگفت عشقی ننویس بچه ولی قشنگ بنویس کسکش.هرچی خودموگاییدم نشدکه تاآخرش دووم بیارم بااین نگارش کیریت.داشتی تبلیغ میکردی واسه کونت مشتری گیربیاری بچه خوشگل؟
مزخرف بود، دیگه ننویس . . . . . . . . . . . .تو دانشجوی چی هستی که سوادت اندازه بچه دبستانیه؟ ریدی با این طرز نوشتنت. فهمیدم که همش دروغ نوشتی و به احتمال قریب به یقین یه بچه جلقوی حدود 16 یا 17 سال باشی. کله کیری ما رو چی حساب کردی؟ حالم از این گریه کردنات به هم خورد. شاش سگ تو روح و روانت. چولمنگ خودت خوندی چی گوزیدی؟ گم شو از جلو چشما خفه شو. دیگه ننویس جلقو. اگه کون خودتم پاره کنی برات شعر نمیسازم که حال کنی دیگه ننویس.
بهترین دانشگاه ممکن قبول شدم “دارغوزآباد از توابع عنترآباد سفلی”کیر تو اول و آخرت، زنده و مردت. نشستی داستان چت کردنا و جلق زدنهاتو میگی؟ گشنه گدای بی آبرو جایی که مثل مرد کار کنی مثل جنده منده ها شماره حساب میدادی که پول و شارژبهت بدن دخترا؟خوراکی”زیاد” برات بیارن؟کس ننت که حالمو به هم زدی
از هر منظر حال بهم زن بود _ احسنت نويسنده شما توانايي بردن “تمشك طلايي” بد ترين داستان از هر جهت را داريد!
جای این داستان اینجا نیست… این داستان نبود مصیبت نامه بود…اینو یادت باشه هیچ کس ارزش اینو نداره که خودتو به خاطرش نابود کنــــی، یه بار فرصت زندگی داری پس از زندگیت نهایت استفاده رو کن، از زندگیت لذت ببر گور بابای دنیــــا…
اخه من نمی فهمم اینجا بکن توه یا سایت دل شکستگان کونده ؟؟؟اون از اون زنیکه جنده که نگفته میره میده بعد میاد میگه تقصیر من نبود ، اینم از این خارکسده که برای ما مثنوی عاشقانه پیر خرابات رو مینویسه !!!خوب کس کش ، کیر ریچارد شیر دل تو لوزه ت ؛ تو گه می خوری این کس شعر ها رو اینجا تفت میدی .الان شکست خوردی که خوردی ما چیکار کنیم ؟؟؟تو رو بگاییم ؟ ننتو بگاییم ؟؟ اون دختره رو بگاییم ؟؟؟خوب مادر کس گشاد ، اگه داستان سکسی نیست ؛ گه وزغ هلندی می خوری اینجا مینویسی .
اولین باره که برا داستان نظر میدم؛تا حالا نظر نداده بودم؛ولی این داستان خیلی کیری بود دیگه نتونستم تحمل کنم؛کیرم تو دهنت احمق بیشعور؛من فقط اولشو خوندم آخه کیر اسب تو دهنت مگه دنبالت کردن چه جمله بندی کیری داشت حالم بهم خورد
داداش من 2 ساله تو این سایت میام و هیچ وقت عضو نشدم اما برای نوشته های تو عضو شدممنم شکست خوردم کم مونده بود دیوانه شمخودت را مشغول یه کاری کن که ستاره یادت بره هم دیگه عاشق نشیزمونه عوض شدهاینطوری فقط خودت را از بین میبریبه این نظرات چرت و پرت هم محل نگذار
داستانت خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی تخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخمی بود |(
معشوق آینه ای است که آدم خدا را توی اون میبینهاگه آینه بشکنه یا از بین بره به این معنا نیست که خدا دیگه نیستمیتونی با آینه ای دیگه خدا را ببینیاگر کسی یه احساس عاشقانه به دختری داشته باشه مثل اینه که روی خدا را بوسیله اون دختر داره می بینه و احساس میکنه دیدن در این مورد به معنی دیدن با دله احساس عاشقنه احساسی است که نمیشه بیانش کرد و تنها با دل میشه دید و به هر میزان که در موردش به دیگران توضیح بدی کسی تا خودش درگیر حس عاشقانه نشده باشه نمی تونه درک کنه – حالا تو هم یه احساس واقعی یه دیدن واقعی خدا را با آینه های این دنیا که یکیشون زن یا دختر می باشه درک کردی و خیال می کنی که کسی دیگه نمی تونه نقش اونو برات داشته باشه در صورتیکه این کاملاً اشتباهه و اگر فلسفه این دنیا و عشق را بدونی به راحتی میتونی فراموشش کنی و به دنبال یه معشوقه دیگه باشیاین اتفاق واسه خیلی ها پیش میاد و به دلیل اینه تو اعماق دل آدمهاست و اطرافیانشان نمی فهمند وکسی مثل تو که این مشکل برات پیش آمده فکر میکنی که فقط واسه تو بوده و کسی دیگه براش پیش نیومدهولی اینو بدون که واسه خیلی ها پیش میاد و همه فکر میکنند که تنها اونا هستند که درگیر عشق شدندنکته دیگه اینه که عشق در این دنیا وقتی متبلور میشه که با دوری همراه بشه و در تمام داستانهای عشاق واقعی اگه خونده باشی می بینی که همشون در فراق یار بودندخیلی هاشون هم با هم زندگی میکنند ولی به دلیل روزمرگی ( که یکی از خصوصیات این دنیاست ) عشقشون را گردو خاک میگیره و تبدیل به یه زندگی روزمره میشه که دیگه اون احساس روزهای اول را نداشتندتنها عده معدودی هستند ( خیلی کم ) که تا آخر عمرشون عاشق همدیگه میمونن دلیلش هم اینه که عشق مانند یه گل ظریفی می مونه که هر روز باید بهش برسی وگرنه سریع پژمرده میشهنکته اخر هم اینکه انسان به دلیل خاصیت فراموش کاری میتونه تمام دردهای دنیا را به راحتی فراموش کنهپیشنهاد من اینه که به دنبال آینه دیگه ای باشی که شاید هم خیلی شفاف تر از قبلی هم باشهدر عشق طرف مهم نیست اون احساس مهمه به دنبال طرفش نباش به دنبال اون احساس باش که طرفش پیدا میشه خیلی زود
اولا از يه دانشجو اونم به قول خودش باهوش بعيده اينقدر غلط املايي داشته باشه!كدوم نويسنده چند دقيقه رو مينويسه چند مين!!؟خداحافظي چه اشكالي داره كه مينويسي باي كردم!!؟يا حرف زدم رو مينويسي حرفيدم!!اينجوري نوشتن شايد به درد اس ام اس بخوره ولي داستان اونم سكسي هرگزيا بعضي عبارتها كه از اشتباه هم فراتر هست يه جا نوشتي: قرار شد فردا پيتزاي همو ببينيم!!جل الخالق !ميخاي پيتزاي منم ببيني؟دوما: صد جا نوشتي گريه كردم آخه مردي مثلا تو!حتما حالا پيش خودت ميگي شما حرف دل ما عاشقها را نميفهميد!يا ميگي : شما از عشق چيزي نميفهميد!در صورتيكه اكثر بچه هاي شهواني حداقل يك بار عشق را تجربه كردن از جمله خودمولي كجا مثل تو شب و روز گريه كرديم،گريه مال آدمهاي بي اراده و ضعيف النفس هست سوما . به تقدير اعتقاد داشته باش هر كسي در اين جهان فاني سرنوشتي داره كه اونو ديگه نميشه كارش كردبچسب به زندگي و اينو بدون كه هر ثانيه اي كه گذشت رو اگه هزاران ميليارد هم بدي برنميگرده ،شايد دنيا اونقدر برات موقعيتهاي بهتري آماده كرده كه تو خبر نداريفقط لطفا ديگه اينجا نيا يا اگه اومدي اينجوري ننويس كه اعصابمو بهم ريختي!
کس شعرمحض بودهمش رفتم اومدم رفتم اومدم بچه قرتی
کس شعرمحض بودهمش رفتم، اومدم،،اومدم ،بچه قرتی
kooni boro bede bezar bakhtet vashe.
🙂 |( |( |( angry!!!i
اخي دلم سوخت.طوری نیست منم شکست عشقی خوردم ولی حالا عبرت گرفتم اگه دوباره عاشق بشی كیرم تو چشمات.
آقاى کوچولو:در مورد اينکه بچه وکم سن وسالى شکى نيست.اينو بهت ميگم که ياد بگيرى اگر عشق يکطرفه باشه به جايى نمى رسى مگر به همين جايى که الان هستى. چه خوش بى مهربونى هر دو سر بى که يکسر مهربونى درد سر بىعزيز من همه عاشق ميشن. ولى توبايد کون گشادى تنبلى رو بذارى کنار وکارى کنى که يکى تو رو دوس داشته باشه. اونايي که باتو بودن حتما از سر ناچارى وبيکسى باهات بودن وقتى خودت از هيکلت راضى نيستى و خودتو قبول ندارى چطورتوقع دارى يه زن بهت دل ببنده اقلا يه کم هيکلتو رو فرم بيار کارى به سواد نداشتت ندارم ولى يه کم ورزش کن باشگاهى. بدنسازى. چيزى برو بجاى اينکه مثل يهزن هى بشينى گريه کنى اصلا خجالت داره يه مرد فقط بشينه گريه کنه آبرو هر چى مردو بردى زنا دوس دارن يه مرد بالا سرشون باشه نه يکى مثل تو. اميدوارم درک کنى چى گفتم… خسته شدم بابا
جناب مرد خوب:نظرت خوب, عاقلانه, بجا,واز سواد بالاى شما نشأت گرفته وميزان فهم ودرک خوب شما رو نشون ميده. حقير کاملا با صحبتهاى شما موافقمموفق باشىدادا سعيد :نظرت عالى بود
والا من که دخترم و در اولین عشقم به بدترین وجه ممکن با خیانت مواجه شدم و شکست عشقی فجیعی خوردم اندازه تو گریه نکردم. تازه من که ازدواج کرده بودم تو که هیچ غلطی نکرده بودی.اما از یه لحاظ به هم شبیه بودیم: منم مثل تو از یه محله خراب شهر تونستم تا کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف بخونم…اما هیچ به دردم نخورد…تو هم اگه نخوندی دیگه نخون چیزی از دست نمی دی …به قول خودت بی پول که باشی باید سرتو بذاری بمیری…درس و نجابت و پاکی را بذار در کوزه ابشو بخور
واي خدا كلي خنديدم_خواستي دوست شي گريه كردي خواستي دستشوبگيري گريه كردي خواستي ببينيشگريه كردي خواستي بكنيش گريه كردي خواسته پارك بري گريه كردي_آخه حرومزاده چرالاف ميزني_يهو بگو خواب وحشتناك ديديم كه داشتن كونم ميزاشتن گريه كردم خلاص ديگه_چرا آخه خدا مگه گناه بچه هاي شهواني چيه كه آدمين كسكش اين داستاناي تخميو ميزاره_اي آدمين كيرپسراي شهواني تو كونت و شاش دختراي شهواني تو دهنت