وقتی رسیدیم منشی یه راست مارو فرستاد تو . دکتر سلام کردم و ما نشستیم . اولش یکم درباره یه روش جدید که پیدا شده صحبت می کرد که جدیدا توی خارج روش تحقیقات زیادی شده و … . مقدمش که تموم شد ، یهو گفت که این روش از طریق یک دارو انجام می شه . بلافاصله مامانم ازش اسم دارو و اینکه از کجا می تونه بگیره رو ازش پرسید ولی دکتر سوالش رو با سوال جواب داد و پرسید که طی این 1 ماهی که جلسه نداشتیم با مردی آشنا نشدی ؟ اونم گفت نه ! دکتر با یه حالت ناراحتی گفت که این دارو تو بدن نصفی از مردم تو بدنشون تولید می شه . مامانم تعجب کرد ! دکتر ادامه داد که اگه با مردی بتونین آشنا بشین می تونین این دارو رو که به صورت مایع هست ازش بگیرین … مامانم خشکش زد ، صورتش قرمز شده بود . سریع دست منو گرفت و از اونجا بیرون رفتیم …
توی راه بهش گفتم که آره راست می گه، من تو اینترنت یه سری مقاله در این مورد دیدم که برای درمان افسردگی و ناراحتی های صبحگاه استفاده می شه … اولش باورش نمی شد ولی بعد گفت ” راست می گی ؟ ” منم گفتم آره ، تو سایت womens health mag دیدم … رسیدیم خونه . زنگ زد پیتزا آوردن ، موقع خوردن پیتزا بهش گفتم مامان تا جایی که یادمه بعد اینکه بابا رفت از همه ی مردا بدت اومد دیگه ، اونم با ناراحتی سرشو تکون داد به نشونه ی جواب مثبت . سریع بهش گفتم که مامان پس بیا از تنها مردی که کنارته و تورو خیلی دوست داره استفاده کن ، سریع بم جواب داد که نمی شه ! تو پسر منی ! منم بهش گفتم ولی چاره ی دیگه ای نداریم … فقط تا زمانیه که حالت بهتر شه ، هیچکی هم نمی فهمه … ساکت شد و چیزی نگفت . بعد ناهار رفت تو اتاقش . از لای در نگاه کردم دیدم از پشت دراز کشیده داره فکر می کنه . منم رفتم تو اتاقم یکم فیلم دیدم . شب که شد ، از اتاقش اومد بیرون رفت دستشویی ، بعدش اومد دم اتاقم و صدام زد ، سریع اومدم گفتم چی شده گفت راجبش فکر کردم. راست میگی چاره ی دیگه ای نداریم گفت 5 دقیقه دیگه صدات کردم بیا تو اتاقم … رفت تو اتاقش . یه 10 دقیقه ای شد و هیچ صدایی ازش نشنیدم ، خودم رفتم تو اتاقش ، دیدم یه شلوار گشاد با یه سوتین تنشه . گفت هنوز که 5 دقیقه نشده ، گفتم مامان الان 10 دقیقست !! گفت پس بیا کنارم بشین ، گفت تمام اینا خودت میدونی باسه درمانم هست ، پس نمی خوام هیچ نظری به مادرت پیدا کنی ، در ضمن هیچ کس ، هیچ کس نباید از این قضیه چیزی بفهمه ! منم تایید کردم. گفت حالا فقط شلوار و شرتتو در بیار و بیا روی پام بشین . نشستم . گفت خودت می دونی چیکار کنی دیگه . منم شروع کردم با کیرم بازی کردن تا شق شد ، شروع کردم جلق زدن با اون سینش . واقعا احساس لذت می کردم … یه 6 7 دقیقه ای که گذشت بهش گفتم مامان خودت می بینی که اینطوری نمیاد . گفت انتظار نداری که بخورمش ؟! گفتم نه . فقط تو سوتینتو دریار . گفت باشه ولی دیگه پورو تر نشی . سوتینشو که در اورد شروع کردم به مالوندش که گفت ” گفتم پورو نشو ” به جلق زدن ادامه دادم … ولی بازم آبم نیومد ! خودش دیگه خسته شده بود ، گفت بیا جلوتر . رفتم یکم جلو سرشو آورد بالا و شروع کرد به خوردن ، انگار خودش تازه داشت لذت می برد … همینطوری یواش که داشت می خورد دستمو بردم لای پاش یکم ور رفتم هیچی نگفت . سریع دستمو بردم تو شلوارش زیر شرتش . حسابی خیس بود . همین طوری که داشت می خورد منم براش می مالوندم . بعد 10 دقیقه یه آبم اومد . اولش فقط یکم ریخت ولی بعد انگار تازه اومده یه 10 ثانیه ای داشت می ریخت همینطور … وقتی که تموم شد هیچی نگفت منم یه ماچش کردم رفتم تو اتاقم … توافق کردیم که هفته ای یه بار دقیقا همینطور انجام بدیم تا زمانی که حالش بهتر بشه … الان 3 هفتس بهتر شده اما نه مثل سابق . امیدوارم همینطوری تا آخر عمرم ادامه پیدا کنه.
نوشته: TheJungleFlash
20 پاسخ به “درمان طبیعی افسردگی مامان”
اقای عوضی خیلی عوضی هستی .بیا مال منو بخور که قوت بگیری .
باید مامانتم ارضا بشه اینجوری بی عدالتیه
کیرم تو غیرتت در ضمن ننه ات با 2 تا کیر زود تر خوب میشه
خیلی چرت و مزخرف بود … برای بچه ی زیر 12 13 سال باید تعریف کنی تا شاید باورش کنن !!
میشه به نفر دقیق توضیح بده این بچه کونی چی نوشته؟ جلقوز چلغوز تو عکس کس ببینی خودتو خیس میکنی بعد مامانت نیم ساعت ساک میزد و آبت دو مرحله ای اومد؟فیلم سکسیهایی که نگاه میکنی بی کیفیتن و پرش دارن. برو پشت دیوار خودتو انگولک کن.
Halam az sex ba maharem be ham mikhore, hatta ag takhayoli bashe
ننویس بچه کونیه کونده پروتو برو یه فکری بحال افسردگی و ذهن خراب خودت بکندرمان طبیعیش اینه که یه خورده گوه سگ خشک شده بریز تو قوریبعد بیار من بشاشم توشبعد بزار رو آتیشو خوب بزار دم بکشهدر آخر خواستی بخوری بیار بگوزم توش میل کن خوب میشیمرتیکه ی مجلوق صفت هردم یه وری خجالت نمیکشی؟گوه سگو گربه تو خمیر دندونی که استفاده میکنیاورانگوتان اسهال گرفته بگوزه تو چشاتشاشیدم رو بالشتی که سرتو میزاری روشننویس کون گلابیه ابنه ایخر همچین برینه تو گلوت که تا آخر عمر استفراق گوه بالا بیاریسگ توله ی … کونکشول ذات…عن تو کون…عنتر کسکش…سگ بغل کن…کیری صفت…لاشیه هردم یه وریه کونی خلقهننویس این اراجیفودیوووووووووووووث
k0s nago momenman mondam ina maro chi farz mikonan ke ina chert 0 perta ro minevisan :(khodeti akhavi 😀
یعنی این بچه های زیر ۱۸ چی می زنن که انقد جنسش خوبه؟ بابا اینا دیگه اخر متوهم ها هستنددددددددددددددددددددددددددددد.
چه خبره جدیدا همه سکس با مادر میذارن بی غیرتای جقی شرف ندارید کثافتای بی خانواده
میگم خودت به دکتر بیشتر احتیاج داری
تفکرات یک ذهن جلقی دایم الجلقی?
kos nevis
باباجون بیا هم تورو هم مامانت رو از افسردگی نجاتتون میدمyes3yes3آره بابا
ای ننه جنده
lolکس گفتیداری شعرمیگی
داستانت کس شعر بود هاااا برو تمرین کن
Salamanca eftekhar ashnai midin
الان با اومدن اب تو اون درمان میشه؟؟؟؟
نه واقعا حالت بهم نخورد روانی با مادر